Central Lich
Open in Telegram
در سوگ رویایی ناتمام در تجسم تو خیالی ... http://t.me/HidenChat_Bot?start=1119875962
Show more225
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
225
خب از بحث اصلی دور نشیم داشتیم راجب گوچی گوچی پرسن ها و برو کصخل حوصله تو ندارم پرسن ها بحث میکردیم
225
کلا من تو زندگیم ۵ بار دعوا کردم
که ۴ بارش مثل سگ کتک خوردم 😂
از این خوشم میاد تو همشم میدونستم جسمی زورم نمیرسه ولی باز پرو بودم
225
کلا الان که فکر میکنم از کل نوجوونیم یادمه کلاس هشتم وقتی برف میومد یه شب از کانون زبان چهار راه دانشکده تنهایی برمیگشتم خونه قبلش هم دعوا کرده بودم کاپشنم پاره شده بود و چشامم اشک پول تاکسیمم جا گذاشته بودم مامان بابامم بیرون
رسیدم خونه خوابیدم پاشدم دیدم شده ۱۸ سالم و یه مشت کاغذ شعر رپ و چهار تا جزوه درسی رو به روم داره منو نگاه میکنه :)))))
225
چهارم ابتداییم واس طرح جابر بود که رتبه آورده بودیم
اون موقع عاشق مجریگری و اجرا بودم کلا حال میکردم با صحبت کردن برعکس الانم
یادمه یه نمایشنامه هم نوشته بودیم راجب چند تا شاعر قدیمی که توسط یه مجری جمع می شدن مشاعره میکردن
کلی هم لباس و گریم و تدارکات دیده بودم که ازش یه شاهکار در بیاد
225
واس من جز عذاب چیزی نداشت
دو سال که مجازی بود تقربیا پارسال کل زنگ تفریحا تو کلاس بودم
امسال هم سر کنکور بجز امتحانات ترم اول نمیرفتم
اخرین باری که از نظام اموزشی ایران خاطره دارم کلاس چهارم ابتداییم بود بعدش چشم وا کردم دیدم دارم واس کنکور میخونم
خوشحالم داره تموم میشه
225
باورم نمیشه بعد از ۱۲ سال مدرسمون دیگه تموم شد انگار یه بخش زیادی از خاطراتم با همکلاسیام اونجا قراره چال بشه
225
پسر باورم نمیشه من دو تا شخصیت دارم
یکیش میگه بیا گوچی گوچیت کنم اون یکی میگه ولم کن کصخل حوصله تو ندارم
که متاسفانه از جفتش دارم در بدترین زمان ممکن استفاده میکنم
225
امشب پارک عطار بودم رو به رو پاساژ مجموع زندگی
شش تا پلیس مواد مخدر با سگ هاشون ریختن تو پارک دو تا از ساقی های مهروریلا که اسم خودشونو گذاشته بودن پابلو اسکوبار کرج رو گرفت برد ملت هم نشسته بودن میخندیدن :))))
