en
Feedback
«خاطرات مرگ»

«خاطرات مرگ»

Open in Telegram

سرخ تنها رنگی است که حس می‌کنم و می‌بینم اما اگر کسی از من بپرسد می‌گویم سبز موردعلاقه من است. @Grossgustingfrogi https://t.me/BChatcBot?start=01038ef40104912d7449

Show more
287
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
Repost from Mind sharpener
کاور جنازه (body bag) کالای عادیِ بازار نیست. ده‌ها هزار کاور یعنی تدارک قبلی. این حجم کاور جنازه را نه می‌شود «در لحظه» تهیه کرد، نه با سفارش اورژانسی. و این یعنی دستور و برنامه، سفارش قبلی، بودجه، انبار، و دستور توزیع. این محصول نه خریدش دست مردم است، نه انبارش، نه توزیعش، نه مورد استفاده‌اش. و این یعنی سناریوی این قتل‌عام طراحی شده بوده. در چنین پرونده‌ای، انکار پاسخ نیست؛ لجستیک، خودش اعتراف است. آن‌هم در کشوری که در دارو، نان، آب، برق و درمان کمبود مزمن وجود دارد، و تنها چیزی که در لحظه بحران در کشور کم نمی‌آید، کاور جنازه است. با این سطح از تدارکات، دیگر هیچ شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند: برنامه، کشتن مردم کشور است…

I woke up in a modern world And there's nothing I can do While I read the latest, from the breaking Story on the news People swear they say it's fake And look up to our leader As he speaks from a mind so bleak He preys on his believers Everyone's bitter, pointing their fingers Seeing the worst in each other But people are not, their skin, or their God Or who they claim their lover I think that people are made so unequal Some are born good and some evil And so here I pray, for one single day We can live here peaceful The world is falling down And nothing ever changes 1, 2, 3 as the shots ring out But nothing ever changes The world is falling down And nothing ever changes We're all part of a silent crowd 'Cause nothing ever changes 12 more killed at a local bar Some were only 21 But the NRA has bills to pay and feeds us with more guns So we send our thoughts and prayers To those who lost their lives But the cycle stays and in a couple of days Bullets fly and a few more die I'm not a scholar, I'm not an expert but if you fight fire with fire I'm pretty sure, it only gets worse The flames burn even brighter I know that I'm not alone When I say I'm sick of the violence Voice our anger on our phones But in real life we're quiet (shhh) The world is falling down And nothing ever changes 1, 2, 3 as the shots ring out But nothing ever changes The world is falling down And nothing ever changes We're all part of a silent crowd 'Cause nothing ever changes I hope that when, I fast forward Twenty something years We no longer live our days in hatred or in fear And live to be, kind and free To do unto each other As you'd have 'em do, unto you United undercover The world is falling down And nothing ever changes 1, 2, 3 as the shots ring out But nothing ever changes The world is falling down And nothing ever changes We're all part of a silent crowd 'Cause nothing ever changes The world is falling down Nothing ever changes The world is falling down now Nothing ever changes The world is falling down Nothing ever changes The world is falling down now 'Cause nothing ever changes

فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی؟ مملکت رو تعطیل کنید، دارالایتام دایر کنید درست‌تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید. قحطی‌ست، دوا نیست، مرض بیداد می‌کند، نفوس حق‌النفس می‌دهند. باران رحمت از دولتیِ سر قبله‌ی عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. سر بریدن از ختنه سهل‌تر. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مُهرِ نکبت زده. چشم‌ها خمار از تراخم است، چهره‌ها تکیده از تریاک. ملیجک در گلدان نقره می‌شاشد. چه انتطاری از این دودمان با آن سرسلسله‌ی اخته؟ خلق خدا به چه روز افتادند از تدبیر ما؛ دلال، فاحشه، لوطی، ل‍له، قاپ‌باز، کف‌زن، رمال، معرکه‌گیر، گدایی که خودش شغلی‌ست. حقیقتاً ما تمدنی کهن داریم یا کهنه!

محکوم به بازماندگی

Repost from N/a
تو قبرستون شهر دو سه میدونه‌ی ما بابام گفت دیشب ۳۰ نفر، دخترخاله رضا گفت دیشب ۵۰ نفر، مامان حسن گفت دیشب بالای ۱۰۰ نفر. آخرش معلوم شد حتی مامان حسنم خوشبین بوده چون معلوم نشد دیشب چند نفر هیچوقت معلوم نمیشه دیشب چند نفر انگار نه انگار تفاوت ۱۰۰ نفر و ۱۰۱ نفر یه عدد نیست، یه آدمیزاده یه لکه گنده خون رو آسفالت که جلوی چشم پخش میشه یه قبر ۴نفره وسط ناکجا که همه توش لباسای خونی دارن. تیر خلاص چه کلمه نجسیه؟ نبش قبر چه ترکیب چرکیه؟ مرگ طولانی بر اثر خونریزی چه جمله مصیبت‌باریه؟ حرومزاده‌ای که قاتل توعه رو به کدوم هیولای تاریخ میشه تشبیه کرد که به مشبه‌به توهین نشه؟ جنایتی که نام قربانیان بی‌شمار مخفیانه مدفون شده‌ش رو نمیشه فهرست کرد چطور میشه نامگذاري کرد؟ اسمی که روی قبر نیست رو چطور میشه بزک کرد؟ چطور میشه به یاد داشت؟ برای اسمی که گم میشه چطور میشه خوش خیالانه شعر نوشت؟

Repost from N/a
درد میکند جای گلوله ای که روی تن من نیست.

زندگی بدیست هرکس وصل شد خبر بده

ولی کاش وصل نبودم وصل بودن بسیار غمگینم کرد.

سلام منم وصلم

منمو یه تلگرام خالی خودمم نمی‌دونم چطوری وصلم

آخرین پستی که امروز گذاشته میشه: ریچارد، این خبرچینِ ظلمت‌سرشتِ دوزخ، زنده است. آری این کارگزار چیره‌دست را بر خاک نگه‌ داشته‌اند تا جان‌های نازنین را یک به یک گرد آرد و به آن سو روانه کند. اما زودا که سرانجام رقت‌بارش در رسد و هیچ کس بر او دل نسوزاند. و آنگاه زمین دهان باز می‌کند، دوزخ زبانه می‌کشد، دیو و دد نعره برمی‌آرند، و قدیسان دست به‌ دعا برمی‌افرازند تا او را هرچه شتابان‌تر از پشت خاک روانه کنند. ای خدای من، پیوند زندگانی او بگسل، تا من بمانم و فریاد برآرم که: «سگ مرد».
ویلیام شکسپیر، ریچارد سوم ترجمه‌ی عبدالله کوثری، پرده‌ی چهارم، صحنه‌ی چهارم

وا

فقط من وصل شدم؟

دوستان اگه کسی که من میشناسم حتی ذره‌ای اتفاقی براش افتاده لطفا بهم خبر بدید

چه خواب و خیال‌های باطلی خاورمیانه‌ای بدبخت. بد بگا رفتیم که... اونم نه توی دوسال توی سه روز با دوز بینهایت برابر

#پرت
#پرت

ما که رفتیم بیرون دیدم این مردم آخوند حقشونه خنگ‌تر از این حرفان کتاب خریدیم بیرون رفتمون هدر نره برگشتیم ولی خاک این کشور حیفه لیاقت اینکه بگم خاک بر سرتونم ندارید شوبخیر