مَحبَسِ تن؛
Open in Telegram
شاید وهم..! شاید حقیقت..! http://t.me/HidenChat_Bot?start=5353040215 Ava t.me/HidenChat_Bot?start=2048315944 Nilo
Show more234
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
234
تو از میان نارونها گنجشکهای عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر میشد
وقتی که شب تمام نیمشد
تو از میان نارونها گنجشک های عاشق را
به صبح پنجره دعوت میکردی
تو با چراغهایت می آمدی به کوچه ما
تو با چراغهایت می آمدی
وقتی که بچه ها می رفتند
و خوشه های اقاقی می خوابیدند
و من در آینه تنها می ماندم
تو با چراغهایت می آمدی..
-فروغ فرخزاد
234
تو را دوست دارم و غم هایت را،
تو را دوست دارم و زخم هایت را،
تو را دوست دارم و دردهایت را،
تو را دوست دارم و نقص هایت را،
تو را دوست دارم و رنج هایت را،
تو را دوست دارم
و «تا همیشه همینطور به دوست داشتنت ادامه میدهم»
- آوا
234
Repost from JEÓN
پاکسازیادمینایی که اینجارو چک میکنن فور کنن، از چنلشون لفت ندم و داخل چنلای جدید جوین بدم.
234
دوستت دارم" را
در دستانم میچرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هر وقت میخواهم
به دستت بدهم نیستی؟
چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفسهای تو بدوزم...
عباس معروفی
234
تو زیباترین حزن من بودی؛
عزیزترین زخمم بودی؛
و اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم،
غم انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده ام...
234
مرا از زره نوازشت روئین تن کن:
من به ظلمت گردن نمی نهم
همه جهان را در پیراهن کوچک
روشنت خلاصه کرده ام و دیگر
به جانب آنان باز نمی گردم!.
-احمد شاملو
