Aref Shahednavaz
Open in Telegram
1 684
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
1 684
بخشی از اجرای جشنواره موسیقی جوان
بخش آفرینش در تکنوازی
شهریور ۱۳۹۸
پیشدرآمد راست پنجگاه(موج)
@arefshahednavaz
1 684
یادم افتاد به سهمیهی جشنواره جوان خوارزمی که داشتم. مکاتبه کردیم و مشخص شد که باید درخواست فعالسازی آن سهمیه را فکس کنم و علیالحساب دانشگاه هنر ثبتنام کنم که بعدا منتقل شوم به دانشگاه تهران.
از حرص و هیجان آن لحظات، سریعا هم این کار را کردم.
القصه، بگذریم از ماجرای مهیج ثبتنام دانشگاه من. احتمالا برای دانشجویان سالهای بعد ملموس نباشد که ثبتنام ما حضوری بود و همه چیز هم در جریان آن ثبتنام کشیدیم. از پنجر شدن، ساعت ۶ صبح، نرسیده به مهرشهر کرج، تا جاپارک پیدا نکردن نزدیک باغ ملی، تا گمشدن در کرج و تجربه اولین روز کاری درخشان مسئول خوابگاهی که بعداً چهار سال از زندگی من در خوابگاهی که او مسئولش بود گذشت و نهایتا، برگهی انتخاب واحد ترم یکم که پشت یک صفحه آنالیز فوگی از باخ چاپ شده بود.
تحصیل من در دانشگاه هنر شروع شد. با گارد خیلی بدی وارد شدم و خیلی زود گاردم را پایین آوردم. اولین روز تحصیل دانشگاهیام، دو کلاس رفتم: فیزیک صوت با دکتر حسین قنبری و تاریخ موسیقی ایران با دکتر بابک خضرایی.
همزمان، چند روز بعد به این فکر افتادم که عملا دارم با سهمیه دانشگاهم را عوض میکنم و رقابت با سهمیه را چیز درستی نمیدانستم. در دوگانگی عجیبی قرار داشتم. چند سال با رویای دانشگاه تهران درس خوانده بودم و الآن که رسیدنم به آن خیلی نزدیک بود، فکر سهمیهای بودن آزارم میداد و مضافا، از دانشگاه هنر خوشم آمده بود. آن ساختمانهای پردیس کرج، خوابگاه، اتاق تمرینها و ...، جذبم کرده بود.
در دوگانگی همین موقعیت بودم که روزی مدیرگروه وقت، استاد عزیزم پریچهر خواجه، تماس گرفت و اطلاع داد که پروندهات را فرستادیم هنرهای زیبا و انتقال پیدا کردهای آنجا و باید بروی دانشگاه تهران و ادامهی کارها را انجام بدهی.
چندساعتی درگیر بودم و با خانواده هم در میان گذاشتم و نهایتا، تصمیم گرفتم سهمیه خوارزمی را غیرفعال کنم و انتقالی دانشگاه تهران را هم لغو کنم. احساس کردم با رفتن به آنجا چیزی بهدست نمیاورم که بر حال خوشی که اینجا دارم فزونی داشته باشد. به ماحصل خودم قانع شدم. بعدها مشابه همین موضوع در کنکور ارشد هم رخ داد. در کنکور ارشد، من دیگر اساسا دانشگاه تهران را در اولویتهای انتخاب رشتهام قرار ندادم. با اینکه رتبهام طوری بود که دیگر چندان دغدغه آزمون عملی نداشته باشم. بهرحال. وصف کنکور ارشد بماند برای وقت دیگر.
این شروع دوران تحصیل دانشگاهی پرفراز و نشیب من بود. دورانی که از انقلاب، تا جنگ و کرونا و هزار اتفاق درون دانشگاهی و ... را بهخود دید. دورانی که بهترین دوستهایم را پیدا کردم. اتفاقا بخشهایی مهمی از آن را هم در ارتباط و رفتوآمد در دانشگاه تهران گذراندم. این شروع دورانی بود که من را ساخت. دوران تلخ و شیرینی که اکنون، چند ماه بیشتر با پایان آن فاصله ندارم.
برای دانشگاه هنر عزیزم که هم درد است و هم درمان...
@arefshahednavaz
1 684
خاطرات دورهی کنکور
بهبهانهی اعلام نتایج کنکور ۱۴۰۴
قسمت دوم
نتایج کنکور نظری اگر اشتباه نکنم مردادماه آمد و کنکور عملی، ۱۵ یا ۱۶م یا همچین روزی از شهریور برگزار شد. خوب یادم است که از بخت من، اجرای جشنواره موسیقی جوان و آزمون عملی در دو روز متوالی قرار گرفته بودند. روز اول اجرای جشنواره جوان، بخش آفرینش در تکنوازی بود و روز دوم آزمون عملی.
بهتهران آمدیم. یادم است هتلی گرفتیم حوالی میدان توپخانه. تصویر اینکه از جلوی در سردر «دانشگاه هنر» رد شدیم و من همچنان دقیقا نمیدانستم این دانشگاه کجاست و چیست هم یادم است.
اجرای جشنواره جوان انجام شد. خود این اجرا، به سبب اینکه اولین اجرایی بود که من قطعات خودم را اجرا میکردم، داستان مفصلی دارد که شاید بعدا گفتم. بخشی از آن اجرا را در پست بعد بهاشتراک خواهم گذاشت.
محل آزمون عملی یادم نیست کجا بود. سوره؟ پیام نور؟ یکی از این دانشگاهها شاید. احتمالا آخرین سالی بود که آزمون عملی در پردیس هنرهای زیبا برگزار نشد. صبح زود هم رفتیم که به صف طویل برنخوریم. هفت صبح.
آزمون عملی حکایت عجیبیست. در صف آزمون عملی نوازندگی موسیقی ایرانی، داوطلبان زیادی میبینی که با گیتار الکتریک و ملودیکا و ... آمدهاند و همانجا متوجه میشوند که فیالواقع اصلا سازی که مینوازند در دانشگاه تدریس نمیشود.
هر کس هم معمولا یک «رفیقِ آزمون عملی» برای خودش جور میکند. رفیق آزمون عملی من، همایون امیری و خواهرش ماهور امیری، رفقای بامعرفت اصالتا کرد بودند که همراه پدر مهربانشان آمده بودند سر عملی و احتمالا سر و شکل مشابه پدرانمان ما را به سمت هم کشید و صحبتمان گل کرد و رفاقتی شکل گرفت که تا امروز پابرجاست(همایون و ماهور هر دو بعدا در دانشگاه تهران تحصیل کردند).
مفاد آزمون عملی آن سال، یک دستگاه بود و دو قطعه. من سهگاه میرزاعبدالله را زده بودم با پیشدرآمد و رنگ درویشخان. پگاه استاد مشکاتیان و چهارمضراب سهگاه استاد پایور را هم احتیاطا حاضر کرده بودم که اگر گفتند چرا از نوازندگان سنتور قطعه نزدی، این قطعات را آماده داشته باشم.
آزمون شروع شد. مضطرب بودم. از خودم و کارم مطمئن بودم اما حقیقتا، باتجربه نبودم. خجالتی هم بودم. راستش از لهجه ترکی غلیظ آن سالهایم خجالت میکشیدم و منی که اصلا آدم کمحرفی نیستم، ترجیح میدادم وقتی در تهران هستم، کمتر صحبت کنم.
آزمون شروع شد. گوشههایی از سهگاه پرسیدند. نواختم. قطعاتم را خواستند. نواختم. گفتند از پایور چیزی نزدی؟ کمی از چهارمضراب سهگاه را زدم که گفتند کافیست. گفتند از دستگاههای دیگر اگر چیزی بپرسیم، بلدی بزنی؟ سرم را تکان دادم و آرام گفتم بله. مهربانی بیات ترک خواستند. خرک هفتم را عقب کشیدم و نواختم. کمی با هم شور کردند و گفتند کافیست.
پس از همهی اینها، داور تخصصی سنتور آن سال، برگشت سمتم و گفت:« تو خوبیا، خوب ساز میزنی، اما دستات بالا نمیاد. اکتت قشنگ نیست. باید موقع مضرابزدن دستاتو قشنگ بیاری بالا. خیلی از پایین ساز میزنی!»
من نپرسیدم که چرا؟ من نپرسیدم که صرف این انرژی اضافه برای بالا بردن دست در مضراب زدن مگر چه تاثیر مثبتی دارد؟ نپرسیدم که اکت مگر جایش در کنسرت نبود؟ چرا در اوج آن اضطراب، من اکت قشنگ باید تحویل شما بدهم؟ من هیچ نگفتم. سرم را پایین انداختم و خیلی آرام گفتم «بله، چشم، درست میکنم». و رفتم.
سر اتاق آزمون سلفژ هم آنقدر شوکه بودم که هول شده بودم. شنوایی سنجی و ریتم را بد جواب ندادم اما ملودی خوانیم لنگید. ژوری هم خیلی فرصت نداد. یکی از داوران گفت «خب شما رتبهت خوبه حالا خیلی مهم نیست انشالا هرجا بخوای قبول میشی اگر امتحان سازتو خوب داده باشی».
تمام شد. تهران هم تمام شد. برگشتیم و من واقعا مضطرب بودم که این «گیر الکی» آن داور کار دستم میدهد یا نه.
حقیقت کلام، من فقط دانشگاه تهران را درست میشناختم. فقط هم میدانستم که رتبه اول است بین دانشگاههایی که رشتهی موسیقی دارند. یک چیزهایی از دانشگاه هنر از دامون قاسمی پرسیده بودم ولی حقیقتا شناخت درستی نداشتم. برای دانشگاه تهران ذوق هم داشتم. البته بیشتر از خود دانشگاه، برای خود تهران ذوق داشتم. برای میدان انقلاب و تئاتر شهر و اینها.
بالاخره نتایج نهایی آمد و من خشکم زد که «نوازندگی موسیقی ایرانی| دانشگاه هنر تهران». شوکه شده بودم. پرتاب شده بودم در جایی که اصلا شناختی از آن نداشتم. حرصم گرفته بود که چطور افرادی با رتبههایی خیلی پایینتر از من، قبولی دانشگاه تهران آوردند و من هنر؟ مگر چقدر در عملی نمره کسر کرده بودند؟
1 684
تصویر انتهای دفتر اول نسخهی ابتدایی پارتیتور تنظیم نینوا برای گروه سازهای ایرانی
۹۸/۴/۱۱
«دو روز مانده به کنکور سراسری»
تنظیمش را از اواسط اسفند ۹۷ شروع کرده بودم. صرفا برای یک جستجو و بازی کودکانه-نوجوانانه! بعدها برایم جدی شد و بارها بازنویسیاش کردم.
اوایل کارم بود، از خطاهای آوانگاری و تنظیم و ... چشمپوشی کنید:))
@arefshahednavaz
1 684
خاطرات دورهی کنکور
بهبهانهی اعلام نتایج کنکور ۱۴۰۴
قسمت اول
همین اول بگویم که بیان این خاطرات هیچ بار فنی خاصی ندارد. خاطره است و داستان کنکور نظری و عملی من. شاید مرور آن، خصوصا برای داوطلبان کنکور خالی از لطف نباشد و تذکراتی هم لابهلای متن بدهم، اما حقیقتا، فقط یکجور بیان خاطرات است. خاطراتی موسیقایی-کنکوری!
من سال ۱۳۹۸ کنکور دادم. ۱۳ تیر ۱۳۹۸. این تاریخ را از روی نوشتهی آخر نسخهی ابتدایی پارتیتور تنظیم نینوا مطمئنم: ۹۸/۴/۱۱ دو روز مانده به کنکور سراسری
شش سال راهنمایی و دبیرستان من در سمپاد علامه جعفری تبریز گذشت. دانشآموز تجربی هم بودم. قرار بود پزشکی بخوانم. ترازها و نمرات هم بد نبود. مقطع دهم با همین فکر و خیال گذشت. از اواخر آن سال، خانواده واضحا میدید که من هیچ علاقهای به دروس تجربی ندارم. حالم اصلا با این دروس خوب نیست و با اصرار آنها، به طرز عجیبی توافق کردیم من اصلا پزشکی و دندانپزشکی انتخاب نکنم و بروم سراغ داروسازی که خون و خونریزی کمتری دارد(من ترس از خون دارم. اگر بعنوان آتو استفاده نمیکنید :)) )
زندگی دانش آموزی عجیبی هم داشتم. همان سالها من درگیر جشنواره موسیقی جوان هم بودم. وقتی عرض میکنم درگیر، یعنی روزی شش-هفت ساعت تمرین ساز مستمر. اتفاقا خانواده موفقیت آن را هم میخواست و قبولی داروسازی را هم همچنین. از سال یازدهم، با اصرار من، به تز دیگری رسیدیم: دورشتهای! اینکه داروسازی و موسیقی را همزمان بخوانم(بعدها متوجه شدم این تز را خیلیها از همسن و سالهای من داشتهاند).
نمیشد... مشخصا نمیشد. خانواده دلش به تحصیل موسیقی رضا نبود و بهاینکه موسیقی را کنار بگذارم و داروسازی را بچسبم هم همچنین. نهایت اواخر سال یازدهم بود که در جلسهای که بنیاد نخبگان تبریز، برای برگزیدگان جشنواره خوارزمی گذاشته بود. رئیس بنیاد نخبگان تبریز، مرد دوستداشتنیای که نامش را به خاطر ندارم، خانوادهام را بهطور جدی قانع کرد که من «باید» موسیقی بخوانم.
و از اواخر همان سال دیگر تمام تمرکز من روی کنکور هنر بود.
در جو رقابتی شدید رشتهی ریاضی و تجربی سمپاد علامه جعفری، مدیر دبیرستان، آقای صمدی عزیز که هرجا هستند آرزوی سلامتی برایشان دارم، نگاه سالم و خوبی داشتند که با فهمیدن تصمیم من، مقابل من و خانوادهام نایستاندند و بالعکس، حدالامکان با من مدارا کردند. تا جایی که میتوانستند امکانات آموزشی فراهم کردند و یکتنه، پشت تنها داوطلب کنکور هنر آن دبیرستان بودند.
گفتنش کمی عجیب است. من از دههی ۶۰ صحبت نمیکنم اما واقعا سال ۹۸، همین شش-هفت سال پیش، امکانات و اطلاعات دربارهی رشتهی موسیقی و اساسا کنکور هنر واقعا کم بود. در کلانشهری به ابعاد تبریز، هیچ کتابفروشی ای نبود که کتب کمکدرسی کنکور هنر داشتهباشد. دیگر خودتان حساب کنید که مشاور کنکور هنر و مدرسش بود یا نه! تدریس آنلاین هم اساسا مثل این سالها رونق نداشت. من همیشه نوجوان جستجوگر و «دست به سرچ»ی بودم، بحث اینکه پیدا نکردم نبود. واقعا وجود نداشت! در تهران چند آموزشگاهی بود و آزمونهای منظم داشتند و ... اما در تبریز واقعا همهچیز دربارهی کنکور، در یک هالهی مهآلود پیش میرفت. اطلاعات واقعا کم بود! من تا مدتها، فقط میدانستم که یک دانشگاه هنری هم هست و هیچ راجع مدرسین و جو و حتی محل آن نداشتم(یادم هست که اولین اطلاعات را از دوست خوبم دامون قاسمی که یک سال زودتر از من دانشجوی دانشگاه هنر شد در اینستاگرام گرفتم). در یک کلام، پیجهای مشاوره و مدرسین و امکانات امروزی دربارهی کنکور هنر، از سال ۹۹-۱۴۰۰ به این سو افزایش پیدا کرد و همهگیر شد.
یک تفاوتهای ماهوی هم در کنکور بود. عمومیهای سنگین کنکور هنر، هفت درس اختصاصی. منابع آزادی که اعلام نمیشدند. کنکور تکنوبتی و .... شخصا فکر میکنم کنکور سختتری بود.
بهرحال، سال دوازدهم، با تمرکز کامل من روی کنکور هنر گذشت. حقیقتا هم یکی از بهترین سالهای زندگیام بود. بله، استرس کنکور بود اما من عمیقا دروسی که میخواندم را دوست داشتم(بله حتی خواص مواد). ساز میزدم، تاریخ هنر میخواندم، یک پایم در سینما و تئاتر بود و در رشتهی تخصصی خودم، موسیقی هم، ابعاد جدیدی داشت برایم روشن میشد. سال کنکور من اصلا سال بدی نبود.
پایانبندی قسمت اول این خاطرات هم رتبهام است که دوستان داوطلب همیشه در جستجوی آن هستند: ۲۲ زیر گروه، رتبه کل یادم نیست. حوالی پنجاه-شصت
درصدها و اینها را هم رها کنید. اصلا قابل قیاس با امروز نیست که به دردتان بخورد😃
فقط یادم است جز موسیقی که خب طبیعتاً باید درصد بالایی میزدم تا قبول شوم، هنرهای نمایشی را هم خیلی بالا زده بودم(هنوز هم حتی وقتی یادش میفتم خوشحال میشوم.)
@arefshahednavaz
1 684
بهیاد استاد احمد پژمان
من بخت این را نداشتم هیچوقت هنرجوی آهنگسازی استاد احمد پژمان باشم. تنها برخورد و دیدار من، مربوط میشد به چهار-پنج سال پیش، در جریان یک مسترکلاس آهنگسازی.
مسترکلاسی که قرار بود دو جلسه دو ساعت باشد، تبدیل به سه-چهار جلسهی بعضا حتی شش-هفت ساعته شد. فقط و فقط بخاطر احترام ایشان به کسانی که شرکت کردهاند. فقط و فقط بخاطر بزرگمنشی احمد پژمان.
نزدیک صد نفر آثار خود را ارسال کردهبودند و همانقدر هم سوالاتی راجع آهنگسازی و آثار خود احمد پژمان داشتند. همه را پاسخ داد. یک جلسه چند ساعته خارج از برنامه فقط سوالات را پاسخ داد. خوب یادم هست که جلسه آخر ساعت ۹ شب شروع شد و ۴ و نیم بامداد تمام شد...این انرژی، این احترام و این بزرگمنشی، چیز کمنظیری بود که تاثیر عجیبی روی من داشت.
آن روزها، من تازه آهنگسازی را شروع کرده بودم. گمان میکردم هیچ چیز مهمتر از فرم و هارمونی و اینها نیست. رمز موفقیت یک اثر، در همینهاست. با همین تصور، زمان بررسی اثری که نوشته بودم توسط استاد پژمان شد. ایشان شروع کردند به نقد و تذکراتی راجع نوشتار و آوانگاری کار من. توصیه کردند اسم بگذارم روی آثارم. با لحن خودشان: اسمای قشنگ!
آوانگاریم دقیق باشد. تمامی علائم اجرایی باید بهدقت نوشته شده باشد. تذکر دادند که اثر خودشان، ناگهان رستخیز، با دو-سه جلسه تمرین با ارکستر روسیه(اگر درست یادم مانده باشد) به ضبط رسید و ارکسترها و نوازندگان خوب غرب، قرار نیست پنجاه جلسه روی اثر شما وقت بگذارند و تمرین کنند و نهایتا چند جلسهای درگیر کار شما باشند. شما باید تر و تمیز و دقیق بنویسید تا در همین جلسات کم تمرین کارتان به نحو احسنت اجرا شود.
همینها و شاید چند جملهی کوتاه راجع به ساختار اثرم!
توی ذوقم خورد. منتظر بررسی بافت و فرم و ... اینها بودم و چیز دیگری نصیبم شده بود. حتی کمی گارد گرفتم. اما عمیقا آن راهنمایی، در یادم ماند و مدتها راجعش فکر کردم. بعد دو-سهماه آرامآرام متوجه شدم که استاد احمد پژمان، چه تذکر مهمی به من داده. فهمیدم که در کار حرفهای آهنگسازی چقدر این موضوع مهم است. بستهبندی جذاب اثر چقدر مهم است و احمد پژمان، با تمام سادگی گفتار و رفتارش، نکتهی واقعا مهمی را گوشزد کرده. تاثیر مثبت این تذکر را هم بعدها به وضوح مشاهده کردم. فهمیدم که، ایراد هارمونی و فرم و ... را که هر کسی میتواند گوشزد کند؛ از زبان احمد پژمان بزرگ، نکاتی اینچنین باید جستجو میکردم که حاصل سالها تجربیات درخشان و تاریخساز در آهنگسازی بود. نکتهای در ظاهر ساده، اما خیلی مهمتر از آنچه که فکر میکنید...نکتهای که من هم همیشه، با یاد ایشان، در کلاسهایم به هنرجویان کوچکتر از خودم گوشزد کردم.
احمد پژمان بزرگ بود. صاحب یکی از خاصترین سبکها بین آهنگسازان ایرانی بود. تجربه میکرد. از موسیقی سمفونیک تا پاپ، تا الکترونیک، تا موسیقی کودکان و موسیقی فیلم و در همهی این فعالیتها، هویت ایرانی وجه مشخصهی اثرش بود. میتوان ساعتها راجع به اثرگذاری و جنبههای مختلف آثارش صحبت کرد. جسم استاد احمد پژمان، امروز از میان ما پرکشید، اما شکی نداریم که تاثیرات او و روح موسیقیاش، تا ابد در جریان موسیقی ما جاری خواهد بود.
روحش شاد و یادش گرامی❤️
@arefshahednavaz
1 684
-"آدم بی پرده و حرف مزخرف نزن خریداریم
معرفت شهامت شخصیت صداقت خریداریم
پشتکار و جدیت خریداریم"
صفیر، اتاق بند، بامداد افشار
@arefshahednavaz
1 684
نخستینبار نقد به تصلب ردیف را پژوهشگر ارجمند، دکتر هومان اسعدی، در جریان پایاننامه خود مطرح کرد. ایدهی عدم برداشت درست از ماهیت ردیف و انجماد این سنت پویا و چند و چون دیگرش که قصد ندارم به تشریح آن بپردازم.
بهنظرم آن نقد در زمان تالیفش- اواسط دههی ۸۰- نقد بسیار مهمی بود. در وانفسای تثبیت جایگاه ردیف بعنوان رپرتوار آموزشی در مراکز مختلف و برخوردهای نگاهدارانه از آن، محققی آمد و از پویایی این سنت در بطن خود و امکانات بیشمار خلاقهای که میشد و میشود از آن استخراج کرد دم زد. بسیاری از آثار خلاقانه یا جستجوگر در سالهای بعدی در حیطهی موسیقی کلاسیک ایرانی، مستقیم یا غیرمستقیم تحتتاثیر آرا هومان اسعدی قرار گرفت.
مهمترین نکته در این است که در بازگویی این نقد، باید دقت کرد که حساب کم و کیف موسیقی کلاسیک ایرانی در چهار، پنج سال گذشته هم با امسال تفاوت دارد؛ چه رسد به نقدی که حدود بیست سال پیش مطرح شده است.
از نقد هومان اسعدی تا بهامروز اتفاقات زیادی افتاده. جریانهایی با ارجاع به سیستم مقامی، به برخورد آزادانه با مدها پرداختهاند(جریان موسوم به نئوکلاسیسم)، هنرمندانی مانند پیام جهانمانی انتزاعیتر و آزادانهتر به سراغ ردیف رفتهاند، ردیفهای دورهی قاجاری و پهلوی بیش از پیش منتشر شدهاند و پایاننامههای بسیاری هم به تحلیل آنها پرداخته، دانشگاههای کشور بهجز ردیف میرزاعبدالله، میزبان ردیف دورهعالی شهنازی، آقاحسینقلی، دوامی و ... هم هست و نهایتا، همین پارسال، بالاخره یک استاد موسیقی کلاسیک ایرانی(حسین علیزاده)، بدون قضاوت کم و کیفش، ردیفی با سلیقه و آهنگسازی خود منتشر کرده. بماند که نقد بهجای هومان اسعدی به چیزی فراتر از چپ و راستهای مشخص ردیف یا شخص نورعلی برومند بود. آن نقد یک دعوت به برخورد پویاتر با ردیف بود که اجابت شد. بعبارتی، بازگویی طوطیوار نقد هومان اسعدی، بدون بررسی اتفاقاتی که در این مدت افتاده، فقط خورجین ناشایستگی و ناآگاهی یک منتقد قلابی را پرتر میکند که یا اصلا در جریان تولیدات این دو دهه نبوده، یا بوده و برایش اهمیتی نداشته.
نکتهای هم اضافه کنم، اساسا مسئلهی رپرتوار مرجع مخصوص موسیقی ایرانی نیست. سوناتهای بتهوون رپرتوار مرجع دورهی کلاسیک موسیقی کلاسیک است. رپرتوار مرجع فهم فرم و هارمونی کلاسیک است. هم برای نوازنده و هم آهنگساز. اما با وجود تمامی تفسیرهای مختلف از این سوناتها، واقعا در تمام این چند قرن، نوازندگان پیانوی مختلف، چقدر درگیر تغییردادن و بیرون کشیدن چیزی عجیب و کاملا متفاوت از این رپرتوار مرجع بودهاند؟ اساسا با وجود آوانگاری مشخص از این قطعه، مگر تا چه حد میتوان این قطعات را تغییر داد؟ اصلا مگر آهنگساز موسیقی کلاسیک غرب قرار است با تغییر چپ و راستها(!)ی سونات بتهوون به خلاقیت برسد؟ یا مثلا نوازنده با اضافه کردن دو کادانس از خودش به انتهای یکی از سوناتها قرار است صاحب تفسیر و سلیقه شخصی شود؟ جواب پرسشهای انکاری من مشخص است. او با فهم هارمونی و فرم و ساختار آهنگسازی سونات بتهوون، قرار است به خلاقیت و تفسیر خود برسد. طبیعتا در مسیر درگیرشدن و «فهم» سونات بتهوون، «حفظ آن» هم امری طبیعی و بدیهی خواهد بود. البته که دربارهی این تعبیر خودم و این مثال بعدها بیشتر توضیح خواهم داد.
بهرحال آن چیزی که باید تغییر کند و یا بدست آید، فهم هنرمند نوازنده یا آهنگساز، از رپرتوار مرجع آموزشی(چه ردیف چه سونات بتهوون) است. نه خود آن رپرتوار مرجع. چیزی که حداقل برداشت من از نقد دکتر هومان اسعدی بوده و هست.
@arefshahednavaz
1 684
بداهگی
نمره سوم
آواز دشتی
دشتی و چهارمضراب، عشاق و چهارمضراب، فرود و تصنیف «گریه را به مستی بهانه کردم»
سنتور: عارف شاهدنواز
@arefshahednavaz
1 684
بهشادباش یکم شهریور زادروز استاد حسین علیزاده
ارکستر سازهای ایرانی سپیز
چهارمضراب میگلی
بخشی از دستگاه همایون از مجموعهی دستگاههای موسیقی ایران
از اجرای سوم خرداد ارکستر سپیز در حضور استاد حسین علیزاده
همکف دانشکدهی موسیقی دانشگاه هنر
رهبر: عارف شاهدنواز
دستیار رهبر: یاسمن حبیبی
عود: امیرمحمد رمضانپور
بمتار: محمدرضا ملاولی
تار: همایون مهریاری، علی یحییآبادی، دیبا ارشادی
سهتار: سپهر وحدانی، دانیال محمدی
قانون: انوشا رستگارفر
سنتور: ستاره ذیجود
نی: نیما توکلی
کمانچه: حمیدرضا شمسینی، شمیم امانی، زهرا سهیلیان، منیب رحمانی، مهسا کاظمی
دایره: پرنیا طباطبایی
تنبک: مانی انتظاری
@arefshahednavaz
1 684
Repost from Aref Shahednavaz
مروری کوتاه بر مسیری که در کلاسهای تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی طی میکنیم
بنا به درخواست دوستان و سؤالاتی که از بنده پرسیده میشود.
پیشنیاز این کلاس ، آشنایی نسبی با تئوری عمومی موسیقی است. کلاس را از یک نقطه صفر ذهنی در موسیقی ایرانی آغاز میکنیم . با بررسی چیستی و سرگذشت دو مفهوم کلیدی دستگاه و ردیف در موسیقی کلاسیک ایرانی. مروری سریع برای آن که بدانیم دستگاه و ردیف چیست و از کجا آمده و اصلا چرا و چطور بوجود آمده؟ مفهوم مُد چیست؟
در جلسات بعدی، مبانی نظری مفهوم دستگاه(و مُد) را بیشتر بررسی میکنیم. هر مد ایرانی چه ویژگیهایی دارد و چطور از دیگری تمییز داده میشود؟ شاهد و ایست و متغیر چیست؟ چرخه مدال هر دستگاه چه ویژگی های کلی دارد؟ دانگها چه نقشی در ساختار دستگاهها و مدهای موسیقی ایرانی ایفا میکنند؟
آرامآرام که به سطح مناسبی از آگاهی پیشنیاز ورود به بررسی ردیف مسلح شدیم، وارد آنالیز خود ردیف میشویم. ردیفی که من در این کلاسها بررسی میکنم همان میرزاعبدالله روایت نورعلیخان برومند است که دیگر میتوان گفت بدل به رپرتوار مرجع بیشتر سازهای ایرانی شده است. با اینحال قائل به اجرایی خاص از این ردیف نیستم و همهی اجراها در این کلاس ارزش بررسی دارند. ردیف آوازی عبدالله خان دوامی، ردیف دیگریست که معمولا ، بنا به نیاز به آشنایی با رپرتوار آوازی، به آن رجوع میکنیم؛ هرچند ممکن است بنا به اقتضای بحث، دامنهی صحبت به ردیفهای دیگری چون ردیف ابراهیم بوذری، ردیف آقاحسینقلی، ردیف محمدرضا شجریان و... هم برسد.
جمله به جمله و گوشه به گوشه در ردیف پیش میرویم. بررسی ساختار مدال، ساختار فرمال، آوانگاریها[و احیانا روایتها]ی گوناگون، تکنیکهای جمله پردازی، بسط و گسترش و بیان موسیقایی و تجربههای آهنگسازانهای که بر آن گوشه انجام گرفته[یا میتواند انجام بپذیرد] در دستور کار ما قرار خواهد داشت. معمولا در انتهای هر دستگاه/آواز، یک یا چند قطعه هم از دورهها و آهنگسازان مختلف، با همان روش، مورد بررسی قرار میگیرد.
گاها، برای یکنواخت نشدن سیر کلاس، جلسات ویژهای را به یک موضوع فرعی و خاص ، مانند بحث تحریر، احیای موسیقی ادوار پیشاقاجاری، مرور کوتاهی بر روابط موسیقی کلاسیک و مردمپسند ایرانی و... اختصاص میدهیم.
این خلاصهای از مسیر این کلاس است. اگر سوال دیگری دارید یا اطلاعات دیگری از این کلاس میخواهید با آیدی @arefovic پاسخگویتان هستم.
@arefshahednavaz
1 684
من مدتهاست قصد برگزاری دورهی «فرم و آهنگسازی در موسیقی کلاسیک ایرانی» را دارم.
این دوره در دو بخش کلی تدوین شده است.
بخش اول: آشنایی با فرمها و گونهها، یا بعبارتی «اصناف تصانیف» در موسیقی قدیم ایران و مطالعهی چگونگی استفاده از این فرمها در آهنگسازی و مختصات کلی آهنگسازی براساس موسیقی قدیم ایران.
و بخش دوم: مطالعهی مقولهی آهنگسازی و فرم، در موسیقی دورهی قاجار و پس از آن. بررسی تغییر تحولات گونههای چهارمضراب، رنگ، تصنیف و ...
بررسی مقولهی فرم در ساختار ردیف و نهایتا، مروری بر تکنیکهای چندصدایی مورد استفاده در موسیقی ایرانی.
هر دو بخش نیز، با تاکید بر روی تحلیل آثار مختلف مربوط به بحث پیش خواهد رفت.
طراحی طرح درس و مباحث این دوره، حدود یک سال و نیم زمان برده و در حقیقت، این دوره یکی از اولین تلاشها، برای انتقال جستجوهای من در زمینهی آهنگسازی در موسیقی ایرانی است. تاکید دارم که این دوره، در پی تبیین «قاعده» نیست، در پی انتقال «تفسیر» و نوعی «آگاهی شخصی» است. معتقدم اصولا مبانی نظری آهنگسازی در موسیقی ایرانی، با فتوا صادر کردن من یا دیگری بوجود نیامده و تثبیت نمیشود. بلکه ارائهی تفسیر و نگرشهای مختلف است که نهایتا میتواند منتج به بنیانهای نظری محکمتری بیانجامد.
با اینحال، تنها مانعی که باعث شده تا بهامروز، از برگزاری این دوره امتناع کنم، عدم اطمینان از وجود بستر مناسب و زمان مناسب برای برگزاری این دوره است.
قصدم این است که با ذکر چند و چون این دوره و اهدافش در این متن، با نظرسنجی زیر، از شما دنبالکنندگان عزیز بپرسم که آیا تمایلی به برگزاری این دوره، از حدود مهرماه پیشرو هستید و یا بهتر میبینید این دوره، در زمان دیگری برگزار شود؟
@arefshahednavaz
1 684
یک توضیح راجع به کنکور ارشد و کلاسهای من
دوستان عزیز، چند سالیست که کنکور ارشد اسفند ماه برگزار میشود(نه اردیبهشت).
با توجه به گستردگی مباحث کنکور ارشد و رقابت بالا در آزمون عملی، توصیه میکنم هماهنگی کلاسها، چه برای عملی و چه نظری را، به دو ماه آخر منتقل نکنید. باور بفرمایید، من مدرس، هر موقع که با کسی کلاس داشته باشم، تلاش میکنم او با نهایت آمادگی در کنکور حاضر شود، اما حقیقتا، کنترپوآن و هارمونی مبحثی نیست که با چهار نکته کنکوری، دو ماه مانده به کنکور، جمعبندی شود! سلفژ نیاز به تکرار و تمرین دارد، مدرس ورد یا معجزهای ندارد که شما یکباره در آن مهارت پیدا کنید! و ...
پیشنهاد میکنم، اگر بصورت جدی قصد ادامهی تحصیل در مقطع ارشد را دارید، با برنامهریزی مناسب، تا زمان کنکور، به مطالعه و کسب مهارت در دروس مختلف بپردازید.
@arefshahednavaz
1 684
کلاسهای حضوری و آنلاین
عارف شاهدنواز
آهنگساز و نوازندهی سنتور
🔵آموزش سنتور
🔵علوم آهنگسازی(فرم، هارمونی، کنترپوآن و...)
🔵 مبانی موسیقی ایرانی و تحلیل ردیف
🔵 سلفژ(ایرانی، غربی)
🔵مباحث کنکور کارشناسیارشد(سازشناسی، مبانی و ...)
🔵 آهنگسازی در موسیقی ایرانی
کلاسهای حضوری: کرج، گوهردشت
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر در دایرکت اینستاگرام و یا تلگرام@arefovic در ارتباط باشید
@arefshahednavaz
1 684
Repost from Aref Shahednavaz
کلاسهای حضوری و آنلاین
عارف شاهدنواز
آهنگساز و نوازندهی سنتور
🔵آموزش سنتور
🔵علوم آهنگسازی(فرم، هارمونی، کنترپوآن و...)
🔵 مبانی موسیقی ایرانی و تحلیل ردیف
🔵 سلفژ(ایرانی، غربی)
🔵مباحث کنکور کارشناسیارشد(سازشناسی، مبانی و ...)
🔵 آهنگسازی در موسیقی ایرانی
کلاسهای حضوری: کرج، گوهردشت
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر در دایرکت اینستاگرام و یا تلگرام@arefovic در ارتباط باشید
@arefshahednavaz
1 684
Repost from Aref Shahednavaz
دهر در اسپاتیفای و دیگر پلتفرمهای استریمینگ جهانی منتشر شد
از طریق این لینکها به آلبوم در دسترسی پیدا کنید
آلبوم در دو پارت جدا (چهارگاهماهور و بیات کرد) آپلود شده است
پارت اول:
https://open.spotify.com/album/7AUWzbbYgvrxUEvLhuW0Gz?si=wxyDsUTqQ7uAcnNsiZhp2Q
پارت دوم :
https://open.spotify.com/album/1OFhBKJkjKFbO7ZHl1d0PJ?si=LbE0jWW-Shm5QdzC4wTb5g
@arefshahednavaz
1 684
https://soundcloud.com/aref-shahed/sets/dahr?ref=clipboard
لینک دسترسی به دهر در ساندکلاد
Hamibash.com/dahr
لینک حمایت مالی از آلبوم دهر
@arefshahednavaz
