𝓔𝓬𝓬𝓮𝓭𝓮𝓷𝓽𝓮𝓼𝓲𝓪𝓼𝓽
Open in Telegram
358
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کاش بتونم کلید این مغز رو بزنم تا دیگه بهت فکر نکنه.......
شدی تمام اون چیزی که نباید......
مرور خاطرات.....
هر شب هر شب......
تمام خاطرات خوب و بد....
از جلو چشمم کنار نمیره:)
دوست داشتنت قشنگع.....
شنیدن صدات مثل صدای موج دریا بهم آرامش میده.....
شدی آرامش خالص من.....
فقط من:)
ویلسون: ميخواستم بدونم مايل هستي باهام شام بخوري يا نه؟
ونسا:امشب اينجا دست تنها هستم...
ویلسون: مشکلی نیست....بمونه واسه یه وقت دیگه
ونسا: همین؟
ونسا: نميخواي پيشنهاد خريد تمام نقاشي هاي اينجا رو بدي تا من بتونم زودتر تعطیل کنم؟....حقيقتش يه نفر قبلاً اين کارو امتحان کرد
ویلسون: زني که بشه با پول خريدش هیچ ارزشی نداره...
یه قانون روانشناسی میگه:
چرا وقتی ماشینت جوش میاره،
حرکت نمیکنی؟
کنار میزنی و میایستی؟
چون ممکنه آتیش بگیره؛
و به خودت و دیگران صدمه بزنه!
خودت هم همینطوری.
وقتی جوش میاری، عصبی و عصبانی میشی.
در این حال تختهگاز نرو.
بزن کنار، ساکت باش، و هیچ نگو.
وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیانت:)
دوست دارم باور کنم احساس وجود ندارع و فقط یه وابستگیه اما نیست...
بعضی وقتا خیلی سنگینی میکنه جوری که نمیتونی کاری کنی راحت تر نفس بکشی:)
و این بده که ما داریم به اتفاقات بد عادت میکنیم جوری که انگار باید میبودن از اولش:)
یکی از بد ترین چیزایی که تو این دنیا وجود داره.....
اینه که آدما به همه چیز بالاخره عادت میکنن...
Repost from 𝑲𝒚𝒐𝒌𝒂𝒔𝒖𝒊𝒈𝒆𝒕𝒔𝒖 ❀
ولی من عاشقت نشدم
کلمه عشق رو نمیتونم به حسم بهت بگم
شاید عشق چیزی فراتر باشه
ولی رسما معتادت شدم
یه روزی بالاخره یکی رو پیدا میکنی که داستان زندگیت رو درک میکنه و ازت مراقبت میکنه چون نمیخواد دوباره اون دردا رو تجربه کنی:)
