مَکطِبّ🕊🏛
Open in Telegram
اینجا از تجربههایی مینویسم؛ که شاید تلخ باشند؛ شاید شیرین.🕊 در تلاش برای رسیدن به خودشناسی و شاید نوری بر زخم هایِ تاریکِ آدم ها...🕯 [5/7] 🥼 حرفی؛ سخنی؛دردِدلی...؟ @Mactebot | 🌃🌠 خدا همیشه دوسِمون داره؛ شک ندارم... ♡
Show more620
Subscribers
+224 hours
+147 days
+3230 days
Posts Archive
619
اینکه آدما ازت انتظار دارن سریع بری و برسی غمانگیزش میکنه.
اینکه شاید تصمیم درست؛
مزهمزه کردنِ قطرهقطرهیِ این نوشیدنی باشه اما همه با نگاهشون سرِ سُفرهی این سَفر میخوان بهت بفهمونن باید لاجرعه سر بکشیش.
اگه به خود آدم باشه- که باید باشه- زندگی یه وقتایی خیلی قشنگتر و آروم تر از دنیایِ اطراف میگذره...
ولی وقتی سرتو گرمِ پله ها میکنن؛
تا جایی که بتونن برات پلهی بیمار میسازن.
حالا هی تاس بریز...
هی تاس بریز...
هی تاس...
هی تاس...
هی هی...
دیگه مارم نباشه خودت خسته میشی از نوکِ این قله...
از همیشه دمِ پلهی صد بودن...
#شرح_حال_زیستن
619
Repost from بهارانه✨
بچهها اگر توی کار تخصصی که میکنید اعتماد به نفس ندارید نگران نباشید معنیش اینه که قراره رشد کنید، وقتی هرچی میخونی یا تمرین میکنی بازم فکر میکنی کلی چیزی هست که بلد نیستی یعنی قراره خودتو بالا بکشی و وای به روزی که فکر کنی خوب دیگه من کامل شدم، الان دیگه خیلی خفنم از همون لحظه قراره بیوفتی پایین پس این حس بدِ بلد نبودن رو تاب بیار که این بال پرواز توئه...
تنها جایی که اعتماد به نفس نداشتن خیلییی کارایی داره توی احساس دانستنه👌
619
بعد از مدت های بسیار رفتم اینستاگرام؛
و قطره قطره اشکه که روی گونههام نشسته.
نمیدونم چه حکمتیه آدم خاطره هاشو ظاهرا فراموش میکنه؛ اما وقتی دوباره چشمش بهشون میخوره پرت میشه تو دل همون گذشتههای خیلی خیلی دور و پر نور...
و خب پسر...
چه ذوقی بود..! چه امیدی بود..! چه عشقی بود توی چشمام به زندگی!
به نفس کشیدن... دنیا رو به تصویر کشیدن... آینده رو تصور کردن...
و اینا امروز کجاست؟
قراره همهی اون زندگی رو دوستداشتنآ اینطوری یه روز خاطره بشه!؟
اشک بشه؟ حسرت بشه؟!
حتی مثلا همینی که امروز صبح دارم مینویسم؟ واسه ده سالِ بعدم...؟
619
Repost from N/a
کتاب بخش دی یک تریلر روانشناختی و معمایی با پایانی غافلگیرکننده و روندی پُرتنش و گیرا است. این کتاب را میتوان جزو کتابهای page-turner یا به عبارت دیگر جزو کتابهایی دانست که نمیتوان زمین گذاشت. نقطهی اوج داستان نفس را در سینه حبس میکند. پیچشهای داستانی متعدد و پشت سر هم ذهن خواننده را در فضای ملتهب و ترسناک بخش دی گیر میاندازند. هر فصل با یک قلاب تمام میشود که خواننده را وادار میکند ورق بزند و سراغ فصل بعدی برود. زبان ساده، روایت پُرسرعت و جذاب و سرنخهایی که به تدریج وارد داستان میشوند، این کتاب را به یکی از هیجانانگیزترین کتابهای معماییجنایی تبدیل میکنند.
در کنار نقاط مثبت، مثل هر کتاب دیگری منتقدان ایرادهایی نسبت به بخش دی وارد کردهاند. برخی از خوانندگان معتقدند فریدا مک فادن بیش از حد از واژهی «دیوانه» برای توصیف بیماران استفاده میکند و آنها را خشن نشان میدهد. همچنین در قسمتهایی به سرزنش چاقی میپردازد که این موضوعات داستان را از لحاظ اخلاقی بحث برانگیز میکند.
619
Repost from 🪽پادشکننده
اتفاقا چیزی که برای خود من جالب بود، این بود که ببینم قلم یک پزشک و متخصص مغز و اعصاب در ژانر تریلر روانشناختی و جناییـمعمایی چطوره؛ برای همین فروردین چندتا از کتابهای فریدا مکفادن، مثل بخش دی، آموزگار، خدمتکار و بیاجازه رو خوندم.😅
البته به نظرم رفتهرفته بعضی از کتابهاش کمی افت میکنن. دوستان اینجا پیشنهاد دادن اگر این ژانر برام جذابه، بعدش حتما سراغ آثار آگاتا کریستی برم
البته که اول این کتاب بالا رو قصد دارم بخونم بعد👌
619
+1
نویسنده این کتاب:
Freida mcfadden هست.
که تقریبا بیش از ۴۳ تا کتاب( که بسیاریشون هم bestseller بودن) نوشته...
معروف ترینش مجموعهی Housemaid هست.
نکته جالب اما اینه که؛ این یه اسم مستعار بوده براش و نزدیک ۲۳ سال هویت واقعی خودش رو پنهان کرده بوده و مینوشته.
اسم واقعیش Sara cohen یه پزشک آمریکایی که نویسندگی رو ادامه داده و یه مثال واقعی از پزشکی بخون و ...در کنارش هنرو ادامه بدهست.
619
Repost from 🪽پادشکننده
کتاب Suicide Med به مناسبت پیشگیری از خودکشی - دهم سپتامبر هست؛ کتابی با بکگراند روانشناختی و معمایی که در دانشکده پزشکی اتفاق میفته و در کنار داستان پرتعلیقش به موضوعاتی مثل فشار دوران پزشکی، رقابت، فرسودگی روانی، اخلاق حرفهای و مهمتر از همه حفظ کرامت و انسانیت در مسیر پزشک شدن میپردازه.
این کتاب رو یکی از گروه ها دوستان گذاشته بودن و بنظرم مفید بود👌
+چونکه فرمت pdf نیست. با اپلیکیشن ReadEra راحت باز کنید
619
عزیزانم؛
ربات چنل (مکطِبات) متوجه شدم که چند روزی دچار باگ شده و پیامها از یه تاریخی به بعد که جواب دادم به مخاطب ها ارسال نشده.
اگر که پیامی داده بودین و بی جواب مونده( پیام هام به دستتون نرسیده)
لطفا (موقتا) از طریق دایرکت کانال بهم بگین تا جواب بدم 🩵
عذرخواه و متشکرم از شکیبایی و محبتِ همیشگیتون. 🪴
( مشکل ربات برطرف شده اما به فکر یه بستر دیگهام؛ اگر پیشنهاد یا تجربهی بهتری چه از Ui و چه کاربرد داشتید خوشحال میشم بهم بگید. )
619
شب ها تا دیروقت
به روزهای باقی ماندهاش فکر میکرد.
به سایهی خورشید، بالایِ سرش.
بعد پشت پردهی اتاقش پنهان میشد
و با شرم، به سایهی نور خیره میشد.
"یک صبح دیگر"
( #یک_بند_زندگی ) 💠
619
و من چقدر احساس میکنم EtyLeptic ام؛
هر بار یه اتیمولوژی جدید میشنوم روحم بال درمیاره و تسخیر ریشهی قشنگش میشه🕊 | #Etymology
619
Repost from مدرسه پزشکی | امیرمحمد قربانی
دو کلمه epilepsy (صرع) و neuroleptic (داروهای آنتیسایکوتیک) یک قسمت مشترک دارند: ریشه lep
این کلمه به معنای به تسخیر در آوردن هست.
در اپیلپسی یا صرع، فکر میکردند چیزی شیطانی فرد را به تسخیر خود در آورده است.
اما داروی نورولپتیک که کلمهای جدید است، به این معنا است که دارو، اعصاب را به تسخیر خود در آورده و فرد را از توهم و هذیان خود بیرون میآورد.
داروهایش نیز آشنا است: از هالوپریدول گرفته تا رسپریدون و ...
619
امروز رو روزِ "اخلاق" و "مِهرورزی" نامگذاشتهند.
به سبب تولدّ پیامبرِ اسلام، حضرت محمد.
تصور میکنم؛
اگر که امروز پیش ما حاضر بود؛
انقلاب میکرد.
ما رو از دست مذهبیهایِ بدون منطق و عقل نجات میداد.
فمنیسم رو خودش با رفتارش دوباره یادمون میداد.
مرهم و درمان رو به قول اون جمله حضرت امیر: "طبیبُ دوار طبّه" خودش بر سر بالین و روحِ دردمند ها میبرد.
و در یک کلمه؛
به جایِ خونخواهی و جهالت و مَلحمه¹!
مهربانی و اصالت و مرحمت رو پیشکشِ گمراهی امروز میکرد.
کاش میراثِ دسترنجِ او، اینطور مظلوم و مهجور نمیشد.
¹
اشاره به ماجرایِ "ملحمه" و "مرحمه" که بعد از فتح مکه، عدهای از همین مذهبی های همیشه در میدانحاضر؛ اومدن وسط میدون شهر و داااد میزدن امروز دیگه بالاخره نوبت و روز ماست؛ روز ملحمهست( لحم یعنی گوشت: و منظور این بود خونخواهی و خونریزی و کشتار راه میندازیم... مرگ بر مکهای ها که ۸ سال مارو تو بایکوت نگه داشتن و از این دست شعار های آشنای دور میدون شهری!) وقتی پیامبرِ مهر ورز این ها رو شنید! نهیب زد و گفت این چه کاریه؟! این چه رفتاریه؟! امروز روزِ مرحمته! روز مهربانیه! نه ملحمه! پرچم رو از دست سعدبن عباده(همون مذهبیه) گرفت!! چون عفوِ عمومی رو با همین کارش داشت از بین میبرد... و بدونِ قطرهای خونریزی، دل مکه رو فتح کرد..#از_زندگی 🪴
