196
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
196
رنگ لباس هایی که دارم:
مشکی،مشکی تیره،مشکی قیرگون،تیره ترین مشکی،مشکی پاستیلی،مشکی روشن،مشکی مات،مشکی با خال خال های مشکی
196
میگن ادمها از رو قیافه نباید قضاوت کنن
ولی همه ما اینکار رو میکنیم مگه نه؟ دست خودمون هم نیست
196
گیج شده بود ، فریاد زد؛ اشک در چهره اش میدوید ، چقدر شکسته و خسته به نظر میرسید .
گفتم : بیچاره !
196
گیج شده بود ، فریاد زد؛ اشک در چهره اش میدوید ، چقدر شکسته و خسته به نظر میرسید .
گفتم بیچاره
196
میدونی سخت از رفتن ادما بدون خبر از زندیگت چیه؟
اینکه تو از زندگی اونا بری ولی کسی متوجه نبودت نشه
196
به اسمان پرستاره که که نگه میکنم از خود میپرسم چرا؟ و در اعماق سیاهی کوکبان خموش شده غرق میشوم.
نشسته ام به در نگاه میکنم ، دریچه آه میکشد ، تو از کدام راه میرسی ، خیال دیدنت چه دلپذیر بود ، جوانی ام در این امید پیر شد ، نیامدی و دیر شد
خیلی دیر شد ، چون دگر روحی در من وجود ندارد ، مانند کوکبی در اسمان خموش شده سرگردان ، با تنفر به اعماق فرو میروم و فقد از خود میپرسم چرا؟
شعری دیگر مانند رعد بر تنم رعشه میاندازد
مرغ شبخوان که با دلم میخواند رفت و این اشیانه خالی ماند
و در سیاهی غوطه ور میشوم...دگر تو هم منجی من نخواهی شد....چون دگر نجاتی برای من باقی نمانده و سیاهی در من بذرخود را کاشته...کدام اذرخش تواند دهد مرانجات؟ تاریکی در وجود من یافته امتداد
دگر وجود ندارد برای من امداد
196
کاش مثل گربه های دخترخالم میتونستم اینطور بیخیال بخوابم
ولی متاسفانه شبا از استرس واورتینک خودمو میخورم تا خوابم میبره
