نوازش روح (موسیقی، متنهای زیبا و ...)
Open in Telegram
#گوناگونی_مطالب:☀️🌈 ✓موسیقی ✓هنر و تصاویر زیبا ✓اشعار و تکبیتهای ناب و متنهای زیبا ✓برشی از آثار و کتب برجستهی جهان ✓معرفی اثر و بزرگان جهان ✓رمان، داستان، داستانک ✓دانستنی، خبر و.. https://t.me/+lrfproPHb7E4Y2Rk @Navazesh_e_rooh
Show more2 031
Subscribers
+224 hours
+167 days
+430 days
Posts Archive
آخ که این آیه چقدر قشنگه
یه جا خدا در نهایت همدردی میگه:
«وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ»
یعنی:
«و ما میدانیم سینهات تنگ میشود از آنچه میگویند...»
یعنی فکر کن اون لحظه هم که دلت از همهی آدما میگیره خدا حسش میکنه!
یعنی خود خدا هم میدونه چقدر گفتههای دیگران سینهی آدمو به درد میاره!!
خرد ریستن
دکتر روحالله کریمیخویگانی
صیقل چشم است دیدار عزیز دوستان
هر که از یوسف جدا افتاد نابینا شود
صائب_تبریزی
من از عهد آدم تورا دوست دارم
شعر:قیصر امین پور
آواز علیرضا قربانی
در بیان این سه، کم جنبان لبت
از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت
#مولانا
✨
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم!
نه خطّی نه خالی نه خواب و خیالی
من ای حسّ مبهم! تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم باهم: تو را دوست دارم!
جهان یکدهان شد همآواز با ما:
تو را دوست دارم تو را دوست دارم
#قیصر_امینپور
🌾
اے دلارامے ڪه جانِ ما "تویی"
بےتو ما را یک نفس آرام نیست
#فخرالدین_عراقی
یک صبحهایی هم هستند که
آدم میچسبد به رختخواب و
هرکار میکند، چشم و دلِ لعنتیاش باز نمیشود که نمیشود ...!
من به این صبحها میگویم
"صبحهایِ بیعشق"
اصلاً آدم، بدونِ عشق زندگی کند
که چه؟!
هر آدمی برای نفس کشیدن لازم دارد یک نفر عاشقش باشد،
آن وقت حال و روزِ صبحهایش
دیدن دارد ...
حال و روزِ صبحهایتان دیدنی!
#نرگس_صرافیان_طوفان
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد،رفتن به گلستانها
گویند مگو سعدی ،چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
#حضرت_سعدی
هر صبح که
پلکهایت را باز و بسته میکنی
قصهی یک
روز عاشقانهی دیگر آغاز میشود...
#محمد_بشیری
..
نقاش بکش بر سر دیواره ی بم
تصویری از ایرانی و شمشیر ستم
آنجا بنویسید که اصل و نَسَبش
خون بوده، فلاکت و شب وقحطی و غم
علی معصومی زاده
