534
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
534
راستشو بخوام بگم خوشحال نیستم از رفتن
ی حس عجیبیه برام
این دوسال اصلا نفهمیدم چطوری گذشت
هم خیلی خوب بود،هم بد
ی تایمایی فقط دوست داشتم سرکار باشم ی تایمایی از کار فراری بودم
هنوز بهش عادت نکردم که دیگه قرار نیست بیام اینجا
بابیلون بهم خیلی درس داد
بهم درس چطوری زندگی کردن داد بهم ی عالمه آدم جدید معرفی کرد که الان از بودنشون تو زندگیم خیلی راضیم
بهم یاد داد چطوری سر سخت باشم توی مشکلات کوچیک و بزرگم
بهم یجورایی دووم آوردنو یاد داد که توی هر شرایطی باشی باید ادامه بدی به زندگیت چه بد باشی چه خوب باید سرکارت باشی
باید زندگی کنی درواقع
یجورایی خونه دومم شده بود
نصف وسیله هام اینجا بود
یبار یکی بهم گفت تو بیشتر از اینکه خونه باشی سرکارتی
حس خیلی عجیبیه واقعا هنوز نرفته دلم براش تنگ شده
دلم حتی برای خستگیاش
برای آدماش و برای همه ی حس و حالی که توش داشتم خیلی تنگ میشه
میشه گفت امروز آخرین روز کاریمه اینجا
خواستم اینا اینجا بمونه از بابیلون یادگاری
از وقتی این شعبش باز شد بودم کنارش یجورایی براش یکمی تلاش کردم و خوشحالم که پیشرفتشو دیدم
این اپیزود از زندگیمم یروزی باید تموم میشد و امروز روزش بود
خدافظ بابیلون قشنگم 🥺💜
534
بعضی روزا انگار کامل تموم میشم
انگار دیگه حتی ی قطره انرژیم برای ادامه دادن ندارم
فقط باید بشینم و بزارم اون روز تموم شه و بره ولی خب سخته دیگه
منم که خسته.
