en
Feedback
آوای دوستی❤️

آوای دوستی❤️

Open in Telegram

کانال ⚜️آوای دوستی⚜️ شعر 🌿🌸دکلمه⚘️🌿🌸نمایش نامه⚘️🌿🌹پست و متن زیبا🌿⚘️🌱🌸موزیک و بیکلام های ناب🌸🌿⚘️🌱

Show more
376
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2330 days
Attracting Subscribers
June '25
June '25
+4
in 0 channels
May '25
+22
in 0 channels
Get PRO
April '25
+25
in 0 channels
Get PRO
March '25
+25
in 0 channels
Get PRO
February '25
+28
in 0 channels
Get PRO
January '25
+30
in 0 channels
Get PRO
December '24
+46
in 0 channels
Get PRO
November '24
+40
in 1 channels
Get PRO
October '24
+47
in 0 channels
Get PRO
September '24
+88
in 2 channels
Get PRO
August '24
+89
in 4 channels
Get PRO
July '24
+34
in 0 channels
Get PRO
June '24
+30
in 0 channels
Get PRO
May '24
+58
in 3 channels
Get PRO
April '24
+177
in 8 channels
Get PRO
March '24
+133
in 3 channels
Get PRO
February '24
+74
in 0 channels
Get PRO
January '24
+56
in 1 channels
Get PRO
December '23
+141
in 2 channels
Get PRO
November '23
+436
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 June0
20 June0
19 June0
18 June0
17 June0
16 June0
15 June0
14 June0
13 June0
12 June0
11 June+1
10 June+1
09 June0
08 June0
07 June+1
06 June0
05 June0
04 June+1
03 June0
02 June0
01 June0
Channel Posts
. چقدر قشنگه این متن: دوست داشتنِ یک نفر ، مثل نقلِ مکان کردن به یه خونه ست ... اولش عاشقِ همه یِ چیزهایی میشی که برات تازگی دارن . هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حِیرانی . بعد به مرورِ زمان ، دیوارها فرسوده میشن . چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطرِ کمالش نیست ! بلکه به خاطرِ عیب و نقص هاشه . تمامِ سوراخ سُنبه هاش رو یاد میگیری . یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده ، کلید تویِ قفل گیر نکنه . یا دَرِ کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه . اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مالِ آدم میکنن ... امن ترین جای دنیا واسه من بغلته ... شبتون بخیر چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه...❤️

2
🌹شعر 🌹 ساقیـا جامی بیـاور، تـا دَمی شادم کند مـن کـه با غم ها خرابم بلکه آبادم کند در بـه روی شادی و لبـخندهایم باز کن مِی بنوشانم، کـه تـا از غُصـه آزادم کند مِی بنوشانم فـراموشم شود اندوه و غم نی کـه بـا دردِ دلـم، در دامِ صیـادم کند خارِ صحرا هستم و خوارِ دیـارِ خویشتن باغبـانی نیست تـا همراهِ شمشادم کند روزگـارِ لعنتی، بـر سینـه حسرت کاشتـه بازیِ دوران، نمی خواهد کـه استادم کند کاش برساحل نشین یکبار هم مقدور بود نـزدِ دریـا از کویـری مثـلِ من یـادم کند! گر صبا ازجانِ ساقی مِی بنوشد نوشِ جان گر ننوشد کیست در این حال امدادم کند #رمضان_احمدپور 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
140
3
وقتی یکی ناراحتتون کرد ، و دلتون روشکست ، زود نگید عیبی نداره چیزی نیست؛ نذارید واسه آدما شکستن دلتون عادی شه ... اونموقع چیز
وقتی یکی ناراحتتون کرد ، و دلتون روشکست ، زود نگید عیبی نداره چیزی نیست؛ نذارید واسه آدما شکستن دلتون عادی شه ... اونموقع چیزی ازتون نمیمونه!
120
4
قبلا همش نگران این بودم که نکنه رفتاری کنم که دیگران از دستم ناراحت شن و بِرن، اما الان به قدری خستم که منتظر یه رفتار اشتباه
قبلا همش نگران این بودم که نکنه رفتاری کنم که دیگران از دستم ناراحت شن و بِرن، اما الان به قدری خستم که منتظر یه رفتار اشتباه و بی ربط از آدمای نزدیک زندگیمم تا اونا رو به سرعت از زندگیم حذف کنم.
105
5
‏توجه کنید اگر کسی جواب بی ادبیِ شمارو محترمانه میده قطعا از شما بیشتر فحش بلده فقط ترجیح میده شبیه شما نباشه...
‏توجه کنید اگر کسی جواب بی ادبیِ شمارو محترمانه میده قطعا از شما بیشتر فحش بلده فقط ترجیح میده شبیه شما نباشه...
93
6
‌ ‏اگه دوسش دارید برید بهش بگید مهم نیست چه اتفافی میفته حداقل بدهکار خودتون نمیمونید تو زندگی هم هیچی از این بدتر نیست که آد
‌ ‏اگه دوسش دارید برید بهش بگید مهم نیست چه اتفافی میفته حداقل بدهکار خودتون نمیمونید تو زندگی هم هیچی از این بدتر نیست که آدم به خودش بدهکار باشه! ‌
91
7
دخترا حسشون خیلی قویه ، اگه حرکتی زدید و نفهمید فک نکنید نفهمیده ، فقط ترجیح داده وانمود کنه که نمیدونه ! چون بیش از حد دوستت
دخترا حسشون خیلی قویه ، اگه حرکتی زدید و نفهمید فک نکنید نفهمیده ، فقط ترجیح داده وانمود کنه که نمیدونه ! چون بیش از حد دوستتون داره و ترجیح میده تو دلش خودخوری کنه :)
72
8
دوست دارم 🌹🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دوست دارم 🌹🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
82
9
اگه تو باشی مهم نیست دنیا نباشه 🌹🌹
اگه تو باشی مهم نیست دنیا نباشه 🌹🌹
88
10
🌹🌹
🌹🌹
78
11
. همین ثانیه، قدرشان را بدان همین ثانیه، در آغوششان بگیر منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش چه آدم ها که با زخم سکوت و تنهایی،
. همین ثانیه، قدرشان را بدان همین ثانیه، در آغوششان بگیر منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش چه آدم ها که با زخم سکوت و تنهایی، رفتند، چه دل ها که تا ابدیتِ تاریخ، شکسته ماند، و چه دوستت دارم ها که تا همیشه، میان حنجره‌های زمان، گیر کرد. "مبادا" یعنی امروز، یعنی الان یعنی همین لحظه! شبتون بخیر چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه...❤️
100
12
😂😂😂😂والا به خدا
😂😂😂😂والا به خدا
124
13
No text...
166
14
هربار یک مصیبت ِتازه این غم که رفت، یک غم ِدیگر در سینه ات عزای عمومی ست هربار یک مُحرّم دیگر! . اندوه ِکودکی، غم ِپیری ست افسوس ِروزهای جوانی ست شاعر بمان که اشک بریزی در سینه ی تو تعزیه خوانی ست! . پشت سرت گذشته ی تاریک آینده  امتداد ِسیاهی راهت نداده اند به بازی مانند کودکی سر ِراهی . از دانه های کوچک ِتسبیح بیهوده راه ِچاره گرفتی چرخاندی و دوباره بد آمد صد بار استخاره گرفتی . بگذار تا موذّن ِبی خواب با چهره ای عبوس بخواند چیزی به آفتاب نمانده فرصت بده خروس بخواند . یاغی شدی... به ایل و تبارت گفتی و اعتماد ندارند مُردی و دختران ِقبیله نام تو را به یاد ندارند . ای کور خواب دیده،چه سخت است کابوس های گُنگ ببینی این که نهنگ باشی و خود را یک دفعه توی تُنگ ببینی . فصل سپید و سرخ شدن نیست باید که سبز و کال بیفتی یک صفحه شعر باشی و هربار در سطل ِآشغال بیفتی . در بشکه های نفت فرو کن خط های شعر تازه ی خود را راهی به جز فرار نمانده آتش بزن جنازه ی خود را . از میله های یخ زده رد شو وقتی برای خواب نمانده پرواز کن پرنده ی بیمار چیزی به آفتاب نمانده... #حامد_ابراهیم_پور
186
15
مثل باران بی سرانجامم مثل پسکوچه های بی عابر مثل غمنامه های بی امضا مثل اشعار ناب بی شاعر مثل یک شاعر نمک نشناس از شب و از ستاره دلگیرم از خودم ، از شما ، گریزانم از تمام نگاه ها سیرم از خیالم بهانه میریزد در سلامم گلایه پنهان است در نگاهم غم است پا بر جا - با درونی که خسته از جان است حسِ - لبریزی - از نفهمیدن حالِ - سرشاری - از جهان بینی مثل فنجان قهوه ای سردم روی بشقاب لبپَر چینی قصه ی بی شروع جذابی - از کتابی که ابتدایش نیست مثل خواب نوازش و بوسه - نصفونیمه که انتهایش نیست با سرانجام خویش در جنگم - در خم کوچه ها نمی پیچم در نگاه غریبه ها گنگم آن زیادم که بیگمان هیچم دردسرهای بدتر از بودن دردپاهای راه بی پایان منتظرمانده های در ماتم بی سرانجام ِ بی سر و سامان در خودم از خودم نپرسیدم : به چه جرمی به زندگی گیرم چونکه از خود هنوز بیخبرم - پس سراغ تو را نمیگیرم تو نباشی پرنده بی بال است تو نباشی جهان غم انگیز است در خودم با دلم گرفتارم دل به دنیای غم گلاویز است هر چه در من عذاب جا مانده بی تو یک شب به گور خواهم برد مفت چنگت  خدای  بی رحمی دل به دنیای دور خواهم برد مرگ فهمیده سخت دلتنگم مرگ دروازه ی تباهی هاست مرگ گُه میزند به بودنها مرگ  آغوش بی پناهی هاست میرسد مرگ و خط پایان است تا مرا از خودم جدا سازد تا مرا از تمام بودن ها در بغل گیرد و رها سازد درد دارد همین که می دانم زندگی بودنی ست تا پایان حدِ بین دو - بینهایت - هیچ زندگی درد باید و انسان حجم این بودن  سراسر درد روی دوشم چقدر سنگین است با وجود تو میشود  طی کرد بودنی را  که سخت ننگین است چشمهایت به رنگ دنیایم دلخوشی های  بودنم بودند واژه بودی به وسعت تردید طعم ناب سرودنم بودند با تو میشد به دردها خندید با تو میشد به زندگی جان داد میشد اصلا قدم قدم تا عشق - به عذاب زمانه پایان داد حیف اما  - چرا نمیفهمی - معنی زندگی کنارت را - معنی بوسه را به لبهایت - معنی زجر انتظارت را زندگی بی لب تو بی معنیست زندگی بی تو خون دل خوردن زندگی  بی تو دردِ پابرجاست اولش درد و آخرش مردن هر چه احساس از تو در من هست بی تو یک شب به باد خواهم داد مفت چنگت که در شبی آرام - میروم در سکوت - از هر یاد مثل یک شاعر نمک نشناش ... #سعید_خاک
133
16
ای منطق ترتیبی تو نامتوالی ای پاسخ هر جمله سنگین سؤالی شرجی نفس، ای آبی دریا زده ز دو چشمت ای رقص فرو خفته در وسعت شالی زیباتر از آنی که تصویر بتوان کرد حوری شده از روی تو تشبیه و مثالی تا پا بگذاری به خیابان غزل‌ها پر می‌شود از عطر تو این حول و حوالی یعنی که گل از جای قدم‌های تو روید هنگام عبور تو از این راه خیالی در پیکر تو هیبت صد سرو عیان است در من همه افتادگی بید هلالی پر می‌شود از نام و نشانت در و دیوار هربار که در دست من افتاده زغالی در حسرت آنم که چرا زودتر از من بوسیده کف پای تورا نقشه قالی؟ بی‌تو، چه صدایی؟ چه صعودی؟ چه وجودی؟ با تو، چه سکوتی؟ چه سقوطی؟ چه زوالی؟ از ریشه بریدم غم دل را ولی از نو هجران تو رویانده در این باغ نهالی یک عمر کنار تو به یک لحظه گذشت و بی‌بودن تو ثانیه اندازه سالی بر آن شده‌ام پر بکشم تا شب چشمت اما چه کنم با قفس و بی‌پر و بالی؟ هر دفعه که آیینه به من گفت ننالم رو کرده به من آیینه و گفتم: «چه ملالی؟ یک مرتبه خنجر بخور از عشق ببینم آیا شود از سوزش این زخم ننالی؟» در سیطره عشق عجب نیست که باشند صد شیر قوی پنجه گرفتار غزالی تو رفته‌ای از شهر غزل‌ها و از آن روز من مانده‌ام و بغض غزل... جای تو خالی #حسین_عباسیان
114
17
❣❣ بر آتش تفتیده ی چشم تو کباب است این دل که به تنبیه نگاهت به عتاب است از گوشه ی چشم تو دلاویز نیفتد آن خوشه که تخدیر سبو های شراب است از شرم شرر گون تو در پرده ی خجلت چون غنچه ی شبنم زده در زیر حجاب است نقل من و شمع است که شب تا کمر صبح گیسوی فراق تو ببافیم؛ صواب است عمریست که چون می همه در جوش وخروشیم این باده از آن روی پسندیده و ناب است ای وای بر آن دل که زند خیمه به زلفت در لرزش هر شانه ی تو خانه خراب است بر یال شب آیینِ سمندِ سر مویت تا هفت هوا پله ی خورشید رکاب است هرچند رسیدن به تو ما را ز محالات در خواب مگر رؤیت آن ماه مجاب است بر باد که گیسوی زمان عطر تو را بُرد این قافله از این همه درگیر شتاب است آنکس که نسازد به دل خویش؛ چه سازد با اهل جهانی که ره آوردِ عذاب است #اڪــرمـ_نورانی
108
18
شاعری دلخسته‌ام از تیره‌ی نجّارها گاه شعری می‌نویسم لابه‌لایِ کارها گاه یادت می‌دود در خاطرم بی‌اختیار می‌زنم چکّش به دستم مثل خود آزارها دل که می‌گیرد سراغت، زود بر می‌خیزم و... باز می‌افتم به جانِ تخته‌ها... الوارها بی‌وفا پیشم نبودی تا ببینی جایِ چوب... دست خود را ارّه کردم بارها و بارها کار... دلتنگی... غزل... بیدار ماندن تا سَحَر چای پشتِ چای خوردن... پُک به ته سیگارها پا به پایِ "بغضِ" پاشایی شکستن، اشک... آه از تَهِ دل گریه کردن گوشه‌ی انبارها سالهایِ بی تو را اینگونه سَر کردم عزیز با مرورِ حرفها... لبخندها... دیدارها... گفته بودم دیگر از عشقت نمی‌گویم ولی... باز هم اقرار کردم مثلِ سهل انگارها حال و روزم را ببین و هر چه می‌خواهی بخند من که می‌خواهم بگریم پشتِ این دیوارها #محمدرضا_نظری
101
19
. با تو ای آزاده‌یار از درد درمان ساختم از شبی دل‌مرده صدها صبح خندان ساختم از جماد و نامی و حیوان _نگویم بهتر است_ دودمان‌ها دود شد تا از تو انسان ساختم از تو انسان ساختم تا با تو هم‌بالین... و آه وصل را ترک ادب دیدم به هجران ساختم از من و ده‌پشت من از شدت شرم حضور استخوان‌ها گرد شد تا من به حرمان ساختم گرده‌ی آن استخوان‌ها را که پامال تو شد گرد کردم سرمه‌ی چشم غزالان ساختم هر کجا اشکی به خاک افتاد من پرپرزنان از همان یک قطره ده هنگامه طوفان ساختم « از تحیر شش جهت بسته است بر من راه عشق » از همین یک مصرع بیدل سه دیوان ساختم من به فرمان تو از وصل تو رو گردان شدم « آه عشق و آه عشق و آه »... من باران شدم
99
20
تهران بدونِ بودنت انگار زندان می شود با تو کویرِ لوت هم مانندِ تهران می شود قلبِ مرا با چشمِ خود هر روز کافر می کنی باز از حیایِ شرقی ات کافر مسلمان می شود جان می دهی بار دگر جان داده را با بوسه ات مردن پس از بوسیدنت، یک کارِ آسان می شود می خندی و از نازِ تو بازارِ بی همتای گل در کسری از یک ثانیه یک جایِ ویران می شود با احتیاطِ بیشتر لب هایِ خود را رنگ کن بیرون که می آیی عسل یکباره ارزان می شود چون دست در مو می کنی، لطفا کمی آرام تر  از موج گیسوهایِ تو، هر روز طوفان می شود یک روز می آید که در وصفِ دل آرایی تو این شعر بازی هایِ من در حدِ دیوان می شود #جواد_مزنگی
101