ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی
Open in Telegram
با دیدن گربه ها پروانه ها توت فرنگی ها گل های بابونه آفتاب گردان های زرد لاله ها به یاد من بیوفتید❤️🔥
Show more533
Subscribers
-1324 hours
-1017 days
-23830 days
Posts Archive
متوجه رفتارای من شدی؛ ولی متوجهِ کارای خودت
که دلیل رفتارام بود نه.
در نهایت پذیرفتم که حق با برلین بود؛
عشق ماندگار نیست.
نباید بهخاطرِ عشق، زندگیات را به باد بدهی.
بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این وضعیت مزخرف خستهام، اما چون میدونستم قرار نیست هیچوقت اشکامو پاک کنی و منو مطمئن کنی از بودنت خندیدم و گفتم ناراحت نیستم
و یادت بماند عزیزِ من؛
او میدانست بیش از توانت داری رنج میکشی،
اما نخواست تسکینت دهد…
از خودم معذرت میخواهم که روزی تمامِ انرژی، زمان و قلبم را صرفِ آدمهایی کردم که ارزشش را نداشتند؛ آدمهایی که امروز حتی دلم نمیخواهد نگاهم به نگاهشان گره بخورد.
من دیگه کاملا رها کردم. دارم راجع به زندگی بعدیم خیالپردازی میکنم.
امیدوارم اونجا یه گربه باشم
واقعیت اینه که در رابطه با بعضی چیزها به یه نقطهای رسیدم که نمیدونم باید چکار کنم. ناراحت باشم، عصبانی باشم، بپذیرم، بجنگم، ادامه بدم یا رها کنم.
من دوست داشتنی رو میخوام که غمامو از یادم ببره نه اینکه خودش بشه غم جدیدم
در خانواده های ناسالم وقتی یک نفر تصمیم می گیره دیگه در بازی های روانی خانواده شرکت نکنه و مرزهای سالمی برای خودش تعریف بکنه،
ممکنه از طرف اعضای خانواده بعنوان ناسازگار یا مشکل ساز شناخته بشه.
شاید یه روز بفهمی من هیچوقت دنبال دعوا نبودم
اصلا نمیخواستم برنده بشم یا ثابت کنم حق با منه
فقط داشتم میگفتم یه چیزی هست که اذیتم میکنه
دلم میخواست فقط گوش بدی
نه اینکه فوری از خودت دفاع کنی
نه اینکه حرفم رو برگردونی سمت خودم
نه اینکه جوری رفتار کنی انگار احساساتم زیادیه
فقط میخواستم یه بار هم تو بفهمی من چی میکشم
من ازت آدم کامل نمیخواستم
کار عجیب و بزرگ هم نمیخواستم
فقط یه کم درک
و یه لحظه که توی اون من رو انتخاب کنی
نه اینکه فقط بخوای ثابت کنی حق با توئه
آخرین بیاحترامیش انقدر شدید بود که دیگه خاطراتش برام هیچ ارزشی نداره.
