en
Feedback
٭About Nill٭

٭About Nill٭

Open in Telegram

What should I say? It's my safe place, so please be safe(or I eat u) https://t.me/harfmanbot?start=788042952

Show more
Iran562 639The category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+1330 days
Posts Archive
پاسخ دفاعیم نسبت به شرایط خیلی ترسناک و جدید زندگیم اینه که به قبلیا فکر کنم و ببینم از پسشون براومدم و قوی تر از اونا بودم. بعد به خودم میام میبینم دوباره تو استرس قبل اون اتفاقا غرقم. یعنی مهم نیست چقدر از یه اتفاق عبور کرده باشم و تونسته باشم از پسش بربیام، استرسش همیشه باهام میمونه

کاش میشد فرار کرد.

photo content
+1

دوست داشتم چندین سال پیش به دنیا میومدم. یه دختر گلگلی توی یه خونه‌ی قدیمی که آفتاب مهتاب ندیده بود و از گل نازک تر نشنیده بود. توی یه محله‌ی قدیمی که همه از قدیمیا بودن. توی محله پر از لوطی بود که کمتر آبجی چیزی بهم نمیگفتن. حواسشون جمع بود تو کوچه کسی چپ نگاه نکنه وگرنه با اونا طرف بود. منم با چادر گلگلی تردد میکردم و بی‌بی هم برام اسپند دود میکرد. خیاطی میکردم درسم هم میخوندم. حاج بابا هم خوشحال بود بعد ۵تا پسر خدا بهش دختر داده‌. توی مهمونیای زنونه همش خواستگار پیدا میشد و بی بی رد میکرد. تهش یه روز از یه بچه سوسول فرنگ رفته خوشم میومد که از کوچه رد میشد و من بی هوا از پنجره آب ریخته بودم رو سرش. اما بنده‌ خدا جرات نکرده چیزی بگه چون چپ نگاه کنه چی؟ لوطی‌ها خط خطیش میکردن. اما همون شروع یه حس ناب عاشقانه و نامه‌های یواشکی میشه. نامه‌هایی که یواشکی توی حیاط میفتن و شبا زیر نور شمع خونده میشن. باعث سر به هوایی میشن و خنده‌های زیرزیرکی پشت روبنده توی کوچه. تهش میفهمیم پسر خوشگله بچه اقدس الملوکیه که یه بار خواستگاری کرده نه شنیده اما حالا دوباره میاد جلو‌. با کلی استرس حاج بابا قبول میکنه بیان و ته قصه میشه یه زندگی معلمی با مردی که دوستش دارم. توی محله‌ی امنی که عاشق آدماشم و بچه‌ها بزرگ میشن. منم میشم یه مامان گلگلی باسواد که بچم پزش رو میده و میشم مسبب خیر و جور کردن جهیزیه دخترای بی بضاعت...

اقا من واقعا استرس دارم. خیلی خیلی زیاد استرس دارم. هر روزیم که میگذره استرسم بیشتر میشه

اتفاقی که بین من و تک تک اطرافیانم میفته

اون‌ها موفق شدنت رو میبینن و بهش خیره میشن اما چیزی که خودت میبینی: تپش قلب، سردرد، معده درد، ادامه دادن، لرزش دست، تار سفید توی موها، ادامه دادن، کابوس، کم خوابی، دائما تلاش کردن، شکست خوردن، از نو شروع کردن، خستگی، تنهایی، کم آوردن، ادامه دادن، غمگینی، ادامه دادن...

اهنگ کلمات: بارون، آتیش، ماه، اکلیل، توت فرنگی

این پیام رو فور کنید و بهم یه آهنگ و پنج‌تا کلمه بدید تا براتون یه فولکلور آبکی بسازم.

𝘤𝘩𝘢𝘭𝘭𝘦𝘯𝘨𝘦࿐ در صورتی که تمایل دارید این پیام رو فوروارد کنید توی چنلتون تا یک صحنه تراژدیک برای مرگ، قتل، عشق و یا تح
𝘤𝘩𝘢𝘭𝘭𝘦𝘯𝘨𝘦࿐ در صورتی که تمایل دارید این پیام رو فوروارد کنید توی چنلتون تا یک صحنه تراژدیک برای مرگ، قتل، عشق و یا تحول شما بنویسم. شاید با توجه به وایبتون، یک مودبرد، عکس، شخصیت معروف و آهنگ بهتون دادم و یا یک کتاب/فیلم/سریال معرف کنم. نکته: ظرفیت محدوده و گذاشتن نتایج کمی طول می‌کشه، ولی نتایج رو واستون می‌فرستم.

Iron-Wine-Flightless-Bird,-American-Mouth-128.mp34.08 MB

photo content

photo content
+1

https://www.pixelthoughts.co هر دقیقه باید اسم یه ادم تاکسیکو این تو بنویسم تا ریلکس شم با کوچیک شدنش* یه سایت طراحی شده واسه کاهش استرسه دوستان

اگه روز سختی داشتین کله‌هاتون رو میبوسم و بهتون افتخار میکنم بابت دووم اوردن و تموم کرد روز سختتون🫶🏻 شبتون بخیر

Prisoners 2013 یه جنایی برای ترکید مغزتون. خیلی روند آروم و رواعصابی داشت از بس که نمیدونستی کی دزده ولی فوق‌العاده جذاب بود و درگیرتون میکنه #movie

واقعا متنفرم که دائما تحت تاثیر هورمون‌هاییم. یعنی چی؟ خوشحالی، ناراحتی، کلافگی، عشق، نفرت و تموم چیزایی که ما فکر میکنیم دست ماست و خودموم توش دخیلیم عملا بازیچه‌ی دست یه سری هورمونه که بالا و پایین میشه و یا ما رو خوشبخت میکنه یا بدبخت دوعالم

خب بریم که با احساس ناکافی بودن بخوابیم

𓍯𝑪𝓱𝓪𝓵𝓵𝓪𝓷𝓰𝓮" این پیام رو توی دیلی‌های دارای محتواتون فوروارد کنید تا من براتون چند خط بنویسم و نهایتاً در غالب شعر یه توصیه بهتون بکنم.

کتابایی که بهار خوندم: چیزهایی که فراموش نمیکنیم کابوسی ها ادگار الن پو همکار خمیر ترش شاهزادگان سردرگم عروس سنادره ترغیب مردگان تابستان جایی که عاشق بودیم هشتمین خواهر افسردگی کبوتر دشت مشوش لاشه لطیف یکی پس از دیگری افعی و بالهای شب دیگرستان دود و آینه‌ها ج مثل جادو اد و غولهای یخی فرزند آتش بازگشت انهدام قلب یادداشت هایی بر سیاره مشوش بادیگارد دروغ‌هایی که گفتیم