en
Feedback
‌نمیدونم؛خستم.

‌نمیدونم؛خستم.

Closed channel

هرچی دلم میخواد میزارم. ناشناس: @Faaxprvbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5474239755 . پلی‌لیست:https://t.me/+eeDeFmsrqdw3NTA0 پرایوت:https://t.me/+FGUNf8PojTZjNmY8

Show more
240
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1130 days
Posts Archive
دعای هفتم صحیفه سجادیه،تماما قوت قلبیه برای دل‌شکسته‌هایی ک نا‌امیدی تو وجودشون موج میزنه:>

میگفت بهترین کاری که کردم،این بود که دیگه به کسی نگفتم تو زندگیم داره چه اتفاقاتی میفته.

با هر بحران جدیدی که پیش میاد حلقه‌ی دوست و آشناها کوچیک‌تر میشه.از مزایای سوشال مدیا همین بود که واقعیت درون آدما رو تو لحظات حساس تونستیم ببینیم و فیلتر کنیم.تهش شده حتی ده نفر بمونن اطرافمون،ولی آدم حسابی باشن

تو نیز می‌آیی سرانجام،شادیِ کوچکِ عادیِ روزانه.

اینکه پسرای دانشگاهو مجبور میکنم و بهشون دستور میدم ویدیوهای کورش،ایمان و میارو ببینن حس قدرت بهم میده🎀🧚🏻‍♀️

آهنگی که جاش اینجا خالیه رو بفرسین🎀 @Faxprv

میدونی هری،میگن دردی که نکشتت قوی‌ترت میکنه،بله منو نکشت اما قوی‌ترمم نکرد،فقط یخورده فرسوده و دل سردم کرد.

دنیا به شکل بی‌رحمانه‌ای محل خداحافظیه. آدم‌ها میرن و تو همیشه باید آماده‌ی از دست دادن باشی.بعضی‌ها با خداحافظی،بعضی‌ها بی‌خداحافظی.بعضی‌ها با حرف زدن و شنیدن،بعضی‌ها با حرف زدن و نشنیدن و بعضی‌ها بدون هیچکدوم.مهم هم نیست،چون زور آدم نمیرسه دنیا رو عوض کنه.زورش هم نمیرسه جلوی خیلی چیزها رو بگیره.گاهی قلبت پایان چیزها رو میپذیره،گاهی نه.اما،واقعا،ما چقدر باید خداحافظی کنیم،تا وقتی که زنده‌ایم؟

زمانی که به خاک سپرده شوم حسرت آرزوهایی که به خاطر دیگران به دنبالشان نرفتم به دل هیچکس جز خودم نخواهد ماند. روی آن دل با آن آرزوهای مدفون،خاک ریخته خواهد شد.

Jj.mp36.88 MB

غم از دست دادن یه عزیز به هر دلیلی مثل مرگ،جدا شدن یا..مثل اکلیله یه مشت اکلیل تو هوا ریخته میشه بعدش همه تلاشتو میکنی که همشو جمع کنی ولی هیچوقت تمیز نمیشه همیشه یه گوشه‌ای،روی لباسی،زیر فرشی،وقتی مشغول معمولی ترین کارای روزمره‌ای یهو یدونه اکلیل میبینی هیچوقت تموم نمیشه

‏از تمام ماجراهای غمگینمان بیزارم. نه از شنیدنشان، بلکه از اینکه چنین ماجراهایی برای گفتن داریم؛ از اینکه بسیار زیاد هستند.

‏از تمام ماجراهای غمگینمان بیزارم. نه از شنیدنشان، بلکه از اینکه چنین ماجراهایی برای گفتن داریم؛ از اینکه بسیار زیاد هستند.

‏از تمام ماجراهای غمگینمان بیزارم. نه از شنیدنشان،بلکه از اینکه چنین ماجراهایی برای گفتن داریم؛ از اینکه بسیار زیاد هستند.

همینقدر ساده و به راحتی،خیلی‌ها دیگه باباهاشون برنمیگردن خونه:)
همینقدر ساده و به راحتی،خیلی‌ها دیگه باباهاشون برنمیگردن خونه:)

تو برام یه کتاب غمگینی که صدبار خوندمش،شاید عوض شه آخرش.

Voice message01:19