en
Feedback
٭About Nill٭

٭About Nill٭

Open in Telegram

What should I say? It's my safe place, so please be safe(or I eat u) https://t.me/harfmanbot?start=788042952

Show more
Iran562 639The category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+1330 days
Posts Archive

من میخواستم برات بجنگم. آماده بودم تا جلوی کل دنیا بایستم و با تموم زخمایی که از گذشته خوردم، بازم تلاشم رو بکنم تا دستت رو ول نکنم. تا از کنارت جم نخورم و بقیه‌ی زندگیم رو زندگیمون کنم و بسازم، اما من شکست خوردم چون تو جلوم بودی! چون فکر میکردم با کل دنیا میتونم بجنگم و تو دستم رو رها نکنی اما نمیدونستم تنها دشمنم، دشمن اول و آخرم خودت بودی که جلوم قد علم کردی و من رو زمین زدی. چون تو دستات رو از دستام بیرون کشیدی و سمت کل دنیا رفتی...

ey dard.mp35.70 MB

من میتونم با خودمم لج کنم، تو که جای خود داری.

میزم خیلی استتیک شد یهویی
میزم خیلی استتیک شد یهویی

من دلم یکیو میخواد که باهام هر لحظه رو زندگی کنه. باهم شبا زود بخوابیم و صبحا باهم طلوع افتاب رو تماشا کنیم، باهم درس بخونیم و زمان استراحتمون باهم حرف بزنیم و خوراکی بخوریم، باهم ورزش کنیم، با هم زبان جدید یاد بگیریم، با هم قله کوه رو فتح کنیم و باهم زیر بارون برقصیم، باهم آهنگ گوش بدیم و باهم کتاب بخونیم، باهم اوج بگیریم، باهم پرواز کنیم، باهم پیشرفت کنیم. باهم شبای جمعه ستاره هارو بشمریم و زیر نور مهتاب عاشقانه‌هامونو مرور کنیم، یکی که تو اوج شلوغی روز بهم پیام بده و حواسش باشه به حالم، یکی که دستم رو ول نکنه و کل مسیر رو حتی اگه انتهایی نداره باهام بیاد، یکی که باهاش خودِ خودم باشم، یکی که همه‌ی نقشای زندگیمو داشته باشه، هم رفیقم باشه، هم عشقم، هم خانوادم، یکی که با هربار فکر کردن بهش دلم قرص بشه و لبخند رو لبم بیاد، یکی که باهاش روزامو زندگی کنم، یکی که تا آخرش بخوامش و بخوادم...

اینم فهمیدم که احتمالا یه ارزو بمونه و فقط خودم بلدم چطور کنار خودم باشم و با خودم ادامه بدم

خیلی ساله فهمیدم هدف مشترک بیشتر از دوست داشتن ادم‌ها رو کنار هم نگه میداره، و واقعا داشتن کسی که اینطور کنارم باشه از ارزوهامه

به نظرم هم مسیر بودن و هم هدف بودن، درکل پلن های مشترک خیلی جذاب تر دوست داشتن ساده‌ست. مثلا: باهم کار کنیم، باهم فلان مقطع رو بخونیم، باهم فلان چیز رو استارت کنیم، باهم بخونیم، باهم بخریم، باهم بریم، باهم...

به نظرم تلاش های دونفره واسه یه داستان خیلی ترن آن کننده‌س. مثلا این پارتنرایی که کل برنامه‌هاشون رو باهم میچینن تا به اهدافشون برسن، میتونن قلب من رو داشته باشن:)

واقعا وقتی ساید مامیم دیده میشه حس جالبیه

آخرین روز
+3
آخرین روز

بچه‌ها حس میکنم نیاز به حلقه ازدواج دارم. یعنی از لحاظ روحی نیاز دارم. و اگه حلقه ازدواج داشتم خیلی عقده‌ای میشدم. همش یه طوری بحث رو به ازدواج میکشوندم و دستم رو نشون ادما میدادم. کلا الان واقعا خیلی دلم میخواد

داشتم فکر میکردم والد (خوب) بودن چقدر کار سختیه. فکر کن یه موجود کوچیک رو باعث به دنیا اومدنش میشی که هیچ توانایی درباره مراقبت از خودش نداره. تو باید مراقبش باشی، پول خرجش کنی، حواست به تک تک علائمش باشه، حواست به دستشویش باشه، به غذا خوردنش باشه. کم کم بزرگ شه و حواست باشه اسیبی به خودش نزنه، چیزای زیادی یادش بدی، درست تربیتش کنی، حواست به خورد و خوراک و پوشاکش باشه. مدرسه ثبت نامش کنی، حواست باشه درساش چطور پیش میره، امتحاناتش چطوره، کلاس اضافه ببریش و حواست به اونهام باشه. حواست به کلامت، رفتارت و تک تک کارات باشه که درست تربیت شه و درست بزرگ شه و کمبودی رو حس نکنه. میدونی یه روز دلش میشکنه و حواست باید به اون هم باشه، خیلی جاها ازت متنفر میشه اما باید بازم به کارت ادامه بدی تا به خودش آسیبی نزنه، بزرگ میشه، حواست باید به انتخاباش باشه، حالا دیگه باید مراقب باشی این حواس جمع بودنه تبدیل به دخالت نشه اما مراقبت باشه، و بعد اون بچه‌ای که با تموم وجود زندگیت رو پاش گذاشت، عمرت، پولت، وجودت و همه‌چی رو در اختیارش گذاشتی یه روزی میره تا خودش زندگی رو تجربه کنه و تو نمیدونی واقعا اون روز چیکار کنی و اون چه حسی داره. خوشحاله؟ ناراحته؟ متنفره؟ و نمیدونی چقد خوب عمل کردی... خدایا

به طور ناراحت کننده‌ای نمیتونم با دوستام ارتباط بگیرم

دوست داشتم همونی باشم که به خاطرش پشت پا میزنی به تموم حصارایی که دورت کشیدی اما تو اونقدر که به اونها دلبسته بودی، من رو دوست نداشتی.

photo content
+1