"اِچ"
Open in Telegram
در تکاپو؛ برای زندگی، برای بقا. http://t.me/BluChtBot?start=61a1a103b8d8a28e8442
Show more189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
189
لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا
ﭼﻪ میدانی؟! ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻌﺪﺵ ﺧﺪﺍ ﮔﺸﺎیشی ﺑﺪﻫد.
[الطلاق (١)]
همین «چه میدانی»، آدم رو پر میکنه از تلاش. از صبر. از انگیزه برای ادامه دادن. از تکیه کردن به خدا. یک کورسوی امید برای ادامه دادن در محاصرهی تمام ناامیدیها.
میدونم بیشترتون مثل من نیاز دارید اینو بشنوید، پس ناامید نباشید و فقط ادامه بدین.
189
نمیدونم چه حکمتی تو اینه که من هر دفعه موقع شکار که میرسه ریدنم میگیره. واقعا درست نیست این وضع.
189
نوشتم، پاک کردم. نوشتم، پاک کردم. چشمام میسوزن. میزارمش رو حساب اینکه ریمل رفته تو چشمم. قلبم درد میکنه. اینم میزارم رو حساب اینکه معدهمه ولی من فکر میکنم قلبه. مغزم درد میکنه. اینو رو حساب چی بزارم؟ مغزم درد میکنه از بس فکر کردم، از بس حساب کتاب کردم، از بس عذاب وجدان کشیدم، از حس ناکافی بودن، از این همه سگ دوی بینتیجه و از این همه بن بست که هر لحظه منو پر میکنن از ناامیدی. کاش مغزم بس کنه. کاش میشد از برق بکشمش. حقیقتا نمیدونم این حسای مضخرف تا کی میخوان طول بکشن. تنها چیزی که برام مهمه این وسط خودمم. فقط دارم سعی میکنم مراقب خودم باشم که یه وقت دوباره نشکنه.
