تاریخ ایل جاف از قوم باستانی گابیان
Open in Telegram
این کانال جهت جمع آوری اطلاعات تاریخ و تبارنامه، اسناد و قولنامه های قدیمی، عکسهای قدیمی، مطالب و دست نویسها، معرفی مشاهیر علمی و ادبی، شاعران، نخبگان، سران و بزرگان تمامی طوایف و تیره های ایل بزرگ جاف توسط جمعی از مورخان این ایل تآسیس شده است @tarekhjaf
Show more272
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🟧 پیرمیکاییلی جاف و تبار او:
⬛️ صفی زاده در کتاب مشاهیر اهل حق ٱورده است: پیرمیکاییل دودانی که از عظام و مشاهیر یارسان، بنا به یادداشت قرندی در سال ۶۵٨ ق در دیه دودان پاوه تولد یافته، ظاهرا از متمکنین دودان بوده و خاندان او از اهل علم بوده اند و پیرمیکاییل در دودان به تعلم و حفظ قرٱن و تحصیل زبان عربی پرداخته، هنگامیکه سلطان اسحاق به دیه شیخان ٱمده، پیرمیکاییل با او به مخالفت برخاسته و سپس طریقت یارسان را پذیرفته و به صحبت وی رسیده و از او خرقه گرفته، پس از مدتی به دستور سلطان برای ارشاد مردم به نواحی دیگر کردستان سفر کرده، و سرانجام به سال ۷۳۶ ق در دیه قره دره کردستان پرده تن را دریده و به معشوق حقیقی رسیده است و جسد او را در همانجا به خاک سپرده اند، ولی در نامه سرانجام ٱمده است: که پیرمیکاییل دودانی فرزند شیخ موسی و پسر عموی سلطان اسحاق در دیه دودان متولد شده، وی در ٱغاز با سلطان اسحاق دشمنی ورزیده و سپس ٱیین یارسان را پذیرفته و دخترش داده ساری را بنام کنیز به وی بخشیده که بابایادگار از وی متولد و یکی از هفتاد و دو پیر در ٱیین یارسان بشمار میرود
🟫 طیب طاهری در کتاب پهلویان ٱورده: پیرمیکاییل از شخصیتهای مطرح و طراز اول یارسان در زمان سلطان اسحاق برزنجی میباشد، پیرمیکاییل که پسر عموی سلطان اسحاق و مالک دودان و از جمله ذهاد و کبار منطقه بوده، که قدرت بدنی فوق العاده هم داشته و در شکار شیر و رام کردن هم شهره خاص و عام بوده، ایشان به پیرشش انگشت و همچنین پیر هزار مال جاف و طایفه پیرزا اشتهار داشت، پیرمیکاییل پس از هجرت سلطان اسحاق از برزنجه به پردیور به ایشان ایمان میاورد و در زمره یاران وی قرار میگیرد، که بعدها دخترش بانام دادا ساری بخدمت جمخانه شهر پردیور در میاید و از ایشان بابایادگار متولد میگردد، اعقاب پیرمیکاییل به نقاط مختلف کردستان از جمله قره داغ و حلبچه و سایر نقاط مهاجرت میکنند و تحت تاثیر فرهنگ غالب از مسلک یاری خارج میشوند و اقطایی بزرگ و نامدار در اسلام میگردند همچون پیرابراهیم دوانی از دیگر مفاخر کردستان که فرزند پیرمیکاییل، طاهری در جای دیگر همین منبع ٱورده: سلطان اسحاق پس از هجرت از برزنجه بسمت پردیور، ساخت کوشکی را در اواسط دهه اول نیمه دوم قرن هفتم هجری بنیان میگذارد و رسما ٱن محل را بعنوان پایگاه جنبش اعتقادی یارسان معرفی میکند ٱمدن سلطان اسحاق با یارانش به منطقه سبب میگردد تا درگیریهایی با مالکین منطقه همچون پیرمیکاییل دودانی با ایشان شکل گیرد
🟩 ابن فوطی در بیان زندگینامه ابراهیم بن میکاییل جاوانی میگوید: فخر الدین ابومحمدابراهیم بن میکاییل بن اسماعیل عثمانی شیخ مناطق جبال میباشد ایشان از مشایخ منطقه جبال و دربند که در اطراف حلوان و درتنگ و پاوه واقع گردیده، میباشد و نسب او به عثمان (ع) میرسد، پسرش قطب الدین به بغداد ٱمد و من نسبش برایش نوشتم و الان در دستان خودش است و همچنین در بیان زندگینامه پسرش میگوید: شیخ جبال، قطب الدین میکاییل بن ابراهیم از شیوخ منطقه جبال در نزدیکی حلوان و درتنگ میباشد و مردمان بسیاری در ٱن مناطق کوهستانی و دشت، پیر انها بوده، و زیر سایه خرقه ٱنها مشهور گشته اند و نسب ایشان به عثمان بن عفان میرسد و در سال ۷۱۰ ق به بغداد امده و با من دیداری داشته
🟢 من در اینجا مانده ام که ابن فوطی چطوری حدود ۷۰۰ سال تا عثمان (ع) نسب این بزرگوار را براساس چه منبعی نوشته
🟨 طبق کتاب تاریخ جاف و میکاییلی نوشته طاهر صالح محمد امین شجرنامه طایفه میکاییلی بشرح زیر میباشد: عیل بیگ بن مرادخان بن سرخیل خان بن پیرمراد بیگ بن شیخ مکایل سوم بن شیخ عبدالقادر بن شیخ محمد بن شیخ صالح بن شیخ ضیا الدین مصطفی بن شیخ مکایل دوم بن شیخ مصطفی بن شیخ صیدمراد بن شیخ ابوبکر بن شیخ سعید بن شیخ امین الدین بن شیخ سعید بن شیخ امین الدین بن شیخ شبلی بن شاه محمد بن شیخ ابراهیم بن شیخ میکاییل اول (ملقب به پیر هزار مال جاف) بن شیخ اسماعیل بن شیخ علی بوده
🟡 البته شجرنامه نسبی ٱنها ازاین بعد هم تا حضرت عثمان (ع) ادامه داده، در منبع دیگر از اینجا به بعد را تا حضرت ابوبکر (ع) رسانیده اند،که قطع الیقین باور دارم که جعل شده، خسرو جاف هم در کتاب تاریخ ایل جاف، در قسمت طایفه میکاییلی، میکاییل اول را برادر سید محمد الزاهد ملقب به پیرخضر شاهو دانسته اند، که این مورد هم مانند کتاب طیب طاهری و نامه سرانجام که پیرمیکاییل را سادات برزنجی دانسته اند اصلا همخوانی ندارد، و هیچ ربط نسبی با پیرخضر و سادات برزنجی ندارد
🟥 طایفه پیرمیکاییلی امروزه بزرگترین طایفه ایل جاف میباشد و کریم بیگ فتاح بیگ و خسرو جاف در کتابهای خود در مورد بعضی تیره های ٱن شرح داده اند
🟦 طاهر صالح محمد امین در مورد ٱنها کتاب تاریخ جاف و میکاییلی نوشته
🟪 تیره داراب سرمست (خالوان)، عالی بیگ، رشید و بوره، بیگزادگان کمانگر از این تبارند
✍ بقلم: محمد دارابی
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
بسمه تعالی
🟪 در چند سال اخیر افراد زیادی از ایلات و طوایف مختلف منطقه به این حقیر زنگ زدن یا پیام فرستادن، که ایا سادات حیدری یارسان از تبار نسبی ایل بزرگ جاف هستند ؟
🟣 بله، نه تنها این خاندان، بلکه بسیاری از بزرگان یارسان از تبار ایل جاف اند همانند: بابا سرهنگ و بابا جلیل و پیرمیکاییل دودانی، لیزا خانم جاف، ابراهیم بن احمد ملقب به بابا نوس جاف، عابدین جاف، عیل بیگ جاف و سایرین
🟩 سادات حیدری یا ٱموشی (ٱرام) یارسان: از خاندانهای کهنسال و بزرگ منطقه غرب کشورند، با پیوستن سید ابوالوفا دوم معروف به ناجی در ظهور حضرت سلطان اسحاق برزنجی بن شیخ عیسی بن بابا علی همدانی (سال ۷۵۴ ق) دوران رسالت باطنی خاندان ٱغاز گردیده، خاندان سید ابوالوفا تیره مادری و دایی زاده های سادات برزنجی محسوب میشوند و اکثریت فرزندان شیخ عیسی برزنجی از بطن سیده فاطمه خاتون حفید حضرت ابوالوفا تاج العارفین بوده، زن دوم شیخ عیسی و مادر سلطان اسحاق هم نامش دایرک خاتون و دختر حسین بیگ جاف بوده، نام مادر سید احمد برزنجی ملقب به بابایادگار هم داده ساری فرزند پیر میکاییل دودانی ملقب به پیر هزار مال جاف یا شیخ جبل جاوانی یا جاف بوده است، بدین سبب مناسبات و ارتباط تنگاتنگ سادات مزبور و مشایخ برزنجه موجب گردیده است، که به سبب قرابت و نزدیکی عده ای این رشته را منشعب از سادات برزنجی بدانند، اما از ٱنجا که براساس اسناد و اخبار و تواتر روایات معتبر سلسله مسند نشینان این خاندان به سید محمد ابوالوفای دوم از هفتوانه باز می گردد، و قلمرو ارشاد و گستره تبلیغ برای ترویج ٱیین یارسان حضرت ابوالوفای دوم معروف به ناجی از شارزور تا همدان و از کردستان تا لرستان را در برگرفته، و به همین مناسبت به جهت اعتقاد و علاقه مریدان در هر منطقه بقاعی متبرک را به ایشان منسوب می دارند که به احتمال یا از نزدیکان و یا از خلفا و فرستادگان ٱنحضرت به مناطق یاد شده بوده، ٱنچه مشهور و مکتوب است ابو الوفا از سوی حضرت سلطان اسحاق مروج گر ٱیین یارسان، مامور در همدان بوده، در نزدیکی کوهدشت هم گنبدی به نام ابوالوفا از بزرگان یارسان است، در منطقه زردویی و سایر نقاط چنین مواردی شنیده ام
🟨 شجرنامه پدر نسبی این خاندان مستقل از سادات برزنجی و به شرح زیر میباشد: اقا سید نصرالدین حیدری بن سید سیف الدین بن سید نورالدین بن سید رستم بن سید ایاز بن سید حیدر (براکه)، بن سید منصور بن سید کسعلی دوم بن سید عزیز بن سید یعقوب دوم بن سید یعقوب اول بن سید نصیر بن سید کسعلی اول بن سید امیر بن سید علی بن سید معرفت بن سید اکابر (ملقب به ٱموش) بن شیخ علی بن سید محمد ابوالوفا دوم بن سید احمد بن سید خالد بن سید احمد بن سید حسین بن سید محمد ابوالوفا اول ملقب به تاج العارفین
🟥 عماد الکاتب اصفهانی درباره بشیری و نرگسی می گوید: بشیری و نرگسی دو طایفه کرد بودند که در حله ابن مزید می زیستند و بیش از ٱنچه شایستگی داشتند به ٱنها اقطاع داده شده بود و این یعنی ٱنها از طوایف جاوانیه (جاو یا جاف امروزی) بوده اند که سلطان محمد سلجوقی با توجه به نوع سیاستی که به ٱنها اشاره شد: یعنی سیاست سرکوب کردها بوسیله کردها، ٱنها را بر دیگر جاوانیها برتری داده بودند
🟦 در زندگینامه شیخ ابوالوفا محمد زاهد اول ملقب به تاج العارفین، متوفی ابتدای قرن ششم هجری که حتی امروزه ٱرامگاهش در کناره غربی دجله در شهر کوت عراق مشهود و مشهور است، ٱمده است: که او نرگسی اصل بوده و نرگسی طایفه ای کردهای جاوانی بوده اند، و ایشان همان عارف و شاعر اهل سنت شافعی است که سالها بعد از انتقال جاوانیها (جاو یا جاف امروزی) توسط غزها و سلجوقیان از ناحیه جبال به شهرهای کوت، العماره، بغداد، حله و سایر نقاط و عرب شدن بخشی از طوایف کرد جاوانی گفته است: شب عجم بودم و روز عرب گشتم
🟧 شیخ شهاب الدین احمد بن عبدالمغنم واسطی اصل، بیان کرده است: که پدر شیخ ابوالوفا در اصل علوی و از شاخه حسنی بوده که در میان بنی نرگس قبیله ای از جاوانی یا جاو یا جاف کرد میباشند، می زیسته است و پدرش شیخ با دختر یکی از بزرگان ٱنها ازدواج نموده و ابو الوفا مشهور به تاج العارفین کردی به دایی و طایفه مادریش نسبت داده شده است
🟠 در جواب به ایشان چند مورخ دیگر عرب تبار هم ٱورده اند که: نسبت دادن شیخ ابو الوفای اول به سادات حسنی پس از وفات ایشان انجام گرفته است، زیرا پس از زوال خلافت عباسی و تا مدت زیادی پس از ٱن، رسیدگی و نظارت بر بخشیدن نسب شریفه سادات کم و کاسته شد و اعراب برای نسب عابدان، زاهدان، ملا ها و بزرگان ملل و اقوام دیگر و ساختن صفات و کرامات برای ٱنها بر یکدیگر پیشی می گرفتند و اقدام به جعل تاریخ و هویت نموده اند، شیخ محمد زاهد ابو الوفا اول ملقب به تاج العارفین از تیره نرگسی ایل جاوانیه (جاو یا جاف اصل امروزی) کرد بوده است
✍ بقلم: محمد دارابی
🌺 @Darabsarmast داراب سرمست 🌺
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
🟪 طایفه یزدانبخشی از ایل جاف:
🟣 همانطور که از ظاهر این نام پیداست یک کلمه ایرانی و به معنی خداست
🟨 کریم بیگ فتاح بیگ در کتاب تاریخ جاف ٱورده است: طایفه یزدانبخشی؛ این طایفه نیز از طوایف ایل جاف بشمارند و به سه بخش تقسیم میشوند که عبارتند از ؛ خاله، به گزاده، مامه شه یی بخش خاله بعنوان یزدانبخشی خوانده میشوند عموم این سه بخش هفتصد خانوار جمعیت دارند اینها نیز همانند نه ورلیی تا سی سال پیش کوچرو بودند و اکنون عموما یکجانشین و تخت قاپی هستند در منطقه شمیران و در املاک حسین بیگ علی بیگ محمود پاشا که در جنوب بخش حلبچه واقع شده، می باشند سرپرست بزرگ و عموم ٱنها محمد سان احمد حسین و توفیق فرج و احمد سان احمد و محمود محمد چراغ اند و در ادامه ٱورده: که زمناکوه را در اختیار دارند، این طایفه ۴۰۰ پیاده و ۱۰۰ سوار دارند و علی الدوام روسای ایل جاف فرزندان کیخسروبیگ از جمله محمدپاشا این طایفه را در مرز مستقر نموده اند، در همین منبع بصورت جداگانه در ص ۱۴۴ در مورد طایفه بیداخی مطلب نوشته
⬛️ خسرو جاف هم در کتاب تاریخ جاف ص ۱٨۲ تا ۱٨۷ در مورد طایفه بیداخی مطلب نوشته
🟫 محمدعلی سلطانی هم در کتاب ایلات و طوایف کرمانشاهان ص ۱۷۶ ٱورده است: در حکمرانی معتمد الدوله فرهاد میرزا طوایف باباجانی و یزدانبخشی برعلیه هم وارد جنگ شده، و در برخوردی مسلحانه عده ای از یزدانبخشیها کشته میشوند، معتمد الدوله حبیب الله خان نظام الایاله را احظار و محبوس میسازد، حضرت شیخ کاکه احمد برزنجی نامه ای برای استخلاص او توسط شیخ رسول خانه اشور به معتمد الدوله مینویسد، معتمد الدوله نامه ای به جناب شیخ رسول دولت ٱباد نوشت که علی اکبر خان شرف الملک حاکم جوانرود، بهر صورت مقدور است، کار را فیصل دهد که بار دیگر این نزاع واقع نشود و فرهاد میرزا نیز خواسته شیخ را به انجام برساند و حبیب الله خان را ٱزاد کند پس از پایان این مسله در محرم ۱۲٨۶ ق نامه ٱمده از حکومت جهت جناب شیخ رسول صادر گردید، یزدانبخشی پس از این واقعه به طایفه منشعب خود در ایل جاف مرادی پیوستند و از ٱنها جز تیره هایی که به نام بیداقی و قادر میرویس بعدها به کلهر و گوران پیوسته بودند جز تیره امامی در منطقه جاف جوانرود نماندند، بنابه نوشته ملا محمد قاضی جوانرود در شجره ای که برای غفار بیگ وکیل نوشته است یزدانبخش برادر علی ایناق یا خود سید ایناق است و از رشته های معتبر سادات پیرخضری بشمار میروند
🟦 میرزاشکرالله سنندجی در کتاب طایفه های کرد در کردستان اردلان، طایفه امامی را جز احشام موسوم یزدانبخش دانسته و در همین منبع ٱورده: عشیره یزدانبخشی قریب ۵۰ سالی میشود به میان سایر ایل جاف رفته، پیش از ۵۰ سال در بلوک جوانرود و مالیات دهنده ٱنجا بوده اند
⬜️ علی اکبر وقایع نگار کردستانی هم طایفه امامی را از احشام یزدانبخشی معرفی نموده
🟥 مهندس خسرو جاف در کتاب تاریخ جاف از ص ۱۹۰ تا ۱۹۶ به معرفی تیره یزدانبخشی پرداخته، حتی در ص ۱۹۶ گفته: رحمان بیگ (جد رحمان بیگی قدیم) و مصطفی بیگ (جد مصطفی بیگی) معرفی نموده و گفته در اصل یزدانبخشی اند
🟩 ملا محی الدین صالحی هم در کتاب جاف جوانرود اورده که: رحمان بیگی و مصطفایی هر دو منشعب از یزدانبخش اند
🟧 علی اکبر وقایع نگار در شرح طایفه رحمان بیگی نوشته این طایفه چهار شعبه اند: مصطفایی، دورویی، بیانی (بیویانی)، بیسری، اما نگفته از یک تبار نسبی اند یا خیر
⬛️ محمدعلی سلطانی هم در کتاب ایلات و طوایف ص ۲۹۰ نوشته: که بیگزادگان شرفبیانی به شخصی به نام ابراهیم ایناخ میرسند، و مدرکی وجود ندارد که ٱنها را پیرخضری بنامیم، اما بسیاری از محققین بیگزاده گان شرفبیانی را از تبار یزدانبخشی میدانند، در ص ۴۱۹ همین منبع شجرنامه سران قادرمیرویسی و بداقی به شخصی به نام ایناق بیگ بن بداق بیگ یزدانبخشی میرسد که احتمال قوی یکی هستند
🟪 مطابق قولنامه فروش زمین (در سال ۹۷٨ ق برابر ۹۴۹ ش)، از طرف فرزندان محمد ٱقای یزدانبخشی به محمد بن شاه قباد بن صارم الدین (جد تیره شاه قبادی) وچند نفر دیگر از اهالی زردویی پاوه، که دوستان برایم فرستادند این نکته برایم روشن شد؛ که سابقه تیره یزدانبخشی قبل تر از ایناق است، و ٱن ادعایی که گفته اند: یزدانبخش برادر یا پسر ایناق رد میشود، و انساب یزدانبخشی به پیرخضر هم نیاز به سند و منبع دارد
🟨 در پایان این مطالب نتیجه می گیریم؛ تیره های منشعب از تبار یزدانبخشی بدین شرح است: یزدانبخشی اصلها، بداقی یا بیداخی جاف و کلهر (ساکنین روستاهای ریخک و خاتونه سرپلذهاب و سایر نقاط که مطابق شجرنامه ای که سرهنگ کمری و مهندس بیداقی برایم فرستادن به شاهمرادخان بیداقی میرسند)، قادر میرویسی، محمود باویسی، بیگزاده گان شرفبیانی (شرف بیویانی) از تبار یزدانبخشی اند،شاید تیره مصطفایی و رحمان بیگی قدیم(غیر از رحمان بیگی ایناقی) از این تبار باشند
✍ بقلم؛ محمد دارابی
🌺 @Darabsarmast داراب سرمست 🌺
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
قسمت دوم معرفی عشیرە ولدبیگی¬های نوریاب
بر همین اساس و به استناد به قبالهای که موجود است خالدآغا در محرم سال 1108 هجری قمری درّ درهای موصوف به نوریاب (چەمی کانی چەرمگ) در سمت غربی پاوه قطعه زمینی را از شخصی از اهالی پاوه خریداری نموده است. سپس ایشان و فرزندش محمود آغا نوریابی بهتدریج زمینهای دیگری را در هیروی، وراء، بیدمیری و اطراف نوریاب را خریده و فرزندان و همراهان ایشان در این محلها ساکن میگردند.
یکی از عشیرەهای کە در طول این مدت همراه خالد آغا و نوادگان ایشان بودە اند، عشیرە (ایل روتە) بود است، کە این عشیرە الان هم در نوریاب و پاوە قسمت اعظم آنها در شهرزور هه ریم کردستان ساکن هستند، همچنین عدهای از عشیرە (یزدانبخشی) مدتهاست کە در نوریاب با نوادگان خالدآغا زندگی میکنند.
یکی از نوادگان خالد آغا، ولدبیگ فرزند مصطفی¬آغا بوده است که نقش به سزای در ایجاد روستای نوریاب و همبستگی نوادگان خالدآغا با دیگر خانوادههای جاف که همراه ایشان بودهاند داشته است؛ لذا نوادگان خالدآغا به ولدبیگی¬های نوریاب مشهور گشته و به هنگام تأسیس اداره ثبتاحوال و تحویل شناسنامهها در سال 1314 شمسی بیشتر مردم نوریاب نام خانوادگی ولدبیگی را برگزیده¬اند؛ لذا میتوان گفت بیشتر ساکنین روستاهای نوریاب، هیروی، وراء، هیرتا و زی، از نوادگان خالدآغا هستند، البته با توجه به تحولات اجتماعی و اقتصادی در 150 سال اخیر بسیاری از خانوادههای نوریابی به مناطق دیگری همچون حلبچه درهه ریم کوردستان، شهر پاوه، روستای بندره و شهر سنندج و روستای نییر و... کوچیده و امروز در آن جاها ساکن هستند.
کاک فاروق ولدبیگی زحمت خوبی متحمل شدە و تمام نوادگان و بازماندگان خالد آغا را با سند و مدرک کامل جمع آوری کردهاند، کە جای آن نیست در اینجا تمامی آنها را بیان نمایم، لکن میتوان برای نمونە از قادربیگ تا خالد آغا نام ببریم، قادر بیگ فرزند باستام بێگ، فرزند ولدبیگ، فرزند مصطفی آغا، فرزند محمود آغا، فرزند خالد آغا، فرزند احمد بیگ جاف است. کە این سلسلە دقیقاً از روی اسناد و مدارک خانوادگی تنظیم شدە است.
اگر چە خالد آغا و نوادگان ایشان همانند ڕستم بیگیها و ولدبیگیها و نوادگان آنها قدرت حاکمیت بر قسمتی از عشیرههای منطقە نداشتە اند، لکن در کنار آن مردان نامدار و بزرگمنشی از آنها پیدا شدە که در دستگاە حکام اردلان و سلطان اورامان صاحبمنصب بودە اند، برای نمودنە در دستگاه اردلانیها چهار فرمانده نظامی منطقە(یوزباشی) ویک نفر در دستگاە جعفر سلطان منصب استیفا داشتە است، همچنین چند خلیفە شیوخ کرکوک و چند ماموستای و عالم برجستە در خدمت مردم و عشیرە خود بودە اند.
✍ محمد رشید امینی با همکاری فاروق ولدبیگی/ پاوە
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول
يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ.
ترجمه: اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدهایم و شما را گروهها و قبیلههایی گرداندهایم تا همديگر را بشناسيد. گرامیترین شما در نزد خداوند پرهيزگارترين تان است. بیگمان خداوند دانا و آگاه است.
ملت كورد که در تاریخ ملتی ریشهدار و دارای فرهنگ، تمدن و پیشینه حکمرانی درخشان، شناختهشده است بیگمان از چند ایل، هوز، تیره، و خانواده تشکیل یافته است. برای شناسایی وآشنایی بیشتر با ملت کورد و تاریخ آن، آگاهی لازم درباره ایلات، طوایف و تیرههای کورد ضروری است. یکی از بزرگترین و مشهورترین ایلات ملت کورد، ایل جاف است که تاریخی پرافتخاربرای خود فراهم ساخته است. که این ایل بزرگ نیزازطوایف وعشیرهها وخاندان کوچک و بزرگ تشکیل یافته است. متأسفانه تاکنون آن چنان شایسته باشد تاریخ و سرگذشت این ایل کهن وطوایف و... نوشتە نشدە است. لذا مردمانی که تاریخی درغبار و فراموششده دارند فرزندان آنها بایستی درسعی و تلاش باشند تا تاریخ و پیشینه¬ای روشن و معتبر برای ملت و ایل خود فراهم سازند. تا بهوسیله آن بتوانند که طوایف ، خاندان، و شخصیتهای مرتبط با خود را بشناسانند و بهوسیله آن به هویتی جمعی و شخصی دست یابند.
یکی از بزرگترین طوایف جاف، طایفه مشهور به طایفه ایناقی است که دربرگیرنده فرزندان ایناق مشهوربه سید ایناق است ایناق پدرعلی آقا و ایشان نیز پدرسید احمد بیگ بزرگ است.
احمد بیگ بزرگ فرزندان و نوادگانی زیادی داشته است که امروزه بیشتر آنها در شهرستانهای جوانرود، روانسر، پاوه درکشورایران واستان سلیمانیه و حلبچه وکرکوک درهه ریم کوردستان پراکنده و ساکن میباشند.
خالد آغا نوریابی یکی از پسران احمد بیگ جاف است و به استناد به قبالهای که درسال 1108 هجری قمری نوشتهشده است موسوم به«خالد آغا ولدسیداحمد بیگ جاف ایناقی الاصل» معرفیشده است .نوادگان ایشان امروزه درروستای نوریاب، هیروی و وراء وهیرتا وزی، درشهرستان پاوه ساکن میباشند. لذا عشیره نوریابی با نوادگان احمدبیگ بزرگ موسوم به ولدبیگی، رستم بیگی، منوچهری، قبادی، میرانی، نوادگان امیرخان بیگ و دیگر نوادگان سید احمد بیگ نسبت فامیلی و وابستگی خونی و تاریخی دارند.
همچنان که از گفته پیشینیان و مکتوبات، بیانشده است طوایف جاف زندگی دامداری و کوچنشینی داشتهاند که در زمستانها در مناطق قشلاقی و گرمسیری زیسته و با آغاز فصل بهار بهتدریج به مناطق ییلاقی و سردسیر جهت چرای دام کوچیدهاند. خانواده خالد آقا نیز از این قاعده و روش مستثنی نبودهاند درفصول سرد در مناطق گرمسیری هیروی، مرخیل، بوین و تا نزدیک دربندیخان و... زیسته و درآغاز بهار به مناطق سریاس و شاهو در حرکت ودرآمدو شد بودند، وبە مرور زمان نیزاختلافات حکمرانان اردلان درکوردستان ایران با بابانها درکوردستان عراق وعوامل دیگری همچون ازدیاد جمعیت و قردادزهاب ومرزبندیهای جدید که میان دولت عثمانی ودولت صفویه وقاجاریه برکوردستان ایران حاکم بودهاند ،رفتوآمد آنان دچار مشکل گشته و مجبور به تخته قاپو یا یکجانشینی میشوند
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
🟪 طایفه ولدبیگی؛ این طایفه را چون منسوب به ولدبیگ سید احمدبیگ کبیر پیرخضری نیای بزرگ بیشتر بیگزاده گان جاف جوانرود و جاف مرادی عراق است، ولدبیگی میخوانند، و بیگزاده گان ولدبیگی به چند شاخه ولدبیگی روانسر و ولدبیگی دوریسان و دره وایان پاوه، شاخە بکر بیگ در زمکان، شاخه مستوفی و استیفایی در سنندج، شاخە مشکین پوش، چند شاخه بیگزاده گان ولدبیگی در جاف مرادی عراق تقسیم شده است
⬜️ در ص ۲۰۷ کتاب تحفه ناصری به شرح برخورد حاکم وقت اردلان با بهرام بیگ و چهار تن از فرزندان پسرش پرداخته، ولی در میان شجرنامه خانواده بیگهای ولدبیگی فقط به فرزندان سعید بیگ بن بهرام بیگ پرداخته است و از سرنوشت فرزندان سه نفر دیگر هیچ خبری نیست و خاندان بکر بیگ در زمکان و خاندان یوسف در خرپان کردستان عراق هم مدعی فرزندان بهرام هستند
🟧 بنقل از شمیم و محسنی در ص ۴۶۰ تحفه ناصری می نویسند: این طایفه در گذشته بقدری بزرگ بوده که ایل جاف را تحت نفوذ و سلطه خود داشته است
⬛️ استاد سلطانی هم در کتاب ایلات و طوایف می نویسد؛ پس از انقراض سلسله حکمرانی فرزندان صفی سلطان میرضیالدینی در اواسط حکمرانی امان الله خان والی کردستان متوفی ۱۲۴۱ ق و انتصاب به حکومت در سال ۱۲۱۴ ق، ورود محمد صادق خان اردلان فرزند امان الله خان والی در دهه سوم قرن سیزدهم هجری بعنوان حاکم جوانرود و ایل جاف که فرزندان سید احمد کبیر با اتکا به نیروی سیاسی و مذهبی در جوانرود و محل به پشتیبانی از بازماندگان صفی خان سلطان که همشیرزادگان آنان (طایفه رستم بیگی) بودند و جهت توسعه طلبی و تصرف عدوانی املاک منطقه از سوی محمد صادق خان و مباشرین ناظران دستگاه او شرح آن گذشت، شورش کردند، عبدالله بیگ جوانرود که به جهت اعتراض و ایستادگی در مقابل تصرفات محمدصادق خان مغلول و محبوس و به سنندج اعزام گردید، ولدبیگ عم او منطقه را بصورتی به شورش کشاند، که امان الله خان مجبور به حضور در محال جاف جوانرود گردید چنانچه که در تاریخ مستوره و حدیقه ناصریه آمده که؛ ولدبیگ جاف که یکی از اعاظم اکراد بود و در آن سفر تنبیه او منظور نظر آمده، بعد از تخت و تاراج حسب الامر ولی نعمی (امان الله خان) او را به شهر آورده رستم بیگ و حبیب بیگ ولد ارشدش را در قلعه قصلان محبوس فرمودند؛ خود را در شهر توقف دادند، بعد از مدت یکسال مشمول عنایات خسروانه و منظور نظر خدیوانه آمده، یکی از بنات او به همسری امیرزاده کامکار حسینقلی خان، سربلند و خود را با نیل مرام روانه به میان ایل و طایفه فرمودند، بازماندگان فررندان ولدبیگ که در این سفر به احترام گروگان بودند و در کردستان ماندگار شدند خاندان مسوفی در سنندج هستند، که در دستگاه ولاه اردلان منصب استیفا داشتند، ولدبیگ در میان ایل دیری نپاید و درگذشت
🟩 البته این ولدبیگ بغیر از ولدبیگ اول است و شاید این ولدبیگ همان ولدبیگی است که ٱقای ریچ در سفرنامه اش او را ملاقات کرده و یکی از اعاظم ایل جاف بوده است
🟫 سلطانی در ادامه ٱورده است، چون وکلای جوانرود تحت نظر حکمران و والی کردستان بیشتر از بین فرزندان ولدبیگ آغاز میگردید، زیر توسل به کوچ و جذب تیره های کوچرو و گریختگان سایر طوایف جاف و نیز همسایگی با مقر زمستانی حکمران مناسب این حرکت بود
شرایط یاد شده موجب گردید صفی خان سلطان دوم به سال ۱۲۲۵ ق اکثر املاک خود را که در محدوده ییلاق طایفه ولدبیگی بود بجای بیع به والی و محمد صادق خان به یعقوب بیگ ایلبیگی ولدبیگی به میزان نازل واگذار نماید
🟦 ولدبیگیها به دلاوری، شجاعت، جنگجویی و چالاکی در میان ایلات منطقه مشهور بوده اند و از آنان مردان نامی زیادی برخاسته است از جمله؛ صوفی بیگ آقابزرگ، یعقوب بیگ و بهرام بیگ اول، سعیدبیگ و فرزندانش رستم بیگ و فتاح بیگ و عموزاده شان عزیزبیگ بن صوفی بیگ، بهرام بیگ و یعقوب بیگ بن فتاح بیگ و غیره
🟨 در میان طایفه ولدبیگی روانسر در سردسیر و هم در گرمسیر مردم تیره های زیر دیده می شود که عبارتند از؛ بیگزاده های ولدبیگی، تیره داراب سرمست (با لقب خالوان)، دله ژیری، درویشی، ندری، علی آقایی، شاه ویس ٱقایی، کاکه رشید، شبانکاره ای، شیخ اسماعیلی، سادات درکه ای، بهلول و مولان، یوسف یاراحمدی، قادر میرویسی، گاخوری، میرکی، براز، خیل خلیفه قمر از تبار طایفه هارونی، گرگ کش، کانی باخی، شاینگانی، گشکی، هوز کرم و چندین دستجات و خاندان از تیره های دیگر
از میان موارد فوق شاە ویس آقایی، علی آقایی و قادر میرویسی را هم با بیگ ولدبیگی از یک نیای مشترک نسبی میدانند، دله ژیری و درویشیها یک نیای مشترک و فرزندان ابراهیم هستند، تیره داراب سرمست با لقب خالوان از نواده گان پیر میکاییل ملقب به شیخ جبل،
بین تیره های چند گانه طایفه ولدبیگی علاوه بر سرنوشت و تواریخ مشترک دارای روابط سببی فراوان وجود دارد، می توان گفت: که تاریخ همه طوایف و تیره های ایل جاف کامل نیست
✍ بقلم محمد دارابی
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
📋چند نمونه از اشعاری که در آنها از رشادت و مردانگی بزرگان_و طوایف ما که در وقایع سیاسی و نظامی موثر بوده اند, بحث گردیده و مورد توجه شاعر کلهر آقای معصومعلی_صیدی واقع گردیده است📋
👇👇👇👇👇👇👇👇
🌹ذکرصلوات عه_ودلابگ وه جنگ
ئیمان وباور نشان داوی قشنگ
🌻غورش و هیبت بهرام_ومنصور
شیری چون عزیز بی باک وجسور
🌺فرماندهی سردار امجد
نه معیارهیشتوی ,نه حدود نه حد
🌼رستم_وئاغالای_یاراحمدبگ
وشیرزادیان کس نه کردیا شک
🌸عربده جنگی سیف_الله_سرمست
دشمن توقانوی ده س له بان ده س
(منظور کدخدا سیف الله بن سرمست دوم از تیره داراب سرمست با لقب خالوان)
🌞زیکزاک جنگی کاک میراحمد
ناامیدیان کردوی زیاترله حد
🌹ایل ولدبیگی معروف خاصن
پیاوتی و ویر خداشناسن
🌻یه قصه ی من نیه نوشته تاریخه
کویه ی شرف بینه یه له لای ریخه
🌸قویخاعظمتان و دله_ژیری
وصف خوبی یه لی زمان به ی قه یری
🌼سرداررحم نه که ی حه_مه_که_ی_وارانی
سهمناکتر له تیر,گله بارانی
🌷قویخاصیداحمدوعلی_ئاغه_ایی
خاوه ن ریشه وبناغه ای
🌝قنبر درویشی_کریم و اوره حمان
وهیچ دشمنی نیاردیان امان
🌺 خیل خالوان یا هوز دارا
پیاوه تی داربین دارا و نه دارا
🌼گرگ_کش_وبهلول_مولان_وندری
وپیا یه ل خوب ,جای حب وقه دری
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
بسمه تعالی
🏔 طایفه بزرگ ولدبیگی
شامل تیره های زیر است:
🟢 بیگزاده 🟢 داراب سرمست ( با لقب خالوان)
🟡 دله ژیری 🟡 درویشی
🔴 نیری (ندری) 🔴 گشکی
🔵 کاکه رشید 🔵 گرگ کش
⚫️ شاینگانی ⚫️ علی آقایی
🟤 گاخوری 🟤 برازی
🟣 قادرمیرویسی 🟣 یوسف یار احمدی
🔘 بهلول و مولان 🔘 کانی باخی
⏺ خیل خلیفه قمر ⏺ شاه ویس ٱقایی
🔲 ولدبیگی های دوریسان و دره بیان و ده تازه در حومه پاوه
🔳 خاندان مستوفی و استیفایی سنندج
☑️ خاندان مشکین پوش
◀️ خاندان بکر بیگ در زمکان
⏮ خاندان یوسف بهرام در خرپان کردستان عراق
⬅️ گروههای پراکنده در سایر نقاط
⏮ و دسته جاتی از تیره های دیگر در میان مردم طایفه ولدبیگی در منطقه ییلاق و گرمسیرشان وجود دارد از قبیل؛ خاندانهای از تیره شبانکاره، شاه ویس آقایی قبادی، میرکی، الیارکی، شیوخ برزنجی، سادات درکه ای، و غیره و غیره
✔️ البته در ۱۷۷ سال اخیر بسیاری از مردم طایفه ولدبیگی به مناطق دیگر از جمله ریجاب، ذهاب، سرپل، استان کردستان، شهر کرمانشاه، کلهرستان، اقلیم کردستان عراق و سایر نقاط مهاجرت کرده اند که در جای خود بحث خواهد شد
🏘 روستاهای محل سکونت:
در ییلاق منطقه ولدبیگی ⬇️⬇️⬇️
✅ کره فتاح بیگ
✅ کره احسن بیگ
✅ کره حسن آباد
✅ دولت اباد ✅ شبانکاره
✅ رئیس ✅ ماخوشین
✅ بناوچکوه ✅ کزازی
✅ شانرش ✅ ده سرخ
✅ کانی پاشا ✅ کنا گرگ
✅ شاینگان ✅ نهرابی
✅ پیروزه ✅ سرابیان
✅ مامنان ✅ میرگه ره ش
✅ هلول ✅ نیرژ
✅ خاتم اباد ✅ علی آباد
✅ بانشله ✅ بان چیا
✅ درکه
✅ گمشترعلیا وسفلی
✅ شش بید علیا وسفلی
✅ کیلانبر علیا وسفلی
✅ گراب علیا وسفلی
✅ پشتنگ سلیمان
✅ پشتنگ کانی قلی جان
ـــــــــــــــــــــــــ
🏘 روستاهای محل سکونت:
در قشلاق منطقه ولدبیگی ⬇️⬇️⬇️
🏝 دشت سرقلا و جگیران
⭕️ تپه ره ش ⭕️ هوان
⭕️ سیور هه وار ⭕️توت خشکه
⭕️ سلمانه ⭕️ ریویله
⭕️ تپه نوروز ⭕️ تازه اباد
⭕️ شیخ روزین ⭕️ کوزه روت
⭕️ سراب قلعه ⭕️ تپه درویشی
⭕️ چفته علیا ⭕️ چفته سفلی
⭕️ تپه کنعان ⭕️ هوان
⭕️ گرده نو ⭕️ درویشی
⭕️ پشتیلکه ⭕️ دربندپلی
⭕️ تیلکوه کدخدا محمد
⭕️ تیلکوه کدخدا محمود
⭕️ تیلکوه کدخدا صید احمد
⭕️ باوه یسی ملا فتاح
⭕️ باوه یسی خلیفه
⭕️ دربند زرد علیا و سفلی
⭕️ کریم صالح
و غیره
✍ بقلم؛ محمد دارابی
🌍@eiljaff تاریخ ایل جاف🌏
بسمه تعالی
📚 ادامه مبحث ایل جاف یا جاو و جاوانیه از اعقاب قوم باستاتی گاوانیه
🟪 زیستگاه، قلمرو و حدودات کنونی ایل جاف شاخه جبال در میان اقوام و ایلات دیگر: زیستگاه امروزی آنها از دهانه رودخانه قوره تو و کناره رودخانه الوند تا شهر سرپلذهاب، روستای کلاهمال و کوه زنگلیان بین دهستان بشیوه و پاطاق و منطقه ریژآو (ریجاب) گردنه بالا طاق و قله عیسی بیگ جاف در کوه بانه ریز تا دشت گاله جار در شمالغرب دشت بیوه نیج، بالاتر از روستای آسیاب تنوره و کوههای توتان تا کوههای بنی گز، دشت حسن آباد روانسر نزدیک دشت میان دربند کرمانشاه، دشت بیلوار کامیاران، دور تا دور شهرستان کامیاران و جنوب شهرستان سنندج، جنوب شهرستان مریوان تا جنوب شهر سلیمانیه تا شهر کرکوک و دوباره بسمت جنوب تا رشته کوه حمرین و شهر خانقین و در انتها این خط مرزی ایلی دوباره به شهر قصر شیرین ختم می شود
🟧 ناگفته نماند: در حاشیه این مناطق ایلات و طوایف دیگر از ایل مکریان کورد، بابان کورد، قوم ترکمن، قوم پهله ای یا فیلی کورد، ملت عرب، در عراق، ایلات کلهر، گوران، قلخانی، سنجابی یا سان جاوی (سرزمین جاو ها)، بنی اردلان، قوم هورام (با زبانی هورامی) حومه پاوه، ایل زنگنه در ایران و عراق و غیره ادغام شده است
🟦 محال و تجمع مردم ایل جاف در پشت مرزهای اولیه این ایل: در پشت این مرزهای قومی جمعیت قابل توجه ای از مردم این ایل در شهر قصر شیرین و حومه، شهر کرند غرب و حومه، چندین روستا در بخش گهواره شهرستان دالاهو، چندین روستا در شمال شهرستان اسلام آباد غرب (شاه آباد سابق)، چندین روستا در منتهی الیه دشت ماهیدشت (مادی دشت) و بالاتر از شهر کوزران کنونی یعنی منطقه باوان سنجابی (در اصل سان جاوی به معنی سرزمین جاو ها بوده)، جمعیت قابل توجه ای در شهر کرمانشاه، چندین روستا در منطقه بان لیلاخ (منطقه ای در بین شهرستانهای کامیاران، دهگلان، قروه، بیجار، دیواندره، سنندج و غیره) و گروههای جمعیتی قابل توجه ای مردم ایل جاف در شهرهای قروه، بیجار، دهگلان، دیواندره، سقز، بانه، سنندج، مریوان و حومه این شهرستانها در استان کردستان، و مردمی از ایل در میان ایل مکریان در شهرستانهای سردشت، پیرانشهر، اشنویه، بوکان، مهاباد و حومه این شهرستانها در استان آذربایجانغربی در ایران، شهر سلیمانیه و حومه، شهر هولیر (اربیل) و حومه، شهر کرکوک و حومه، شهر خانقین و حومه، شهر بغداد و حومه در عراق، بخشی از محله صالحه دمشق و نقاط دیگر در کشور سوریه، در نقاط مختلف و چندین استان در کشور ترکیه، دهکده باستانی جاوان تهران و حومه، طایفه جافکانلو و جابکانلو و غیره در استان خراسان شمالی، طایفه جوانکی خوزستان و منطقه بختیاری، گروههای تبعیدی قدیمی، مهاجرین قدیم و جدید در استانهای شمالی ایران، تهران، کرج، قزوین، تبریز، اصفهان، شیراز، بندر عباس، سیستان و بلوچستان، کرمان، اهواز، و دیگر شهرهای دور و نزدیک ایران و مهاجرینی در کشورهای مختلف اروپایی وجود دارد
📚 این مبحث ادامه دارد
✍ بقلم: محمد دارابی
درێژه ی باسی هۆزی جاف
📚درێژه باسه کانی هۆزی جاف یان جاو یان جاوانیه له هۆزی کۆنی گاوانیه
🟪 شوێنی ژیان و سه یته ره ی سنوره کانی ئیستاکه ی هۆزی جاف به شی زاگڕۆس له
نێوان هۆزو و تیره کانی تر.
شوێنگه ی ژیانی ئه مڕۆکه ی ئه وان له
سه ره تای ڕۆباری قوره توو و کێوی زه نگڵیان
نێوان ناحیه ی بشێوه وه پاتاق و ناوچه ی ڕێژاو
ملە گه بان تاق وه شاخی عیسا به گی جاف
لهکێو بانه ڕێژ تاکو ده شتی گاڵه جار له باکوری
ڕۆژئاوای ده شتی بیوه نیج
بان تر له گوندی ئاسیاب ته نووره وکێوه کانی
تووتان تاکێوه کانی بهنیگهز
ده شتی حه سه ن ئاوای ڕوانسه رو نزیکه ی
ده شتی ناو ده روه نی کرماشان
ده شتی بێلوار کامیاران ده وران ده وری شارستانی کامیاران و باشووری شارستانی
سنه باشووری شارستانی مه ریوان تا باشوری شاری سلیمانی تاکو شاری که رکوک
وهدووباره به ره و باشوور تا کێوه کانی حه مرین
وه شاری خانه قین
وه له کۆتایی ئه م هێڵی سنوری یه
دوباره به ره و قه سری شیرین درێژه ده کێشێت
🟧 نه وتراو نه مینێت .
له چوار ده وری ناوچه کانی ئه م هۆز و تیرانه
له هۆزی موکریانی کورد.بابانی کورد.میله تی تورکمه ن .هۆزی پاڵه یان فه یلی کورد. میله تی عه ره ب له عێراق .هۆزه کانی که لهوڕ .گۆران
.قه ڵخانی سنجاوی یان سان جاوی (ناوچه جاوه کان) به نی ئه رده ڵان .هۆزی هه ورام (زاراوه ی هه ورامی) چوارده وری پاوه .هۆزی زه نگه نه له ئێران و عێراق و.. تیکه ڵ کراون
🟦 شوێنی کۆبونه وه ی هۆزی جاف له پشت سنوره کانی سه ره تای ئه م هۆزه له پشتی ئه م سنورانه حه شیمه تێکی به رچاو له م هۆزه له شاره کانی قه سری
شیرین و چوارده وری .شاری کرندی ڕۆژئاوا و چوارده وری. چه ندین گوند له ناحیه ی گاواره
و شارستانی داڵاهۆ چه ندین گوند له شارستانی شاباد یان ئیسلام ئاوای ڕوژئاوا چهندین گوند له گوندهگانی مایگه شت و بان تر
له شاری کۆزه رانی ئیستاکه یان ناوچه ی سنجاوی (که له بنه ره تدا سنجاوی به مانای شوێنی جاوهکانه )
حه شیمه تێکی به رچاو له شاری کرماشان
چه ندین گوندی له ناوچه ی بان له یلاخ (ناوچه یه ک له نێوان شارستانه کانی کامیاران. دێگوڵان. قوره. بێجاڕ .دیوانده ره و سنه یه)
وهکۆمهڵێکی به رچاو خه ڵکی هۆزی جاف له شارستانه کانی قوره. بێجاڕ.دێگوڵاندیوانده ره.
سه قز.بانه. سنه.مه ریوان وه چوارده وری ئه م
شارستانانه له پارێزگای کوردستان
وه خه ڵکێک له هۆزی جاف
له نێو هۆزی موکریان له شارستانه کانی
سه رده شت .پیرانشار.شنۆ.بۆکان . مهاباد. وه چوارده وری ئه م شارستانانه له پارێزگای
ئازه ربایجانی ڕۆژئاوای ئێران
شاری سلیمانی و چوارده وری.شاری هه ولێر و چوارده وری.
شاری که رکوک چوارده وری. شاری خانه قین وچوارده وری.شاری به غدا و چوارده وری له عێراق
به شێک له گه ڕه کی ساڵحه ی ده مشق
وه شوینهکانی تر له سوریا.
له چه ندین ناوچه وپارێزگای تورکیا
گوندی کۆنی جاوان له تاران وچوارده وری
هۆزی جافکانلو و جابکانلو له پارێزگای خۆراسان باکور
هۆزی جوانکی خوزستان وناوچه ی به ختیاری
کۆمهڵێک له هوز و کۆچه رە ڕاگوازراوه کان کون وتازه ی لهپارێزگاکانی باکوری ئێران .تاران
که ره ج . قه زوین . ته ورێز. ئه سفه هان.شیراز
به نده ر عباس. به لوچیستان . کرمان . ئه هواز
وه شارکانی تری ئێران
وهکوچبه ران له هۆزی جاف لە وڵاتانی ئوروپایی
بونیان هه یه
⏮ ئهمباسه دڕێژه ی هه یه
✍ نووسینیموحهمه د دارابی
وه رگێڕان بۆکوردی. کاوه ئه حمهدی
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
