en
Feedback
696
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+630 days
Posts Archive
1678713237953287318Tekieh_Gah-140_-_audio_only_medium.m4a5.64 MB

راه درازی در پیش دارم به مقصدی که خودم هم نمی‌دونم، درنتیجه مسیرم طولانی تر از چیزیه که فکر میکنم. و تردید ثانیه ای دست بردار نیست، ناخواسته این تردید رو به اطرافیانم هم وارد می‌کنم، اونهایی که به پناهی دلخوش کردن، هرکس برای ادامه دادن نیاز به تکیه گاه داره. ولی من می‌دونم حتی استوار ترین دیوار هام روزی فرو میریزن. این رو می‌دونم چون صرفا نظاره گر ویرانی نبودم، بارها ویران شدم و پس از هربار از نو ایستادن ترک‌هایی رو نگهداشتم. به همین علت هرجا پناهی ببینم به استواری اون تردید می‌کنم.

هضم چیزی برای من دشوار تر از «عادت» کردن نبود، پذیرفتن رو به مراتب آسون تر می‌دونم؛ زخم رو می‌بینی و میپذیری که وجود داره اما اوضاع وقتی فاجعه میشه که باید به بازتر شدن این زخم و ضربه‌های که این پوست به خودش میبینه عادت کنی. انگار این تن حافظ درده، و یاد گرفته به هربار به مصیبت بزرگ‌تر عادت کنه.

+1
Shitposting-style content. cause I'm was bored

Blood Moon - Converge.mp37.22 MB

Been rewatching some of my favorites lately every scene still hits with that same punch
+4
Been rewatching some of my favorites lately every scene still hits with that same punch

Gallhammer - Color Of Coma.mp315.99 MB

Once upon a time, a woman was picking up firewood She came upon a poisonous snake frozen in the snow She took the snake home and nursed it back to health. One day the snake bit her on the cheek. As she lay dying, she asked the snake, "Why have you done this to me?" And the snake answered, "Look bitch, you knew I was a snake." -Natural born killers 1984

Fuck it. At least it helped me pull myself
+1
Fuck it. At least it helped me pull myself

At least it helped me pull myself
+1
At least it helped me pull myself

تخمی‌تر از هورمونها نداریم. الان تو وضعیتی‌ام که خیلی انرژی دارم، حوصله ام سرشاره و تمرکزم سرجاشه. افکار توی ذهنم با سرعت رد میشن که شامل کارهایی میشن که قراره بکنم. بااینحال سنگینی انرژیش آزارم میده و اینکه می‌دونم موقته، احتمالا هفته‌ی بعد که چشم باز می‌کنم عملا جسد‌م. حسش مثل وقتیه که توی آب شناورم مواقعی که اوضاع خوبه سبکم و راحت شنا می‌کنم و یک دفعه از ناکجا یک سنگ به پام گره میخوره و پایین کشیده میشم، انقدر که تمرکز و حواسم به یکباره مختل میشه و هرفکری که توی ذهنم شکل میگیره به سنگینی این سنگ اضافه می‌کنه اونموقع میفهمم وقت سکونه.

Repost from Wastewater
photo content

انگار چون مدتهاست طوری رفتار می‌کنم که نیازی به چیزی یا کسی ندارم دیگه باور نمیکنن کسی‌ رو داشته باشم.

مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد وگر بیرون کشم از دل ترسم که کل جهان سوزد -سعدی

grows seed finals.mp319.74 MB

این که مکانی بسازم برای مخاطبین، به خیال این که بخشی از وجود یا ذهنیتم رو نمایان کنم شاید از عبث ترین چیزهایی بود که در سر داشتم. خیال می‌کردم ثبت تجربه‌هام، دانسته‌هایه هرچند اندکی که در زمینه‌هایی برای «خودم» کسب کرده بودم، اگر به نمایش گذاشته بشن میتونه مفید باشه. و مثل هر فرد دیگه ای، من هم مطرح شدن رو دوست داشتم. نمایش منطق و حقیقت، خصوصا وقتی با تجربه آمیخته شده باشه برعکس کینه و خشم مخاطب رو بر می‌انگیزه، اوایل خوشایند بود اما به مرور متوجه شدم با غرق شدن در این فضا به مرور ذهن خودم رو هم به سمت کور شدن میبرم؛ چیزی نیست که قبلتر بیان نشده باشه. پس سخن گفتن به این نحو بیهوده هست. تجربه ای که بزرگانی همچو گراسیان مهر تایید محکمی درش می‌کوبند: "تنها وسیله ای که موجب محبوبیت می‌شود این است که آدمی پوست کند ذهن ترین حیوانات را بر خود بکشد."

علی‌رغم اینکه خیلی تلاش می‌کنم هیچوقت راضی نیستم. مقصر نیستم. بعد رسیدن به اون نقطه سریعا کنار می‌کشم چون دیگه نمیخوامش، بعدی از راه میرسه طعمه جدید که تمایل جدیدی برای تصاحب کردن بوجود میاره، آماده شکافتن میشم. قطعه‌هاش رو در دست میگیرم، کامل حسش می‌کنم، منزجر میشم و دور می‌ندازمش. من همچنان گرسنه هستم و ناراضی. و در تمامی این پروسه تنها از «خواهش و تمایل» اندک لذتی نصیبم میشه.

Aileen Wuornos.m4a4.49 MB

Repost from The pit
Aileen Carol Wuornos (/ˈwɔːrnoʊs/; born Pittman; February 29, 1956 – October 9, 2002) was an American serial killer.[3] In 1989–1990, while engaging in street prostitution along highways in Florida, she shot dead and robbed seven of her male clients. Wuornos claimed that her clients had either raped or attempted to rape her, and that the homicides of the men were committed in self-defense. Wuornos was sentenced to death for six of the murders. She was executed on October 9, 2002, by lethal injection after spending more than 10 years on Florida's death row.[4]

1979 CD 1 TRACK 7 (320).mp37.08 MB