1 096
Subscribers
+524 hours
+137 days
-3530 days
Posts Archive
1 096
در ژرفای اقیانوس تخیل، خود را در میان لطفات بیپایان واژگان غرق میکنم. در آغوش گرم کلمات، از داستانهای آشنای جهان میگریزم و به دایره نامحدود صفحات کتاب پناه میبرم، جایی که هر بند مثل رودخانهای نقرهفام میجوشد و پایانش به آسمانها میانجامد! مکانی که هر حرف روحم را به زمینِ خاکی میساید و قلبم را به سوی نیلوفرهای آبی دریا میکشاند!
1 096
بخار ملایمی که از فنجان چای در هوا محو میشود و گرمایِ دلچسبش که به خاطرات سرگردان در افقهای خیال جان میبخشد. تداعی کننده سکوت عاشقانه شب و صفحاتِ کتابهای غبارآلوده، آبیِ سپیدهدم و آواز سرخوش پرستوهای مهاجر و مهر و طعم و رنگ است!
1 096
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت میشکند و بارانی غمناک از وجودش میچکد، اشکهایش بر در و دیوارِ وجودم میکوبند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پیکند، که چطور هوایِ بی تو را نفس میکشم؟!
1 096
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت میشکند و بارانی غمناک از وجودش میچکد، اشکهایش بر در و دیوارِ وجودم میکوبند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پیکند، که چطور هوایِ بی تو را نفس میکشم؟!
1 096
نیستی که ببینی بغض ابر چطور برایت میشکند و بارانی غمناک از وجودش میچکد، اشکهایش بر در و دیوارِ وجودم کوبیده میشوند؛ طوفان در گوشم پچ پچ پیکند، که چطور هوایِ بی تو را نفس میکشم؟!
1 096
سمفونی پر تب و تابِ تپنده بیقرارم با کوک ترین زمزمه سازم هم صدا میشود و من در هیاهویِ نسیم بهاری اردیبهشت ماه با ذهن ناهوشیارم میان امواج پرحرف موسیقی بیکلامم غرق میشوم!
1 096
برقی که در چشمها میدرخشد، سحر و جادوی تار و پودِ خاطرات ثبت شده است. سایههای ثابت از گذشتههای حک شده در دلِ قابهای رنگ شده نمایان میشوند! هنری ناب هرلحظه از گذشته را به حال وصل میکند و پیوند زمانهای دور را با قصههای امروز حفظ میکند!
1 096
هرچی گشتم هیچ چیز فوتبالیای نداشتم «لو ندید فوتبالی نیستم»
دیگه تلاش کردم با چسب رنگای پایینی لوگوی بارسا رو دربیارم😔
1 096
رقصی ناهماهنگ از هیجان و نفس نفسهای بیپایان بر دل چمنهای سبز رنگ، طنین صدای تشویق، فریادهایی از شادی و خشمهای آنی! طوفانی از احساسات ناگهانی در دل ورزشی همگانی سرنوشت را در لحظه رقم میزند!
1 096
دوتفر گفته بودن گیتار
برا عکساشون باید خونهی خواهرم میبودم و از جاکلیدیای شوهرش استفاده میکردم😔
1 096
با هر گام، زمین و آسمان را برهم میزنم، عطر دل انگیز غروب را به خاطر میسپارم و هر نفس پرندگان را در گنجهی خاطرات، حبوس میکنم! با طلوع دیدار و مهر را صدا میزنم! بیهوده میروم و لحظهای نمیایستم؛ شاید مسیر طویلتر از سرنوشتم باشد، همچو رود به سوی دریا میتازم و در مسیر رویاها به نرمی قدم میزنم!
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
