en
Feedback
Yekta's mind

Yekta's mind

Open in Telegram

تراوشات ذهنی یک دیوانه فرفری . یک درونگرای پرحرفم ، که صداش میکنن برونگرا .

Show more
198
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
i'm done handling this shit . seriously . i'm . done .

رندوم از اخیر .
+7
رندوم از اخیر .

میدونم طولانی شد و احتمالا خوندن اینا از حوصله اکثر آدما خارجه . اما دلم خواست بگم ، که شاید فقط یک نفر امروز و بقیه زندگیش این تو ذهنش بمونه و باعث بشم برای یک ثانیه یکی بیشتر در لحظه باشه . به قول حسین اُرا : برای این تجربه ، که ما اسمشو گذاشتیم زندگی .

حتی وارد اتاقت بشو و فکر کن اولین باره وارد این فضا میشی . چه احساسی بهت میده ؟ به نظرت چیدمانش چطوره ؟ واقعا آخرین باری که اطرافتو نگاه کردی کی بود ؟ عادت کردی فقط ببینی و بگذری ؟

تکنیک اولین بار ، برای لذت بردن از چیزای معمول زندگیه . چیزایی که برام عادی شدن . مثلا میرم بیرون و به خودم میگم فکر کن اولین باره تو زندگیت درخت میبینی . چقدرررر باز همون درخت عجیب و قشنگ میشه . فکر کن اولین باره آسمونو میبینی . فکر کن اولین باره نارنگی میخوری . چقدر مزش متفاوته . چقدر حس کشف کردن و تجربه کردن میده . و برای هرچیزییی که تو زندگی راحت از کنارش میگذری و عادی شده جواب میده .

یا تو دانشگاهم و خسته و کلافه و بی حوصله ، فکر میکنم آخرین روزیه که دانشجوام و دانشگاه میام ، عجیب دلم میخواد تموم نشه و بیشتر کش پیدا کنه . یا رفتم باشگاه و حوصله ی تمرینم نمیاد ، فکر میکنم آخرین باره که میتونم تمرین کنم و نتیجه میشه صد از صد .

تکنیک آخرین بار رو وقتی استفاده میکنم که توی یک موقعیت سختم یا زمان نمیگذره یا دارم یه کار سختو انجام میدم . مثلا چجوری ؟ مثلا سر کلاسم و حالم به شدت بده و کلاس نمیگذره و بچه ها اذیت میکنن . بلافاصله تصور میکنم آخریت روزیه که اومدم اینجا یر کار و آخرین روزیه که تو زندگیم دارم تدریس میکنم . تضمینی حالم عوض میشه ، از همون چیزایی که داشتم کلافه میشدم لذت میبرم و با عشق به دور و برم نگاه میکنم .

من یک تکنیک برای زندگی کردن دارم و اسمشو گذاشتم تکنیک اولین و آخرین بار .

بعضی روزا همین که از تخت خوابت بیای بیرون خودش به پیروزی بزرگ محسوب میشه .

photo content
+1

_ بخدا دیوانه منم .

Repost from mémoire
Dar Del Bandar - ONEDAM.flac28.41 MB

انچه گذشت
+6
انچه گذشت

وای خدا انقدر ذوق دارم امروز هوا خنک و پاییزیه . هی تصور میکنم برگای نارنجی و لباس گرم و قهوه گرم 🥹

photo content

Repost from قشاع.
اينكه نمی‌تونم همزمان نقاش، معمار، نويسنده، نوازنده باشم و هم كافه و كتاب‌فروشی داشته باشم وهم دنيارو بگردم عميقا غمگینم می‌کنه.

حالا دیکته همکلاسی پسرش = ) الان میخندما اما جلسه ی پیش انقدررر حالم بد شد و عصبانی شدم که نگو در عرض ۵ دقیقه از cool ترین تی
حالا دیکته همکلاسی پسرش = ) الان میخندما اما جلسه ی پیش انقدررر حالم بد شد و عصبانی شدم که نگو در عرض ۵ دقیقه از cool ترین تیچر دنیا شدم sag ترین تیچر دنیا .

مثلا این دختره از اون نِرداست که هرجلسه چند برابر چیزی که لازم بوده درس خونده و تکلیف نوشته جلسه پیش دیدم خیلی جدی یه لیوان ش
مثلا این دختره از اون نِرداست که هرجلسه چند برابر چیزی که لازم بوده درس خونده و تکلیف نوشته جلسه پیش دیدم خیلی جدی یه لیوان شیشه ای از توی کیفش دراورد لوازم تحریرشو گذاشت توش = )

با اینکه یکی از کلاسا واقعا کلاس باحال و عجیبیه کلاس تینیجراست و همشون پر سر و صدا با سطح طنز بالاان بدیش اینه بی ادبن و با اینکه سطح طنز بی ادبیشون واقعا بالاست من چون تیچرم نمیتونم بخندم .

دو تا کلاس صبح که تموم میشه میخوام بگم آخیش تموم شد ، یادم میاد ۲ تا کلاس دیگه عصر دارم و میخوام گریه کنم 😭