en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

Closed channel

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

Show more
872
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1530 days
Posts Archive
در یك صبح خیلی قشنگ، من و مامان و زن عمو، توی بالكن نشسته بودیم و صبحانه می‌خوردیم. پدرم و بابونه هنوز بیدار نشده بودند. پادش
در یك صبح خیلی قشنگ، من و مامان و زن عمو، توی بالكن نشسته بودیم و صبحانه می‌خوردیم. پدرم و بابونه هنوز بیدار نشده بودند. پادشاه بی‌تربیت‌ها هم صبح زود برای كار عجیبی، از كاخ رفته بود بیرون. پادشاه بی‌تربیت‌ها، می‌تواند برای انجام دادن یك كار مهم، صبح خیلی زود هم بیدار شود؛ مثلا او می‌تواند ساعت را روی چهارِ صبح كوك كند تا بیدار شود و مداد پاك‌كن مرا گاز بگیرد!... پادشاه اعتقاد دارد جای دندان، روی مداد پاك كن، خیلی بامزه است! پادشاه عادت دارد كه یك بالش اضافی داشته باشد و شب‌ها آن را توی بغل نگه دارد تا راحت خوابش ببرد. یك بار ساعت سه و نیم صبح، هرچه می‌گردد، بالش اضافی را پیدا نمی‌كند. به خاطر همین، می‌رود بیمارستان، دستگاه آب سرد كن را برمی‌دارد می‌آورد خانه و تا صبح توی بغلش نگه می‌دارد! بچه‌ها، راستش پدرم گفته كه دیگر هرگز همراه پادشاه بی‌تربیت‌ها صبحانه نمی‌خوریم. دفعه‌ی آخر كه همگی با هم صبحانه خوردیم، خیلی ناجور شد. ما تخم‌مرغ‌های آب‌پزمان را پوست كنده بودیم. پادشاه سرش را آورده بود جلو و داشت به یك تخم‌مرغ پوست‌كنده، فوت می‌كرد... البته به تخم‌مرغ پوست‌كنده‌ی بابا!... آن وقت، گاهی هم سرفه‌اش می‌گرفت و

تو دیگر یک کودک دبستانی‌ای که با ذوق و شوق منتظر چهارشنبه‌ها، منتظر رسیدن مجله‌ی رشد به مدارس، منتظر خواندن قسمت جدیدِ جزیره‌
تو دیگر یک کودک دبستانی‌ای که با ذوق و شوق منتظر چهارشنبه‌ها، منتظر رسیدن مجله‌ی رشد به مدارس، منتظر خواندن قسمت جدیدِ جزیره‌ی بی‌تربیت‌ها باشد، نخواهی بود...

شماها خطاب به تیم ادمین قضیه پیشیِ بی‌نهایت (با تشکر از Alireza)
شماها خطاب به تیم ادمین قضیه پیشیِ بی‌نهایت (با تشکر از Alireza)