Ati
Closed channel
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
Show more189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1230 days
Posts Archive
189
بزرگسالی اصلا خوب نیست
کارای مهم میاد سر راه آدم
تصمیمات جدی
گهگاهی کارا قاطی میشه
و سر دو سه راهی قرار میگیری و این
سخت ترین قسمت بزرگسالی بوده
189
مثلا تو طایفه ما همه بچها قد بلند و درشتن ولی من قدم کوتاه جثه ای هم درشت نیستم زیاد
حرف میزنن بهم
ولییی من خودم خودمو دوست دارم
ب قول بقیه کوچولو ام
اما من کوچولو بودنم رو دوست دارم 😌😅
189
بچهااا
اصلا ب بقیه توجه نکنید اصلااا
اگه بدونید زندگی و افکار آدما چقدررر مهم تر از قیافه هیچ وقت بهش توجه نمیکنید
من الآنم هنوز حرف میشنوم ولی برام اهمیت نداره
189
عاطی دمت گرم تو با اینکه نزدیک ازین کس و عزیزترین کس زندگیت هم بابت جوشات بهت هیت میداده اما تو بازم دست رو زانوهات گذاشتی و پاشدی و اعتمادبهنفس تخریب شدتو از نو ساختی واقعا دمت گرم 🫠👏👏
189
بچها میشه برام دعا کنید
من واقعا نیاز دارم به دعاتون ک بهترین اتفاق بیوفته برام ازش پشیمون نشم 🥹
189
بابای منم چادر دوست داشت و دوست داشت من ی دختر محجبه شیک و قشنگ باشم همیشه میگفت یا حجاب و لباس مناسب میشه خوش پوش بود
اما من دیگ حالم خوب نبود
من دوسش نداشتم
خانواده ما تقریبا همه مذهبی آن
کنار گذاشتن چادر برا من به شدت سخت بود اعلام کردنش
تو فک کن عروسی با چادر میرفتم بعد یهو بخوام مانتو کرم کوتاه با آستین سرب بپوشم برم
من اومدم کم کم شروع کردم مثلا بیرون میرفتیم به بهونه هوا گرم چادرم در بیارم یکم خنک شم باز میپوشم
یا چادر میزاشمم تو ماشین خرید میرفتیم دو سه تا مغازه میپوشیدم مغاره پنجمی در میاوردم میراشتم تو ماشین و یواشکی میرقتم 🤣
تا اینکه بابام خانواده اطرافیان متوجه شدن چادرمو دوست ندارم حدود یک سال بعد بابام گفت من دوست ندارم ی بار با چادر ی بار بی چادر
یا چادری یا بی چادر
در کمال ناباوری بهش گفتم پس بی چادر
الان دیگه کنار اومده خودش بهم میگه لباس کوتاه و روشن بیشتر بهت میاد و انگار ن انگار ک ثبلا چطوری بودم
همیشه کم کم آماده کنه خانواده رو برا تغییر کردنت
