en
Feedback
بانی بدون کلاید

بانی بدون کلاید

Open in Telegram

روانشناسی می‌خونم ولی روانشناس شخصی کسی نیستم. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-37638-bcJkNbT

Show more
325
Subscribers
-224 hours
-47 days
-630 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '24
September '24
+6
in 0 channels
August '24
+19
in 11 channels
Get PRO
July '24
+12
in 11 channels
Get PRO
June '24
+47
in 6 channels
Get PRO
May '24
+2
in 2 channels
Get PRO
April '24
+37
in 2 channels
Get PRO
March '24
+20
in 3 channels
Get PRO
February '24
+25
in 9 channels
Get PRO
January '24
+43
in 4 channels
Get PRO
December '23
+12
in 3 channels
Get PRO
November '23
+12
in 2 channels
Get PRO
October '23
+332
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
24 September0
23 September+1
22 September0
21 September+1
20 September0
19 September0
18 September0
17 September0
16 September0
15 September+1
14 September+1
13 September0
12 September0
11 September0
10 September0
09 September+2
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
😭😭😭😭😭😭😭

2
من وقتی اولین بار باران رو دیدم:
33
3
من وقتی نوتیف ریونا رو روی گوشیم می‌بینم:
35
4
اول کتاب "دوست تا همیشه" بود. درباره‌ی دوتا دوست صمیمی که یکیشون تصادف می‌کنه و می‌میره، اما روحش همچنان کنار اونیکی باقی می‌مونه و کنترلش می‌کنه. هربار می‌خوندمش، مثل ابر بهار گریه می‌کردم. اوایل دوره‌ی بیماری دوستم، قایمش کردم توی جعبه‌ی انتهای انباری. دومی "خطای ستارگان بخت ما" بود. وقتی آگوست، کرکتر موردعلاقه‌م به‌خاطر سرطان فوت شد. به‌قدری این کتاب روی روانم تاثیر گذاشت که حتی نتونستم فیلمش رو ببینم. این کتاب هم به همون دلیل، به سرنوشت مشابهی دچار شد. سومی "خانه‌ی خودمان" بود. خانواده‌ی مهاجری با سه فرزند. دختر بزرگ خانواده، دختری محبوب و موفق، به سرطان مبتلا شد. دختر کوچک‌تر خیلی تلاش کرد تا امید به زندگی رو به خواهرش برگردونه، اما موفق نشد و خواهرش توی تنهایی مرد. و آخری؛ "پسری با پیژامه‌ی راه‌راه". کتابی که سرنوشت دوستی پسرِ فرمانده‌ی نازی ها و پسری یهودی رو به غم‌انگیزترین شکل ممکن به تصویر کشید و اشکم رو درآورد.
42
5
کتابی که باهاش خیلی گریه کردید چی بوده؟
32
6
No text...
20
7
بنظرتون رباته؟
بنظرتون رباته؟
20
8
نمی‌فهمم چرا همه از این آهنگ متنفرن؟ :(((
98
9
مغزم کل امروز: "I clean your room, it's so twinkle, twinkle Want me your wife, but she is mmm, mmm, mmm...!"
98
10
می‌خوام یسری دیلیت اکانت و اکانت عجیب رو ریموو کنم.
1
11
اخیش پرایوت
37
12
مردم حوصلمو سر میبرن جدی!
47
13
این یعنی پیروزی.
این یعنی پیروزی.
56
14
موفقیت آمیز بود 😂
54
15
بالا زدن آستین‌هام جهت دعوا-
51
16
No text...
45
17
قهوه‌م تلخه.
45
18
اخییییشششش
49
19
آخیش
51
20
مشکلم خود عید نیست ها. مشکلم اینه میرسم به سنی که نباید. 🙏🏻
73