840
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-2230 days
Posts Archive
ما روسها به طور عمومی، هرگز رمانتیمهای ابله سودایی و اثیری از جنس آلمانی یا به ویژه فرانسوی نداشته این که هیچ چیز بر آنها اثر نمیکند.
🗿🚶🏻♀️جمله بندی......
🚶🏻♀️یعنی انگلیسی خوندن کتاب " یادداشت های زیر زمینی داستایوفسکی" از فارسی خوندنش راحت تره...
این چه ترجمه ایه
موقعیت دیگری هم بود که آزارم میداد: این که هیچکس مثل من نبود و من مانند هیچکس نبودم. با خودم فکر میکردم، "من یکی ام و آنها همه" و اسیر افکارم میشدم
داستایوفسکی - یادداشتهای زیرزمینی
جنگ و جنگ، اکنون میجنگند، قبل از این هم میجنگیدند، بعد از این هم خواهند جنگید_تصدیق میفرمائید که حتی بیش از حد یکنواخت است.
داستایوفسکی - یادداشتهای زیرزمینی
حالا از شما میپرسم: چه توقعی میتوان از انسانی داشت که چنین خصلتهای عجیبی در او نهفته است؟ بارانی از موهبتهای زمینی بر سرش بریزید، در دریایی از شادی محض غرقش کنید، چندان که روی سطح بالای سرش چیزی جز حباب های خوشی دیده نشود، آنچنان رفاهی ارزانیاش کنید که دیگر هیچ کاری نداشته باشد جز خوابیدن، خوردن کیک زنجفیلی و دغدغه پایان نیافتن تاریخ جهان و همینجا، درست همینجاست که جناب ایشان، با ریشخند و ناسپاسی محض دست به کاری کثیف خواهد زد.
داستایوفسکی - یادداشتهای زیرزمینی
ترجمه آقای مصفا بد نیست اما روان نیست و متن خود کتابم سنگینه
ولی خب به قولا همینه که هست🚶🏻♀️🚶🏻♀️🚶🏻♀️
کاچی به از هیچی
کتاب به این خوبی ترجمه درستی نداره
آقای آتش بر آب هم کتابو ترجمه کردن اما کتاب با تفسیره و قیمتشم خیلی بالاست.
اگه خواستید این کتابو بخونید قبلش ترجمه هارو چک کنید
من ترجمه علی مصفا از نشر چشمه رو دارم
و اصلا ترجمه روان نیست
اما نگاه آدمی به نظامها و نتایج انتزاعی آنقدر جانبدارانه است که برای توجیه منطق خودش آماده است به عمد حقایق را وارونه کند و چشم و گوش بر آنها ببندد
داستایوفسکی - یادداشتهای زیرزمینی
اما به هر ترتیبی همیشه تمام تقصیرها به گردن من است و آنچه بیشتر از همه آزارم میدهد این است که بی هیچ تقصیری مقصر شناخته میشوم.
داستایوفسکی - یادداشتهای زیرزمینی
نمیدونم دوستان چرا تو فضای مجازی حتی وقتی که خودشون اطلاعات کافی ندارن صاحب نظر میشن؟
حداقل پشت جلد کتاب مکتب ادبیش نوشته، اونم نمیخونید مشکلی نیست یه سرچ ساده گوگل مکتب ادبی رو بهتون نشون میده 🤲🤲🤲
از توانایی های ذاتی من این است که میتوانم ساکت بنشینم و گوش کنم، حتی وقتی کسی حرف نمیزند.
یخبندان - توماس برنهارت
میخواستم شکایت کنم. ولی کار بیفایدهای است. اینجا کسی این چیزها را درک نمیکند.
یخبندان - توماس برنهارت
یخبندان خیلی به دلم میشینه
داستان از اونجاست که یک دانشجوی پزشکی به یک روستا میره تا مدتی برادر یکی از جراح ها رو زیر نظر بگیره و از افکار تا وضعیت جسمیش سر در بیاره
سوژه مورد نظر یک نقاشه به نام اشتراخ که یک جورایی غم درونیش منو یاد ونگوگ میندازه
در یک مسافرخانه زندگی میکنه و افکار درونیش خیلی تاریکه
اشتراخ یک شخصیت درهم شکسته است.
صدایتان را میشنوم، اما انگار از فاصله دور، انگار دیواری بینمان باشد. البته میدانم کنارم قدم میزنید. اما حس میکنم با فاصله زیاد از من همراهم راه میروید. صدایتان را میشنوم. شما هم مثل من دارید راهتان را از میان برفها باز میکنید.
یخبندان - توماس برنهارت
نوشته بود:
حرفهایی که نزدیم رو میشه بعدا هم گفت
اما حرف هایی که زده شده رو نمیشه پس گرفت.
Repost from Fairytopica
«گاهی هم به جای سخن، سکوت را انتخاب کنیم.هیچ چیزی مثل حرف و سکوت به موقع به رابطه دوام نمیبخشد»
گیاهی به نام خودم🌱
اما الان آدم دیگری شدهام، انگار هزار سال از آن آدم قبلی فاصله گرفتهام. شاید. بعد از آن همه خطا.
یخبندان - توماس برنهارت
میدانید با این گرمباد.از درون یخ زده بودم. آدم از درون یخ میزند
یخبندان - توماس برنهارت
