515
Subscribers
No data24 hours
-487 days
-10230 days
Posts Archive
515
توهر روز زندگی ما، همه لحظات ترس و عشق نقش آفرینی میکنن، در واقع یا تصمیم های ما مبنی بر عشق گرفته میشه و یا از روی ترس.... اگه فرد هنوز خودشو با ذهن و جسم خود هم هویت بدونه از دیگران جدا میدونه و اکثر تصمیماتش با توجه به ذهنیت جدایی از همه گرفته میشه و خودشو در رقابت برای بقا تصور میکنه؛در اینجا میتونیم حس کنیم که " انرژی ترس " وجود داره ولی در صورتی که فرد به این آگاهی رسیده هست که وجودی نامحدود، فراتر از جسم و ذهن هست، و درک میکنه که با همه ذرات عالم در یگانگی ای حقیقی قرار دارد در اینجا " انرژی عشق " رو میتونیم حس کنیم.
ما در هر لحظه حق انتخاب داریم، تا به احوالات دنیای درونی و دنیای بیرونی خود واکنشی ترس گونه یا واکنشی از روی عشق نشون بدیم..
515
باور کنید یا نکنید،همه چیز شدنیه!
این دنیا پر از معجزه هاییه که فقط کافیه براشون آماده باشی.
وقتی که به خودت و خدای خودت باور داری و قدم به قدم جلو میری ،حتی چیزهایی که بنظرت میاد دست نیافتنیه،به راحتی ممکن میشه...
515
یه وقتی فکر میکردم میشه دنیا رو نجات داد. فکر میکردم اگه به اندازهی کافی مشت بکوبی روی میز، اگه اخلاق رو حفظ کنی، اگه مردم رو از آتیش دربیاری، تهش یه چیزی عوض میشه. یه چیزی خوب میشه. ولی دنیا با این چیزا عوض نمیشه. دنیا گوش نمیده. فقط میبلعه.
یه روز بیدار میشی و میبینی داری همون کاری رو میکنی که یه عمر باهاش جنگیدی. به خودت نگاه میکنی و میفهمی اون هیولایی که همیشه ازش میترسیدی، خودتی. دیگه نه قهرمان بودن کمکت میکنه، نه حقیقت، نه وجدان. فقط درد هست. یه درد ساکت که از زیر پوستت میخزه بالا. و هر بار یه تیکه ازت میکنه و میبره.
میگن سقوط یعنی یه لحظه. ولی اشتباه میکنن. سقوط، یه عمر طول میکشه. من هر روز یه قدم پایینتر رفتم. و حالا، دیگه ته چاه صدایی نمیپیچه. فقط سکوت مونده. و من. و دستایی که دیگه نمیدونم چطوری میخوان نجات بدن… چون فقط یاد گرفتن له کنن.
آدما فکر میکنن خیلی پیچیدهان. که انگیزههاشون پنهونه، که احساساتشون منحصر به فرده... ولی باور کن، اصلا اینجوری نیست. یه کم که توجه کنی، نوع نگاهشون، لحن صداشون و مکثهاشون، همهچی رو لو میده. کی دروغه، کی ترسیده، کی داره معامله میکنه... هیچکس تمیز نیست. فقط بعضیا تمیزتر دروغ میگن. هیچکس برای چیزی که میگه اینجاست، اینجا نیست.
حالم؟ خوشحالم! دیگه دنبال معنی نمیگردم. دنبال نجات دادن کسی نیستم. فقط نگاه میکنم. دقیق. انگشت میذارم رو نقطه ضعفاشون و صبر میکنم خودشون خراب شن.
قبل از تموم شدن، همهچیو یاد گرفتم. حالا فقط دارم میبینم که بقیه چطوری همون مسیر منو میرن، ولی با لبخند.
برای کسی که میفهمه، دیگه جایی برای باور نمیمونه. و اگه نتونی باور کنی، نمیتونی زندگی کنی! فقط دووم میاری.
من فقط دووم میارم.
515
دوست دارم برات، اون ادمی باشم که وقتی خسته ای و فشار روته، غمگينی يا خوشحالی، ذوق زده ای و دلت دیوونه بازی ميخواد، یا وقتایی که نیاز به هم صحبت داری اولین نفر رو من حساب كنی درسته که من تورو ندیدم، بغلت نکردم، دستاتو نگرفتم، بدنتو بو نکردم، باهم هیچ عکسی نداریم، باهم بیرون نرفتیم، باهم بگو و بخند نکردیم، باهم پیتزا نخوردیم؛ ولی هرروز بیشتر از قبل دلم تنگ میشه واسه این خاطراتِ نداشته و تو ازم خیلی دوری ولی قلبِ منو توی سینه داری.
