سحر هادیان
Open in Telegram
1 255
Subscribers
+124 hours
+117 days
+6930 days
Posts Archive
1 255
با دوستم در کدورت بودم و از اعصابخوردیم نشستم به شعر، وسطای غزل، پیامی خوندم ازش و رفع دلخوری شد. غزلم نصفه موند:(
1 255
پس از سرشت تو شستند از آفرینش دست
نشستهاند خدایان تو را نظاره کنند
چقدر قرعه کشیدند روی نامت، تا
تو را بدون هدررفت استعاره کنند
تو را هنوز ندیده، گزیدهاند انگشت
پیمبران نرسیده، گزیدهاند انگشت
مگر امان بدهی از تحیر سخنت
گلوی خود بدرند و لباس پاره کنند
و گندمِ بدنت شاخص است؛ نانوایان
سر خمیرهی تو چانه میزنند هنوز
و پیکرت کهنالگوست؛ چیرهخیاطان
بهجاست تا همه را با تو همقواره کنند
ببین که نام تو هرگاه آمد و ناگاه
برآمد آه نهادِ هزار آتشگاه
نیامدند عددها از ادعا کوتاه
که سینهسوختگانِ تو را شماره کنند
تمامی کلمات، اسم نوکران تواند
نگاه آینهها کن! مفسران تواند
رسیده هرکه قرینان و همقران تواند
مگر به زور قسم، با تو استخاره کنند
تو ایستادی و بعد از تو ایستاده زمان
برای هیچکسی غیر تو نمانده زمان
مگر گذر کنی ای صاحب سفینهی صبر
معطلند سران از تو وقت اجاره کنند
به دیدن آمدی، آنی جهان به پات افتاد
زمین زمینه نچید؛ آسمان به پات افتاد
ادامهدار شدی، جنیان و آدمیان
برای نظم جهان رفتهاند چاره کنند
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
1 255
پس از سرشت تو شستند از آفرینش دست
نشستهاند خدایان تو را نظاره کنند
چقدر قرعه کشیدند روی نامت، تا
تو را بدون هدررفت استعاره کنند
تو را هنوز ندیده، گزیدهاند انگشت
پیمبران نرسیده، گزیدهاند انگشت
مگر امان بدهی از تحیر سخنت
گلوی خود بدرند و لباس پاره کنند
و گندمِ بدنت شاخص است؛ نانوایان
سر خمیرهی تو چانه میزنند هنوز
و پیکرت کهنالگوست؛ چیرهخیاطان
بهجاست تا همه را با تو همقواره کنند
ببین که نام تو هرگاه آمد و ناگاه
برآمد آه نهادِ هزار آتشگاه
نیامدند عددها از ادعا کوتاه
که سینهسوختگانِ تو را شماره کنند
تمامی کلمات، اسم نوکران تواند
نگاه آینهها کن! مفسران تواند
رسیده هرکه قرینان و همقران تواند
مگر به زور قسم، با تو استخاره کنند
تو ایستادی و بعد از تو ایستاده زمان
برای هیچکسی غیر تو نمانده زمان
مگر گذر کنی ای صاحب سفینهی صبر
معطلند سران از تو وقت اجاره کنند
به دیدن آمدی، آنی جهان به پات افتاد
زمین زمینه نچید؛ آسمان به پات افتاد
ادامهدار شدی، جنیان و آدمیان
برای نظم جهان رفتهاند چاره کنند
#سحر_هادیان
آذر ۱۴۰۳
@hadian_sahar
1 255
همهچیز زود خستهام میکند کمیل. همهچیز.
الا زن بودن؛ الا دوست داشتن.
#برای_تو
@hadian_sahar #سحرهادیان
1 255
عروسکی خفه، جای زنی چهل ساله،
درون آینه از راه دور میآید
گذشتهای خفقانبار و دستوپابسته
نفسبریده برای مرور میآید
عروسکی که هنوز از بلوغ در میرفت
لباس پولکی از شانههاش سر میرفت
به التماسِ پشیمانیِ پدر میرفت:
نگو که ماهی کوچک به تور میآید
امامزادهی سیار در قِبال قمار!
چه بدمعاملهای کرد همتبارِ بهار!
لبالب از خفگی گفت با لبی خاموش:
لبانِ گور به این لندهور میآید!
▪︎
ویارِ آبنبات است مالِ کودکها
به لاک رفت پریماهِ خفته در لکها
زنی که از وسط بازیِ عروسکها
بغل گرفته جهان را، به زور میآید
زنانه در پی آرام کردن خانه
به سمتِ سیطره بر آن سرشت مردانه
به ناز آمد از آغوش آشپزخانه
همانقَدر که به مردان، غرور میآید
و مرد بَستْ بساطِ قمارْغائله را
سپرد ماهِ چهل هفته را به قابلهها
زنی به قامت دریا به درد آمده گفت:
به این اجاقک خاموش، نور میآید
▪︎
...و مرد خم شد و بوسید شهربانو را
میان آینهی عقدِ دخترش "نورا"
ببین در آینه خود را، عروسکِ زیبا
چقدر نور به جامِ بلور میآید...
عروسکی که بجای پکرپرنده شدن
بِساز ماند و از آوارگیش ساخت وطن
زنیست در وطنش رودروح و ماهیتَن
که از گذشتهی تلخش صبور میآید...
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
1 255
عروس تازه به عقد قفس درآمدهام
که با لباس سفید مچاله میرقصم
برای آنکه رهابودن از سرم نپرد
بریدهبال و به اجبار، باله میرقصم
کلاغهای عزادیده ساقدوش منند
پس از شبِ بلهگفتن سیاهپوش منند
هنوز گرمِ سوالاتِ زیر گوش منند:
چگونه با نرِ هفتادساله میرقصم؟
حلال من نکنید این حرامزایده را
سیاهچرکِ چروک بدون فایده را
اگر چه از قِبَل خانواده دلسردم
به پشتگرمی پشتِ قباله میرقصم
کنار خندهی خویشان رنگ پسداده
که جهلبافت و آلوده بازیافت شدند
غمم چنان متعجب شد و مشاهده کرد
مرا که با دوسه سطل زباله میرقصم
میان هلهلهی مردم رسولندار
اتاقِ روشنِ با یک چراغ غولندار
نیازدارِ تنِ ناز را قبولندار
بغل گرفته مرا، لای ناله میرقصم
پَکَرپرندهی بیحال قصه، امشب رفت
که غسل توبه کند جای آبها با نفت
کلاغِ من! بگذار آتشم اثر بکند
ببین که ماه شدم، هاله هاله میرقصم
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
1 255
جنگ است و جمع نیست خیالم که بچههام
حتی به زور در شکمم جا نمیشوند...
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
1 255
هرگه که تو بنشینی با غیرْ، من از غیرت
برخیزم و بنشینم؛ بنشینم و برخیزم...
#صغیر_اصفهانی
@hadian_sahar
