654
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
654
"کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بوده!
زیرا در میان ویرانی و رنج، وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد."
654
«کل وجود من به دنبال چیزی بود که هنوز نامعلوم بود و ممکن بود به بیمعنایی این زندگی، معنا بخشد»
654
دنیا برا من جای کوچیکیه، بعضی اوقات احساس میکنم نمیتونم نفس بکشم. کاش دنیا یه دریچه داشت تا میتونستم بازش کنم، احساس میکنم تمام دنیا دستبهدست هم دادن تا من به حقم نرسم؛ اما نمیدونن پایان با منه.
654
«سرنوشت در سنی غمگینم کرد که مردم در آن، آرزوهایشان را زندگی میکنند؛ و ما در اینجا یاد گرفتیم آرزو را قورت بدهیم و فقط زنده بمانیم..»
