M. Shaman Ghost (commission open)👻🪶
Open in Telegram
I'm back BITCHES!!!☕️ NSFW channel: https://t.me/+PaRIUPHux943NzNk Daily: https://t.me/Willbondwillbebond Anon: https://t.me/HarfChatBot?start=6ebad2cf5dc0☕️
Show more569
Subscribers
-124 hours
-47 days
-230 days
Posts Archive
گایز میشه این درخواستو لطفا دست به دست کنید
واقعا به این افرادی که گفتم نیاز دارم تو گروه
تیم f2fممون هم به نیرو کمکی نیاز داره
ممنون میشم توجه بنمویونید🦦🩵
درخواست فوووووووووری🍄
های دوستان هنرمند 🩵
برای ساخت پروژه انیمیشن فعلی به یک انیماتور فریم بای فریم و ریگر موهو نیاز دارم
اطلاعات پروژه تو این پسته و اگه مایل به همکاری دوستانه هستین به همین اکانت پیام بدین🙏
https://t.me/MShamanGhost/4308
اوووکی روح دهه ۸۰
عشق و مد و فشن
روح موردعلاقم
بینایی افتضاح:)
بددن عینک از امدازه ولما تو اسکوبی دوو کور میشه:))
جونم براشون بگه که تو راه رفتن به سوی مصاحبه برای مجله مد سلبریتیا بود
سر عینک داشتن میشه اینسکیور بوده چون میگفت هیچوقت به تیپی که میزنه نمیاد
پس لنز! D:
نزدیکترین راه به ساختمون برا مصاحبه رو داشتن تعمیرات فاضلاب و لولهها انجام میدادن
اون قسمتم چون وقت ناهارشون کسی نبود که هشدار بده...برا همینه که علامتای هشدار وجود دارن!
حالا اینم داشت کم کم دیر میرسید برای مصاحبه و چون زمانش براش اهمیت داشت میخواست زود برسه پس میاد میونبر میزنه:)
تو همون راهی که دقیقا کلی ساین و بنر هشدار داشتن:)
همزمان که داشت نزدیک میشد یهو لنزش برمیگرده عقب و اینم که کور دیگه هیچ جارو نمیدید و هی داشت دست تو چشمش میکرد که بتونه برش گردونه و متوجه باز بودن در چاه فاضلابم نبود و وووش میوفته توش:)
روح اوایل ۲۰۰۰ که جوونترین روحه...اون واقعا احمقانه بود
بیچاره بعد از سالها که برف اومد میره خوشبگذرونه با دوستاش
کلی نفریح و شادی و بازی و حالا هم جرئت یا حقیقت
هیچوقت جرئتو انتخاب نمیکرد و حالا میخواست کلا یه تنوعی بده و انجام بده
قرار شد دوستاش با بدنش یه آدم برفی دقیقا هم اندازه خودش درست کنن و باید تا یک دقیقه کامل بی حرکت توش میموند اینم قبول میکنه
پس اینم بی حرکت وایمیسه تا با برف بپوشننشو آدم برفیش کنن
وقتی که کامل و پوشیده شده بود ۱ دقیقه شروع شد
تو این مدت یهو دوستاش یکی از بچهای پاپیولر دبیرستانو میبینن و میرن که باهاش حرف بزنن
نه تنها یه دقیقه تموم شد
بلکه تا پایان روز هیشکی دیگه یادش نبود که دختره تو آدم برفی مونده:)
دهه ۶۰ هم همینطور ساده و بیچاره
عاشق خوانندگی بوده
از یه آشنایی باهاش تماس میگیرن که تو یه کلاب تونسته براش یه ادیشن جور کنه برا خوانندگی خلاصه اینم شاد و خوشحال میره که آماده شه
میره حپوم که خودشو ترتمیز کنه و همینطور صداشو گرم میکنه و برا خودش اهنگ میخونه
حمومم بخار کرده بود و اینم داشته با صابون بازی میکرد که انگار میکروفونه و داره اهنگ میخونه
صابونه از دستش لیز میخوره میوفته
اینم تو این بخار و دود حموم تا قدم برمیداره و صابونشو پیدا کنه قشنگ پا میذاره روش و لیز میخوره و از پشت کله سرش میخوره به تیزی پایین دوش حموم و میمیره:")
دهه ۹۰ یه داستان خیلی ساده داره
یه آدم با روحیه کاملا فانتزی و aesthetic که عاشق کاردستی درست کردن بود از طرفیم بشدت مسیه و اتاقش کلا یه ریختی و پاشی بود همیشه
یه روز سر ساخت یکی از ژورنالاش وقتی که میره قیچی خیاطی هم اتاقیشو برداره، تا میرسه اتاقش پاش گیر میکنه به جعبه وسایل کاردستیش و میوفته زمین
از شانسش قیچی که تو دستش بود تو چشمش میره و کامل رد میشه و میمیره
