شَب
Open in Telegram
408
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
408
منتظر او موقعيم كه با چمدون تو دستم بادلتنگي به پشت سرم نگا كنم
:)
با خودم بگم خيلي دوست داشتم بمونم ولي اينجا زندگي كردن خيلي سخته خيلي…
408
ميدوني خيلي احمقم حتي خودتم خودتو نميبخشي بابت اون همه بلايي كه سرم اوردي اما من با خودم ميگم كاشكي اونكارارو نميكرديو و ي فرصت ديگه بهت ميدادم…:)
408
موندم موندم ،موندم
موندم موندم موندم موندم موندم
ديدي؟خوندنشم برات خسته كنندس!
حالا فكرشو بكن اين همه وقت موندم
و تهش اين شد چرا؟؟
408
يادته هميشه ميگفتي تو بچه اي؟
منم دلم ميشكست و ميگفتم نه نيستم
هالا كه فكر ميكنم حق با تو بود..
من خيلي بچه بودم مث بچه ها واسه كوچيك ترين چيزا ذوق ميكردم مث بچه ها دروغ بلد نبودن
مث بچه ها دلم پاك بود و وقتي ميگفتم دوست دارم واقعا دوست داشتم من مثل بچه ها دلم ميشكست و مث بچه ها دو دقيقه بعد ميبخشيدمت و صبحش همچيو يادم ميرفت
راس ميگفتي من خيلي خيلي بچه بودم
اما تو خيلي بزرگ بودي…دوست داشتنت حرفايي كه ميزدي .. رفتارت و خيلي چيزاي ديگه مث ادم بزرگا بود دروغ بود تو خيلي بزرگ بودي خيلي…:)
