ناگفتهی من
Open in Telegram
دورهمی نویسندگان و شاعران به صرف موسیقی و پادکست. بفرمایید چای.☕️ حرفی،سخنی باشه، میشنوم. @nagofteheymanchanelbot
Show more1 092
Subscribers
-224 hours
-57 days
-4130 days
Posts Archive
1 092
سوگ اینطوریه که مثلا
داری چایی میخوری
یهو کاملا بی دلیل احساس میکنی
یکی یه چاقو فرو کرده تو قلبت و داره میچرخونتش
و حتی نمیتونی گریه کنی
یا هیچ واکنش خاصی نشون بدی
فقط باید به چایی خوردنت ادامه بدی
1 092
The hospital asked
Should the body be cast?
Before I say goodbye
my star in the sky
Such a funny thought
to wrap you up in cloth
Do you find it all right
my dragonfly...
1 092
این ویس رو ساعت ۲ و ۳ نصف شب بالا سر خاک مامانم یکی دیگه ازم گرفته.
بالای سر خاک مامانم نشسته بودم و این آهنگ اومدتو ذهنم.
چندبار خوندمش.
نمیدونستم این ویس گرفته شده.
وقتی برام فرستاده شد خیلی عصبانی شدم و گفتم پاکش کنید.
به شدت از این ویس فرار کردم چون
صحنهی دردناک و وحشتناکی بود که یکی برام ثبتش کرده بود.
بارها و بارها گوشش دادم و سعی کردم با این صحنه کنار بیام.
میخوام اینجا بمونه که سعی کنم، فرار نکنم.
سعی کنم کنار بیام.
سعی کنم بپذیرم چی شده.
و شاید این نمادشه.
1 092
خودم هم نمیدونم چجوری تونستم این مسئلهی وحشتناک رو با خودم هندل کنم.
همیشه فکر میکردم اگه مامانم بمیره، منم نابود میشم، هیچی ازم نمیمونه.
ولی الان نه تنها نابود نشدم بلکه دارم سعی میکنم خودم و خانوادهم رو به زندگی برگردونم.
و بابتش عذاب وجدان شدیدی دارم.
ولی احساس میکنم که مامان رفته و دیگه کاری نمیتونیم بکنیم دیگه نمیتونیم برش گردونیم.
زیر یه عالمه خاکه.
خودم خاک روی قبرش رو مرتب کردم با دست و دیگه نمیاد خونه.
دیگه نیست.
باید اینو بپذیریم و هرچیزی که مربوط به مامان هست رو از جلوی چشم برداریم و به زندگی برگردیم.
و این طرز تفکر و حسی که کاملا ناخوداگاه سراغم اومده و دارمش، باعث شده از خودم متنفر باشم.
ولی نمیتونم کار دیگهای بکنم.
نمیتونم یه جا بشینم، گریه کنم، شیون کنم، افسردگی حاد بگیرم یا هرچیز دیگهای که اطرافیانم انجام میدن.
فقط میخوام این وضعیت این سوگواری تموم شه و همگیمون سخت به کار مشغول بشیم و درگیر مامان نباشیم.
و اره بابتش از خودم متنفرم.
1 092
مثلا هرچقدر من از هرچیزی که به مامانم مربوطه فرار میکنم،
خواهرم سعی میکنه همهی اون چیزها رو کنار خودش نگه داره و سیوشون کنه.
1 092
شاید به نظرتون مسخره بیاد.
ولی مرگ، بو داره.
آدمهایی که میخوان بمیرن یه بوی خاصی میدن.
بوی مرگ.
1 092
مامان یادته چند نفر اذیتم کرده بودن اومدم پیشت غر بزنم زدم زیر گریه
بعد تو گفتی بمیرمم من چقدر دلت پر بود
بغلم کردی کلی نازم کردی
الان واقعا دلم میخواد روبه روم بودی
شروع میکردم غر زدن
و میزدم زیر گریه
و تو همونجوری بغلم میکردی
