en
Feedback
Turbulent mood

Turbulent mood

Open in Telegram

آهنگامو گوش نه زندگی می‌کنم می‌شنومت: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1072023095

Show more
548
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
تا قیامت پاییزیست این جهان باطل من پیله ای از تنهاییست در نهایت حاصل من..
@Turbulent_mood

زندگی از این همه تکرار خسته‌ام از های و هوی کوچه و بازار خسته‌ام دلگیرِ آسمانم و آزرده‌ی زمین امشب برای هرچه و هر کار خسته‌ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم وایا کزین حصار دل آزار خسته‌ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته‌ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی‌شکیبم و بی یار خسته‌ام با خویش در ستیزم و از دوست در گریز از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام..
-محمدعلی ‌بهمنی

photo content

تاریکی به کام..
@Turbulent_mood

زخم‌هایمان مجبورمان می‌کنند بدانیم که گذشته‌مان واقعی بوده است..
غرور و‌تعصب - جین آستین

photo content

You were undecided Between life and past tense You lost your battle life was hell But I was always beside how can't you tell? Oh, I thought we'd be together til life was over But you left too soon now I'm no longer sober
@Turbulent_mood

من خستم از عذابِ وجدانِ پشتِ نفسام..
@Turbulent_mood

گیرم بهشت برینتان راست باشد؛ دیوانه‌ایم مگر دوباره با شما زندگی کنیم؟ من تکه نانم را امروز می‌خواهم نه در بهشت!
فریدون فرخزاد

photo content

بدون تو این زندگی فقط ادامه دادنه شرمِ نمردن بعد تو تا زنده باشم با منه..
@Turbulent_mood

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود حاصل گل های پر پر است..

photo content

تاریکی به کام..
@Turbulent_mood

بله آقای معروفی، ما زندگی را تلخ زیستیم؛ زندگی‌مان سمفونیِ مردگان است و هر سالش سال بلواست..

photo content

۴۰ روز گذشت… اما زمان، با تمام ادعای عبورش، نتوانست حتی ذره‌ای از سنگینیِ نبودنتان را از شانه‌های ما کم کند. ۴۰ روز گذشت و جای خالی‌تان هنوز در خیابان‌ها، کوچه‌ها، خانه‌ها و در نگاه پدر و مادران داغ‌دار زنده است. ۴۰ روز گذشت و ما از غم به خشم رسیدیم؛ خشم ما، پژواک دردی مشترک است. درد وطن عمیق است، اما در دل همین زخم‌ها جرقه‌ای از ایستادگی هنوز خاموش نشده است. ما ادامه داریم...

تاریکی به کام..
@Turbulent_mood

که دست ظلم نمانَد چنین که هست دراز
سعدی

می‌بینم؛ آن شکفتن شادی را پرواز بلند آدمیزادی را آن جشن بزرگ روز آزادی را..