𝓔𝓵𝓲𝔁𝓲𝓻🔮
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
تو ؟
خب تو بهم یاد دادی دوست داشتن همیشه کافی نیست
یاد دادی که آدما میتونن تو صدم ثانیه عوض شن
زیر حرفاشون بزنن،حرفاشونو یادشون بره
یاد دادی که دیگه هیچ آدمی رو از ته دلم دوست نداشته باشم
تو بهم یاد دادی که دیگه وقتمو برای بقیه نذارم
تو و رفتنت خیلی چیزا بهم یاد داد و خب من ممنونم از بابت درس هایی که بهم دادی.
189
Repost from حرفایی ک کاش میزدم.
اگه روابط انسانی اینقدر پیچیده نبود، بهت زنگ میزدم و میگفتم که چقدر بهت نیازت دارم.
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
زانوهات خونیه نه؟
پاهات دیگه نا نداره
قلبتم که تیکه پارست.
اشکاتم که گوشه چشات خشک شده.
سر تا پاتم خونه.
مغزی هم برات نمونده، همش حرفای نگفتس.
ولی میخوای همینجا بمیری بدبخت؟
این همه تلاش کردی همینجا میخوای کم بیاری؟
حداقل تا تهش برو.
تهش برو و بگو تونستم بعد کم بیار.
به درک که داری خون بالا میاری.
احمق عوضی پاشو.
برام مهم نیست که پر دردی.
نباید اینجا کم بیاری.
الان وقتش نیست.
- نامه ای به خودم.
189
اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد شاید من اصلا ستاره نداشتهام.
صادق هدایت
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
دوست دارم
اما از دور
از دور قشنگی
از دور دارمت
از دور قلبم نمیشکنه
از دور اشکم در نمیاد
از دور هی نگران رفتنت نیستم
آره
از دور دوست دارم
و قرار نیست اجازه بدم بفهمی.
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
به تو که میرسم مکث میکنم.
انگار در زیباییات،چیزی جا گذاشتهام!
مثلا در صدایت آرامش،
یا در چشمهایت زندگی...
-نیما یوشیج
189
Repost from N/a
کسایی که تابستونو دوست دارن واقعا با خودشون چه فکری میکنن(تازه هنوز تابستون نرسیده و انقد گرمه)
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
با خودم تو جدال و جنگم،
اینو عمیقا درک میکنم که دارم به خودم آسیب میزنم
ولی نمیدونم چاره چیه و باید چیکار کرد
باید یه چند وقت منو از خودم دور کنن،
برم تو یه اتاق تاریک و بخوابم
بخوابم تا بیشتر از این با فکرو خیال و سرزنش،
خودم رو نابود نکنم
بیشتر از این خودم رو آزار ندم و باعث فروپاشیدنِ
خودم نباشم.
189
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
دلم میخواد برم یه جای خیلی دور
خیلی خیلی خیلی دور
جایی که هیچکس نباشه
حضور هیچ ادمی رو حس نکنم
خودم باشم و خودم
دور از همه ادما
یه جای کاملا خلوت
بشینم تیکه هامو بهم بچسبونم
با صبوری
با کلی حوصله
دیگه هم بر نگردم
همونجا بمونم
دور از همه این آدمایی که مثل حرفاشون نیستن
دور از همه چیز و همه کس.
دور از این دنیای زشت که هیچ قشنگی نداره.
