💠وکیل همراه۷۲💠
Open in Telegram
📍کانال جهت آگاهی بیشتر حقوقی،سرورانمان تشکیل شده است💠 #پرسش_پاسخ_حقوقی 💠 📍مشاوره حقوقی، قبول دعاوی با وقت قبلی 📲09120549721 📍ارتباط با ادمین: @a_m_zare1372 📍آدرس اینستا:https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1w8n6n3ao1btq&utm_cont
Show more1 011
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 011
✳️ آیا زوجه از طریق اجرای ثبت می تواند مهریه خود را از زوج مطالبه کند و مطالبه از این طریق چه مزایایی برای زوجه نسبت به دادگاه دارد؟
🔹مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت یکی از راههای مطالبه مهریه است زیرا سند نکاحیه سند رسمی و لازم الاجرا محسوب میشود و این قابلیت را دارد که از طریق اجرای ثبت نسبت به مطالبه آن اقدام شود.
مرجع صالح درخواست صدور اجرائیه برابر بند “ج” ماده ۲ آیین نامه اجرای مفاد اساسنامه لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی دفتر ازدواجی است که عقد نکاح را ثبت کرده است.
🔸در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، زوجه یا نماینده قانونی وی، با به همراه داشتن اصل سند ازدواج و مدارک شناسایی، اصل سند ازدواج را به دفتر خانهای که سند ازدواج آن تنظیم شده است میبرند و تقاضای صدور اجرائیه نسبت به مهریه مینمایند که سردفتر پس از احراز هویت تقاضا کننده و صلاحیت او برای درخواست اجرا، اجرائیه را که شامل مورد اجراست تهیه و امضاء و به اداره ثبت میفرستد.
🔹سردفتر موظف است پس از صدور اجرائیه مراتب را توسط پست پیشتاز به اطلاع زوج برساند. زوجه پس از مراجعه به ثبت تشکیل پرونده میدهد و پس از تشکیل پرونده، اداره اجرا برگه اجرائیه را به زوج ابلاغ میکند تا ظرف ۱۰ روز نسبت به پرداخت اقدام نماید.در صورتی که ظرف ۱۰ روز زوج نسبت به پرداخت اقدامی ننماید، زوجه میتواند نسبت به مسدود کردن حسابهای زوج و اموال وی (غیر از مستثنیات دین) اقدام نماید.بعد از آن، اموال جهت قیمت گذاری به کارشناس ارجاع میشود که پس از قیمت گذاری اموال به مزایده گذاشته میشود و از محل فروش آن مهر زن پرداخت میشود.
♦️از تفاوت های مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت و دادگاه می توان به این موارد اشاره کرد؛
✅در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت، زوجه پس از تشکیل پرونده میتواند نسبت به ممنوع الخروجی زوج اقدام نماید، این در حالی است که در دادگاه، ممنوع الخروج شدن زوج منوط به صدور حکم و قطعی شدن دادنامه محکومیت وی است.
✅در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت فقط حق الاجرا تعلق میگیرد که میزان آن 5% مبلغ مورد اجراست و از کسی که اجرائیه بر علیه اوست (زوج) گرفته میشود، ولی مطالبه در دادگاه زوجه باید نسبت به پرداخت هزینه دادرسی معادل سه و نیم درصد میزان مطالبه مهریه پرداخت نماید.
✅مطالبه از طریق اجرای ثبت بسیار سریعتر از دادگاه است.بنابراین بهتر است چنانچه زوج دارای اموالی میباشد که دارای سند رسمی است نسبت به مطالبه مهر از طریق اجرای ثبت اقدام نماید.
✅صدور اجرائیه در اجرا مشمول مرور زمان نمیشود، ولی در دادگاه چنانچه زوجه از تاریخ صدور اجرائیه پس از ۵ سال اقدام ننماید، اجرائیه بی اثر میشود و زوجه باید مجدداً از دادگاه تقاضای صدور اجرائیه نماید.
✅در مطالبه از طریق اجرای ثبت، عملیات اجرائی به محض درخواست کتبی زوجه شروع میشود ولی در محاکم دادگستری عملیات اجرائی پس از صدور حکم قطعی مراحل اجرایی آغاز میشود.
✅در مطالبه از طریق اجرای ثبت، به صرف تقاضای ذی نفع (زوجه یا وکیل وی) عملیات اجرائی بدون تعیین وقت آغاز می شود، در حالی که مطالبه مهریه از طریق دادگاه مستلزم تعیین وقت و رسیدگی ماهیتی است و فرآیند رسیدگی طولانی است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️چه کسانی می توانند سرپرستی کودکی را پذیرفته و چه شرایطی می بایست که خانواده فرزندپذیر دار بوده و حقوق مالی فرزند خوانده به چه ترتیبی می باشد؟
🔹طبق ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست
افراد زیر میتوانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان درخواست نمایند.
✅زن و شوهری که پنجسال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به اینکه حداقل یکی از آنان بیش از سیسال سن داشته باشد.
✅زن و شوهر دارای فرزند مشروط بر اینکه حداقل یکی از آنان بیش از سیسال سن داشته باشد.
✅دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.
تبصره ۱- چنانچه به تشخیص سازمان پزشکی قانونی امکان بچهدار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواستکنندگان از شرط مدت پنجسال مقرر در بند (الف) این ماده مستثنی میباشند.
🔸همچنین ماده ۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در این خصوص اشعار می دارد که:
درخواست کنندگان سرپرستی باید دارای شرایط زیر باشند: الف ـ تقیّد به انجام واجبات و ترک محرمات ب ـ عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی ج ـ تمکن مالی دـ عدم حجر هـ ـ سلامت جسمی و روانی لازم و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی وـ نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل زـ صلاحیت اخلاقی ح ـ عدم ابتلاء به بیماری های واگیر و یا صعب العلاج ط ـ اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
🔹ماده ۱۴و۱۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در خصوص حقوق مالی فرزندخوانده اینگونه مقرر می دارد:
✅دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر می نماید که درخواست کننده سرپرستی بخشـی از اموال یا حقوق خـود را به کودک یا نوجـوان تحت سرپرستی تملیک کند. تشخیص نوع و میزان مال یا حقوق مزبور با دادگاه است. در مواردی که دادگاه تشخیص دهد اخذ تضمین عینی از درخواست کننده ممکن یا به مصلحت نیست و سرپرستی کودک یا نوجوان ضرورت داشته باشد، دستور اخذ تعهد کتبی به تملیک بخشی از اموال یا حقوق در آینده را صادر و پس از قبول درخواست کننده و انجام دستور، حکم سرپرستی صادر می کند. تبصره ـ در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان می باشد، به صدور حکم سرپرستی اقدام می نماید.
✅درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان سرپرستی باید متعهد گردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تأمین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای کودک یا نوجوان جاری می باشد. بدین منظور سرپرست منحصر یا سرپرستان، موظفند با نظر سازمان خود را نزد یکی از شرکت های بیمه به نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند. تبصره ـ در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان می باشد به صدور حکم سرپرستی اقدام می کند
🔹لازم به ذکر است که به فرزند خوانده ارثی تعلق نمی گیرد اگرچه اسم کودک در شناسنامه وارد شده باشد و مدت زمان طولانی از سرپرستی کودک گذشته باشد با این وجود، سرپرستان می توانند، با استفاده از راه کارهایی، مانند وصیت، برای تامین مالی طفل تحت سرپرستی، در زمان بعد از مرگ خود اقدام نمایند.
تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری ، تربیت و نفقه و احترام ، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است . کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست، احترامات متناسب با شأن وی را رعایت کند .
ـ در صورت فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان که مشمول یکی از صندوق های بازنشستگی بوده اند ، افراد تحت سرپرستی در حکم افراد تحت تکفل متوفی محسوب گردیده و تا تعیین سرپرست جدید از مزایای مستمری وظیفه بازماندگان برخوردار خواهند شد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️چه کسانی می توانند سرپرستی کودکی را پذیرفته و چه شرایطی می بایست که خانواده فرزندپذیر دار بوده و حقوق مالی فرزند خوانده به چه ترتیبی می باشد؟
🔹طبق ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست
افراد زیر میتوانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان درخواست نمایند.
✅زن و شوهری که پنجسال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به اینکه حداقل یکی از آنان بیش از سیسال سن داشته باشد.
✅زن و شوهر دارای فرزند مشروط بر اینکه حداقل یکی از آنان بیش از سیسال سن داشته باشد.
✅دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.
تبصره ۱- چنانچه به تشخیص سازمان پزشکی قانونی امکان بچهدار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواستکنندگان از شرط مدت پنجسال مقرر در بند (الف) این ماده مستثنی میباشند.
🔸همچنین ماده ۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در این خصوص اشعار می دارد که:
درخواست کنندگان سرپرستی باید دارای شرایط زیر باشند: الف ـ تقیّد به انجام واجبات و ترک محرمات ب ـ عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی ج ـ تمکن مالی دـ عدم حجر هـ ـ سلامت جسمی و روانی لازم و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی وـ نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل زـ صلاحیت اخلاقی ح ـ عدم ابتلاء به بیماری های واگیر و یا صعب العلاج ط ـ اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
🔹ماده ۱۴و۱۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در خصوص حقوق مالی فرزندخوانده اینگونه مقرر می دارد:
✅دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر می نماید که درخواست کننده سرپرستی بخشـی از اموال یا حقوق خـود را به کودک یا نوجـوان تحت سرپرستی تملیک کند. تشخیص نوع و میزان مال یا حقوق مزبور با دادگاه است. در مواردی که دادگاه تشخیص دهد اخذ تضمین عینی از درخواست کننده ممکن یا به مصلحت نیست و سرپرستی کودک یا نوجوان ضرورت داشته باشد، دستور اخذ تعهد کتبی به تملیک بخشی از اموال یا حقوق در آینده را صادر و پس از قبول درخواست کننده و انجام دستور، حکم سرپرستی صادر می کند. تبصره ـ در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان می باشد، به صدور حکم سرپرستی اقدام می نماید.
✅درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان سرپرستی باید متعهد گردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تأمین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای کودک یا نوجوان جاری می باشد. بدین منظور سرپرست منحصر یا سرپرستان، موظفند با نظر سازمان خود را نزد یکی از شرکت های بیمه به نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند. تبصره ـ در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان می باشد به صدور حکم سرپرستی اقدام می کند
🔹لازم به ذکر است که به فرزند خوانده ارثی تعلق نمی گیرد اگرچه اسم کودک در شناسنامه وارد شده باشد و مدت زمان طولانی از سرپرستی کودک گذشته باشد با این وجود، سرپرستان می توانند، با استفاده از راه کارهایی، مانند وصیت، برای تامین مالی طفل تحت سرپرستی، در زمان بعد از مرگ خود اقدام نمایند.
تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری ، تربیت و نفقه و احترام ، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است . کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست، احترامات متناسب با شأن وی را رعایت کند .
ـ در صورت فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان که مشمول یکی از صندوق های بازنشستگی بوده اند ، افراد تحت سرپرستی در حکم افراد تحت تکفل متوفی محسوب گردیده و تا تعیین سرپرست جدید از مزایای مستمری وظیفه بازماندگان برخوردار خواهند شد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️خسارت افت قیمت خودرو در تصادفات رانندگی چیست و به چه خودروهایی تعلق میگیرد و آیا چنین خسارتی توسط زیان دیده قابل مطالبه است و در صورت امکان جبران آن می بایست توسط شرکت بیمه گر باشد، یا مقصر حادثه؟
🔸وقتی خودرویی را خریداری می کنید بر اثر تصادفات متحمل خسارات احتمالی خواهید شد. این خسارت ها به دو دسته اصلی مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شوند. خسارات مستقیم به طور کاملاً محسوسی بررسی شده و خسارت آن ها را بیمه پرداخت می کند؛ اما خسارت غیرمستقیم ظاهری نیست و روزبه روز از ارزش خودرو می کاهد. به این خسارت غیرمستقیم اصطلاحاً به آن افت قیمت ماشین در تصادف گفته می شود
در ،هر تصادفی از قیمت اصلی و اولیه ماشین کاسته می شود. مخصوصا در مواقعی که اتومبیل صفر یا گران قیمت باشد و خسارت وارده باعث ضرر چشمگیری به خودرو شده باشد.
و به طور کلی،افت قیمت خودرو در اصطلاح به این معنی است که صاحب اتومبیل اگر بخواهد بعد از تصادف خودرو خود را به فروش برساند، نسبت به قبل از تصادف ضرر چشمگیری خواهد کرد
🔹بر اساس ماده ۲ قانون رسیدگی فوری به خسارت ناشی از تصادفات رانندگی، کارشناس فنی باید میزان خسارت اعم از هزینه تعمیر و کسر قیمت را مشخص نماید.
از طرفی بر اساس ماده 1 و 2 قانون مسئولیت مدنی هر کسی که به مال یا آبروی طرف دیگر خسارتی وارد میکند باید آن را جبران کند.در نتیجه خسارت افت قیمت خودرو قابل مطالبه است.
بیمه شخص ثالث در تعریف قانونی خود در ماده 1 مصوب 1395 اینگونه اشعار می دارد که: بیمه گر باید تمامی خسارات مالی و جانی قابل جبران واردشده به اشخاص ثالث را جبران کند. خسارت افت قیمت خودرو هم نوعی از خسارت مالی غیرمستقیم و قابلجبران است. با استناد به این تعریف، بیمه موظف است که خسارت افت قیمت فرد یا افراد زیاندیده را پرداخت کند؛ البته در عمل بسیاری از شرکتهای بیمه این خسارت را پرداخت نمیکنند. با این حال این خسارت کاملا قابلمطالبه است و فرد میتواند این خسارت را از مقصر مطالبه کند.
در مواردی دیده شده است که فرد مقصر پس از پرداخت خسارت افت قیمت خودرو زیاندیده، از شرکت بیمه بابت پرداخت نکردن خسارت شکایت کرده است و چون این خسارت هم مالی و قابل جبران است، شرکت بیمه مجبور به پرداخت این خسارت شده است.
مطابق نظریه مشورتی شماره : 7/97/1778 مورخه1397/06/05 اشعار می دارد که:
با توجه به اطلاق بند ب ماده 1 قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395/02/20 و اینکه افت قیمت عرفاً زیان تلقی می شود، بنابراین مطالبه آن از بیمهگر تا سقف تعهدات مالی مندرج در بیمه نامه بلامانع است.
🔸خسارت افت قیمت باید توسط کارشناس ارزیاب خسارت تعیین شود. تعیین افت قیمت به عوامل بسیار متفاوت و زیادی بستگی دارد؛ برای مثال سال ساخت خودرو، قیمت خودرو، خودرو داخلی یا وارداتی، سابقه خسارت، بخش آسیب دیده، میزان خسارت، نیاز یا عدم نیاز به تعویض، رنگ شدگی و …. از جمله عواملی است که بر تعیین خسارت افت قیمت خودرو تاثیر میگذارد.
🔹پیش از افزایش شدید قیمت خودروها، افت قیمت تحت شرایط خاصی به خودرو تعلق میگرفت. کمتر از ۵ تا ۶ سال ساخت، محدوده قیمت و … از جمله عواملی بودند که تعلق گرفتن یا نگرفتن افت قیمت خودرو را تعیین میکردند. اما در شرایطی که تمام خودروها (داخلی و وارداتی، سال ساخت زیاد و …) افزایش قیمت شدید داشتهاند، تقریبا شرایط قبلی از بین رفته است و تنها راه تشخیص اینکه به خودروی شما خسارت افت قیمت تعلق میگیرد یا خیر، بررسی کارشناس بیمه است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️خسارت افت قیمت خودرو در تصادفات رانندگی چیست و به چه خودروهایی تعلق میگیرد و آیا چنین خسارتی توسط زیان دیده قابل مطالبه است و در صورت امکان جبران آن می بایست توسط شرکت بیمه گر باشد، یا مقصر حادثه؟
🔸وقتی خودرویی را خریداری می کنید بر اثر تصادفات متحمل خسارات احتمالی خواهید شد. این خسارت ها به دو دسته اصلی مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شوند. خسارات مستقیم به طور کاملاً محسوسی بررسی شده و خسارت آن ها را بیمه پرداخت می کند؛ اما خسارت غیرمستقیم ظاهری نیست و روزبه روز از ارزش خودرو می کاهد. به این خسارت غیرمستقیم اصطلاحاً به آن افت قیمت ماشین در تصادف گفته می شود
در ،هر تصادفی از قیمت اصلی و اولیه ماشین کاسته می شود. مخصوصا در مواقعی که اتومبیل صفر یا گران قیمت باشد و خسارت وارده باعث ضرر چشمگیری به خودرو شده باشد.
و به طور کلی،افت قیمت خودرو در اصطلاح به این معنی است که صاحب اتومبیل اگر بخواهد بعد از تصادف خودرو خود را به فروش برساند، نسبت به قبل از تصادف ضرر چشمگیری خواهد کرد
🔹بر اساس ماده ۲ قانون رسیدگی فوری به خسارت ناشی از تصادفات رانندگی، کارشناس فنی باید میزان خسارت اعم از هزینه تعمیر و کسر قیمت را مشخص نماید.
از طرفی بر اساس ماده 1 و 2 قانون مسئولیت مدنی هر کسی که به مال یا آبروی طرف دیگر خسارتی وارد میکند باید آن را جبران کند.در نتیجه خسارت افت قیمت خودرو قابل مطالبه است.
بیمه شخص ثالث در تعریف قانونی خود در ماده 1 مصوب 1395 اینگونه اشعار می دارد که: بیمه گر باید تمامی خسارات مالی و جانی قابل جبران واردشده به اشخاص ثالث را جبران کند. خسارت افت قیمت خودرو هم نوعی از خسارت مالی غیرمستقیم و قابلجبران است. با استناد به این تعریف، بیمه موظف است که خسارت افت قیمت فرد یا افراد زیاندیده را پرداخت کند؛ البته در عمل بسیاری از شرکتهای بیمه این خسارت را پرداخت نمیکنند. با این حال این خسارت کاملا قابلمطالبه است و فرد میتواند این خسارت را از مقصر مطالبه کند.
در مواردی دیده شده است که فرد مقصر پس از پرداخت خسارت افت قیمت خودرو زیاندیده، از شرکت بیمه بابت پرداخت نکردن خسارت شکایت کرده است و چون این خسارت هم مالی و قابل جبران است، شرکت بیمه مجبور به پرداخت این خسارت شده است.
مطابق نظریه مشورتی شماره : 7/97/1778 مورخه1397/06/05 اشعار می دارد که:
با توجه به اطلاق بند ب ماده 1 قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395/02/20 و اینکه افت قیمت عرفاً زیان تلقی می شود، بنابراین مطالبه آن از بیمهگر تا سقف تعهدات مالی مندرج در بیمه نامه بلامانع است.
🔸خسارت افت قیمت باید توسط کارشناس ارزیاب خسارت تعیین شود. تعیین افت قیمت به عوامل بسیار متفاوت و زیادی بستگی دارد؛ برای مثال سال ساخت خودرو، قیمت خودرو، خودرو داخلی یا وارداتی، سابقه خسارت، بخش آسیب دیده، میزان خسارت، نیاز یا عدم نیاز به تعویض، رنگ شدگی و …. از جمله عواملی است که بر تعیین خسارت افت قیمت خودرو تاثیر میگذارد.
🔹پیش از افزایش شدید قیمت خودروها، افت قیمت تحت شرایط خاصی به خودرو تعلق میگرفت. کمتر از ۵ تا ۶ سال ساخت، محدوده قیمت و … از جمله عواملی بودند که تعلق گرفتن یا نگرفتن افت قیمت خودرو را تعیین میکردند. اما در شرایطی که تمام خودروها (داخلی و وارداتی، سال ساخت زیاد و …) افزایش قیمت شدید داشتهاند، تقریبا شرایط قبلی از بین رفته است و تنها راه تشخیص اینکه به خودروی شما خسارت افت قیمت تعلق میگیرد یا خیر، بررسی کارشناس بیمه است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️مزایا و معایب چک و سفته نسبت به یکدیگر چیست ؟
✅اخذ دسته چک از بانک بدون پرداخت هزینه صورت می گیرد و مالیات قابل توجه ای نیز به آن تعلق نمی گیرد ولی گرفتن سفته به خصوص سفته های با مبالغ بالا و تعداد زیاد، هزینه داشته و مطابق با مبلغ چاپ شده در سفته نیز مالیات اخذ می شود.
✅یکی از مهمترین تفاوت های چک و سفته هنگام طرح دعوا میباشد. برای طرح دعوای چک حتما باید گواهی عدم پرداخت (واخواست) نیز همراه با دادخواست ارسال شود و به عبارت دیگر چک باید برگشت بخورد. اما برای مطالبه سفته نیازی به واخواست نیست.
مطالبه سفته در دادگاه حقوقی انجام شده و امکان صدور حکم جلب برای صادر کننده سفته نیز وجود دارد. البته در این حالت سوء پیشینه کیفری برای صادر کننده سفته لحاظ نخواهد شد.
✅اگر چک را مدیرعامل شرکت یا نماینده صاحب حساب امضاء کند، طبق ماده ۱۹ قانون صدور چک، خود مدیرعامل و نماینده با صاحب حساب چک متضامناً مسئول پرداخت وجه چک هستند ولی اگر مدیرعامل شرکت سفته را امضاء کند، خودش مسئول نیست و فقط شرکت مسئول پرداخت وجه سفته است. چون در مورد چک قانون خاص داریم.
✅از دیگر تفاوت های بین، چک و سفته در رابطه با خسارت تاخیر تادیه است. این خسارت در دعاوی چک از تاریه سررسید محاسبه میشود. در حالی که در دعاوی سفته از تاریخ مطالبه یا تاریخ طرح دعوا و یا تاریخ واخواست سفته محاسبه شود.
واخواست سفته (مدرکی که نشان میدهد سفته پرداخت نشده است) با درخواست صاحب سفته صادر میشود. البته صدور این گواهی (بر خلاف گواهی عدم پرداخت چک) رایگان نبوده و ۲ درصد مبلغ سفته باید پرداخت شود.
✅صادرکننده سفته میتواند ادعا کند که امضای موجود در سفته متعلق به وی نمیباشد؛ ضمنا برای این ادعا نیازی به یک دلیل محکمه پسند ندارد. اما صادرکننده چک بدون ارائه دلیل معتبر نمیتواند امضای خود در برگه چک را انکار کند.
✅در صدور چک محدودیتی برای مبلغ آن وجود ندارد؛ این در حالیست که وجه پرداختی سفته نمیتواند بیش از حداکثری باشد که در آن قید شده است، لکن در صورتی که بیشتر از مبلغ چاپ شده، نوشته شود، در حد یک سند طلب عادی اعتبار خواهد داشت ولی درج مبلغ در چک نامحدود است.
همچنین چک یک سند عادی لازم الاجراء می باشد و علاوه بر دادگاه حقوقی و کیفری، به واسطه اداره اجرای ثبت اسناد نیز قابل مطالبه است ولی سفته تنها از طریق دادگاه حقوقی قابل طرح دعوا و مطالبه می باشد.
✅اگر برگه چک مفقود شود، صادر کننده آن میتواند طرح دعوا نماید اما در صورت گم شدن سفته چنین شرایطی وجود ندارد.
✅در صورت عدم وصول چک، دارنده آن تنها ۱۵ روز پس از تاریخ سررسید فرصت دارد گواهی عدم پرداخت آن را دریافت کرده و از مزایای چک به عنوان سند تجاری بهرهمند شود. این فرصت برای دارنده سفته ( ۱۰ روز) است.
✅اطلاعات صادر کننده چک از طریق سامانه بانکی قابل تشخیص است. اما امکانات لازم به منظور شناسایی صادر کننده سفته در تمامی موارد وجود ندارد.
✅یک مورد دیگر که آن هم به تفاوت چک و سفته از نظر طرح دعوا مرتبط است این است که با استناد به چک و گواهی برگشت آن می توانید بدون اینکه خسارت احتمالی را به صندوق دادگستری واریز نمایید، اموال شخص بدهکار را توقیف کنید ولی در مورد سفته الزاماً باید آن را واخواست نمایید تا از این مزیت بتوانید استفاده کنید.
✅چک وسیله پرداخت است به همین خاطر ممکن است شما با کشیدن چک به کسی پول قرض دهید ولی سفته وسیله پرداخت نیست به همین خاطر با سفته نمیتوان به کسی پول قرض داد. یقیناً صادرکننده سفته قرض گیرنده است ولی ممکن است صادرکننده چک قرض دهنده باشد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️جرم معامله معارض چگونه محقق می گردد و آیا معامله معارض همان فروش مال غیر محسوب می گردد؟
🔸به موجب ماده ۱۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک جرم معامله معارض اینگونه مقرر می دارد که:
"هر کس به موجب سند رسمی یا عادی، نسبت به عین یا منفعت مالی (اعم از منقول یا غیر منقول)، حقی به شخص یا اشخاص داده و پس از آن، نسبت به همان عین یا منفعت، به موجب سند رسمی، معامله یا تعهدی معارض با حق مزبور بنماید، به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال، محکوم خواهد شد."
🔹بر اساس این ماده، شرایط معامله معارض، به شرح زیر می باشد:
✅انجام بیش از یک معامله، نسبت به عین یا منفعت یک مال منقول یا مال غیر منقول، به موجب سند رسمی یا سند عادی با این توضیح که معامله اول، به موجب سند رسمی یا عادی صورت گیرد و معامله دوم، به موجب سند رسمی یا معامله اول و دوم، هر دو به موجب سند رسمی انجام شوند؛
✅وجود سوء نیت در مرتکب معامله معارض
✅در خصوص املاک، در صورتی که معامله اول، به موجب سند عادی است، این معامله، در نقاطی صورت گرفته باشد که اداره ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی، موجود نبوده و وزارت دادگستری، ثبت اسناد مربوط به معاملات عین یا منفعت اموال غیر منقول که در دفتر املاک ثبت نشده را در آن مناطق، الزامی نکرده باشد. (مستفاد از رای وحدت رویه 43 مورخ 1351/08/10).
🔸در حالتی که هر دو خریدار به موجب سند عادی معارض ملک را از فروشنده خریده باشند، هیچ یک از دو سند عادي بر یکدیگر ترجیح ندارد مگر این که به وسیله امارات و قرائن مقدم بودن یک بیع بر بیع دیگر اثبات گردد.
تعارض دو سند رسمی به ندرت پیش می آید چرا که سردفتر از سازمان ثبت اسناد و املاک استعلام خواهد گرفت. با این وجود، به موجب رأي وحدت رویه شماره 43 مورخ 1351/08/10 دیوان عالی کشور عدم اعتبار یکی از دو سند رسمی می تواند از طریق اثبات جعلی بودن سند مزبور و دیگر از طریق اثبات بطلان یا عدم اعتبار معامله مندرج در یکی از آنها به جهتی از جهات قانونی اثبات گردد.
بنابراین در صورت اثبات این مورد، سند مذکور غیرقابل استناد خواهد بود.
در حالتی که معامله اول با سند رسمی و معامله دوم با سند عادي بوده است، معامله اي که با سند رسمی انجام گرفته است بر معامله با سند عادي رجحان دارد.
🔹در تحقق جرم معامله معارض، باید رای وحدت رویه 43 مورخ 1351/08/10 را نیز مد نظر داشت که مقرر می دارد: "نظر به این که شرط تحقق بزه مشمول ماده 117 قانون ثبت اسناد و املاک، قابلیت تعارض دو معامله یا تعهد نسبت به یک مال می باشد و در نقاطی که ثبت رسمی اسناد مربوط به عقود و معاملات اموال غیر منقول، به موجب بند اول ماده 47 قانون مزبور، اجباری باشد، سند عادی راجع به معامله آن اموال، طبق ماده 48 همان قانون، در هیچ یک از ادارات و محاکم، پذیرفته نشده و قابلیت تعارض با سند رسمی نخواهد داشت.
بنابراین، چنانچه کسی در این قبیل نقاط، با وجود اجباری بودن ثبت رسمی اسناد، قبلا، معامله ای نسبت به مال غیر منقول، به وسیله سند عادی انجام دهد و سپس، به موجب سند رسمی، معامله ای معارض با معامله اول در مورد همان مال، واقع سازد، عمل او از مصادیق ماده 117 قانون ثبت اسناد نخواهد بود، بلکه بسته به سوء نیت داشتن فرد یا عدم سوء نیت مرتکب، عمل وی، می تواند مشمول عنوان مجرمانه فروش مال غیر که از جرایم در حکم کلاهبرداری است شده یا عنوان حقوقی معامله فضولی بر عمل او، صدق می کند.
🔸تفاوت معامله ی معارض با انتقال مال غیر :
✅در انتقال مال غیر فقط یک معامله صورت می گیرد و جرم مذکور تحقق پیدا می کند در حالیکه در معامله معارض باید دو معامله معارض با یکدیگر واقع شود تا جرم مذکور واقع شود.
✅در معامله معارض باید انتقال اول به صورت سند عادی یا رسمی و انتقال دوم به موجب سند رسمی باشد. در حالیکه در انتقال مال غیر، غیر از حالت فوق الذکر تمامی حالات، انتقال مال غیر می باشد.
بنابراین باتوجه به موارد فوق الذکر میتوان گفت که رابطه بین معامله معارض و فروش مال غیر عموم و خصوص مطلق می باشد بدین صورت که هر معامله معارضی فروش مال غیر است ولی بعضی از فروش مال غیرها معامله معارض محسوب می شوند
🔹تفاوت انتقال مال غیر و معامله فضولی:
✅در هر دو عنوان معامله فضولی و فروش مال غیر، فردی بدون داشتن اذن از مالک و یا بدون داشتن سمت (وصایت، وکالت، قیمومت، ولایت) اقدام به معامله مال متعلق به دیگری می کند. اما نکته ای که این دو عنوان را از یکدیگر متمایز می سازد این است که در معامله فضولی، شخص فضول ممکن است سوء نیت نداشته باشد بلکه حسن نیت داشته باشد و بخواهد به مالک سودی برساند. اما در مقابل در فروش مال غیر، معامله کننده به قصد اضرار به مالک و کلاهبرداری از او مال او را به دیگری می فروشد.
1 011
✳️آیا هدایای دوران نامزدی و پس از آن، در زمان نکاح قابل مطالبه از سوی هدیه دهنده می باشند؟
🔹مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ قانون مدنى به ترتیب چنین بیان نموده است که: «هریک از نامزدها مى تواند درصورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایای نامزدی را که به طرف دیگر یا ابوین او براى وصلت منظور داده است مطالبه کند اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایایى خواهدبود که عادتاً نگاه داشته مى شود مگر اینکه آن هدایای نامزدی بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.»
«مفاد ماده قبل، از حیث رجوع به قیمت درموردى که وصلت منظور در اثر فوت یکى ازنامزدها به هم خورد مجری نخواهدبود.»
🔸بنابراین باتوجه به مواد فوق مى توان دریافت که چنانچه قبل از عقد نکاح از طرف نامزدها یا ابوین آنها هدایای نامزدی به طرف دیگر داده شده است در تمام موارد، قابل مطالبه نیست بلکه تنها تحت شرایطى، طرف اهداکننده حق مطالبه آن هدایا را خواهدداشت. آن شرایط به شرح ذیل عبارتند از:
✅وصلت منظور به هم خورده و بنا نباشد ازدواج صورت گیرد. دراین صورت هدایایى که هریک از طرفین به طرف دیگر یا ابوین او داده است قابل مطالبه و استرداد خواهدبود.
✅این هدایا به منظور و در راستاى وصلت طرفین و نه به انگیزه دیگرى تقدیم شده باشد.
✅چنانچه عین هدایا موجود است عین قابل مطالبه و استرداد است لکن چنانچه عین موجود نیست صرفاً قیمت هدایایى قابل مطالبه است که عادتاً نگاه داشته مى شود مثلاً هدایایى مصرف شدنى که با مصرف عین آن از بین مى رود از شمول این بند خارج است. هدایا از نوع لباس و عطر و ادکلن از این گونه اند.
✅قیمت هدایاى نگاه داشتنى که تلف شده اند درصورتى قابل مطالبه است که بدون تقصیر هدیه گیرنده تلف نشده باشد.
✅به هم خوردن وصلت به جهت فوت یکى از طرفین نباشد.
🔹اما درخصوص هدایاى پس از عقد نکاح، مقرراتى تحت عنوان هدایاى پس از عقد نکاح در قانون مدنى و سایر قوانین به چشم نمى خورد لکن به نظر مى رسد تقدیم هدایای نامزدی از مصادیق هبه است که بدین جهت به بررسى مقررات قانون مدنى راجع به هبه پرداخته تا موضوع هدایاى پس از عقد نکاح نیز روشن گردد.
ماده ۷۹۵ قانون مدنى چنین بیان داشته است که: هبه عقدى است که به موجب آن یک نفر مالى را مجاناً به کس دیگرى تملیک مى کند تملیک کننده واهب، طرف دیگر را متهب، مالى را که مورد هبه است عین موهوبه مى گویند.
ماده ۷۹۷ چنین اشعار می دارد که: واهب باید مالک مالی باشد که هبه می کند.
همچنین ماده ۸۰۲ قانون مدنی بیان می دارد که: اگر قبل از قبض واهب یا متهب فوت کند هبه باطل می شود. بنابراین قبض شرط صحت هبه است و اگر واهب قبل از قبض عین موهوبه فوت کند عقد هبه باطل است.
🔸ماده ۸۰۳ قانون مدنی بیان نموده است «بعد از قبض نیز واهب مى تواند با بقاء عین موهوبه از هبه رجوع کند مگر درموارد ذیل:
1.در صورتى که متهب ، پدر یا مادر و یا اولاد واهب باشد .
2.در صورتى که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.
3.در صورتى که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده و یا متعلق حق غیر واقع شود، خواه قهراً مثل اینکه متهب به واسطه فلس، محجور شود خواه اختیاراً مثل اینکه عین موهوبه به رهن داده شود.
4.در صورتى که در عین موهوبه تغییرى حاصل شود.
🔹بنابراین چنانچه پس از عقد نکاح هدایایى از طرف زوجین و یا بستگان آنها به طرف دیگر تقدیم شود با توجه به ماهیت حقوقى آن، تنها در موارد ذیل آن هدایا قابل مطالبه و استرداد خواهد بود:
✅مال مورد هبه باقى بوده و از بین نرفته باشد. به عنوان مثال چنانچه هدیه یک دستگاه وسیله نقلیه بوده که از ناحیه زوج به زوجه هدیه شده باشد و این وسیله در اثر تصادف و یا آتش سوزى و امثال آن تلف شده باشد قابل استرداد و مطالبه نخواهد بود. در این فرض بر خلاف هدایاى قبل از عقد که بیان آن گذشت حتى قیمت آن نیز با وجود اینکه از نوع هدایاى ذاتاً قابل نگاه داشتن است قابل مطالبه نیست چه بر اثر تقصیر متهب تلف شده باشد چه غیر آن.
✅در صورتى که هبه از نوع معوض نبوده و چنانچه از نوع معوض بوده باشد عوض داده نشده باشد. به عنوان مثال واهب شرط کند که در قبال وسیله نقلیه اى که هبه مى کند یک دستگاه موتوسیکلت دریافت نماید که در این صورت چنانچه واهب وسیله نقلیه را داده باشد و موتوسیکلت را تحویل گرفته باشد واهب حق رجوع به وسیله نقلیه را نخواهد داشت.
✅مال مورد هبه از مالکیت متهب خارج نشده باشد. به عنوان مثال چنانچه هدیه گیرنده وسیله نقلیه را فروخته باشد.
✅همچنین است زمانى که در مال مورد هبه تغییرى حاصل شده باشد که از حالت اولیه آن خارج گردیده باشد به عنوان مثال شمش طلا تبدیل به سکه هاى طلا شده باشد که در این حالت مال مورد هدیه را نمى توان مطالبه کرد. تبدیل مال به مال دیگر مثلاً تبدیل وسیله نقلیه اى که هدیه شده به وسیله نقلیه دیگرى از طریق خرید و فروش نیز از این نوع است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️ آیا زوج با داشتن همسر می تواند ازدواج مجدد نماید و در صورت چنین امری چه ضمانت اجرایی برای آن پیش بینی شده است؟
🔸مطابق قانون مرد نمی تواند با داشتن زن، همسر دوم اختيار كند مگر در موارد زير:
✅رضایت همسر اول
✅عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
✅عدم تمکین زن از شوهر مطابق با حکم دادگاه
✅ابتلای زن به جنون یا امراض صعبالعلاج
✅محکومیت قطعی زن در جرایم عمدی به مجازات یک سال زندان یا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به یک سال بازداشت شود
✅ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر حال خانواده به تشخیص دادگاه
✅سوء رفتار یا سوء معاشرت زن به حدی که ادامه زندگی را برای مرد غیر قابل تحمل کند
✅ترک زندگی خانوادگی از طرف زن به مدت 6 ماه
✅عقیم بودن زن
✅غایب شدن زن به مدت یک سال.
بنابراین زوج نمی تواند خودسرانه و بدون کسب اجازه از دادگاه و صرفاً با این استدلال که می تواند چهار همسر دائم اختیار کند، مبادرت به ازدواج دوم نماید.
هم چنین لازم به ذکر است تنها در موردی که همسر اول به ازدواج مجدد زوج رضایت دهد، زوج می بایست مستنداتی به دادگاه مبنی بر تمکن مالی خویش ارائه دهد.اگر تمکن مالی مرد برای دادگاه محرز نشود به مرد اجازه ازدواج مجدد نخواهد داد. در سایر موارد (عدم تمکین زن، بیماری زن و ...) نیازی به ارائه ادله مبنی بر تمکن مالی مرد به منظور ازدواج مجدد وی نیست.
🔹ثبت قانونی ازدواج مجدد:
اگر زوج، به یکی از دلایل فوق متقاضی ازدواج مجدد باشد، برای وقوع این امر به صورت قانونی باید دادخواستی به خواسته صدور حکم بر امکان ازدواج مجدد به طرفیت همسر اول خود طرح نماید.دادگاه نیز در جلسه رسیدگی زوجین را دعوت نموده و دلایل هر دو طرف را استماع و بررسی می نماید. اگر دلایل زوج که باید مبتنی بر قانون باشد، مستدل و مستحکم تشخیص داده شود در این صورت دادگاه با صدور حکمی اذن به ازدواج مجدد زوج با وجود داشتن همسر اول می دهد.
لازم به ذکر است چنانچه زوج با اجازه از دادگاه زن دیگری بگیرد ولی ازدواج دوم به دلیل مرگ یا جدایی همسر پایان یابد و زوج بخواهد دوباره ازدواج كند مجدداً باید از دادگاه اجازه بگیرد.
🔸حقوق همسر اول پس از ازدواج مجدد زوج:
زنان در دو صورت می توانند دادخواست طلاق دهند صورت اول زمانی است که در زندگی مشترک دچار عسر و حرج شوند و صورت دوم زمانی است که مرد یکی از شروط دوازده گانه عقد نکاح را رعایت نکرده باشد.
یکی از این شروط عبارت است از اینکه اگر مرد بدون اذن همسر اول اقدام به ازدواج مجدد کند، زن وکیل است که خود را مطلقه سازد. بنابراین در صورت ازدواج مجدد مرد بدون رضایت همسر اول، همسر اول می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق دهد.
اما اگر مرد بدون رضایت همسر اول ولی با اذن دادگاه ازدواج کند زن نمی تواند به دلیل ازدواج مجدد مرد درخواست طلاق دهد مگر این که مرد عدالت را بین دو همسر رعایت نکند که در اینصورت باز هم زوجه حق طلاق خواهد داشت.
در صورتی که مرد با حکم دادگاه مبادرت به انجام ازدواج مجدد نماید، همسر اول فقط می تواند:
✅با قبول این امر و سازش به زندگی در کنار همسر خود ادامه دهد.
و یا
✅به دادگاه دادخواست بدهد و حق و حقوق مالی خود را مطالبه نماید.
اگر زوجه حاضر به تمکين نبوده و برای طلاق اصرار داشته باشد در اینصورت یا با باید به صورت توافقی از زوج جدا شود و یا دادخواست طلاق از طرف زوجه به دادگاه ارائه دهد که در چنین مواردی که طلاق به درخواست زوجه مطرح می شود، معمولا زوجه برای جلب رضایت زوج به طلاق مجبور می شود بخشی یا کل مهریه را بذل نماید. درحالی که اگر مرد بی دلیل و بدون اذن دادگاه اقدام به ازدواج مجدد نماید، زوجه می تواند راسا اقدام به طلاق نماید و کلیه حق و حقوق مالی خود را از زوج به صورت کامل مطالبه نماید.
🔸ثبت غیرقانونی ازدواج مجدد:
بر اساس ماده 56 قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس؛هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت درجه چهار موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم میشود.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️آیا وصیت کردن زائد بر ثلث اموال توسط موصی نافذ است و در صورت تنظیم وصیتنامه زائد بر ثلث با وجود اطلاع موصی از عدم نفوذ وصیت بر زیاده بر ثلث با قید مراتب در سند یا بدون قید مراتب،توسط سردفتر بلامانع می باشد؟
🔸احکام و آثار مربوط به وصیت کردن،در قانون مدنی ذکر شده است. وصیت کردن ، یک عمل حقوقی است که به موجب آن، افراد می توانند امر یا اموری را به عهده دیگران بگذارند تا پس از فوت، به نمایندگی از ایشان، آن را انجام دهند، که به این نوع وصیت کردن، وصیت عهدی (وصایت)می گویند. مثل اینکه متوفی برای خود، وصی تعیین نماید تا از فرزندانش، پس از فوت وی،مراقبت نماید و یا اینکه به موجب این وصایت ، دیون و بدهی های مالی وی را از ماترک وی پرداخت نماید.
اما گاهی، وصیت کردن، از نوع وصیت تملیکی است؛ به این معنا که شخص، به موجب وصیت، برخی از اموال و دارایی های خود را به نفع دیگران، وصیت می کند تا پس از فوت وی، به آنها تعلق گیرد. این نوع از وصیت، می تواند به نفع هر شخصی باشد؛ مثل اعضای خانواده ، بستگان و یا حتی اشخاصی که نسبت خاصی با متوفی ندارند. در هر صورت، در این نوع از وصیت، مال مورد وصیت، به تملک دیگران در می آید.
🔹با این حال، برای صحیح بودن و نافذ بودن وصیت تملیکی، برخی شرایط قانونی و شرعی می بایست مورد رعایت قرار گیرد. به عنوان نمونه ، وصیت اموال دیگران، ولو با اجازه مالک آن مال،باطل است و ممکن است مالی را هم که هنوز به وجود نیامده است، وصیت نمود به شرط اینکه قبل از فوت موصی موجود گردد.علاوه بر این،اگر موصی، به موجب وصیت، سبب محرومیت از ارث یک یا چند نفر از ورثه شود، این وصیت ، صحیح نخواهد بود.
🔸اما یکی از مسائل مهمی که در خصوص وصیت تملیکی وجود دارد، وصیت به مقداری است که در قانون، بیان شده است . بر اساس ماده ۸۴۳ قانون مدنی،« وصیت به زیاده بر ثلث ترکه ، نافذ نیست ؛ مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند ، نسبت به سهم او نافذ است ». در این ماده، قاعده مهمی بیان شده است و آن، حکم وصیت زاید بر ثلث، یا وصیت مازاد بر یک سوم ترکه است.
از اطلاق عبارت ماده ۸۴۳ چنین استفاده می شود که قانون مزبور اجازه زمان حیات را نسبت به مازاد از ثلث نافذ تلقی کرده است. بر این اساس اگر ورثه در حال حیات موصی وصیت را اجازه کرده اند پس از فوت او حق رد ندارند و رد ورثه نسبت به مازاد از ثلث در زمان حیات موصی اثری ندارد زیرا وصیت در تمام مدت حیات موصی، مستمر است تا خود آن را الغا نماید و مانند آن است که در هر آن وصیت تجدید شود.بنابراین چنانچه ورثه در حیات موصی وصیت را رد کند می تواند قبل از فوت آن را بپذیرد و یا بعد از فوت آن را رد کند و یا بپذیرد.
شخصی که وارث ندارد می تواند در تمام ترکه خود تصرف کند و وصیت او محدود به ثلث نیست.با وجود این، بعضی از نویسندگان به استناد مواد ۸۶۴ و ۸۶۶ ق.م. حاکم یا خزانه عمومی را وارث می دانند و موصی را در هر حال محدود به ثلث می کنند.
🔹به استناد ماده ۸۴۵ قانون مدنی میزان ثلث اموال موصی،به اعتبار دارایی موصی در حین وفات،معین می شود نه به اعتبار دارایی او در حین وصیت.
از مطالب فوق این نتیجه استنتاج می گردد که تنظیم سند وصیتنامه زائد بر ثلث از طرف سردفتر بلامانع می باشد ولی نفوذ آن منوط به تنفیذ وراث پس از فوت موصی خواهد بود.
❇️درصورتی که پدر چنین وصیت نماید که خانه وی متعلق به دخترش باشد لیکن پس از فوت وی فرزندان ادعا نمایند که به دلیل اینکه مبلغی که دختر از بیمه عمر دریافت می نماید مازاد بریک سوم است دیگر حقی نسبت به خانه مورد وصیت ندارد، آیا چنین ادعایی مورد پذیرش است؟
✅خیر مطابق با ماده ی ۸۴۳ قانون مدنی و اصول حقوقی ، بیمه ی عمر ارتباطی به ارث ندارد و در یک سوم حساب نمی شود. بنابرین فرد می تواند هم یک سوم اموال را به وصیت مالک شود و هم به سبب بیمه ی عمر، مبلغی را مالک شود.
1 011
✳️معامله به قصد فرار از دین به چه ترتیب است و ضمانت اجرای آن چیست؟
🔸انعقاد قرارداد یا معامله در نتیجه توافق طرفین به وجود می آید . برای این که معامله یا قرارداد اثر حقوقی داشته باشد ، باید شرایط صحت معامله در آن رعایت شود . شرایط صحت معامله ، عبارتند از : قصد و رضای طرفین ، اهلیت طرفین معامله ، معلوم بودن مورد معامله و مشروعیت هدف معامله می باشد . یکی از شرایط صحت معاملات هدف معامله است که بیانگر انگیزه و هدف افراد از انجام معامله است . افراد با اهداف مختلفی معامله می کنند ، که این اهداف باید مشروع باشد و به قصد فرار از دین نباشد . اگر معامله به قصد فرار از دین باشد ، مستوجب مجازات است .
یکی از شرایط صحت معامله ، مشروع بودن و واقعی بودن هدف معامله است که طبق ماده 217 قانون مدنی بیان گردیده است ، اما اگر معامله به قصد فرار از دین باشد ، یعنی فردی مال خود را به قصد فرار از دین به شخص دیگری انتقال دهد . به طور مثال : زمانی که زوج و زوجه می خواهند طلاق بگیرند و زوجه دادخواست طلاق دهد ، به حکم دادگاه زوج ملزم به پرداخت مهریه یا غیره گردد ، اگر زوج از پرداخت مهریه استنکاف نماید و اموال خود را به دیگری انتقال دهد ، در صورتی که برای دادگاه محرز شود که معامله زوج به هدف فرار از پرداخت دین و قصد ضرر به زوجه بوده است و بقیه اموال او کفاف پرداخت بدهی اش را نمی دهد ، معامله به قصد فرار از دین است ، می توان از دادگاه صالح ابطال قرارداد را به صورت دادخواست مطرح کرد و طبق ماده 21 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی حسب مورد حکم به حبس یا جزای نقدی صادر می گردد
🔹شرایط تحقق معامله به قصد فرار از دین به صورت ذیل است :
✅انجام معامله : کلیه اعمال حقوقی که موجب گردد از دارای بدهکار بکاهد . به طوری که با فروش مال فروشنده یا بدهکار از باقی دارایی اش نتواند طلب طلبکاران را بدهد یا تنگ دستی اش تشدید شود .
✅دین باید مسلم و معلوم و حال باشد : منظور از اینکه دین معلوم و مسلم باشد . یعنی اینکه وجود دین قطعی باشد و قطعیت آن یعنی مستند به سند لازام الاجرایی باشد یا به حکم دادگاه باشد .
✅ هدف معامله : هدف فروشنده یا معامله کننده از انعقاد قرارداد ضرر زدن به طلبکارانش باشد ممکن است طرف معامله از قصد فروشنده که فرار از دین است آگاه نباشد و یا از هدف فروشنده آگاه باشد که در این صورت نه تنها به قصد فرار از دین است بلکه معامله صوری است . معامله صوری اخص از معامله فرار از دین است .
🔸با بررسی احکام پراکنده می توان به اجمال گفت: وقف به قصد فرار از دین غیرنافذ است(ماده ۶۵ قانون مدنی)
و معامله صوری به قصد فرار از دین باطل است(ماده ۲۱۸ قانون مدنی اصلاحی)
لکن برای یافتن حکم درست در خصوص معامله به منظور فرار از دین باید به ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مراجعه کرد.
” انتقال مال به دیگری به هر نحو به وسیله مدیون با انگیزه فرار از ادای دین به نحوی که باقیمانده اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد، موجب حبس تعزیری یا جزای نقدی درجه شش یا جزای نقدی معادل نصف محکوم به یا هر دو مجازات میشود.
در صورتی که منتقلٌ الیه نیز با علم به موضوع اقدام کرده باشد در حکم شریک جرم است. در این صورت عین آن مال و در صورت تلف یا انتقال، مثل یا قیمت آن از اموال انتقالگیرنده به عنوان جریمه اخذ و محکومٌبه از محل آن استیفاء خواهد شد”
در واقع فارغ از مسائل جزایی و به اختصار می توان گفت اگر انتقال گیرنده عالم به موضوع و قصد انتقال دهنده و فرار از ادای دین باشد؛ معامله بین طرفین صحیح است.
لکن نسبت به طلبکاران غیرنافذ بوده و ایشان می توانند وقوع معامله بین انتقال دهنده و انتقال گیرنده را نادیده پنداشته و طلب خود را از محل آن وصول نمایند که به «عدم قابلیت استناد به قرارداد» شهرت دارد.
وانگهی اگر انتقال گیرنده جاهل به قصد فرار از دین انتقال دهنده باشد، معامله صحیح و قابل استناد می باشد.
🔹رای وحدت رویه ۷۷۴ دیوان عالی کشور در خصوص جنبه کیفری داشتن معامله به قصد فرار از دین بر طبق ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی اینگونه اشعار می دارد که:
نظر به این که قانون گذار در ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۴ در مقام تعیین مجازات برای انتقالدهندگان مال با قصد فرار از دین، به تعیین جزای نقدی معادل نصف محکومبه و استیفای محکومبه از محل آن اموال مجازات تصویب نموده و نیز سایر قراین موجود در قانون مزبور،تماما بر لزوم سبق محکومیت قطعی مدیون و سپس، انتقال مال از ناحیه وی با انگیزه فرار از دین دلالت دارند که در اینصورت، موضوع دارای جنبه کیفری است
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️آیا توبه متهم و مجرم در جرایم حدی و تعزیری در تخفیف و سقوط مجازاتشان مؤثر است؟
✅تاثیر توبه مرتکب در جرایم حدی
🔸توبه در لغت به معنای پشیمانی و بازگشت است. در شرع مقدس اسلام توبه نهادی تخفیفی برای بخشش گناهان و بازگشت گناهکار به راه راست، می باشد. از نظر قانونی توبه موضوع مبحث پنجم قانون مجازات اسلامی است و به عنوان یکی از علل معافیت مجازات ها به شمار می رود.
صرف ادعای مرتکب به ،توبه موجب اسقاط مجازات نمی شود، بلکه باید برای قاضی دادگاه ثابت شود که وی توبه کرده است. در این خصوص مرتکب باید دلیل خود را مبنی بر توبه و خودداری از ارتکاب جرم به دادگاه ارائه کند اقداماتی از قبیل تلاش مجرم برای جبران ضرر و زیان قربانی ،شرکت درفعالیتهای مذهبی و خیریه و ... میتوانند دلیلی بر توبه او محسوب شوند و احراز توبه مرتکب جرم با قاضی محکمه است و بازپرس حق مداخله ،ندارد لکن در صورت احراز توبه، بازپرس باید پرونده را با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه ارسال تا اقدام مقتضی معمول گردد.
به طور کلی شیوه اعمال قواعد مربوط به توبه در جرایم حدی و تعزیری با هم تفاوت دارد. توبه مرتکب گاه موجب سقوط مجازات می شود و گاه منجر به اعمال مقررات تخفیف مجازات می گردد. بنابراین تاثیر توبه در جرایم حدی و تعزیری متفاوت می باشد.
🔹به موجب ماده 114 قانون مجازات اسلامی در جرایم حدی چنانچه مرتکب پیش از اثبات جرم توبه نماید، مجازات حدی از او ساقط می شود. از نظر قانونی برای سقوط مجازات های حدی با توبه، احراز شرایط زیر الزامی می باشد:
✔️مرتکب باید پیش از اثبات جرم توبه نماید.
✔️ندامت و اصلاح مرتکب باید برای قاضی محرز گردد.
✔️جرم حدی ارتکاب یافته، محاربه یا قذف نباشد.
چنانچه جرایم حدی (به استثنای قذف)، با اقرار مرتکب اثبات شده باشد و مرتکب پس از اثبات جرم توبه نماید، تاثیر توبه این است که دادگاه می تواند از طریق رئیس قوه قضاییه عفو مرتکب را از مقام رهبری تقاضا کند.
بنابر تبصره 1 ماده 114 قانون مجازات اسلامی، توبه محارب در صورتی موجب سقوط حد است که پیش از دستگیری و تسلط بر مرتکب انجام گیرد
در مورد جرایم زنا و لواط به عنف، اکراه و اغفال بزه دیده طبق تبصره 2 ماده 114 قانون مجازات اسلامی، تاثیر توبه این است که مرتکب به زندان یا شلاق تعزیری درجه 6 یا هر دو آنها محکوم می گردد.
مقررات ماده ۱۱۴ در مرحله اجرای حکم نیز قابل اعمال
است.
✅تاثیر توبه مرتکب در جرایم تعزیری
طبق ماده 115 قانون مجازات اسلامی تاثیر توبه مرتکب در جرایم تعزیری بر حسب شدت جرم و درجه مجازات آن، متفاوت است. در مورد جرایم تعزیری درجه 6، 7 و 8 در صورتی که مرتکب پیش از اثبات جرم توبه نماید، مجازات تعزیری از وی ساقط می شود.
در مورد جرایم تعزیری درجه 1 تا 5، تاثیر توبه و اصلاح مرتکب پیش از ارتکاب جرم موجب اعمال مقررات مربوط به تخفیف مجازات مطابق با مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی می گردد
مقررات مربوط به توبه مرتکب در مورد تکرار جرایم تعزیری اجرا نمی شود.
علاوه بر این باید در نظر داشت که مقررات مربوط به توبه مرتکب، در مورد تعزیرات منصوص شرعی قابلیت اجرا ندارد. منظور از تعزیرات منصوص شرعی جرایم تعزیری هستند که در منابع شرعی، مجازات خاصی برای آن تعیین شده است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️آیا می توان پولی که اشتباها به کارت دیگری واریز شده است را پس گرفت؟
🔸بعضی مواقع در اثر سهل انگاری و بی دقتی فرد، ممکن است پولی را به اشتباه به حساب دیگری واریز نمایید که در این صورت اولین راه کار به منظور برگشت پول واریزی مصالحه است. برای این کار لازم است به بانک مراجعه کنید و اطلاعات آن فرد را از بانک درخواست نمایید تا بتوانید پول را از او پس بگیرید. معمولا در صورت حدوث چنین شرایطی کارمندان بانک با شما همکاری لازم را به عمل می آورند. اما ممکن است به دلیل حفظ حریم خصوصی افراد، بانک از دادن اطلاعات تماس آن فرد به شما خودداری کند. اگر بانک اطلاعات فرد را به شما نداد، می توانید از کارمندان بانک درخواست کنید تا با آن فرد تماس بگیرند و درخواست برگرداندن پول را بکنند.
❇️در صورتی که فرد پس از تماس کارمندان بانک حاضر به بازگرداندن پول نشد آیا راه حل قانونی برای استرداد وجه وجود دارد؟
🔹ماده 301 قانون مدنی در این خصوص چنین اشعار می دارد که:
کسی که عمداً یا اشتباهاً چیزی را که مستحق نبوده است دریافت کند ملزم است آن را به مالک تسلیم کند.
در این صورت فرد دریافت کننده ضامن اصل و منافع پول است. در چنین مواقعی فردی که مال باخته است می تواند با استناد به فیش های واریزی و با توجه به مبلغی که اشتباها واریز شده است، به شورای حل اختلاف یا دادگاه مراجعه کند.
🔸همچنین ماده 265 قانون مدنی در این مورد اشعار می دارد که:
هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است. بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد میتواند استرداد کند.
✔️بنابراین مطابق با ماده ۲۶۵ قانون مدنی می توان گفت که؛چنانچه شخصی مبلغی را به حساب فرد دیگری به اشتباه کارت به کارت کند، در حالی که هیچ مدرکی نداشته باشد که نشان دهد وجه واریزی بابت چه موضوعی بوده است؛ غالبا در دادگاه فردی که پول اشتباهی به حسابش آمده باید طلبکار بودن خویش را ثابت کند. در این حالت نیازی نیست که واریز کنندهی وجه، بدهکار بودن خویش را اثبات نماید. در نهایت گیرندهی وجه به استرداد وجه و پرداخت خسارتهای قانونی مثل حق الوکالهی وکیل و ... به صاحب وجه محکوم خواهد شد.
✔️و در صورتیکه شخصی وجهی را جهت انجام کاری به حساب دیگری واریز کند، و آن فرد بعد از دریافت پول از انجام کار صرف نظر کرده باشد، واریز کننده باید قراردادی کتبی داشته باشد یا ثابت کند وجه واریزی بابت قراردادشان بوده است. در این حالت واریز کننده باید دادخواست انجام کار ناشی از قرارداد را مطرح کند. اگر شخص واریز کننده بخواهد مستقیما و در ابتدا دعوی استرداد وجه واریزی را مطرح کند، دعوی او رد خواهد شد.
❇️آیا می توان از طریق کیفری علیه فردی که اقدامی برای استرداد وجه نمی کند، طرح دعوا نمود؟
بله. در صورتی که فردی که اشتباها پول به حساب او واریز شده است، از استرداد وجه خودداری کند، می توان بر علیه او دعوای خیانت در امانت را مطرح کرد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️سوء پیشینه کیفری چیست و کدام جرائم دارای سو پیشینه کیفری می باشند؟
🔸به منظور تبیین موضوع می بایست به ماده 25 قانون مجازات اسلامی، مراجعه کرد و در خصوص مجازات های تبعی، توضیح داد. قانون گذار، در قانون مجازات اسلامی، مجازات ها را به مجازات های اصلی، تبعی و تکمیلی، تقسیم نموده است.
منظور از مجازات های تبعی، مجازات هایی هستند که بدون نیاز به ذکر و تصریح آن ها در حکم، خود به خود و به تبع محکومیت قطعی به مجازات اصلی، صرفا در برخی جرایم عمدی، بر مرتکب جرم، تحمیل می شوند و بسته به نوع جرم ارتکابی، فرد را برای مدتی معین، از برخی خدمات و حقوق اجتماعی، محروم می کنند. قانون گذار، در ماده 25 قانون مجازات های اسلامی، به جرایمی که دارای مجازات تبعی هستند، اشاره نموده و میزان محرومیت از حقوق اجتماعی، به واسطه ارتکاب آن ها را ذکر کرده است.
بحث سوء پیشینه کیفری نیز در خلال مجازات های تبعی مطرح می گردد و مقصود از آن این است که چنانچه فرد، مرتکب جرایم عمدی شود که محکومیت های مورد اشاره در ماده 25 قانون مجازات اسلامی را در پی دارد و حکم قطعی در خصوص او صادر شود، بسته به نوع جرم، محکومیت فرد به جرم ارتکابی، برای مدتی که حداکثر آن 7 سال است، در گواهی های عدم سوء پیشینه مورد درخواست برخی ادارات و نهادها، برای استخدام و ارائه خدمات، درج می گردد و فرد، برای آن مدت معین، از برخی حقوق اجتماعی، محروم خواهد بود.
🔹در ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی، قانونگذار اینگونه مقرر می دارد که:
"محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده، محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی، محروم می کند:
الف- هفت سال در محکومیت به مجازات های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی.
ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنی علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار.
پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده، نصف دیه مجنی علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج."
با توجه به ماده فوق، می توان گفت، جرایم عمدی دارای مجازات سالب حیات یا حبس ابد، نظیر قتل و حمل مواد مخدر یا جرایم عمدی دارای محکومیت به قطع عضو و قصاص عضو یا نفی بلد و حبس تعزیری درجه 4، یعنی حبس بیش از 5 تا 10 سال، نظیر سرقت حدی برای بار اول و دوم یا قطع عضو عمدی فردی دیگر و جرایم عمدی دارای محکومیت به شلاق حدی و حبس تعزیری درجه پنج، یعنی حبس بیش از دو تا پنج سال، مانند زنا، یا آدم ربایی، شامل سو پیشینه کیفری هستند.
🔸بنابراین با توجه به ماده ۲۵ قانون مجازات می توان گفت که جرایم زیر فاقد سوپیشینه کیفری می باشند:
✅جرایم دارای حبس تعزیری درجه شش و هفت و هشت، یعنی جرایمی که به ترتیب، حبس از 6 ماه تا 2 سال؛ 91 روز تا 6 ماه و حبس تا 3 ماه دارند و جرایم تعزیری درجه یک تا هشت که مجازاتی غیر از حبس دارند، مگر جرایمی که دارای مجازات سالب حیات باشند.
✅جرایم غیر عمدی، نظیر تصادف، تخلفات رانندگی، ضرب و جرح غیر عمدی و ...
✅جرایمی که فرد در معرض اتهام و محکومیت به آن ها است، اما، هنوز، حکم قطعی برای او، صادر نشده است.
✅جرایمی که فرد، در معرض اتهام آن ها قرار گرفته، اما، تبرئه شده است.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️مسئولیت جبران خسارت ریزش نمای ساختمان بر روی عابرین پیاده و وسایل نقلیه بر عهده کیست و آیا نمای ساختمان جزء مشاعات محسوب می شود تا خسارت وارده به نمای ساختمان توسط تمامی مالکین جبران گردد یا خیر؟
🔶با توجه به این موضوع که ریزش نمای ساختمان و سقوط سنگ از ساختمان مشکلات فراوان و غیر قابل جبرانی را به وجود می آورد که می توان گفت کمترین خسارت وارده مالی است،با عنایت به قانون کار می توان گفت که ، کلیه خسارت های وارده تا ۵ سال اول بر عهده سازنده و مهندسین ناظر بوده است چرا که کم کاری از جانب این اشخاص بوده است و باید تمامی جوانب احتیاط به طور کامل رعایت می کردند.اما پس از گذشت این ۵ سال تمامی مسئولیت بر عهده مدیر یا مالک ساختمان است و می بایست ضرری که به زیان دیده رسیده است را جبران نمایند.
✅مسئولیت مدیر ساختمان:
مسئولیت حقوقی افتادن سنگ نمای ساختمان بر روی افراد، ماشینهای پارک شده و عبوری و جبران خسارت های مربوطه بر عهده مدیر ساختمان است و در صورت بروز هرگونه مشکلی در این مورد باید به این شخص مراجعه گردد. البته همانطور که در ابتدا بیان کردیم اگر در ۵ سال اول ایجاد نما این مشکل ایجاد شود و یا ساختمان همچنان در دست ساخت باشد و پایان کار صادر نشده باشد، مدیر و افراد باید برای پیگیری به سازنده مراجعه کنند و از او شکایت نمایند.اما در صورتی که سازنده، آپارتمان را به شخص دیگری فروخته باشد، امکان شکایت از وی سلب میشود. مگر اینکه در زمان تنظیم مبایعه نامه، دوره تضمین و رفع عیب ساختمان با مسئولیت سازنده باشد و ذکر شود که جبران هرگونه خسارت مالی و جانی برعهده شخص سازنده می باشد.
✅مسئولیت مالکین مجتمع:
در صورت وجود نداشتن صورت جلسه رسمی در خصوص تعیین مدیر ساختمان، اگر چنین مشکل ایجاد گردد مسئولیت جبران خسارات برعهده مالکین مجتمع به نسبت مساحت آپارتمان (مساحت اعیانی سند) می باشد و بایستی تمامی مسئولیت ها را بر عهده بگیرند.
✅بیمه نامه:
لازم است تا همه مجتمع ها دارای بیمه مسئولیت مدنی باشند که در صورت داشتن چنین بیمه ای ،شرکت بیمه مسئول جبران تمام خسارتهای مالی و جانی نسبت به شخص ثالث باشد. و درج چنین مطلبی در بیمه نامه الزامی است، در غیر اینصورت خسارتی پرداخت نمی گردد.
✳️حال در صورت بروز چنین اتفاقی گذشته از جبران خسارت زیان دیده که در فوق بیان گردید چه کسی مسئول پرداخت هزینه های تعمیر نمای ساختمان می باشد؟
همانطور که می دانید هر ساختمان دارای هیئت مدیره و مدیر ساختمان است و بر اساس تصمیماتی که توسط آن ها گرفته می شود اقداماتی مانند تعمیرات انجام می شود.
در پاسخ به این سوال باید بگوییم اگر قسمتی از ساختمان دچار ریزش نما شد که جز مشاعات ساختمان به حساب می آید همه ی افراد ساکن در ساختمان موظف هستند تا هزینه های مربوطه را به طور کامل پرداخت کنند، اما اگر قسمتی از ساختمان دچار ریزش نما شد که مشاعات ساختمان محسوب نمی شود و به طور اختصاصی به یک واحد مربوط می شود، پرداخت هزینه ها برای تعمیر فقط بر عهده همان یک واحد می باشد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️آزمایش مو برای تشخیص اعتیاد همسر به منظور طلاق از وی:
🔸اگر دعوای طلاق به دلیل اعتیاد همسر خود اقامه کرده اید و همسر شما به شیشه اعتیاد دارد ولیکن در آزمایشهای معمولی که گرفته می شود با حیله های متفاوت جواب آزمایش را منفی می کند بهترین راه درخواست آزمایش مو از مرجع قضایی است تمامی روش های نمونه برداری از خون، بزاق، ادرار، عرق ممکن است توسط فرد مبتلا به اعتیاد مورد سوء استفاده قرار گیرد ولی خوشبختانه با کشف روش آزمایش اعتیاد با موی سر این مشکل حل شده است. دقت و همچنین اختصاصیتی که این روش برای تشخیص انواع مختلف مواد مخدر به همراه دارد، باعث می شود تا ضمن کاهش جواب های منفی و مثبت کاذب در این روش، فرد آزمایش دهنده نیز نتواند تداخلات خارجی برای تغییر و تاثیر در جواب نهایی آزمایش داشته باشد.
🔹این آزمایش مصرف فرد را تا سه ماه قبل نشان می دهد و دیگر کسی نمی تواند در این آزمایش تقلب کند این آزمایش با تصمیم مقام قضایی مربوطه انجام میشود.
🔸تنها زمانی آزمایش اعتیاد با موی سر منفی خواهد بود که فرد موهای خود را کاملا از ته کوتاه کند و برای مدت طولانی که موهای فرد رشد می کند، هیچ گونه مصرف مواد مخدر را نداشته باشد و به اصطلاح ترک کند.
🔹زمان تشخیص اعتیاد مو می تواند تاریخچه افراد را در مورد مصرف مواد مخدر در طی یک دوره زمانی تا یک سال ارزیابی کند. البته مدت زمان تشخیص این امر با اندازه طول مو فرد تعیین می گردد.برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم که به طور متوسط ، موهای انسان با سرعت۱سانتی متر در هر ماه رشد می کنند. بنابراین ، اگر فردی۶ سانتی متر مو داشته باشد ، می توان یک دوره۶ماهه مصرف مواد مخدر در وی را ارزیابی کرد.
✳️مزیت روش آزمایش اعتیاد با موی سر:
روش آزمایش اعتیاد با موی سر دارای مزایای ویژه و منحصر به فردی می باشد که افراد و پزشکان متخصص در ترک اعتیاد را بر این وا داشته که از این روش به عنوان یک روش مطمئن و قابل اتکا برای تشخیص و بررسی روند اعتیاد افراد استفاده نمایند. این مزایا عبارتند از:
✅ امکان تشخیص اعتیاد تا ۹۰ روز پس از آخرین مصرف (تعداد روز ها معمولا در روش های دیگر بین ۱۰ تا ۱۵ روز می باشد.)
✅روش مطمئن و دقیق و عدم وجود امکان تقلب افراد مبتلا به اعتیاد در انجام آزمایش
✅امکان بررسی وضعیت بهبودی فرد مبتلا به اعتیاد بعد از دوره ی درمان ترک
✅تغییرات ظاهری بر روی نمونه اعم از شستن، رنگ کردن، قلیایی یا اسیدی کردن و غیره تاثیری بر جواب آزمایش ندارد.
این تست معمولا برای شناسایی مواد مخدر زیر کاربرد دارد:
🚫آمفتامین ها
🚫متی آمفتامین ها
🚫ماری جوآنا
🚫کوکائین
🚫داروهای روان گردان (PCP)
🚫اپید ها (کدیین ها، مورفین ها و غیره)
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️آزمایش مو برای تشخیص اعتیاد همسر به منظور طلاق از وی:
🔸اگر دعوای طلاق به دلیل اعتیاد همسر خود اقامه کرده اید و همسر شما به شیشه اعتیاد دارد ولیکن در آزمایشهای معمولی که گرفته می شود با حیله های متفاوت جواب آزمایش را منفی می کند بهترین راه درخواست آزمایش مو از مرجع قضایی است تمامی روش های نمونه برداری از خون، بزاق، ادرار، عرق ممکن است توسط فرد مبتلا به اعتیاد مورد سوء استفاده قرار گیرد ولی خوشبختانه با کشف روش آزمایش اعتیاد با موی سر این مشکل حل شده است. دقت و همچنین اختصاصیتی که این روش برای تشخیص انواع مختلف مواد مخدر به همراه دارد، باعث می شود تا ضمن کاهش جواب های منفی و مثبت کاذب در این روش، فرد آزمایش دهنده نیز نتواند تداخلات خارجی برای تغییر و تاثیر در جواب نهایی آزمایش داشته باشد.
🔹این آزمایش مصرف فرد را تا سه ماه قبل نشان می دهد و دیگر کسی نمی تواند در این آزمایش تقلب کند این آزمایش با تصمیم مقام قضایی مربوطه انجام میشود.
🔸تنها زمانی آزمایش اعتیاد با موی سر منفی خواهد بود که فرد موهای خود را کاملا از ته کوتاه کند و برای مدت طولانی که موهای فرد رشد می کند، هیچ گونه مصرف مواد مخدر را نداشته باشد و به اصطلاح ترک کند.
🔹زمان تشخیص اعتیاد مو می تواند تاریخچه افراد را در مورد مصرف مواد مخدر در طی یک دوره زمانی تا یک سال ارزیابی کند. البته مدت زمان تشخیص این امر با اندازه طول مو فرد تعیین می گردد.برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم که به طور متوسط ، موهای انسان با سرعت۱سانتی متر در هر ماه رشد می کنند. بنابراین ، اگر فردی۶ سانتی متر مو داشته باشد ، می توان یک دوره۶ماهه مصرف مواد مخدر در وی را ارزیابی کرد.
✳️مزیت روش آزمایش اعتیاد با موی سر:
روش آزمایش اعتیاد با موی سر دارای مزایای ویژه و منحصر به فردی می باشد که افراد و پزشکان متخصص در ترک اعتیاد را بر این وا داشته که از این روش به عنوان یک روش مطمئن و قابل اتکا برای تشخیص و بررسی روند اعتیاد افراد استفاده نمایند. این مزایا عبارتند از:
✅ امکان تشخیص اعتیاد تا ۹۰ روز پس از آخرین مصرف (تعداد روز ها معمولا در روش های دیگر بین ۱۰ تا ۱۵ روز می باشد.)
✅روش مطمئن و دقیق و عدم وجود امکان تقلب افراد مبتلا به اعتیاد در انجام آزمایش
✅امکان بررسی وضعیت بهبودی فرد مبتلا به اعتیاد بعد از دوره ی درمان ترک
✅تغییرات ظاهری بر روی نمونه اعم از شستن، رنگ کردن، قلیایی یا اسیدی کردن و غیره تاثیری بر جواب آزمایش ندارد.
این تست معمولا برای شناسایی مواد مخدر زیر کاربرد دارد:
🚫آمفتامین ها
🚫متی آمفتامین ها
🚫ماری جوآنا
🚫کوکائین
🚫داروهای روان گردان (PCP)
🚫اپید ها (کدیین ها، مورفین ها و غیره)
1 011
❇️چکیده:
نظر به اینکه در قوانین جزایی اعم از قانون جرایم رایانه ای و یا سایر قوانین ،حاکم تهیه فیلترشکن یا vpn و استفاده از آن جرم محسوب نشده است؛ با توجه به اصل سی و ششم قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ رفتارهای موضوع استعلام فاقد وصف کیفری است و جرم تلقی نمی شود.
🔸شماره نظریه : ۷/۱۴۰۱/۱۳۰۸
🔸شماره پرونده : ۱۴۰۱-۱۸۶/۱-۱۳۰۸ک
🔸تاریخ نظریه : ۱۴۰۲/۰۱/۲۰
✳️استعلام :
آیا تهیه کنندگان و استفاده کنندگان از فیلترشکن ها (VPN) قابل تعقیب کیفری هستند؟ در صورت مثبت بودن مستند قانونی ذکر شود.
https://t.me/vakilhamrah72
✅نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
نظر به اینکه در قوانین جزایی اعم از قانون جرایم رایانه ای و یا سایر قوانین ،حاکم تهیه فیلترشکن یا vpn و استفاده از آن جرم محسوب نشده است؛ با توجه به اصل سی و ششم قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ رفتارهای موضوع استعلام فاقد وصف کیفری است و جرم تلقی نمی شود. لازم به ذکر است که طبق ماده ۷۲۹ قانون مجازات اسلامی الحاقی ۱۳۸۸ دسترسی غیرمجاز به داده ها و سامانه های رایانه ای یا مخابراتی که به وسیله تدابیر امنیتی حفاظت شده باشد جرم محسوب شده است و موضوع استعلام از شمول این ماده خارج است و بند «الف» ماده ۷۵۳ قانون پیش گفته نیز ناظر به تولید یا انتشار یا توزیع یا در دسترس قرار دادن یا معامله داده ها یا نرم افزارها یا هر نوع ابزار الکترونیکی که صرفاً به منظور ارتکاب جرم رایانه ای به کار می رود می باشد؛ لذا موضوعات مطروحه در استعلام مشمول این بند نیز نیستند.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️مواردی که مهریه زوجه نصف می گردد و زوجه مستحق بیشتر از نصف مهریه نیست
به موجب ماده 1082 قانون مدنی،" به مجرد عقد نکاح، زن مالک مهریه می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد، در آن بنماید." بر اساس این ماده، مالکیت زن بر مهریه، از همان لحظه ای که صیغه عقد نکاح خوانده شود و زوجین محرم شوند، حاصل می گردد.
از جمله آثاری که مالکیت زن بر مهریه دارد آن است که می تواند، اقدام به بخشیدن مهریه نموده و یا آن را مطالبه کند که در این حالت، مرد یا مسئول پرداخت مهر، موظف به پرداخت مهریه می شود. اما در برخی از موارد، با توجه به برخی از مواد قانون مدنی، در صورت وجود برخی شرایط، مهریه زن نصف می شود و به جای کل مهریه، تنها نیمی از مهریه تعیین شده، به زن پرداخت می گردد.
https://t.me/vakilhamrah72
✅طلاق قبل از رابطه زناشویی:
مالکیت زن بر مهریه از لحظه عقد، متزلزل است و اگر بین مرد و زن نزدیکی صورت نگرفته باشد، مهریه نصف می شود. بر اساس ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی، هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، تنها باید نصف مهریه را پرداخت کند. حتی اگر قبل از طلاق مهریه را به صورت کامل پرداخت کرده باشد، می تواند مازاد آن را پس بگیرد.
✅بذل تمام مدت در عقد موقت:
یکی دیگر از موارد نصف شدن مهریه را ماده ۱۰۹۷ قانون مدنی و بر مبنای عقد موقت تعیین کرده است. بر این اساس، در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد، باید نصف میزان اصلی مهریه را پرداخت کند. به عبارت ساده تر، اگر مرد در عقد موقت یا صیغه قبل از وقوع رابطه زناشویی تمام مدت، صیغه را به زن ببخشد یا بذل مدت کند، موظف است که نصف مهریه را پرداخت نماید.
✅فسخ نکاح به علت ناتوانی جنسی مرد:
بر اساس ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، اگر عقد ازدواج، به هر دلیلی قبل از نزدیکی فسخ شود، حق مهریه از زن گرفته می شود. با این حال اگر به دلیل ناتوانی جنسی مرد، زن خواستار فسخ قرارداد ازدواج شود، مرد باید نصف مهریه را به وی پرداخت نماید. بر این اساس، اگر زن قبل از رابطه زناشویی از ناتوانی جنسی مرد آگاه شود، این حق را دارد که ضمن نصف شدن مهریه، ازدواجش را فسخ نماید.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
1 011
✳️تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه عین مستاجره چیست؟
🔸اقدام به اخذ دستور تخلیه زمانی صورت می گیرد که موعد اجاره ملک بر اساس آنچه که در قرارداد اجاره فی مابین موجر و مستاجر قید شده به پایان رسیده باشد و مستاجر از تخلیه ملک سرباز زند. در این شرایط موجر می تواند برای خارج کردن مستاجر از ملک و تصرف مجدد ملک خود دستور تخلیه را اخذ نموده و مستاجر را از آن خارج کند.
به عنوان مثال در نظر داشته باشید که شما ملک مسکونی خود را به شخصی در شهریور ماه سال ۱۴۰۰ به مدت یکسال اجاره می دهید. آن شخص موظف است که در شهریور ماه سال ۱۴۰۱ و پیش از اتمام قرارداد ملک را تخلیه و در موعد معین آن را به شما تحویل نماید؛ در صورتی که مستاجر این کار را نکرده و حتی با درخواست و تذکر شما باز اقدام به تخلیه ننماید می توانید به گرفتن دستور تخلیه از مراجع قانونی اقدام نمایید.
با این حساب شرایط لازم برای صدور دستور تخلیه را می توان شامل مواردی از قبیل درج دقیق مدت اجاره در قرارداد، پایان مدت اجاره، رسمی بودن و امضای دو شاهد در قسمت ذیل قرارداد، تنظیم قرارداد اجاره منعقد شده در دو نسخه و قراردادهای اجاره املاک فاقد سرقفلی در نظر گرفت.
مرجع قضایی صالح جهت رسیدگی به مبحث دستور تخلیه و صدور آن بنا به بند ب ماده 9 قانون شورای حل اختلاف، قاضی شورای حل اختلاف منطقه یا محلی است که ملک در آن قرار دارد. در ابتدای این ماده قانونی آورده شده است که “در موارد زیر، قاضی شورا با مشورت اعضای شورا رسیدگی و مبادرت به صدور رای می نماید: …” ب- تمامی دعاوی مربوط به تخلیه عین مستاجره به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه” پس همانطور که مشخص می شود از آنجایی که دعاوی مربوطه به بررسی و صدور دستور تخلیه و همچنین حکم تخلیه هر دو مربوط به تخلیه عین مستاجره می شوند مرجع ذیصلاح رسیدگی به آنها شورای حل اختلاف محل و قاضی شورا می باشد.
🔸اما، زمانی می توان اقدام به اخذ حکم تخلیه نمود که شرایط لازم برای اخذ دستور تخلیه وجود نداشته باشد و گر نه موجر به راحتی می تواند با ارائه مستندات لازم دستور تخلیه را بدون طی مراحل قانونی پیچیده و بیشتر اخذ و تخلیه و تصرف ملک خود را به انجام برساند. به عبارتی با توجه به شرایط اخذ دستور تخلیه، در صورتی که مدت اجاره به صورت دقیق در اجاره نامه رسمی قید نشده باشد، امضای دو شاهد در قسمت پایانی قرارداد اجاره وجود نداشته باشد، اجاره نامه در دو نسخه تنظیم نشده باشد، مالک شرایط لازم برای اخذ دستور تخلیه را نخواهد داشت و از این رو بایستی با ارائه دادخواست به شورای حل اختلاف یا دادگاه محل می تواند اقدام به اخذ حکم تخلیه نماید.
https://t.me/vakilhamrah72
🔹دستور تخليه بدون تشكيل جلسه رسيدگی و فوراً و خارج از نوبت، رسيدگی و صادر می شود و قابل اعتراض و تجديدنظر خواهی نيست اما در صورتی که مستأجر مدعی تمديد قرارداد اجاره باشد در اينصورت بايد شكايت خود را به دادگاه عمومی محل وقوع ملك اعلام نمايد، شكايت او مانع از انجام تخليه نيست مگر اينكه دادگاه رسيدگی كننده شكايت مستأجر را وارد بداند در اينصورت پس از اخذ تأمين مناسب، قرار توقيف عمليات اجرايی صادر می گردد.
🔸ولی رأيی كه در مورد حكم تخليه صادر می شود قابل تجديدنظرخواهی و در صورت غيابی بودن، قابل واخواهی می باشد.
❇️تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه در مورد نحوه اجرا:
🔹برای اجرای دستور تخلیه نیازی به صدور اجراییه وجود ندارد. در این مورد یک مامور ابلاغ موظف می شود که ظرف 24 ساعت دستور تخلیه را به مستاجر ابلاغ و از او رسید دریافت کند. در صورتی که مستاجر از ارائه رسید سر باز زند، مامور این موضوع را در ابلاغ نامه قید می کند و ظرف سه روز اقدام به اجرای مفاد دستور می نماید. دستور تخلیه حتی در صورت عدم حضور مستاجر در داخل خانه و وجود اسباب و وسیله های او در آنجا نیز انجام می شود و مامور با تخلیه محل دستور انتقال اثاثیه به نزدیکترین انبار عمومی را می دهد.
🔸اما در مورد حکم تخلیه برای اجرای حکم، صدور اجراییه که بر اساس دادخواست موجر صادر و به مستاجر ابلاغ می شود ضروری است. مستاجر در این حالت موظف است تا 10 روز پس از تاریخ ابلاغ ملک را تخلیه و از آن خارج شود. در صورتی که در ظرف این مدت مستاجر تخلیه ملک را انجام ندهد این کار از طریق دادگاه صورت می پذیرد. در این حالت صاحب ملک مبلغ ودیعه اجاره اخذ شده از مستاجر را به حساب سپرده دادگستری واریز می کند و اقدام به اجرای حکم تخلیه به دست مامور قانون انجام می شود.
با توجه به تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه در نحوه اجرا، در صورتی که شرایط لازم را برای اخذ دستور تخلیه داشته باشید بهتر است اقدام به اخذ دستور تخلیه نمایید تا در سریع ترین زمان ممکن مراتب قانونی تخلیه ملک شما صورت پذیرد.
⚖پرسش پاسخ حقوقی⚖
https://t.me/vakilhamrah72
