en
Feedback
ℭ𝔩𝔬𝔲𝔡

ℭ𝔩𝔬𝔲𝔡

Open in Telegram

به خونه‌ی مامانبزرگ خوش اومدی☁️ • @clloudibot

Show more
1 096
Subscribers
+524 hours
+137 days
-3530 days
Posts Archive
خب دیگه برم بقیه رو تکمیل کنم

وقتی نور رفته:

در ژرفای اقیانوس تخیل، خود را در میان لطفات بی‌پایان واژگان غرق می‌کنم. در آغوش گرم کلمات، از داستان‌های آشنای جهان می‌گریزم
در ژرفای اقیانوس تخیل، خود را در میان لطفات بی‌پایان واژگان غرق می‌کنم. در آغوش گرم کلمات، از داستان‌های آشنای جهان می‌گریزم و به دایره نامحدود صفحات کتاب پناه می‌برم، جایی که هر بند مثل رودخانه‌ای نقره‌فام می‌جوشد و پایانش به آسمان‌ها می‌انجامد! مکانی که هر حرف روحم را به زمینِ خاکی می‌ساید و قلبم را به سوی نیلوفرهای آبی دریا می‌کشاند!

بخار ملایمی که از فنجان چای در هوا محو می‌شود و گرمایِ دلچسبش که به خاطرات سرگردان در افق‌های خیال جان می‌بخشد. تداعی کننده س
بخار ملایمی که از فنجان چای در هوا محو می‌شود و گرمایِ دلچسبش که به خاطرات سرگردان در افق‌های خیال جان می‌بخشد. تداعی کننده سکوت عاشقانه شب و صفحاتِ کتاب‌های غبارآلوده، آبیِ سپیده‌دم و آواز سرخوش پرستوهای مهاجر و مهر و طعم و رنگ است!

همشون و نگه داشتم و خیلی‌ خیلی ممنونم از تک تکتووونن😭 بیاید بغلمممم
همشون و نگه داشتم و خیلی‌ خیلی ممنونم از تک تکتووونن😭 بیاید بغلمممم

نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم می‌کوبند؛ طوفان در گو
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم می‌کوبند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پی‌کند، که چطور هوایِ بی تو را نفس می‌کشم؟!

نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم می‌کوبند؛ طوفان در گو
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم می‌کوبند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پی‌کند، که چطور هوایِ بی تو را نفس می‌کشم؟!

نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم کوبیده می‌شوند؛ طوفان
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت می‌شکند و بارانی غمناک از وجودش می‌چکد، اشک‌هایش بر در و دیوارِ وجودم کوبیده می‌شوند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پی‌کند، که چطور هوایِ بی تو را نفس می‌کشم؟!

سمفونی پر تب و تابِ تپنده بی‌قرارم با کوک ترین زمزمه سازم هم صدا می‌شود و من در هیاهویِ نسیم بهاری اردیبهشت ماه با ذهن ناهوشی
سمفونی پر تب و تابِ تپنده بی‌قرارم با کوک ترین زمزمه سازم هم صدا می‌شود و من در هیاهویِ نسیم بهاری اردیبهشت ماه با ذهن ناهوشیارم میان امواج پرحرف موسیقی بی‌کلامم غرق می‌شوم!

زهرا از همینجا بهت می‌گم که اگه اسلیترین فن نباشی دوستیمون تمومه

برقی که در چشم‌ها می‌درخشد، سحر و جادوی تار و پودِ خاطرات ثبت شده است. سایه‌های ثابت از گذشته‌های حک شده در دلِ قاب‌های رنگ ش
برقی که در چشم‌ها می‌درخشد، سحر و جادوی تار و پودِ خاطرات ثبت شده است. سایه‌های ثابت از گذشته‌های حک شده در دلِ قاب‌های رنگ شده نمایان می‌شوند! هنری ناب هرلحظه از گذشته را به حال وصل می‌کند و پیوند زمان‌های دور را با قصه‌های امروز حفظ می‌کند!

حواسم بهتون هستا🫵🏻🫵🏻

هرچی گشتم هیچ چیز فوتبالی‌ای نداشتم «لو ندید فوتبالی نیستم» دیگه تلاش کردم با چسب رنگای پایینی لوگوی بارسا رو دربیارم😔

رقصی ناهماهنگ از هیجان و نفس نفس‌های بی‌پایان بر دل چمن‌های سبز رنگ، طنین صدای تشویق، فریادهایی از شادی و خشم‌های آنی! طوفانی
رقصی ناهماهنگ از هیجان و نفس نفس‌های بی‌پایان بر دل چمن‌های سبز رنگ، طنین صدای تشویق، فریادهایی از شادی و خشم‌های آنی! طوفانی از احساسات ناگهانی در دل ورزشی همگانی سرنوشت را در لحظه رقم می‌زند!

بچه‌ها چالش پدرم و درآورد ولی ممبر نیاورد🫶🏻

دوتفر گفته بودن گیتار برا عکساشون باید خونه‌ی خواهرم می‌بودم و از جاکلیدیای شوهرش استفاده می‌کردم😔

مخلصم😔

پاریس ۴۲۰۰ کیلومتر😂😭 نمکی بود😭😭 https://t.me/cloudedit/39114

اوا بوس بهتتت💛🫵🏻

با هر گام، زمین و آسمان را برهم می‌زنم، عطر دل انگیز غروب را به خاطر می‌سپارم و هر نفس پرندگان را در گنجه‌ی خاطرات، حبوس می‌ک
با هر گام، زمین و آسمان را برهم می‌زنم، عطر دل انگیز غروب را به خاطر می‌سپارم و هر نفس پرندگان را در گنجه‌ی خاطرات، حبوس می‌کنم! با طلوع دیدار و مهر را صدا می‌زنم! بیهوده می‌روم و لحظه‌ای نمی‌ایستم؛ شاید مسیر طویل‌تر از سرنوشتم باشد، همچو رود به سوی دریا می‌تازم و در مسیر رویاها به نرمی قدم می‌زنم!