189
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1530 days
Posts Archive
189
فراموشش کن. بعضی رفتنا دیگه هیچ برگشتی نداره.
میدونم ممکنه دلت چیز دیگه ای بگه,
ولی منطق اینو حکم میکنه..!
189
من
دوباره تو را پذیرفتم
بارها و بارها؛
چون فکر میکردم تغییر کرده ای،
اما مهم نبود چقدر سعی میکردیم،
تو همیشه خود واقعیات را
با شکستن قلب من نشان میدادی.
189
Repost from "𝘋𝘢𝘳𝘬 𝘔𝘰𝘰𝘯"
-کم ازت نشنیدم دوسم داری.
اینا احساساته دیگه، یا ایناهم دروغ بوده..؟
+داشتم و دروغ نبود!
ندارم و بازم دروغ نیست.
-چه بد.
189
-کم ازت نشنیدم دوسم داری.
اینا احساساته دیگه، یا ایناهم دروغ بوده..؟
+داشتم و دروغ نبود!
ندارم و بازم دروغ نیست.
-چه بد.
189
-کم ازت نشنیدم دوسم داری.
اینا احساساته دیگه، یا ایناهم دروغ بوده..؟
+داشتم و دروغ نبود!
ندارم و بازم دروغ نیست.
-چه بد.
189
عادت داشت نوک خودکار را بین لبهایش بگیرد
یک روز جامدادیاش را دزدیدم
و تمام خودکارهایش را بوسیدم...
وقتی بابا آمد خانه، ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده؟
میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد، همیشه آبی.
