534
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
534
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاک تشنه همینم
داره همراهش میبره
خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید میاد.
534
زندگی چرا انقدر وحشتناک داره میشه
با این قیمت طلا و دلار و کوفت و زهرمار دقیقا چه غلطی باید بکنیم؟
اصلا میشه غلطی هم کرد مگه؟
534
اصلا آدم صبح بیدا بشو ای نیستم
میتونم بخاطرش به زمین و زمان فحش بدم
ی عالمه غُر دارم بابا اه.
534
اینجا نوشتن یکم آرومم میکنه
اینجا بهم یادآوری میکنه چیارو گذروندم
کی خوشحال بودم کی ناراحت
کی کم آوردم کی ادامه دادم
ی نقطس برای فرار کردن از خودم و پناه آوردن به خودم.
534
من بازم حالم خوب نیست
ولی این دفعه فرق داره
دیگه دلم نمیخواد به کسی بگم حالم خوب نیست ولی خب واقعاً خوب نیستم
باشگاهمو میرم ولی خوب نیستم
سرکارمو میرم ولی خوب نیستم
همه ی کارامو میکنم ولی خب خوب نیستم
تمام تلاشمو دارم میکنم کارام و رفتارام خوب باشه
روتینم خوب باشه
اخلاقم خوب باشه ولی خب خوب نیستم
دیگه نه گریه میکنم نه ناراحت میشم نه حتی وایمیسم که استراحت کنم فقط میرم همین
انگار گیر کردم توی خیابون که نه سر داره نه ته و فقط باید راه برم
انگاری دیگه برام خوب نبودن عادی شده
نه دلم میخواد حرف بزنم
نه دلم میخواد گریه کنم
نه قدم بزنم و فکر کنم
ولی خب خوبم نیستم
هیچ چیز خوب پیش نمیره
فقط همینطوری داره میره و من هیچ کاری از دستم برنمیاد
عجیبه همه چیز برام عجیب و گنگ شده
راستشو بخوام بگم گیر کردم
تو همه چیز انگاری که گیر کردم و اصلاً خوب نیستم.
534
از اون قسمت بزرگسالی که
باید کارای اداریتو خودت انجام بدی
یا مثلا خودت تنهایی بری دکتر
اصلا خوشم نمیاد.
