en
Feedback
.سُوِیدا.

.سُوِیدا.

Open in Telegram

زنده‌ باد عشق؛

Show more
293
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
چون که شریکیم تو جرم هم.

؛

از ما، آنان که عاشق‌ترین بودند و زندگی را دوست داشتند، حالا مُرده‌اند.

Repost from N/a
به گوش هایم که کر شده اند به لطف سوت گوش خراش نطفه درونی ام به حضور تو در دور ترین برج فاسد؛ گوشه شهر روانی ام به مغز بی حس شده؛ هدیه وطن کوفتی شیادی ام به گریه های دوش؛آبشار روانه ی بی برگشت بر تن عصبانی ام، عصبانی ام، عصبانی ام! به تنهایی هرزه ام وسط صد و یازده جانی ام به دست توکه نمی‌لغزد دور و روی گردن بریدنی ام به میان توهم های ساده؛ که من دیگری ام به هزاران به که برای به بدل شدن طراحی شدن بدل به تمام علت های اصلی ام -رَج

ما برای تک تک شما که خارج از ایرانین،جبران میکنیم. دم همتون گرم.

«که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمی‌ماند»
-میرزاده عشقی

وداع بعد از رفتن…

AUD-20221203-WA0010.mp35.59 MB

چه می‌ماند پس از دیدار، جز تکرار دلتنگی؟ -میری.

؛..

تمام شب داشتم به این فکر میکردم چگونه بی درد بمیرم چه میشود همان لحضه چشمهایم را ببندم و یکهو بمیرم

این که در مشت شماست مچاله و تکه پاره شده تمام روان و جوانی ما بود،

این شدم که چه‌را آرزو کنم؟ مرگ در جوانی؟ چه چیز در نهایت مرا آرام میکند؟ چه چیز در نهایت قلبِ آب شده‌ی من را درست میکند کدام خانه کدام وطن مرا در آغوش میگیرد کجا اشک هایم آبشاری شوند کجا آزادی را فریاد بزنم که من روزی چنین شاد زیستن را بلد بودم که آدمها باورنمیکردند خودم را در آینه نمیبینم، نجات دهنده‌غریبه‌ شد و تمام صورتش سیلی سرخ روزگار،

در نهایت، این روزها از من چیزی جز غم باقی نمیماند صبح ها غم ظهر و بعد از ظهر غم شب و نیمه شب هم غم تمامی ساعات شبانه روز و لحضه های سپری شده پر از غم ای کاش شیشه‌ی نوشابه ای بودم کودکی مرا با لذت و ذوق به دیوار میکوبید تا از تماشای تکه هایم لذت ببرد و صدای خورد شدنم گوشش را نوازش کند ای کاش عصای پیرزنی باشم که اخر های عمر پیرزن است و من تنها داشته اش باشم ای کاش که چمدون باز نشده در فرودگاه بودم ای کاش هرچه بودم این نبودم.

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی،…

آدمارو نگاه میکنم و حسرت آزادیشونو میکشم.

تف به همه نقاب‌ها و شرخرهاتون تف به همه زورگوهای دنیا این تف خونی باشه واسه صورت این حضرات.

صد طبیب آمد ندانست دردِ این شوریده را کیستی تا آمدی صد دردِ ما درمان بشد؟ -راحم تبریزی.

t.meSuokon نامه به وطن داریوش.mp32.66 MB