ָ ֙⋆دونـــــهِبَرفِخاکِستَری!!
Open in Telegram
ꜥꜤ ⛓️ なぜ、あなたの手は冷たいですか ?𓍼 ִֶָ --- 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖲𝗐𝖺𝗇 ⸝⸝ @EvillShadow ⸝⸝ 𝖨𝖭T𝖩 🦢
Show more239
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سر مست شدی از جونم بنوش!..
خودم همراهیت میکنم تا بهشت؛
خطی از جهنم تا بهشت رویِ تنت میکشم.
روزی از راه میرسه که اون جامِ شرابِ سرخو با تمام وجود سر میکشم و از طعمِ دلنشینش سرمست میشم.
آخ آخ!...بوسههات دونهدونه میشن آرامش و میشینن روی قلبِ بیقرارم.
میشن لبخند و میشنن روی لبهام..
میشن نبضِزندگی و میشینن روی رگام...
میشن همه چیزِ این تن!
همهی چیزی که ازش باقی مونده
جوری دوسم داره و دوسش دارم که گاهی با خودم میگم گاد!!همه سوء تفاهم بودن!!چرا از اول نباید میبود؟اگه از اون اول بود؛جای خاطراتِ تیره رو با روشناییش پر از عشق و حسِ خوب میکرد...ولی خب...همهی اون بگاییا؛به الان و داشتنش میارزید! :)
حاضرم هزاربار از اول بکشم اونهمه دردو تا به این نقطه و به پروانهی سیاهم برسم.
به قدری بی نقضِ که فکر میکنم خالق اون رو زیرِ درختِ البالویِ بهشت فراموش کرده تا زمانی احوالِ بدی داشتم و به ابر ها برسم اون رو با تیله هایِ بارونی ببینم و تویِ آغوشم گمش کنم'
اونقدر خواستنی و پر از آرامشه؛که همش به این فکر میکنم که...گاد!اون جوابِ کدوم یکی از کارای خوبمه...؟!
به قدری خنده هاش زیباست!..
که میلمه با لب هام دزدِ لبخند هایِ شیرینش بشم.
