مجلهی ادبی آبان
Open in Telegram
چای دارچین و تارت سیب و قصه🍂 . 🔻لینک ورود به اینستاگرام : https://instagram.com/abanmag.ir https://instagram.com/mahshadsd ارتباط با ما :👇🏻 @abaanmag_admin @mahshadsd
Show more1 677
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
April '26
April '260
in 0 channels
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+5
in 1 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '25
+3
in 0 channels
Get PRO
November '25
+13
in 0 channels
Get PRO
October '25
+10
in 0 channels
Get PRO
September '25
+14
in 0 channels
Get PRO
August '25
+10
in 0 channels
Get PRO
July '25
+7
in 0 channels
Get PRO
June '25
+2
in 0 channels
Get PRO
May '25
+8
in 0 channels
Get PRO
April '25
+11
in 0 channels
Get PRO
March '25
+7
in 0 channels
Get PRO
February '25
+5
in 0 channels
Get PRO
January '25
+5
in 0 channels
Get PRO
December '24
+12
in 0 channels
Get PRO
November '24
+13
in 0 channels
Get PRO
October '24
+11
in 0 channels
Get PRO
September '24
+11
in 0 channels
Get PRO
August '24
+14
in 0 channels
Get PRO
July '24
+10
in 1 channels
Get PRO
June '24
+7
in 0 channels
Get PRO
May '24
+29
in 1 channels
Get PRO
April '24
+17
in 0 channels
Get PRO
March '24
+14
in 0 channels
Get PRO
February '24
+12
in 1 channels
Get PRO
January '24
+16
in 0 channels
Get PRO
December '23
+10
in 1 channels
Get PRO
November '23
+11
in 0 channels
Get PRO
October '23
+31
in 1 channels
Get PRO
September '23
+32
in 0 channels
Get PRO
August '23
+44
in 0 channels
Get PRO
July '23
+53
in 0 channels
Get PRO
June '23
+316
in 0 channels
Get PRO
May '23
+396
in 0 channels
Get PRO
April '23
+767
in 0 channels
Get PRO
March '23
+533
in 0 channels
Get PRO
February '23
+959
in 0 channels
Get PRO
January '23
+9
in 0 channels
Get PRO
December '22
+1 127
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 April | 0 | |||
| 03 April | 0 | |||
| 02 April | 0 | |||
| 01 April | 0 |
Channel Posts
خونه بوی عطر تمیزی میده. پاهامو روی میز جلوم دراز میکنم و از ته دلم میگم آآآخیش! میم بهم زنگ میزنه ومیپرسه: ذهنت آروم شد؟ و من به این فکر میکنم که از کی ذهنم با این چیزا آروم میشه. از کی دیدن سینک تمیز، یخچال فریزر مرتب، و آینههای بدون لک بهم حس آرامش میدن؟ از کی یاد گرفتم توی سفرها روبالشی و روکش تشک خودمو ببرم. از کی توی ذهنم به خونههایی که میرم مهمونی امتیاز نظافت میدم؟ از وقتی زن شدم؟ مگه من همون دختری نبودم که پای برهنه توی هر ویلایی میرفت، از هر لیوانی که جلوی دستش بود آب میخورد و براش مهم نبود چند نفر قبل از اون به میلهی اتوبوس دست زدن. دخترها از کی یاد میگرین مثل یه زن به جزئیات این زندگی فکر کنند؟ نمیدونم. درمورد خودم لااقل میتونم بگم تغییرات اینقدر آروم اتفاق میافته که حتی متوجهش هم نمیشی. یکدفعه به خودت میای و میبینی یه زن در آستانهی سیسالگی هستی. زنی که فرشهای جارو خورده، سینک تمیز و بوی لباسهای شسته شده ذهنشو آروم میکنه. و در کمال ناباوری انگار دیگه این زن برات غریبه نیست.
.
#مهشادصدرعاملی
@abaanmag 🍂
| 2 | تو غصههامو کوتاه میکنی.
این یکی از بزرگترین و ارزشمندترین دستآوردهای من برای باور داشتن به تو بوده. همینکه غمگین میشم، گریه میکنم، به خودم و عالم و آدم بد و بیراه میگم، ناامید و بیانگیزه میشم اما توی هیچکدومشون نمیمونم. طولانیترین رکورد آه و ناله و اشکریزانم یه صبح تا غروب بود. سفری که براش مدتها برنامه ریخته بودم کنسل شده بود و خیال میکردم هیچوقت قرار نیست دیگه خوشحال باشم. بعد چی شد؟ آفتاب که غروب کرد پنجرههارو باز کردم، یه مسکن سردرد خوردم و یک ساعت بعد توی هتل شاهعباس داشتم آش رشته میخوردم.
گاهی این تغییر حالت آنقدر سریع اتفاق میافته که برای خودم هم عجیبه. انگار یه صدایی از تو همیشه اونجاست؛ توی عمیقترین لایههای ذهنم که منو از تاریکی نجات میده. که هربار دم گوشم میگه:
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهی حیات منم
بعد میفهمم که لابهلای بهبه و چهچهها و موفقیتهای دستچندم و چه مزخرفاتی دنبال خوشحالی میگشتم.
انگار که وسط کثافت دنبال یه جواهر قیمتی بگردی.
راستش تو همیشه دنیارو اونجوری که هست بهم نشون میدی نه اونجوری که دوست دارم باشه. تو باعث میشی گیر نکنم، نایستم، عقب نرم. تو نور تاریکیهای من و نجاتدهندهی منی. اگه یه درصد روزی از این دنیا برم و بفهمم که هیچوقت نبودی، از باور بهت ناراحت و پشیمون نیستم. چون حتی اگه دروغ هم باشی هزاران بار نجاتم دادی. هزاران بار به زندگی وصلم کردی. چون حتی اگه دروغ هم باشی از من آدم بهتری ساختی. کاش همهی دروغها شبیه تو واقعی بودن♥️
.
#مهشادصدرعاملی
@abaanmag 🍂 | 849 |
| 3 | خیلی_دور_خیلی_نزدیک_محمّدرضا_علیقلی_.mp3 | 571 |
| 4 | @abaanmag 🍂 | 1 |
| 5 | همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
سعدی
@abaanmag | 595 |
| 6 | اما، در بعضى موارد ادامــه دادن،
فقط همین ادامـــه دادن،
نيرویی اَبرانسانى مىطلبد.
سقوط/ آلبرکامو | 910 |
| 7 | یادت باشه فاصلهی تو تا شادی همیشه یه بشکنه!🫰🏻
شاید تا رسیدن به امکانات، رفاه، آرزوهای دور و دراز یا اون زندگی ایدهآلی که آدمها عادت کردن از دور با حسرت نگاش کنن هزاران کیلومتر فاصله باشه؛ ولی قصهی شادی همیشه جدا از این حرفاست. شادی همیشه تو جیبته!
همون چای ساده با کیک معینی پوره وقتی شوهرت داره با دقت نصفش میکنه و تو مراقبی قسمت پرشکلاتشو به تو بده. شادی اولین تماس پوستت با آب خنک استخره، دیدن آب سردکن بعد از یه پیادهروی طولانیه. شادی یه خندهی بلند وسط مهمونیه، خوندن یه غزل از حافظ و خوردن یه شام دلچسب زیر مهپاشهای رستورانه، شادی همون اقاییه که از سوپرمارکت بیرون میاد و توی کیسهاش یک بسته نون ساندویچی، خیارشور و سس قرمزه. یادت باشه شادی برای تو همیشه همینقدر در دسترس، خودمونی و توی جیبجاشوعه. شادی رو جای دوری گم نکنی. یه جای خیلی خیلی دور از خودت. توی گذشته، آینده یا تخیلاتت.
یادت باشه شادی برای تو به سادگی یه بشکنه. پس از خودت دریغش نکن.
.
#مهشادصدرعاملی
@abaanmag | 1 221 |
| 8 | برای چند ساعت بیوقفه نوشتن✨
@abaanmag | 1 194 |
| 9 | بماند از این روزها؛
از کلمهی جنگ که همهی عمر سایهاش بالای سرمان بود، وسط بحثهای سیاسی راننده تاکسیها و پیرمردهای فامیل بود، وسط سرودهای مدرسه و کتابهای درسیمان بود، وسط نصیحت بزرگترها بود وقتی ناشکری میکردیم، هرجا که فرار میکردیم سایهی سنگین جنگ همیشه دنبالمان بود.
این کلمهها بماند از اینروزها که بلاخره شد آنچه باید میشد.
بماند از شبهایی که به جای آلارم با صدای ترقه و آتشبازی برای نماز صبح از خواب بیدار میشدیم.
بماند از چککردنهای دقیقه به دقیقهی خبر.
بماند از روزهایی که تماشای آسمان درد داشت
از روزهایی که روتین پوستی و کرمهای ضدچروک و حذف قند مصنوعی بیش از حد لوکس، تزیینی و بیفایده به نظر میرسید.
بماند از روزهایی که بچهها ابرهای عجیب و غریب توی آسمان میدیدند.
بماند از شبهایی که سخت صبح میشدند و ما همچنان زمزمه میکردیم:
زیر شمشیر غمش رقصکنان باید رفت
کان که شد کشتهی او نیک سرانجام افتاد
دعاهای از تهدل، آدمهای عزیز، دورهمیها، خندههای زورزورکی و این کلمهها بماند از این روزهای تلخ تر از زهر
بماند ازاینروزها و این روزهای تلخ نماند!
الهی که نماند.
پ.ن: بعد از هفت روز
۳۱/خرداد/۱۴۰۴
#مهشادصدرعاملی
@abaanmag | 745 |
| 10 | «همه عالَم را دریا گیرد، بَط[=مرغابی] را چه زیان؟»
مقالات شمستبریزی، ص۹۰
@abaanmag | 801 |
| 11 | از آنگونه اتاقهای هتل نفرت داشت: اتاقهایی بیهیچ ویژگی که بسیار آدمها در آن زندگی کرده بودند بیآنکه از خود اثری بهجا گذارند، از او نیز هیچ اثری آنجا باقی نمیماند. با خود اندیشید:«مرگ یعنی همین. کاش دست کم جای ما در فضا خالی میماند و باد در آن میدمید و زوزه میکشید؛ اما نه؛ با رفتن ما هیچ شیار و شکافی به جا نمیماند. زن دیگری روی این تخت خواهد خوابید…»
همه میمیرند/ سیمون دوبوار
@abaanmag 🍂 | 828 |
| 12 | تو خیلی دوری!
@abaanmag 🍂 | 970 |
| 13 | زخمهای آدم سرمایهست حامد. سرمایهتو با این و اون تقسیم نکن. داد نکش، هوار نکش. آروم و بیسر و صدا همهچیزو تحمل کن.
شب یلدا/ کیومرث پوراحمد
@abaanmag 🍂 | 1 146 |
| 14 | @abaanmag 🍂 | 1 010 |
| 15 | اما وقتی «بخواهیم» چیزی را فراموش کنیم، فراموش کردنش محال میشود.
خلاف زمان/ دیهگو گاروچو
@abaanmag 🍂 | 1 055 |
| 16 | بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید
نویدِ فتح و بشارت به مِهر و ماه رسید
جمالِ بخت ز رویِ ظفر نقاب انداخت
کمالِ عدل به فریادِ دادخواه رسید
سپهر، دور خوش اکنون کُنَد که ماه آمد
جهان به کامِ دل اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعانِ طریق این زمان شوند ایمن
قوافلِ دل و دانش که مَرد راه رسید
عزیزِ مصر به رغمِ برادران غیور
ز قعرِ چاه برآمد به اوجِ ماه رسید
کجاست صوفیِ دَجّال فِعلِ مُلحِدشکل
بگو بسوز، که مهدیِّ دین پناه رسید
صبا بگو که چهها بر سرم در این غمِ عشق
ز آتشِ دلِ سوزان و دودِ آه رسید
ز شوقِ رویِ تو شاها بدین اسیرِ فراق
همان رسید کز آتش به برگِ کاه رسید
مرو به خواب که حافظ به بارگاهِ قبول
ز وِردِ نیمْ شب و درسِ صبحگاه رسید
حافظ عزیز♥️
سال نـــو مبارک🌷
@abaanmag 🍂 | 1 325 |
| 17 | اگر یک چیز را با اطمینان کامل میدانستم آن بود که اگر میخواهی خدا را به خنده بندازی، به او بگو که برای آینده چه نقشهها داری.
پرنده به پرنده/ آن لاموت
@abaanmag 🍂 | 1 309 |
| 18 | از فِطام خون غذایش شیر شد
وز فِطام شیر لقمهگیر شد
از فطام لقمه، لقمانی شود
طالب اِشکار پنهانی شود
(فِطام=بریدن)
مولانا
@abaanmag 🍂 | 1 346 |
| 19 | بزرگترین دستاورد هرروزم همین است؛ اینکه حواس پراکنده و پخش شدهام را یک جایی دورِ هم جمع کنم. حواسم تیلههای هفترنگی است که بچهای بازیگوش هر روز روی زمین پخششان میکند، یکی قِل میخورد زیر میز تلویزیون، یکی گوشهی خانه پشت گلدانها، یکی زیر مبل و چندتایی هم یکی دو متر آنطرفتر از من. باید هرروز یادم باشد که دنبال تیلههای گمشدهام بگردم و توی یک کیسه جمعشان کنم. این وسط شاید حواسم پرت خرده نانها و برنجهای خشکشدهی روی فرش هم بشود و کلا یادم برود از اول دنبال چه چیزهایی بودهام. همین میشود که تیلهها هفتهها و شاید ماهها دور از من جایی رها شده میمانند. آنوقت باید امیدوار باشم به خانهتکانیهای اسفند و بدتر از آن اسبابکشی. برای همین میگویم که هرروز صبح مهمترین ماموریت زندگیام دنبال تیلههای حواسم گشتن است. دنبال تو که بزرگترین و درخشانترین تیلهام هستی. وقتی پیدا میشوی میفهمم که بودنت به همهی آن سرگشتگیها میارزید. توی تیلهای که مخصوص توست خودم را میبینم. برق چشمهایم را پیدا میکنم و به جریان زندگی وصل میشوم. تیلهی مخصوصِ تو، خودِ من است. آدم خودش را که نمیتواند سالها زیر میزِ تلویزیون رها کند…
#مهشادصدرعاملی
@abaanmag 🍂 | 1 443 |
| 20 | @abaanmag 🍂 | 1 230 |
