399
Subscribers
No data24 hours
-167 days
-8430 days
Posts Archive
399
How I look at you hopin for you to look back at me but when our eyes meet, I look away.
399
ولی تو این مدت روی یه چیزی که برام مهمه کار کردم. یه جایی که قراره کتابا و نویسندهها یه خونهی جدید داشته باشن. هنوز کلی کار داره، ولی کمکم قراره بیشتر در موردش بگم👀
399
اهم-
دلم برای اینجا تنگ شده بود. اینجا نوشتنم رو زنده نگه میداره.
اگه دوس داشتین بیاین حرف بزنیم💙بات بیوعه.
399
از ارتفاع میترسی ولی اگه زندگی بهت بگه: "جرئت داری یه قدم جلوتر بری؟" تو با لرز پا ولی با غرور میگی: "آره که دارم، برو کنار ببینم!"
روابطت هم یه داستان جداست؛ اولش گارد فول آپشن، کسی جرئت نمیکنه نزدیک شه. ولی اگه یکی با صبر و حوصله رد شد، پشت اون دیوار یه دل نرم منتظرشه که خودش باورش نمیشه چرا اینقدر مهربونه!
399
همیشه دنبال رشد و پیشرفتی ولی وسط کارا یه جوری خسته میشی که انگار ماراتن دویدی، بعد دوباره میگی: "خب الان وقت استراحته... ولی صبر کن، باید رو رزومهم کار کنم!"
از ارتفاع میترسی ولی اگه زندگی بهت بگه: "جرئت داری یه قدم جلوتر بری؟" تو با لرز پا ولی با غرور میگی: "آره که دارم، برو کنار ببینم!"
روابطت هم یه داستان جداست؛ اولش گارد فول آپشن، کسی جرئت نمیکنه نزدیک شه. ولی اگه یکی با صبر و حوصله رد شد، پشت اون دیوار یه دل نرم منتظرشه که خودش باورش نمیشه چرا اینقدر مهربونه!
399
از قهرمانهای پرفکت خوشت نمیاد ولی خودت یه قهرمانی که سعی میکنی به همه برسی، در حالی که نصف وقتا باید به خودت بگی: "هی، یه استراحت لازم نیست؟"
399
تو توی روابطت اول گارد میگیری که انگار قراره طرف پلیاستیشن دستش بگیره بیاد حمله کنه! ولی اگه کسی از اون گارد رد بشه، یه عالمه احساس و مهربونی قایم کردی که نمیخوای زود لو بره.
399
همیشه دنبال رشد و پیشرفتی ولی وسط کارا یه جوری خسته میشی که انگار ماراتن دویدی، بعد دوباره میگی: "خب الان وقت استراحته... ولی صبر کن، باید رو رزومهم کار کنم!"
از ارتفاع میترسی ولی اگه زندگی بهت بگه: "جرئت داری یه قدم جلوتر بری؟" تو با لرز پا ولی با غرور میگی: "آره که دارم، برو کنار ببینم!"
روابطت هم یه داستان جداست؛ اولش گارد فول آپشن، کسی جرئت نمیکنه نزدیک شه. ولی اگه یکی با صبر و حوصله رد شد، پشت اون دیوار یه دل نرم منتظرشه که خودش باورش نمیشه چرا اینقدر مهربونه!
399
تو توی روابطت اول گارد میگیری که انگار قراره طرف پلیاستیشن دستش بگیره بیاد حمله کنه! ولی اگه کسی از اون گارد رد بشه، یه عالمه احساس و مهربونی قایم کردی که نمیخوای زود لو بره.
از قهرمانهای پرفکت خوشت نمیاد ولی خودت یه قهرمانی که سعی میکنی به همه برسی، در حالی که نصف وقتا باید به خودت بگی: "هی، یه استراحت لازم نیست؟"
همیشه دنبال رشد و پیشرفتی ولی وسط کارا یه جوری خسته میشی که انگار ماراتن دویدی، بعد دوباره میگی: "خب الان وقت استراحته... ولی صبر کن، باید رو رزومهم کار کنم!"
از ارتفاع میترسی ولی اگه زندگی بهت بگه: "جرئت داری یه قدم جلوتر بری؟" تو با لرز پا ولی با غرور میگی: "آره که دارم، برو کنار ببینم!"
روابطت هم یه داستان جداست؛ اولش گارد فول آپشن، کسی جرئت نمیکنه نزدیک شه. ولی اگه یکی با صبر و حوصله رد شد، پشت اون دیوار یه دل نرم منتظرشه که خودش باورش نمیشه چرا اینقدر مهربونه!
