237
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
237
کاشکی یکی بیاد دستمو بگیره
منو پشتش قایم کنه وایسته جلو
آدما، داد بزنه بابا بسته دیگه این
بچه گناه داره ولش کنید:)
237
جایی دور تر از خودم ایستاده ام؛
به تماشای کسی که به جای من زندگی میکند
چه بی رحمانه تنهاست و چه به ماچار قوی!
237
وقتی اومدی ، تنت پر از زخم بود؛
زخماتو بوسیدم و آغوشم شد خونهی امنت...
وقتی داشتی میرفتی ن تنها هیچ زخمی از زخمای قبلیت نمونده بود ، بلکه زخمی از منم رو تنت نبود!
شاید چون تو منو نجنگیده باختی،
شاید چون تو خودت با دستای خودت منو از دست دادی.
