334
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+230 days
Posts Archive
334
بچه که بودم، بابام یه لالایی برام میخوند که همیشه باهاش گریهام میگرفت، و برای اینکه معلوم نباشه دارم گریه میکنم فقط خودمو میزدم به خواب تا فکر کنه خوابم برده و دیگه برام نخونتش، دیشب خیلی رندوم سینا پشت تلفن گفت بیا برات لالایی بخونم حالت بهتر بشه که بتونی بخوابی، و دقیقا همون لالایی رو برام خوند و نه تنها حالم بهتر نشد، بلکه دوباره مثل بچهگیهام باهاش گریه کردم، چه بسا که اینبار شدیدتر
334
کاش فقط تموم شه، این وضعیت کیری که تا به خودم میام و میخوام اعتماد کنم کیریترین ضربهی ممکنو میخورم تموم بشه، بسه دیگه
334
من با کسایی که خیلی بهشون نزدیکم هم نمیتونم درمورد مشکلاتم صحبت کنم، صحبت کنم هم همش به شوخی و خنده میندازم و انقدر بینش مسخره بازی درمیارم که اصلا طرف نمیفهمه جدی بودم الان، شوخی کردم، اصلا این مشکله چقدر حاده برای من مثلا، چون بدم میاد راجع بهشون صحبت کنم
334
ولی یه جلسه برو
گاهی نیاز
پیش یه درست حسابیش برو بعد اگر دوس نداشتی نرو
خیلی میتونه کمک کننده باشه
از اونجایی ک تو ، از اون دسته آدم هایی هستی که سکوت مطلق و غار تنهایی برای خودت داری به وقت مشکلات بروز نمیدی و سعی داری خودت همه چیز رو حل کنی و به دوش بکشی بلاخره یه جای امنی باید برات وجود داشته باشه که همه ی حق رو به تو بده و بتونی خودت رو ابراز کنی .
این در پوش گذاشتن رو مشکلات و احساسات خوب نیست🔮
334
خیلی خنده داره جدی، حتی متوجه نیستن و روحشونم خبر نداره چیا رو تنهایی پشت سر گذاشتم و صدام هم درنیومده، تهش بخاطر دوتا داد و بیدادم میان میگن بی دلیله رفتارت، باید بری تراپی
334
بعد میگه تو اصلا این شکلی نبودی، بچه بودی خیلی خوش ذوق و مهربون و خوش اخلاق بودی، چت شده🤣
