Ati
Closed channel
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
Show more189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1230 days
Posts Archive
189
ایشون اومد فقط دلم میخواد امشب باز نگاه کنه
پاشم بگم تورم قرآن تو دیگه ولم کن مرد
زمین نگاه کن خب
189
حالا هی بگید چرا به پسره جواب ن دادی
من دلم میخواد دور شم از این خاک و شهر و ادماش
دور اونقدر دور که وقتی جایی میگن بگن اوووه چه دور
اره :)))
189
آخ کاش کاااش
کلشون تا کمر تو زندگی آدم
از مدل لباس پوشیدن تا چی میخوری
میخوای چکار کنی
آدم انقد بیکار ؟
189
Repost from N/a
https://t.me/c/1753147837/8923
ما زندگیمون به اندازه کافی سخت هست کاش ادما اینقدر بیکار نبودن در مورد زندگی ما نظر بدن.
خدایی بعضیا از بیکاری نمیدونن چیکار کنن
البته بعضیا هم از قلب سیاهشون هست
189
طول مسیر انقد بابام بحث کرد باهام
فشار اومد به گلوم و مغزم
بغضی طور نشستم تو سالن تا کلاس خالی شه برم تو کلاس
میگذره ولی خدا لعنت کنه تک تک آدمایی به ظاهر میخوان خوبی کنن و بقیه رو پر میکنن سر آدم
به بابام گفتم خسته تر از اونم بخوام از خودم دفاع کنم پس فقط میشنوم
هر چی دوست داری بگو من تا ابد نیستم پیشتون اینو مطمعن باش :))
189
گاهی میترسم نکنه بره سراغ مهاجرت
چون هر دوی ما دو فکر مهاجرت بودیم
و دلم میخواد بهش بگم تا ۳۵ سالگی من کاری نکن و دوباره سکوت میکنم
و تو دلم میگم خدایا خودت بهتر میدونی :)
189
پروسه کنکورم خسته کننده شده
مثلا هر وقت باهم حرف میزنیم
به جایی برسیم نتیجه بگیریم
میگه وای عاطفه به حرفم گوش نکردی که
و دوباره همه پلن ها میریزه بهم و دوباره
میگیم حالا باز صبر میکنیم :)
189
امروز سرکتاب فیزیک ی لحظه گفتم چندتا کنکور دادم ؟
با ناخن هام شمردم باورم نشد
بازم شمردم باز باورم نشد
و چهار بار شمردم و دیدم درسته
و به خودم گفتم وای آخرش چی
این همه سال چکار کردی
دیگ داشتم به مرز سکته میرسیدم
بالای برگه کتاب نوشتم به زودی میرسم :)
189
بابام از ظهر که اومده سرسنگین باهام
نمیدونم چرا ، احتمالا باز ی سری آدم نظر دادن
و به بابام گفتن اشتباه کردی همه چیو سپردی ب خود عاطی
و باباهم مثل همیشه تحت تاثیر قرار گرفته :))
مهم نیست
189
دوباره باید بریم کلاس و دوباره اون نگاه سنگین رو باید تحمل کنم
کاش این ترم تموم شه و دوتا شعبه شیم مثل سه ترم قبلی :))
189
وی در اینستا دنبال پیج یک معلم کنکوری میگشت ، و با عکسای بارداری همکلاسیش برخورد کرد
براش خوشحال شدم
ی لحظه ام به این فکر کردم وای چقدر بزرگ شدیم
و کلا هنگ کردم
اما دوباره به جستجو خود ادامه دادم
189
منم همیشه تایم آشپزی با همه مواد و ظرف ها حرف میزنم
اوایل برا مامانم عجیب غریب بود
تا مدت ها فکر میکرد دیونه ام
اما دیگه عادت کردن 🙊😂
189
Repost from N/a
بعد گذاشته بودم جوش بیاد لپهها هی نمیجوشید
منم دیرم داشت میشد
یهو دیدم دارم با لپهها حرف میزنم
داشتم میگفتم لطفاً جوش بیاین داره دیرم میشه
خودم خندهم گرفت که دارم با قابلمه حرف میزنم
189
برا ناهار غذای قشنگ قشنگ خلق کردم
انقد دلم میخواد عکسای قشنگ بگیرم
اما خب ن تایمش دارم ن یادم میمونه
همیشه میگم بالاخره از این روزا در میای
اون موقع هر چیزی درست کردی ازش عکس خوشگل موشگل میگیری 🙃
189
در حالی که دیروز حواسم نبود و اشتباهی ی دمنوش خوردم ، و تا خود صبح جون دادم
چرا چونکه پریود بودم و به شدت مضر بود برام و تا خود صبح جون دادم
ولی ساعت ۴/۵۰ دقیقه پاشدم
برا صبونه داداشم و بابام حسابی تدارک دیدم
همراه با موسیقی بی کلام 😅😂
پنکیک درست کردم به همراه مربا و کره فندق
و اسکرامبل تخم مرغ درست کردم
آب پرتقال گرفتم و خلاصه امروز صبح بابا میگه بچه ، چ انرژی داری
و گفتم بله بله فول انرژی ام 😎
