en
Feedback
تصنیفِ عشق🕊 |زن؛ زندگی؛ آزادی|

تصنیفِ عشق🕊 |زن؛ زندگی؛ آزادی|

Open in Telegram

و سمفونی زندگی،توسط دست ها نواخته می شود🕊 Tarane: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7028664941 Romina : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6101158856

Show more
Iran157 762The category is not specified
122
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
‏آیا می‌شه؟ امیدوارم که بشه. خیلی دوست دارم که بشه.

عاشق وقت هایی‌ام که باعث می‌شم مسلمون ها آتیش بگیرن. واقعا هزاران لایک به خودم.

امیر دیشب ازم پرسید آجی سیاه چاله‌ها چی‌ن و به خودم اومدم دیدم دارم باهاش درباره چگالی و گرانش حرف می‌زنم. انقدر سوال های بامزه و هوشمندانه‌ای می‌پرسه که گاهی اوقات یادم می‌ره این بچه هشت سالشه. عاشقشم.

خوشگلای عزیزی که باهم در ارتباطیم، من یه مدت به اکانت اصلی‌م دسترسی ندارم و اگه پیام بدید نمی‌تونم بینم. کاری داشتید می‌تونیم دایرکت اینجا باهم صحبت کنیم. بوس💋

یک کاری می‌خوام انجام بدم. اینجا بمونه تا بعدا بگم شد یا نه‌.

You know it's not the same as it was!

ما به خاطر قطع بودن نت نتونستیم آلبوم KATTDO هری رو وقتی منتشر شد گوش بدیم. فقط رندوم یه عدد گفتیم و قرار شد اون آهنگ آلبوم برای ما باشه. آهنگ آیلار Pop بود و آهنگ من The Waiting Game. خیلی اتفاقی صبح سیزده به در آیلار آهنگ ها رو توی بله پیدا کرد. دوباره رفتیم بیرون، نشستیم بین سبزه ها و به آسمون نگاه کردیم و تک به تک ترک ها رو باهم دیگه گوش دادیم. موقع پلی کردن آهنگ های خودمون ذوق داشتیم و هر دو عاشق Coming Up Roses شدیم. موقع برگشت برای تجدید خاطره سیزده به در ۱۴۰۱ As it was رو گوش دادیم و آیلار گفت: چهار سال پیش من کنکوری بودم و حالا تو. اون روز هم واقعا زندگی کردم. وقت گذروندن با آیلار بهم حس زندگی می‌ده، به خصوص وقتی بک‌گراند خاطره هایی که باهاش ثبت می‌کنم هری باشه. هری و آیلار! دو تا از دوست داشتنی ترین آدم های زندگیم توی یک خاطره. خاطره هایی که باهاشون دارم رو دوست دارم. خیلی زیاد. دیوانه‌وار! دیوانه‌وار!

تمام زندگیی که نهه 😭 ولی خیلییی خوش گذشت اون روز

من حتی حاضرم تمام زندگیم رو بدم و فقط یک بار دیگه اون روز مسابقه خوارزمی با رومینا رو تجربه کنم.

Repost from N/a
حاضرم یک سال از زندگیم رو بدم و فقط یک روز برگردم کلاس نهم

Repost from N/a
هیچ‌ تصویری از لحظات لستات توی این قسمت نمی‌تونم انتخاب کنم. از ابتدا تا انتها، چه سکانس‌های مصاحبه، چه فلش‌بک‌ها و چه سکانس‌های توی ماشین بازی سم محشر بود. نمی‌دونم چندتا احساس مختلف رو بازی کرد توی یک اپیزود و چندتا لحن متفاوت داشت، اما دیوانه‌وار بود.

اگر قسمت سوم ومپایر لستات رو دیدید بیاید درباره‌ش حرف بزنیم چون من گریان و متحیر و نابود شده‌ام.

این رو هم فراموش نکنید. خدا نگه‌دار شما.
+1
این رو هم فراموش نکنید. خدا نگه‌دار شما.

آدم می‌گرده‌ می‌گرده و در انتها همون مصیبتی رو دوباره با شکل دیگه‌ای پیدا می‌کنه که سال هاست درگیرشه.