en
Feedback
ferferi

ferferi

Open in Telegram
644
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
گشنه م بود ناهار فردامو‌ خوردم به امید اینکه امشب دیگه تموم بشه .

منممممم

sticker.webp0.11 KB

دوست دارم امشب بای بای کنم

امیدوارم دیگه امشب باشه

عالیه

ما که خونمون کنار هوافضاس‌😂 وسطشونیم

دقایقی پیش وزارت خارجه ژاپن از اتباع ژاپنی حاضر در خاورمیانه خواست فوراً از تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه دور شوند!

Repost from Ending
خدا کنه ته این قصه خوب باشه. آلمانی زبان سختیه واقعا.

سوگند به خون همرهانم سوگند به اشک مادران هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودان ما… ما سیل خون آبان با بی عدالتی عجین تنها گناهمان خروش خشمی بود در جواب کین

Repost from Sad but Iconic
وصیت نامه جاوید نام خدیجه علیپور.
وصیت نامه جاوید نام خدیجه علیپور.

Help me god.

یکی منو نجات بده…..

من تو دی هنوز موندم.

بهمن که تمام می‌شود نه مثل همیشه با صدای آرامِ ریزشِ برف، که با سکوتی سنگین تمام می‌شود؛ سکوتی که از پسِ زمستانی بی‌برف می‌آید، زمستانی که سردیش از هوا نبود از خبرها بود، از خیابان‌هایی که نفس نداشتند، از دست‌هایی که به‌جای لمسِ برف، با گلوله روبه‌رو شدند. این زمستان،برف نبارید،اما بارید… بارید آن‌چه نباید،آن‌چه صداش صدای زمستان نبود، صدای جنگ بوددر دلِ فصلِ صلح. و دی‌ماه انگار در زمان فرو رفته، انگار در تقویم گیر کرده، چون زخمی که خوب نمی‌شود، چون راهرویی که انتهایش تاریک است و هرچه می‌دویم، باز هم خاطراتش تکرار می‌شود.

چشم‌هایم باران شد و دل، شهری از لاله‌های سرخ پر در این شهر، خاک، بوی گریه و خون می‌دهد و هر مزار چراغی‌ست که از دلِ تاریکی می‌پرسد: «آزادی کجاست؟» اما هنوز در قابِ شکسته‌ی پنجره‌ها نوری کم‌سو هست— نوری که می‌گوید هیچ زمستانی توانِ خاموش‌کردنِ بهارِ انسان را ندارد. مریم

در این دوران، نام‌ها عوض شده‌اند؛ ضحّاک هنوز هست، اما در هیبت قانون، لباس، یا سخنرانی. ملا هنوز هست، اما نه برای هدایت— برای خاموش‌کردن پرسش‌ها. و آزادی؟ همان‌جا ایستاده، در آستانه‌ی در، منتظر کسی که با شجاعت قفلِ پوسیده‌ی سال‌ها را کنار بزند

Koorosh - Mastaane Master 10.mp38.43 MB

دی‌ماه، فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ رد صدایی‌ست که هنوز از خیابان‌ها پاک نشده. صدایی که می‌گفت: «آزادی حقِ مردم است، نه امتیازِ داده‌شده.»اما به‌جای پاسخ، سکوتی سنگین شهر را گرفت؛ سکوتی که می‌خواست وانمود کند چیزی نگذشته،اما هر خانه، هر کوچه،نامی را به خاطر سپرده است. امروز، هر بار که کسی از آزادی حرف می‌زند، طنین قدم‌های همان جوان‌هاست که دوباره در هوا می‌پیچد. آن‌ها شاید دیگر کنار ما نباشند،اما خواسته‌شان در قلب نسل‌ها ادامه پیدا کرده. امروز، ما نه برای گذشته عزاداریم و نه برای آینده تسلیم؛ ما بر دیوارهای همین امروز می‌نویسیم که: هیچ صدایی وقتی از دل مردم بلند شد گم نمی‌شود. دی‌ماه شاید به پایان رسید، اما معنایش هنوز در نبض همان خیابان‌ها می‌تپد. تا وقتی عدالت از یک آرزو به یک واقعیت تبدیل نشود، داستان دی‌ماه تمام نخواهد شد