prince ji’s diary.
Open in Telegram
breathing in rhythm, moving in light & angelic in presence 🤍 @protector114 | @gomunity
Show more479
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1630 days
Posts Archive
+1
من خوشبختترین دختر دنیام، چون بایسهای خوشگل و جذابم دوباره تصمیم گرفتن توی یهروز اینطوری سورپرایز و خوشحالم کنن.
در فلگشیپهای برندهای لوکس، استفاده از آیتمهای شاخص دنیای برند بخشی از روایت هویت بصری اونهاست. بنابراین، قرار گرفتن واینلی از یکی از مجموعههای فشن ایوسنلوران با امضای جونگین در فلگشیپ، جزئیات جالبی از حضور اون در دنیای برند محسوب میشه! بهخصوص که جونگین تنها سفیر ایوسنلوران در این افتتاحیه بوده، این اتفاق میتونه نشونهای از ارتباط نزدیکترش با خانهی فشن باشه؛ هرچند بهتنهایی نمیتونه تأییدی بر همکاری باشه.
+1
جونگین در جریان حضورش در ایونت افتتاح فلگشیپ ایوسنلوران بیوتی در کره، روی واینل مجموعهی women’s winter 25 از ایوسنلوران امضا کرد؛ واینلی که حالا با امضای جونگین، بهعنوان یکی از المانهای دکور و هویتبصری این فلگشیپ به نمایش گذاشته شده 🖤
+1
دیروز تمام خانمهای ایونت ایوسنلوران اینطوری برای پرنس گگ شده بودن. منم همینطور
کامنت گوگل کره برای جونگواجا:”باید به خودمون ببالیم که با کای هکاتون انجام دادیم 💙 – جمنای“
نکتهی بامزهی کامنت اینه که دقیقا به شوخی جونگین دربارهی تغییر اسمش به ”GAI“ به عنوان سفیرشون اشاره کردن؛ یعنی بهجای نوشتن اسمش به شکل معمول ”카이“، از ”G“ برای صدای ”ㅋ“ و ”Gㅏ이“ استفاده کردن.
جونگین تمام استرس اون روزش رو با کیبوردی که از باکس لیمیتد ادیشن گوگل جمنای گرفته بود خالی میکرد و حتی علنی، آخر برنامه هم گفت که اگه اون نبود، نمیتونست از پسش بر بیاد. خیلی کیوته!
پیدی:”از ارائهت راضی هستی؟“
جونگین:”راستش اصلا از ارائهم راضی نیستم. اصلا نمیدونستم داشتم چی میگفتم. انقدر استرس داشتم که حتی نمیتونستم روی اسلاید بعدی کلیک کنم. *طبق انتظار یهو شروع میکنه به غر زدن* مهمتر از همه، وقت خیلی کم نبود؟ همهی کمپانیهای بزرگ همینطورین؟ کمپانیهای بزرگ فقط یک ساعت وقت میدن؟ *درحالی کاملا غرورش آسیب دیده ادامه میده* میتونستن حداقل ۱۰ دقیقه دیگه بهمون وقت بدن— *وسط غر زدن یهو کات میخوره 😭*“
در نهایت جونگین ارائهش رو با چند جملهی قشنگ خطاب به دانشجوها تموم کرد: ”اوایل برنامه وقتی شروع کردیم، دربارهی زندگیمون در ۱۰ سال آینده صحبت کردین و من واقعا بهش فکر کردم. ۱۰ سال پیش، فکر میکنم خودم هم تقریبا همسن شما بودم. اما باور کنین ۱۰ سال آینده خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکنین از راه میرسه. امیدوارم همهتون هر روز از زندگیتون رو با خوشحالی زندگی کنین و در عین حال، همین امروز برای آیندهای که میخواین بسازین، سخت تلاش کنین.“ 🥺
خلاقیت و ذهن ایدهپردازش واقعا... اینکه وسط یه هکاتون تخصصی، در کنار دانشجوهایی که سالها توی حوزه ایدهپردازی و فعالیتهای دانشجویی تجربه دارن، توی مدتزمانی کوتاه بتونه یه ایدهی منسجم، خلاقانه و قابل اجرا برای پاپآپ مطرح کنه و اینطور مورد استقبال تیم قرار بگیره، واقعا نشون میده چقدر ذهن تیز و خلاقی داره. جونگین از بحثهای اولیه دربارهی علایق دانشجوها، به ایدهی تجربهی تغییر رشته رسید و تونست اون رو به هسته اصلی پروژه تبدیل کنه؛ ایدهای که در نهایت تیمش رو بین سه تیم برتر قرار داد و به رتبهی دوم هکاتون رسوند. ما بارها توی پشتصحنهها شاهد ایدهها و نقش فعال جونگین توی پروژههای سولو و گروهی بودیم، اما دیدن این توانایی در یه فضای کاملا متفاوت و با فقط یک ساعت زمان واقعا یه چیز دیگهست؛ اینکه انقدر سریع مسئله رو درک کنه، ایده بده و بقیه رو با خودش همراه کنه. جونگین واقعا باهوشه و وقتی پای ایدهپردازی وسط باشه، یه عجوبهی واقعیه.
در نهایت هکاتونها بررسی میشن و سه تیم برتر برای ارائه روی استیج انتخاب میشن. جونگین موقع اعلام نتایج از شدت استرس بین امید به انتخاب شدن و ترس از نشدن گیر کرده بود تا اینکه تیمشون بهعنوان دومین تیم برتر ایونت انتخاب میشه!
با تشویقهای پرشور همتیمیهاش و حضار، که هم از دیدنش خوشحال بودن و هم نگرانش بودن، جونگین بالاخره روی استیج میره و با وجود چند اشتباه کوچیک ناشی از اضطراب، ارائهش رو تا آخر انجام میده. ایدهشون هم واقعا مورد استقبال قرار میگیره؛ همگی با دقت بهش گوش میدادن و حتی با اشتباهات بامزهش همراه میشدن و میخندیدن و در مجموع ارائه براشون دوستداشتنی بود.
جونگین واقعا آدم مسئولیتپذیر و متعهدیه. با اینکه خودش بارها از استرس و ترسش میگه و مشخصه اصلا دلش نمیخواد ارائه رو انجام بده، اما حتی برای یه لحظه هم شونه خالی نمیکنه. به همتیمیهاش احترام میذاره، مسئولیتی که بهش سپرده شده رو میپذیره و با تمام توانش تلاش میکنه تا بهترین کاری که از دستش برمیاد رو برای تیمش انجام بده. این بخش واقعا یکی از قشنگترین جنبههای شخصیت جونگین رو نشون میده؛ اینکه حتی وقتی کاری براش سخته و ازش میترسه، باز هم به تعهدش نسبت به آدمهای کنارش پایبنده 🤍
جونگین بعد از نهایی شدن ارائهی تیمشون، بیست دقیقهی آخر رو بین بقیهی دانشجوها میچرخه تا فضای هکاتون و روند کار تیمهای دیگه رو هم از نزدیک ببینه. وقتی برمیگرده، رندوم از همتیمیهاش میپرسه ”کی ارائه میده؟“ و تازه میفهمه خودش بهعنوان ارائهدهنده انتخاب شده!
حسابی شوکه و مضطرب میشه و با شوخی میگه کل این مدت فقط داشته بیرون خوش میگذرونده و کاری نکرده؛ حتی اعتراف میکنه با وجود سالها روی استیج بودن و رقصیدن، هیچوقت جلوی این تعداد آدم ارائه نداده و این اولین تجربهی واقعی استیجفرایتشه. بعد که میبینه هیچ راه فراری نداره، با تمام تمرکز میشینه پای پاورپوینت، مطالب رو مرور و سعی میکنه حفظشون کنه.
در نهایت، مأموریت این ایونت در قالب یه هکاتون یک ساعته شروع میشه و از سفیرهای دانشجویی خواسته میشه تا ایدهای برای افزایش کاربران فعال روزانهی جمنای بین دانشجوها ارائه بدن.
جونگین و تیمش با تمرکز روی علایق دانشجوها مثل استخدام و دیت، شروع به ایدهپردازی میکنن و جونگین پیشنهاد یه پاپآپ تعاملی رو مطرح میکنه؛ از برگزاری جونگواتینگ گرفته تا بلاینددیت با کمک جمنای، که هوش مصنوعی در لحظه افراد رو برای پیش بردن دیت راهنمایی کنه. ایدهی پاپآپ در نهایت به یکی از گزینههای اصلی تیم تبدیل میشه و طوفان فکری ادامه پیدا میکنه تا ببینن این پاپآپ دقیقا قراره چه تجربهای به دانشجوها بده.
ایدههای مختلفی مثل پیشنهاد غذای مقرون به صرفه، بلایند دیت و تولید محتوای شخصی سازی شده مطرح میشه تا اینکه جونگین پیشنهاد میده از مفهوم جونگواجا و تجربهی تغییر رشته استفاده کنن و یه پاپآپ تعاملی بسازن که دانشجوها بتونن برای اولینبار رشتههای مختلف رو واقعا تجربه کنن. همتیمیهای جونگین هم از ایدههاش استقبال میکنن و در نهایت تصمیم میگیرن ایدهی جونگین رو جلو ببرن و همون چیزی رو که اون پیشنهاد داد، تبدیل به پروژهی نهایی تیم میکنن.
مشخص شد جونگین این اپیزود رو دو روز قبل از واتربامب ضبط کرده بود. نینی با دیدن غذاهای خوشمزهای که برای ناهار تدارک دیده بودن، حسابی گشنهش شده بود و از هرچیزی که دوست داشت، کمی غذا کشید. از اونجایی که خیلی کم غذاست، اینطور بااشتها دیدنش خیلی لذتبخشه. امیدوارم همهش رو تا آخر خورده باشه 🥺
جونگین زمان مصاحبه با کارمند گوگل، بعد از سوالهای اصلیش، رفت سراغ دغدغههای خودش و از کارمند پرسید هر بار چندتا دانشجو توی این ایونت شرکت میکنن و تا حالا چندتا کاپل اینجا شکل گرفته؟ کارمند هم گفت اطلاعات رسمی نداره، ولی یهسری شایعه شنیده و همین کافی بود تا جونگین ذوق کنه ”اوکی، پس امروز میفهمیم!“، در ادامه وقتی وارد سالن شد و دید همگروهیهاش از دانشگاه هانیانگ و چونگآنگ هستن، با ذوق برای دوربین قلب نشون داد و رسما آمادهی برگزاری یه جونگواتینگ غیررسمی شد؛ اما با دیدن ۴ دختر و ۲ پسر، تمام کشتیهاش غرق شدن چون دیگه دیت سهبهسه موردعلاقهش ممکن نبود 💔
