t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Closed channel
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Show more884
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1330 days
Posts Archive
داستان Ithkuil از عجیبترین و در عین حال ذهن-درگیر-کنندهترین داستانهایی هست که خوندم. زبانی ساختگی با هدف فشردگی شدید و دقت بالا. چنین زبانی البته تبدیل به یکی از سختترین زبانهای تاریخ شد به طوری که حتی سازندهاش هم نمیتونه اون رو تکلم کنه. قوانین گرامری زیاد و سخت و فشرده این زبان باعث شده که بیشترین اطلاعات ممکن در کمترین واحدهای معنایی ممکن منتقل بشن. این جمله شش کلمهای در این زبان (ukkras êqutta ogvëuļa tnou’elkwa pal-lši augwaikštülnàmbu) به زبان انگلیسی چنین ترجمه میشود:
An imaginary representation of a nude woman in the midst of descending a staircase in a step-by-step series of tightly integrated ambulatory bodily movements which combine into a three-dimensional wake behind her, forming a timeless, emergent whole to be considered intellectually, emotionally, and aesthetically.
زمخت، نخراشیده و فرا-انسانی. در واقع همین ویژگی آخر (فرا-انسانی بودنش) موجب شده است که توجههایی از سمت و سوی دانشمندان رایانه، زبانشناسان و دانشمندان علوم شناختی به آن صورت بگیرد. در این مقاله از نیویورکر راجع به زبان، نحوه ساخت آن، حالت فرقهای آن و دنبالکنندگان عجیب و غریب آن و همچنین دعوت زبانشناسان و محققان روسی از سازنده آن و ارتباط عجیبی که یکی از گروههای راستگرای روسی با سازنده آن برقرار کرد.
درسته که اگر من رو توی دنیای واقعی توی خیابون ببینی دهنم رو سرویس میکنی ولی اگر توی دنیای خیالیای که از کودکی در حال ساخت و توسعهاش هستم که یک دنیای فانتزی-سایبرپانک آیندهگراست که در آن به تمدن شماره ۲ کارداشف (به کمک ساخت یک کره دایسون چندلایه آینهای) دست یافتهایم و انرژی خورشیدی را درون یک کامپیوتر بزرگ که کل منظومه را تشکیل میدهد تزریق میکنیم (یک نوع Matrioshka brain) و انسانها در آن به زبان ساختگیای که بسیار شبیه Ithkuil است صحبت میکنند و من در نقش یک رهبر اعتراضی که علیه چنین سازهبزرگی اعتراض میکند و به کمک انقلابیها مدام از یک سیاره به سیاره دیگر در حال اجرای اقدامات اکوتروریستی هستم و کل این جریان توسط یک حکیم افسانهای که نظریه گایا را به کل منظومه شمسی بسط داده است و معتقد است که کل منظومه یک موجود زنده است تبیین شده است و برخی معتقدند که آن موجود زنده همان ابرکامپیوتر کذایی است و تمام این ماجراها در پس زمینهی آهنگها Stars of the Lid رقم میخورد، گذرت به من بخوره این من هستم که روی قبرت میشاشم بچه جون 😎
So better watch your fucking mouth
هیچ چیز بیشتر از خنداندن زنان در به دست آوردن دلشان موثرتر نیست چرا که وقتی زنان میخندند، چشمهایشان بسته میشود و برای لحظاتی کمتر ما مردان زشت را میبینند.
Still one of the greatest character introductions and line deliveries of all time.
شعری از کتاب «خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟»
