تاریخ ایل جاف از قوم باستانی گابیان
Open in Telegram
این کانال جهت جمع آوری اطلاعات تاریخ و تبارنامه، اسناد و قولنامه های قدیمی، عکسهای قدیمی، مطالب و دست نویسها، معرفی مشاهیر علمی و ادبی، شاعران، نخبگان، سران و بزرگان تمامی طوایف و تیره های ایل بزرگ جاف توسط جمعی از مورخان این ایل تآسیس شده است @tarekhjaf
Show more272
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
📸 مرحوم جهانبخش خان سعیدیان از بیگزاده گان ولدبیگی 📸
📲 فرستنده؛ مهندس بختیار هاشمی
📸 مرحوم علی احسن بیگ هاشمی از نواده گان حبیب الله خان نظام الایاله و قباد بیگ و بیگزاده گان باباجانی 📸
📲 فرستنده ؛ آقای هاشمی
📸 مرحوم عزیز بیگ سالار ارفع از بیگزاده گان ولدبیگی 📸
📲 فرستنده مهندس بختیار هاشمی
📸 از راست؛ محمد بیگ رستمی از بیگزاده گان طایفه رستم بیگی و محمدبیگ ولدبیگی ملقب به منصور السلطنه از بیگزاده گان طایفه ولدبیگی 📸
📲 فرستنده ؛ آقای بهرامی ولدبیگی
بسمه تعالی
📚 ادامه مبحث ایل جاف؛
🟦 همانطور که قبلاً ذکر شد: اصفهان کنونی در قدیم گابای (جی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پرتاکن بود که نام فریدون از آن بجا مانده است و بنظر میاید نام اسپهان (به معنی جایگاه سپاه) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین گی شده است.
🟫 آنگونه که آمده است بعد از جمشید فرزندان او بگریختند و در میان شبانان گاو و گوسفند می بودند مدت هزار سال کی پادشاهی ضحاک را بود تا افریدون بیرون آمد و نسب او بدرستی اینست: فریدون بن اثفیان بن فبل بن گاو بن... بن جمشید الملک، اثفیان لقبی است همچون کی. چون افریدون بیرون آمد سلاح او گرز بود یعنی سلاح چوپانان چوب باشد چون عصا و مانند آن و سر گرز او گاوسوار بود به مثال نامها.
⬛️ در شاهنامه فردوسی فریدون از نژاد جمشید و فرزند آبتین و مادرش فرانک است، آمده است:
فریدون که پدرش آبتین از قربانیان ضحاک بود، مادرش فَرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاوی به نام برمایه (پُرمایه) در بیشهای در دماوند پرورش میدهد.فریدون به همراهش کاوه نیز که فرزندانش جز یکی همه را ضحاک از بین برده بود عزم برسرنگونی ضحاک، به پا می خیزند. کاوه صنعتگر، گرزی گاوسر برای فریدون ساخت و خود نیز ابزار کار برداشت به همراه مردم، کاخ ستم ضحاک را بر وی ویران ساختند. آنکه کاوه پیشبند خود را بیرق کرد و سپس آتش زد و این پیروزی با روشن کردن آتش به همگان خبر داده و جشن گرفتند(جشن توله دان یاجشن کوردی در مازندران).
و فردوسی که کاوه را کُرد و کُرد را از کاوه می داند، چنین می سراید :
کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد
کــــز آبـــاد نـــایَد بَـــرش یــاد
فریدون پادشاه منتخب کاوه به فریدون گاوبان و گاوسوار ملقب است که نیاکان وی نیز پسوند گاو داشتتند چون افریدون بن اثفیان پیرگاو بن اثفیان؛ که فریدون یعنی صاحب فر و قدرت؛ یاکه دارای سه نیرو(توان رزمی، مهارت پزشکی و هنر افسونگری) بود که با چنین نیرویی و بوسیله گُرز گاوسار اژدها را بکشت و گاوان را که مظهر برکت و زایش بود آزاد ساخت و درفش کاوه نیز به گاو درفش یعنی درفشی از چرم گاو که پیشبند کاوه یعنی کیو یا کی شاه و کیانیان بود تعبیر شد و به نام کاوه تثبیت شد که همین کاوه آهنگر کُرد است که درفش کاویانی ایرانیان از او نَسَب می برد.
🟥 ریشه نام کاوه از واژه اوستایی کاوی به معنی شاهانه و از خاندان کوی می دانند، با این حال در مورد منشاء افسانه ی کاوه به نتایجی نمی رسد، قارن یا کارن پسر نجات یافته کاوه آهنگر تاریخ طبری، کابی اصفهانی (معرب کاوه)، کاوه توسط فریدون فرمانده لشکریان می سود و به جنگ روم فرستاده می شود، کاوه سپس فرماندار عراق و اصفهان می شود و نام پسران ایشان کارون یا قارن و قباد (پهلوی کواذ) آورده است.
🟨 در تاریخ طبری درباره کاوه و قیام او چنین آمده است؛ گویند و شنیده ام که افریدون... پیش از ضحاک پادشاهی ... داشت و از آنجا (دماوند) درآمد و به مقر ضحاک رسید و منزلگاه وی را تصرف کرد ... افریدون بر او تاخت و به بند کشید و به کوهستان دنباوند برد و به پندار عجمان تا اکنون در آنجا در بند آهنین است.
🟩 طبری در همین کتاب در روایتی دیگر نقل می کند که : از جمله اخبار کابی (کاوه) این بود که وی با پیروان خویش از اصفهان در آمد و در راه کسان بدو پیوستند ... و عجمان به مقصود رسیدند و به دور کابی گرد آمدند ... و کابی گفت: که دربند پادشاهی نیست ... و افریدون پسر اثفیان که در یکی از ولایات از ترس ضحاک روی نهان کرده بود پیش کابی آمد و ... او را به پادشاهی برداشتند.
🟪 در شاهنامه آمده است: آنگاه که ضحاک نام و نسب کاوه را از وی می پرسد، او خود را کاوه داد خواه و آهنگری به آزار و مظلوم معرفی می کند
خروشید و ز دست بر سر ز شاه
که شاها منم کاوه دادخواه
یکی به زیان مرد آهنگرم
ز شاه آتش آید همی بر سرم
⏪ این بحث ادامه دارد
✍ بقلم؛ محمد دارابی
📸 فرزندان عبدالرحمن بیگ وکیل و حسین بیگ فرزند عبدالکریم بیگ (رحمت و مغفرت واسعه الهی نثارشان باد) از بزرگان طایفه رستم بیگی جمعی ایل جاف 📸
(قسمت دوم)
از ثمره ازدواج ساسان و دینگ یا دنیگ کُرد(به تعبیر طبری رام بهشت)، پاپک به دنیا آمد، بابک خود نیز با دختری کُرد اهل نیریز(فارس) نیز ازدواج کرد و اردشیر در روستای تیروده در شهر خفر زاده شد(کُردان پارس و کرمان_ جمشید صداقت کیش).
✔️ تا اینجا اردشیر از جانب پدر و مادر کُرد است و چنین شد که اردوان آخرین پادشاه اشکانی در نامه ای به گستاخی اردشیر، او را کُرد پرورده شبان خواند.
🔳 سوم، شبانکاره ای خواندن کُرد، عصر ساسانی
بهرام چوبین کە خود خون کُردی در رگ داشت و ایشان از دودمان بزرگ مهران بود، آن زمان اردشیر هنگام تاسیس حکومت بسان مادها اتحادیه از خاندان مختلف ایران که برخی حتی پیش تر در دستگاه اشکانی صاحب منصب بودند، تشکیل داد(ایران در زمان ساسانیان – کریستین سن؛ افول وسقوط ساسانیان_پروانه پور شریعتی) و هم اکنون هم ایل بزرگ کُرد مهران که نشان از این دودمان دارد، درکُردستان ترکیه زندگی می کنند. وی خواهر و برادری نیز به نامهای "گُردیه" و "گُردی" داشت که به صورت "کُردیه و برادرش "کُردی" نیز ضبط شده است(ثعالبی و بلعمی).
➖بهرام در رویارویی با خسروپرویز ساسانی وی را به همین القاب که اردوان اشکانی اردشیر را خطاب کرد یعنی کُرد شبانکاره ای خواند...!
❓سوال:
حال چرا بهرام کُرد، هم تبار خود را به این نام خطاب کرد؟
در گذشته و امروزه نیز به کاربردن اینگونه الفاظ در بین یک دودمان با دیگری و یک طایفه با طایفه دیگر حتی در میان هم نژادان و هم تباران وجود دارد اما چون کُردان شبانکاره به قول مجمع الانساب مقدم بودند و به روایت جغرافیدانان سده اسلامی گاه به سبب کثرت و قدرت، کُردان شبانکاره دیگر گروه های کُرد پارس را در خود مستحیل می کرد، نوعی برتری احساس می شد که از باب روانشناختی و جامعه شناختی، می رود دلیل نخستین القاب تحقیر آمیز شبان، همان کینه کرسی خواهی فرمانروایی بوده و اصطکاک درون نظامی و شخصیت خانوادگی فضلیت ماب خسرو پرویز دومین امر باشد که بهرام را به چنین الفاظی علیه خسرو پرویز واداشته است.
🔳چهارم، تعبیر کردها به اکراد
کُردان را به جمع اکراد به معنا و منظور گله چران به کار بردند که این اصطلاح گویا هم وزن اعراب به مضمون بیابانگرد است و این دو واژه یعنی اکراد و اعراب با کُردها و عرب ها متفاوت بود!
✳️ و اما نیمه پر لیوان را هم باید دید؟!
کُرد در شاهنامه به گُرد آمده است، گُرد پهلوان و دلیر است و پهله ای ها یا فیلی های امروزه بازماندگان کُرد هستند که پهلوانان نیز که نگهبانان شهرها بوده اند از این گروه گرفته شده است و زبان پهلوی یعنی زبان شهری بدان منتسب است، همچون زبان دری که به درباری انتساب دارد.
✅ دیگر اینکه امروزه میان مردم استان فارس که تختگاه حکومت های باستان بوده و در گذشته و امروزه نیز کُردان زیادی را درخود دارد، مرسوم است که خطاب به شخص توانمند و چالاک گویند "برای خودش کُردی است"(کُردان فارس و کرمان_جمشید صداقت کیش).
و باز اینکه شبانکاره گان شبان دولت خود بودند نه دارای شغل شبانی؛ شبانکاره گان و اسلاف آنان یعنی کُردان علاوه بر مایحتاج زندگی برای مبارزه و دفع دشمنان خود از دشتها همواره به کوهستان ها رفته و
از راه شبانی یعنی حفاظت و پرورش احشام تجدید قوا می کردند. در واقع شبانی برای آنان عملی بود به منظور تمرین سیاست، حکومت، زندگی، حفظ خویشتن، پایداری، ترحم و حمایت از جان و مال خود؛ واژه دولت را شبانکارگان کُرد پدید آوردند که امروزه کُردان دامداری را دولتداری به کار می برند(شبانکاره کُردان باستان_ معتصم حسینی)
✅آخرالامر اینکە در مجمع الانساب آمده است:
" اسباط ساسانیان با کُردان شبانکاره یکی است و هیچ ریبی در آن نیست و نسب آن ها در نزد همه اهل علوم انساب محقق و ثابت است و بدین دلیل ملوک شبانکاره بر دیگر ملوک مقدم است و خیلی کتاب بدان مسطور و مذکور است(مجمع الانساب ذکر ملوک شبانکاره).
❗️آری اینچنین بود، آنانکه در مقابل "کَی(کەی) و فَرِ(فەڕ)" کُردان، این نژاد اصیل، پرترحم، جنگاور و پاسپان تمدن و فرهنگ و ملک دار ایران زمین، که با دو حکومت مقتدر ماد و ساسانی که زمانی سبب پیوستگی و یکپارچگی این سرزمین بودند، تاب تحمل نیاوردند و به الفاظ و القاب گوناگون به جای کُرد دست زدند
✍ بقلم ؛ معتصم حسینی شبانکاره ای
بسمه تعالی
🔻رابطه پیوند کُرد و ساسانی و شبان خواندن کُرد و نفی هویت نژادی؟!
(قسمت اول)
✍معتصم حسینی
🔳 نخست، نفی هویت نژادی به دوره پیشدادی و کیانی :
در عهد کاوس و کیخسرو (عهد کیانی) میان گودرز نواده کاوه کُرد (فردوسی_ جلوتر می یابید)که مدبر عهد کاوس و کیخسرو بود(حماسه سرایی در ایران: ذبیح الله صفا) با توس بر سر انتخاب پادشاه بعد از کیکاوس در گیری لفظی صورت می گیرد و در این حال توس بر گودرز نواده کاوه، بانگ می زند:
که آهنگر زاده ای هستی و نژاد نداری! بر من خاموش باش؛ و گودرز پاسخ می دهد: که از آهنگری جدم (کاوه) عار ندارم، چه همان آهنگر (کاوه)بود که بر ضحاک شورید و عهد او را پاره کرد و درفش کاویانی را آراست (شاهنامه فردوسی به نثر – سید محمد دبیر سیاقی).
⏺ اینک شرح ماجرا:
ساسانیان افتخار می کردند که به کیانیان متصل اند، (در منابع بسیارآمده است: افول و سقوط ساسانیان_ پروانه پور شریعتی)که پادشاهان پیشدادی و کیانی با نام افسانه ای خود به آن ملقب بودند، مانند: کیخسرو و کیکاوس و كیقباد[مردوخ نام پادشاه ماد را به نام افسانه ای آنان یعنی کیانیان نام می برد_ تاریخ مردوخ]
➖به سده چهارم می رسیم و به شاهنامه رجوع می کنیم، شاهنامه که تخمه کوردان را به افسانه فریدون پیشدادی و کاوه کُرد، پیوند می دهد:
فریدون که پدرش آبتین از قربانیان ضحاک بود، مادرش فَرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاوی به نام برمایه (پُرمایه) در بیشهای در دماوند پرورش میدهد.
فریدون به همراهش کاوه نیز که فرزندانش جز یکی همه را ضحاک از بین برده بود عزم برسرنگونی ضحاک، به پا می خیزند.
کاوه صنعتگر، گرزی گاوسر برای فریدون ساخت و خود نیز ابزار کار برداشت به همراه مردم، کاخ ستم ضحاک را بر وی ویران ساختند. آنکه کاوه پیشبند خود را بیرق کرد و سپس آتش زد و این پیروزی با روشن کردن آتش به همگان خبر داده و جشن گرفتند، از آن زمان جشن ها با آتش برافروخته بر گزار می شود. (جشن توله دان یاجشن کوردی در مازندران_ سفرنامه جیمز موریه)،
و فردوسی که کاوه را کُرد و اسباط کُرد و کاوه را ازهم می داند، چنین می سراید:
کنـون کُـرد از آن تخـمه دارد نـژاد
کـه ز آبـاد نایَـد به دل بَـرش یـاد
فریدون پادشاه منتخب کاوه به فریدون گاوبان و گاوسوار ملقب است که نیاکان وی نیز پسوند گاو داشتتند چون افریدون بن اثفیان پیرگاو بن اثفیان؛ (ابن بلخی ذکر پیشدادیان)که فریدون یعنی صاحب فر و قدرت؛ یاکه دارای سه نیرو(توان رزمی، مهارت پزشکی و هنر افسونگری) بود که با چنین نیرویی و بوسیله گُرز گاوسار اژدها را بکشت و گاوان را که مظهر برکت و زایش بود آزاد ساخت و درفش کاوه نیز به گاو درفش یعنی درفشی از چرم گاو که پیشبند کاوه یعنی کیو یا کی شاه و کیانیان بود تعبیر شد و به نام کاوه تثبیت شد که" همین کاوه آهنگر کُرد است که درفش کاویانی ایرانیان از او نَسَب می برد" (فریدون جنیدی زندگی و مهاجرت آریاییان).
زان پس کاوان به گابان و گابیان و شبان و شوان و جاوان و جابان دچار تطور گشت.
و واژه شوان یا شبان خلق شد و کُردان شبانکاره یعنی نیای پاپک و اردشیر به میان سطور آمد....
🔳 دوم، شبان خواندن کُرد، اواخر عصر اشکانی:
این دوره همان نامه معروف اردوان آخرین پادشاه اشکانی علیه اردشیر ساسانی است که طبری در تاریخ خود آورده است:
"انک قد عدوت طورک و اجتلبت حتفک، ایها الکردی المربی فی خیام الاکراد من اذن لک فی التاج الذی لبسته؟" : تو پای از گلیم خویش بیرون نهادی و مرگ را به جانب خویش کشیدی ای کردنژاد که در چادر کُردان پرورده شده ای! ترا که اجازت داد که تاج بر سر گذاری؟
🔻و اما اردشیر چگونه از جانب پادشاهی چون اردوان که به نژاد و تبار دودمان کشور خود آگاه بود، به کُرد و شبان خوانده شد؟
➖اردشیر فرزند بابک فرزند ساسان است که چنین آمده است :" اردشیر بن بابک بن ساسان کُرد.
ساسان، جد اردشیر یعنی "سانوسان" به معنی شاه شاهان که ساسان چنین بود، چون اجدادش شاه بودند:
ساسان بن بهمن "کُردی" (دینوری_ اخبارالطوال؛ ابن بلخی ذکر پادشاهی اردشیر بن بابک) بن داراب که در استخر بود و برای شکوه شاهی خاندان خود تصمیم به ازدواج با دنیگ( دین، دیو، ده نگ، دهنده) یا رام بهشت بە تعبیر طبری، که دختر کُرد شبانکاره ای فرزند گوچهر یا گودزهر بازرنگ(پادشاه_شهریار) شبانکاره بود، گرفت
👇👇👇👇👇👇👇
به ناوی خودا
📚درێژه ی باسی هۆزی جاف یان جاوانیه له هۆزی کۆنی گاوانیه یان گابیان...
🟫 له کاتی هێرشی ئه سکه نده ری مه قدونی بۆ سه ر ئێران شاری ئه سفه هان ناوه ندی گابیان بووه وه به ناوی گابای یا تابای ناو بردراوه، کهپێ ده چێت به شی ساسانی نشینی ئه سفه هان کی جی ناو بووه که به ده ستی خه سره وی یه کهم دروست کراوه...
⬛️ شاری ئه سپه هان"ئه سفه هان به ناوی شاری په ره-ئینه هاوشانیان زانیوه وه وتوویه تی که ناوی ئه مڕۆکه ی له ناحیه ی فریدنه وه زاراوه ی خۆماڵی قسه ی کردنی ئه وان
وه ک شێوه ی زاراوه ی په ریه له به شی زاینده ڕود سەرەوە بوونی هه یه...
⬜️ هردوت ئه و هۆزه ی که له وێ بوون به بەشێک له هۆزه کانی مادی زانیوه داران له ڕۆژگاڕی ماده کان به شێک له مادی گه وره بووه، ته واوی به شی ناوه ندی و ڕۆژئاوای ئێران بووه وه له سه رده می هخامه نش به شێک له ساتراپی په رتیکان بووه وه ک ئه وه ی له به شی ناونرانی شاری فه ریدون
وترا له ڕۆژگاری کۆن و پێش فه ریدن و فه ریدون شارپەرتیکان به مانای شوێنی شکۆدار ناو ده برا چون ووشه ی فه ریدون شار به مانای شکۆه و گه وره یی به م شوێنه فه ریدون شار وترا...
🟪 له سه رده می حوکمڕانی ئیلامی یه کان پارێزگای ئیستاکه ی ئه سفه هان و ناوچه کانی رۆژئاوای ئه و به یه کێک له ویلاته کانی وڵات ده ژمێردرا وه به ناوی ئه نزان یا ئه نشان ناو ده برا، ناوی ئه مویلایه ته و ناوه ندی ئه و له سه رده می هخامه نش له ئه نزان وه به گابیان، گابا، گادوکای گۆردراوه... وه له به رهۆکاری ئاوه دانی نه ک ته نیا بووه شوێنی ژیانی شاکانی هخامهنش به ڵکو به یه کێک له ساترابهکانی فه رمان ڕوه ایی کرا له کوتایی کانی ئه و سه رده مه گابیان، ورده ورده گۆڕانکاری به سه ر هات...
🟦 هرتسفلد ده نووسێت، ئه سفه هان ناوی به شێک له ویلایه تی په رتیکان وه ناوی شاری گهپی بووه گه بی دواتر گی وه دواتر به عه ره بی وه ک جی لێهات ئه سکه نده ری مهقدونی کاتی ڕاو نانی دارێوش هاته ویلاتی په رتیکان و ئه وه ی کردوەو ئه کسازر که والی شووش بوو کردیه حوکمڕان
پهرتیکان به ڕوخانی فه رمانڕه وایی هخامه نش ئه سکهنده ر هه وڵی بینای ۱۲ شاری به ناوی ئه سکه نده ریه کرد ،که وه ک یە،کێک له وان شاری پەرتیکانیش به شێک له یه کێک له و شاره تازانه بووئه سکه نده ر درووستی کرد
زۆریک له بازه ر گانان .پیشه وه ران به مه به ستی ئه نجامی مامه ڵه و ئالۆگوری به سوود له
وڵاتانی ڕۆژ هه ڵاتی هاوڕێیه تی ئه سکه نده ریان دهکرد وه لهمشاره تازانه نیشته جێ ده بوون وه له و سه ردهمه په رتیکان به ته واوی ناوچه ی ئه سفه هان وتراوه...
🟥 وشه ی په رتیکان که دواتر له سه رده می ئه سکه نده ر جیگای ویلایه تی گاباو گابون گرته وه پسپۆران و جوگرافی زانان ئه ویان له ناوی فه ریدون زانیوه وه ف ش له پ هاتووه فه ریدون.فه ریدن.که ن له کندوه دیت
په رتیکن جاوانی یه کانی ده ماوه ند ڕاپۆرت یان هه یه، چون له ئاسه واری ئاشوریش بووتی هه یه که کاتێک ئا شووری یه کان دێن
تاکو شاری ڕه ی هۆزی په رتیکن له ته نیشت
دهماوه ند له گه ڵ ئه وان ده ستی یه کگرتن
ده ده ن، له به ر ئه وه جاوانی یه کان له هۆزی پاراتکنی مادن .که ناویانله فه ره یدون هه یه
هاوبه شی جوگرافی گابان و په رتیکان لهئه سفه هان و جاوان و دهماوند ، وهپه رتیکن ڕه ی له سه رده می ئاشوور، پشتیوانی ئه م ناوه له فه ریدون و ماد ده که ن، وه ووشه ی گابا له زمانی په هله وی لە گاباوه دێت، که باپیره کانی فه ریدون ئه ناوه و ووشه یان هه بوو...
🟨 په رکان ناوی کۆنه فه ریدونه وه له ڕیشه ی په رتیکان وه ر گیراوه وه شوێنێک کەئیستا به فه ره یدون ناوی لێده برێت له قۆناغه کانی مێژووبه ناوه کانی پاراتاکن.پارتاکن.پرتیکن.پاراتاکین.پرکان.پاره تاکن. پرتیکان.پرتیاکن.فه ره یدون.فه ریدن. ناو براوه...
🟩 له نهخشه ی ئێرانی کۆن تا سه رده می هخامه نش، ناوی فه ریدون په رتیکان بووه وه یه کێک له ناوه ندەکانی ئابووری و هاتووچۆیی ئێرانی کۆن بووه...
🟧 هردوت ده ڵێت ماده کان به ۶ به ش دابه ش ده کرێن بوسیان. پارتاکنیان.استروخانیان.ایراتیان.بودیانمغه کان؛ پێش هێز گرتنی ماده کان له به رامبه ر ئاشوور یه کگرتنێک له هۆزه کانیان درووست کرد، وهئه میه ک گرتنه له م ۶ هۆزه پێک هاتبوو که یه کێک له م هۆزانه پاراتاکن بووه
که لە نزیکی فه ریدوون شاری ئه مڕۆکه ژیاون
ناوی فه ریدوون پێناسه بووه وهفه ریدون کاتێک کاوه هه ڵ هات بوو به شاە...
⏪ درێـــژە هــەیه...
✍ نووسینی مــوحــەمەد دارابی
وهر گێڕ: کــاوه ئـــەحمەدی
بسمه تعالی
📚 ادامه مبحث ایل جاف یا جاوانیه از قوم باستانی گاوانیه یا گابیان
🟫 در هنگام حمله اسکندر به ایران شهر اصفهان مرکز گابیوها بوده است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده است معمولا تصور می شود که قسمت ساسانی نشین اصفهان کی جی نام داشت توسط خسرو اول ایجاد شده است...
⬛️ شهر اسپهان / اصفهان را با نام شهر پره _ اینه- که، برابر دانسته و گفته است که این نام امروزه در ناحیه فریدن است و لهجه محلی آن امروز نیز به گونه لهجه پریه در بخش زاینده رود بالا وجود دارد...
⬜️ هرودوت قبیله ای که در آنجا بود جز قبایل ماد شمرده است، داران در روزگار مادها جزو ماد بزرگ (تمامی بخش مرکزی و باختری ایران بوده و در دوران هخامنشی جزو ساتراب پرتیکان بوده است...
چنانکه در گفتار نامگذاری شهر فریدن گفته شد؛ در روزگار باستانی نواحی فریدن و فریدون شهر پرتیکان به معنی محل باشکوه نامیده می شد چون واژه فریدون شهر هم به معنی باشکوه و جلال است، به این محل فریدون شهر گفته اند...
🟪 در دوران حکومت عیلامی ها استان کنونی اصفهان و سرزمین های غربی آن به عنوان یکی از ایالاتهای کشور محسوب شده و انزان یا انشان نامیده می شده نام این ایالت و مرکز آن در زمان هخامنشیان از انزان به گابیان، گابا، گادوکای تغییر کرده است و به سبب آبادانی نه تنها محل سکونت پادشاهان هخامنشی گردید، بلکه به یکی از ساترابهای حکومتی نیز تبدیل شد در اواخر این دوره گابیان رفته رفته به ؟ تغییر یافت...
🟦 هرتسفلد می نویسد؛ اصفهان نام بلوکی از ولایت پرتیکان و نام شهر گپی بوده است، گبی بعدها گی و سپس عربی شده و به جی تبدیل شد، اسکندر مقدونی هنگام دنبال کردن داریوش هخامنشی به ایالت پرتیکان آمد و آنجا را گشود اکسازر را که والی شوش بود به حکومت پرتیکان گمارد، با سقوط حکومت هخامنشیان، اسکندر اقدام به بنای دوازده شهر به نام اسکندریه نمود که از جمله ایالت پرتیکان نیز جزو یکی از این شهرهای جدید محسوب می شده، بسیاری از بازرگانان، صنعتگران و پیشه وران به منظور انجام معاملات سودمند در ممالک شرقی همراه با اسکندر مقدونی حرکت می کردند و در این شهرهای جدید ساکن می شدند و در آن زمان پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می شده،
🟥 واژه پرتیکان که بعدها در دوره اسکندر جای نام ایالت گابا و گابون را فراگرفت، محققین و اعلام جغرافیایی آن را از نام فریدون دانسته اند، ف هم از پ می آید، فریدون/ فریدن/ پرتین/ پسوند کن که از کند می آید گرفته شده، پرتیکن، جاوانی های دماوند گزارش کار نیز دارند چون در اسناد آشوری نیز هست که وقتی آشوری ها می آیند تا ری قبیله پرتیکن در کنار کوه دماوند با آنها تشکیل اتحاد می دهند...
پس جاوانی ها از قبیله مادی پاراتکن هستند که نام از فریدون دارند، اشتراک جغرافیایی گابان و پرتیکان در اصفهان و جاوان دماوند و پرتیکان در اصفهان و جاوان دماوند و پرتیکن ری در دوره آشوری این انتساب به فریدون و ماد را پشتیبانی می کند، واژه گابا از پهلوی گابا می آید که اجداد فریدون همه دارای این پسوند بودند
🟨 پرکان اسم دیرینه فریدون است که در زمان هخامنشیان به این اسم نامیده می شده و از ریشه پرتیکان (فرشته منحصر به فرد) گرفته شده است نقطه ای که اکنون فریدن نامیده شده است در طول تاریخ به نامهای پاراتاکن، پارتاکن، پرتیکن، پاراتاکین، پرکان، پاره تاکن، پرتیکان، پرتیاکن، فریدون، فریدین و فریدون نامیده شده است
🟩 در نقشه ایران باستان (تا دوره هخامنشی) نیز فریدن پرتیکان نام داشته است و یکی از مراکز مهم اقتصادی و ارتباطی ایران باستان بوده است...
🟧 هرودوت می گوید؛ مادها به شش قبیله تقسیم می شدند؛ بوسیان، پاراتاکنیان، استروخانیان، ایراتیان، بودیان و مغ ها، قبل از آنکه مادها به قدرت برسند و بر اریکه قدرت بنشینند در مقابل دولت آشور اتحادیه از قبایل را تشکیل داده بودند این اتحادیه از شش قبیله تشکیل می شد که یکی از آنها قبیله ی پاراتاکن بودند که در حوالی فریدون امروزی زندگی می کردند نام فریدون منسوب است به فریدون که وقتی کاوه آهنگر را متواری کرد، شاه شد...
⏪ ادامه دارد...
✍ بقلم ؛ محمد دارابی
🎥 گۆڕانیە وچەنی شمشاڵەکۆ بڕای وەشەویس ئاغەی ئەدوایی پێشکەشتابو...
ئەوەڵین سالگەردوو سەبتی جەهانی هەورامانی جەشارو سنەی عمارەتوو خەسراوا
یەکمین ساڵگەردی سەبتی جیهانی هەورامان سنە عەمارەتی خەسراوا ١٤٠١/٥/٥ شمسی 🎥
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
