en
Feedback
تفكر انتقادي

تفكر انتقادي

Open in Telegram

کیفیت زندگی ما مستقیماً تابع کیفیت تفکر ماست. زهره سعیدی، دکترای فلسفه تطبیقی، پژوهشگر و مترجم. @Dr_ZohrehSaeidi

Show more
2 712
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2730 days
Posts Archive
♻️ موانع اصلی تفکر صحیح کدامند؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 دو مانع اساسی در درست‌اندیشی عبارتند از: 1. بی‌اعتمادی به عقل 2. اعتماد غیرواقع‌گرایانه به عقل. از یک سو چون مرجعی بالاتر از عقل برای تشخیص درست از نادرست نداریم، گریزی از اعتماد به عقل نداریم. به این معنا که اذعان کنیم عقل قادر است خوبی و بدی را تشخیص دهد و اصول اخلاقی و انسانی را شناسایی کند. عقل با چنین ظرفیتی می‌تواند امور سازگار با عقلانیت و انسانیت را از امور ناسازگار با آن متمایز کند و خرافات را از واقعیت تشخیص دهد. 🟢از سوی دیگر عقل آدمی محدود است و توان شناخت همه چیز را ندارد. حدود شناسایی عقل، امور طبیعی و تجربی است و از شناخت ماورای طبیعت عاجز است. تنها راه شناخت ماورای طبیعت برای آدمی ایمان است. بشرِ واجدِ عقلِ محدود، در شناسایی ماورای طبیعت مانند جنینِ در رحمی می‌ماند که هر چه قدر از دنیای خارج از رحم برای او بگوییم قادر به شناخت آن نخواهد شد و راهی جز ایمان به دنیای خارج از رحم ندارد. به همین منوال هر چقدر از جهانِ نامحدود برای بشرِ محدود بگوییم، قادر به شناخت آن نخواهد بود و راهی جز ایمان به آن ندارد. پس گام اولِ درست‌اندیشی اعتماد واقع‌گرایانه به عقل و گام دوم پذیرش محدویت عقل است. پی‌نوشت: وحی را نمی‌توان مرجعی بالاتر از عقل به شمار آورد زیرا وحی بر عقل عرضه می‌شود و عقل در صورت سازگاریِ وحی با عقل، به آن ایمان می‌آورد. عقل است که میان مدعیان وحی دست به گزینش می‌زند و مدعای عقلانی را از مدعای غیر عقلانی تشخیص می‌دهد. بدون عقل سخن گفتن از وحی بی‌معناست. حتی پس از پذیرش وحی، کار عقل تعطیل نمی‌شود؛ زیرا تشخیص برداشت درست (عقلانی و غیرعقلانی یا انسانی و غیرانسانی) از وحی همچنان به عهده عقل است. 1403/01/14 https://t.me/TeachingCriticalThinking

🔴 چه کسانی توهم دینداری دارند؟! 📝 دکتر زهره سعیدی 🍥 اگر به ارزش‌های اخلاقی پایبند نیستید ایمان خود را رها کنید؛ زیرا گرفتار توهم دینداری شده‌اید. دینداریِ واقعی اخلاق‌مدار است. دین مروج ارزش‌های اخلاقی است و برای ارتقای انسانیت بر بشر نازل شده است. به همین خاطر هر نوع دینداری که در تضاد با ارزش‌های اخلاقی باشد، متوهمانه است. 🍥 ایمان‌ورزی بدون اخلاق‌مداری، نه تنها هیچ ارزشی ندارد، بلکه به اعمال ضد انسانیت و متعارض با عدالت منجر می‌گردد. مؤمنانِ ناملتزم به ارزش‌های اخلاقی به راحتی حقوق طبیعی انسان‌های دیگر را زیر پا می‌گذارند و رفتارهای غیر انسانی خود را به‌عنوان امری دینی توجیه می‌کنند. حال آنکه دینداریِ واقعی و غیر متوهمانه، حافظ ارزش‌های اخلاقی است. بنابراین هر گفتار یا رفتار یا حتی فتوایی که بر خلاف اصول اخلاقی باشد، غیر دینی و غیر قابل پذیرش است. هر برداشتی از دین که خلاف اصول اخلاقی باشد نادرست و متوهمانه است. 🍥 به‌عنوان مثال کسانی که معتقدند برای حفظ نظام اسلامی می‌توان به مردم دروغ گفت، تهمت زد، آنان را فریب داد و تقلب کرد، نه تنها گرفتار توهم دینداری شده‌اند بلکه با عملکردهای ضد اخلاق خود دین را به مسلخ برده‌اند. 🌐 دینداریِ متوهمانه چه نشانه‌ای دارد؟   💎 نشانه بارزِ توهم دینداری، [خشونت‌ورزی] است و نشانه بارزِ دینداری واقعی، [رواداری و صلح‌محوری] است. به‌عنوان مثال طالبان به خدای واحد و رسالت پیامبر ایمان دارند اما چون التزامی به ارزش‌های اخلاقی ندارند، گرفتار توهم دینداری هستند و خشونت می‌ورزند. آنها با ممانعت از تحصیل و اشتغال زنان، خشونت می‌ورزند. با گناه کبیره دانستنِ تراشیدنِ ریش مردان، خشونت می‌ورزند. با شلاق زدن زنانِ متفاوت‌پوش خشونت می‌ورزند. با تعرض به زنان خشونت می‌ورزند. 💎 اینک چه می‌توان گفت درباره دستگیری زنان و دختران به خاطر نداشتن روسری، پلمپ مغازه و توقیف خودرو به خاطر سرنشین بدون روسری، ممانعت از برگزاری کنسرت به خاطر حضور نوازنده زن، تعرض به زنان و دختران به اسم امر به معروف و نهی از منکر؟ خشن بودن و غیر انسانی بودنِ این رفتارها واضح نیست؟ آیا نباید کسانی را که به چنین اعمالی می‌پردازند متوهم در دینداری دانست؟ 📌 حاشیه ✍شهاب الدین حائری شیرازی دین به صورت متن به دست ما رسیده متن هایی که گاه مجمل است و گاه متعارض، لذا نیازمند جامع‌نگری و پرهیز از سوگیری شناختی برای دریافت حقیقت دین است. امیرالمومنین وقتی ابن عباس را برای بحث و محاجه با خوارج فرستاد به او گفت به کتاب خدا با آنها  بحث و محاجّه نکن، چرا که متن کتاب، حمّال ذو وجوه است یعنی بخشی از متن را که به درد افراطی گری شان می خورد می‌گیرند و استفاده ابزاری از متن می‌کنند. چاره علی(ع) چه بود؟ فرمود: و لکن حاججهم بسنت رسول الله. فرمود به عملکرد دایمی و سیره رسول خدا با آنها احتجاج کن تا حق از باطل تمیز داده شود. بهترین راه برای کشف خطاهای شناختی و بزرگ و نابودکننده ج‌ا همین مقایسه عملکرد ضد کرامت انسانی و تندخویانه و ضد عقلانیت ج‌ا با سیره کریمانه و مداراجویانه و عقلایی رسول خداست و سیره علی(ع) در دوران حکومتش. ببینید نبی و وصی اش(علیهما السلام) با منتقد چه کردند و اینها چه؟ ببینید آن دو بزرگوار با دشمنان خونی خود نظیر اباسفیان چه کردند پس از فتح مکه و اینها چه؟ به تماشای آیه ذیل که خلقیات و رفتار پیامبر را بازگو می‌کند بنشینید و دوری اینها را از سنت رسول خدا(ص) نظاره کنید. فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ(۱۵۹ آل عمران) به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت‌دل مى‌بودى از گرد تو پراكنده مى‌شدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كارى كنى بر خداى توكل كن، كه خدا توكل‌كنندگان را دوست دارد. پ‌ن: اخیرا برخی گاه با توجه به یک نقل‌تاریخی در خصوص غزوه بنی قریظه نسبت به روش توأم با مدارا و اخلاق پیامبر اسلام تردید می نمایند. حال آنکه با مراجعه به مجموع قرائن و رفتار پیامبر در موارد مشابه و سند تاریخی سست نقل تاریخی فوق این نقض به سنت مداراجویانه پیامبر رد می شود. در این زمینه «این مقاله» جامع و خواندنی است. https://t.me/virayeshe_zehn

♻️ چه کسانی توهم دینداری دارند؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 اگر به ارزش‌های اخلاقی پایبند نیستید ایمان خود را رها کنید؛ زیرا گرفتار توهم دینداری شده‌اید. دینداریِ واقعی اخلاق‌مدار است. دین مروج ارزش‌های اخلاقی است و برای ارتقای انسانیت بر بشر نازل شده است. به همین خاطر هر نوع دینداری که در تضاد با ارزش‌های اخلاقی باشد، متوهمانه است. ایمان‌ورزی بدون اخلاق‌مداری، نه تنها هیچ ارزشی ندارد، بلکه به اعمال ضد انسانیت و متعارض با عدالت منجر می‌گردد. مؤمنانِ ناملتزم به ارزش‌های اخلاقی به راحتی حقوق طبیعی انسان‌های دیگر را زیر پا می‌گذارند و رفتارهای غیر انسانی خود را به‌عنوان امری دینی توجیه می‌کنند. حال آنکه دینداریِ واقعی و غیر متوهمانه حافظ ارزش‌های اخلاقی است. بنابراین هر گفتار یا رفتار یا حتی فتوایی که بر خلاف اصول اخلاقی باشد، غیر دینی و غیر قابل پذیرش است. هر برداشتی از دین که خلاف اصول اخلاقی باشد نادرست و متوهمانه است. به‌عنوان مثال کسانی که معتقدند برای حفظ نظام اسلامی می‌توان به مردم دروغ گفت، تهمت زد، آنان را فریب داد و تقلب کرد، نه تنها گرفتار توهم دینداری شده‌اند بلکه با عملکردهای ضد اخلاق خود دین را به مسلخ برده‌اند. ♻️دینداریِ متوهمانه چه نشانه‌ای دارد؟ 🟢 نشانه بارزِ توهم دینداری، خشونت‌ورزی است و نشانه بارزِ دینداری واقعی، رواداری و صلح‌محوری است. به‌عنوان مثال طالبان به خدای واحد و رسالت پیامبر ایمان دارند اما چون التزامی به ارزش‌های اخلاقی ندارند، گرفتار توهم دینداری هستند و خشونت می‌ورزند. آنها با ممانعت از تحصیل و اشتغال زنان، خشونت می‌ورزند. با گناه کبیره دانستنِ تراشیدنِ ریش مردان، خشونت می‌ورزند. با شلاق زدن زنانِ متفاوت‌پوش خشونت می‌ورزند. با تعرض به زنان خشونت می‌ورزند. با شلاق زدن در ملأ عام خشونت می‌ورزند. اینک چه می‌توان گفت درباره دستگیری زنان و دختران به خاطر نداشتن روسری، پلمپ مغازه و توقیف خودرو به خاطر سرنشین بدون روسری، ممانعت از برگزاری کنسرت به خاطر حضور نوازنده زن، تعرض به زنان و دختران به اسم امر به معروف و نهی از منکر؟ خشن بودن و غیر انسانی بودنِ این رفتارها واضح نیست؟ آیا نباید کسانی را که به چنین اعمالی می‌پردازند متوهم در دینداری دانست؟ 1402/12/20 https://t.me/TeachingCriticalThinking

صحت و سلامت این خیریه را ضمانت می‌کنم. می‌توانید با خیال راحت کمک کنید.

#سیل_سیستان_و_بلوچستان خیریه محبان الرضا (ع) آمادگی جمع آوری کمک های نقدی شما عزیزان جهت کمک به هموطنان سیل زده استان سیستان
#سیل_سیستان_و_بلوچستان خیریه محبان الرضا (ع) آمادگی جمع آوری کمک های نقدی شما عزیزان جهت کمک به هموطنان سیل زده استان سیستان و بلوچستان را دارد. شما می توانید مبالغ مورد نظر خود را به شماره کارت و حساب زیر واریز نمایید. 🌿 فرصت مشارکت: 20 اسفند می‌باشد ، بعد از این تاریخ برای موارد دیگر منظور خواهد شد. 🌺حس خوب مهربانی🌺 #بانک_ملت_ به نام خیریه محبان‌الرضا (ع): 💳شماره کارت : 6104337770070090 💶 شماره حساب 7156286831 💳شماره شبا: IR490120000000007156286831 📱ارتباط با ما:   09354066029 @MehreAftab8 www.mohebanereza.ir

صحت و سلامت این خیریه را ضمانت می‌کنم. می‌توانید با خیال راحت کمک کنید.

#سیل_سیستان_و_بلوچستان خیریه محبان الرضا (ع) آمادگی جمع آوری کمک های نقدی شما عزیزان جهت کمک به هموطنان سیل زده استان سیستان
#سیل_سیستان_و_بلوچستان خیریه محبان الرضا (ع) آمادگی جمع آوری کمک های نقدی شما عزیزان جهت کمک به هموطنان سیل زده استان سیستان و بلوچستان را دارد. شما می توانید مبالغ مورد نظر خود را به شماره کارت و حساب زیر واریز نمایید. 🌿 فرصت مشارکت: 20 اسفند می‌باشد ، بعد از این تاریخ برای موارد دیگر منظور خواهد شد. 🌺حس خوب مهربانی🌺 #بانک_ملت_ به نام خیریه محبان‌الرضا (ع): 💳شماره کارت : 6104337770070090 💶 شماره حساب 7156286831 💳شماره شبا: IR490120000000007156286831 📱ارتباط با ما:   09354066029 @MehreAftab8 www.mohebanereza.ir

♻️ آیا پاسخی نهایی برای معنای زندگی وجود دارد؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 اگر زندگی را صرفاً فاصله میان تولد تا مرگ بدانیم و به ساحتی فراتر از این زندگی قائل نباشیم، صرفاً می‌توانیم معنایی طبیعی برای زندگی در نظر بگیریم؛ اما اگر زندگی را به فاصله میان تولد تا مرگ محدود ندانیم و به ساحتی فراتر از این زندگی قائل باشیم، علاوه بر معنای طبیعی، معنایی فراطبیعی برای زندگی خواهیم داشت. 🟢در رویکرد اول (مرگ را پایان حیات دانستن)، ارزش‌های اخلاقی به تنهایی و به طور مستقل از باورهای دینی می‌تواند به زندگی معنا ببخشد. عدالت‌خواهی، صلح‌محوری و برابری‌طلبی می‌تواند موتور محرک بشر در معنابخشی به زندگی باشد. از این منظر فجایع طبیعی و شرارت‌های بشری، اینگونه موجه می‌شود که آثار مخربِ آن بالاخره بشریت را به سمت عقلانیت و اخلاقیات سوق می‌دهد و نوع بشر پس از پشت سر گذاشتن جنگ و خشونت و بی‌عدالتی و با عبور از نسل‌های متمادی طعم عدالت و عقلانیت و صلح و رواداری را خواهد چشید. پس نسل کنونی بشر، معنای زندگی خود را معطوف به ارتقای عقلانیت و انسانیت در نسل‌های بعدی و کلیت بشریت خواهد یافت. 🟢با این حال این پرسش‌ها باقی می‌ماند که چه معنا دارد نسل ما فدای نسل‌های بعدی شود؟ آیا عادلانه است که فقط نسل‌های انتهاییِ تاریخ طعم انسانیت و عدالت را بچشند؟ پس تکلیف شرور و فجایع و خشونت و جنگی که باعث سلب عدالت و آزادی و خیر برای بسیاری از بشریت شده است، چه می‌شود؟ 🟢در رویکرد دوم (مرگ را آغاز حیاتی نوین دانستن)، علاوه بر اینکه ارزش‌های اخلاقی، اصول انسانی، عدالت‌خواهی، صلح‌محوری و برابری‌طلبی، به زندگی کنونی معنا می‌بخشد، معنای زندگی تا پس از مرگِ فیزیکی وسعت پیدا می‌کند. از این منظر شرور و فجایع و خشونت و جنگی که باعث سلب عدالت و آزادی و خیر برای بسیاری از بشریت شده است، در ساحتی دیگر جبران می‌گردد و عدالتی نهایی در انتظار بشریت است. بنابراین در این رویکرد علاوه بر اینکه درد و رنج و سختی و مشکلاتی که بر بشر رفته است، در نسل‌های آتی به ثمر می‌نشیند، خیرهایی که از نسل‌های پیشین سلب شده است، در ساحتی دیگر جبران می‌گردد. 🟢بدین ترتیب اینجا نقطه‌ای است که فقط کسانی که قائل به ساحتی فراتر از این زندگی هستند برای آن پاسخی دارند. از نظر آنها معنای نهایی زندگی را صرفاً در عدالتی نهایی می‌توان مشاهده کرد. اگر عدالتی نهایی در انتظار بشریت نباشد، معنایی نهایی هم برای زندگی وجود نخواهد داشت. اگر ظلم و ستم و خشونت و شرارتی که بر کثیری از آدمیان رفته است، در جایی جبران نشود، زندگی بشرِ گرفتار در فجایع و شرارت‌ها و خشونت‌ها خیلی غم‌انگیز، رقت‌انگیز و بی‌پاسخ خواهد بود. 1420/12/10 https://t.me/TeachingCriticalThinking

♻️آیا پاسخی نهایی برای معنای زندگی وجود دارد؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢درست است که اهدافی مانند پرورش نسل نو، ارتقای دانش یا افزودن شادی دیگران و کاستن از رنج آنها، زندگی را ارزشمند و در نتیجه معنادار می‌سازند؛ درست است که ارزش‌های اخلاقی، خیرخواهی، عدالت‌طلبی و صلح‌اندیشی، اهدافی والا و ارزشمند و واجد معنابخشی به زندگی هستند؛ ولی این امکان به روی همگان گشوده نیست. جنگ، فجایع طبیعی و شرارت‌های بشری دستاوردهای بشر را به نابودی می‌کشاند و زندگی را – دست کم برای کسانی که درگیر خشونت‌های زندگی هستند – بی‌معنا می‌سازد. 🟢به نظر می رسد بشرِ خودخواهِ شرورِ خشنِ قدرت‌طلب، هیچ گاه نخواهد توانست به تمام این اهدافِ ارزشمند جامه عمل بپوشاند. در این صورت آیا زندگی معنای خود را از دست نمی‌دهد؟ 🟢پاسخی که به این پرسش می‌توان داد این است که بشر در گذر نسل‌ها و با عبرت گرفتن از پیامدهای خسارت‌بار و فاجعه‌آمیزِ خشونت، جنگ، بی‌عدالتی، شرارت و قدرت‌طلبی، بالاخره سر عقل خواهد آمد و به اهداف ارزشمند، انسانی و عقلانی جامه عمل خواهد پوشاند (همانطور که سیر کلی تاریخ، حرکت بشر از بربریت و وحشی‌گری و خشونت به سمت فرهنگ و تمدن و عقلانیت و ارتقای دانش را نشان می‌دهد، هر چند هنوز فاصله زیادی تا حاکمیت عقلانیت بر تمام رفتارهای بشری و ارتقای ارزش‌های اخلاقی و انسانی باقی مانده است). بنابراین در واکنش به فجایع طبیعی و شرارت‌های بشری، معنای زندگی را می‌توان معطوف به کلیت بشر در نظر گرفت که بالاخره به عقلانیت و انسانیت دست خواهد یافت. 🟢در این صورت دو پرسش دیگر مطرح می‌شود: اولاً تکلیف نسل‌هایی از بشر که پیش از حاکمیت عقلانیت و انسانیت بر جامعه انسانی، گرفتار ظلم و بی‌عدالتی و فقر و جنگ و خشونت هستند و زندگی فاجعه‌آمیزی را تجربه می‌کنند چه می‌شود؟ چه معنایی برای زندگی آنها می‌توان در نظر گرفت؟ ثانیاً چه معنا دارد پس از گذران سختی‌ها و شرارت‌ها و خشونت‌ها و دست‌یابیِ نسل آتی به عقلانیت و انسانیت، مرگ در رسد و همه چیز را نیست و نابود سازد؟ 🟢در اینجا بسته به اینکه مبنای معرفتی ما درباره جهان هستی و انسان چه باشد، دیدگاه ما درباره معنای نهایی زندگی متفاوت می شود. 1402/11/30 ادامه دارد https://t.me/TeachingCriticalThinking

♻️آیا خوشبختی، زندگی را معنادار می‌کند؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 در پاسخ به این پرسش می‌توان گفت اگر مؤلفه‌های خوشبختی، اهداف ما در زندگی باشند و آن اهداف را ارزشمند بدانیم، پس می‌توانند زندگی را معنادار سازند. 🟢برای پی بردن به اینکه اهدافی که در زندگی داریم ارزشمند هستند یا نه، لازم است این اهداف را بررسی کنیم. ما در زندگی اهداف کوچک، بزرگ، فرعی و اصلی داریم. مثلاً می‌خواهیم تحصیلات عالی داشته باشیم، شغلی پیدا کنیم، ازدواج کنیم، بچه‌دار شویم، خانه بخریم، سفر کنیم، نویسنده، خواننده، معلم، مکانیک، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار و امثالهم شویم، یا اینکه قصد داریم مطابق با وجدان اخلاقی رفتار کنیم، کنش‌های عاقلانه داشته باشیم و به دیگران خیر برسانیم. 🟢تمام اینها اهداف کوچک و بزرگ یا اصلی و فرعیِ زندگی ما هستند و می‌توانند زندگی را برای ما هدفمند و بنابراین معنادار سازند. اما آیا این اهداف ارزشمند هم هستند؟ برای اینکه بتوانیم ارزشمندی را در اهدافمان تشخیص دهیم نیاز به معیار و ملاک داریم. پس پرسش را اینگونه طرح می کنیم: آیا ملاکی برای تشخیص اهداف ارزشمند وجود دارد؟ 🟢بله وجود دارد هر چقدر اهدافمان معطوف به منفعت فردی باشد از ارزش کمتری برخوردار است و هر چقدر معطوف به منفعت جمعی باشد از ارزش بیشتری برخوردار است. به بیان دیگر هر چقدر اهدافمان خودخواهانه‌تر باشد ارزش کمتری دارد و هر چقدر دیگرخواهانه‌تر باشد ارزش بیشتری دارد. 🟢لذات زندگی و دست‌یابی به اهداف شخصی می‌توانند ما را شاد و خوشحال کنند اما چون صرفاً منفعت شخصیِ ما را برآورده می‌کنند برای معنابخشی به زندگی کفایت نمی‌کنند؛ اما اهدافِ خیرخواهانه، عدالت‌طلبانه، اخلاق‌مدارانه و صلح‌محورانه که بتواند رنج انسانها را کاهش دهد و شادی آنها را بیفزاید و جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند، علاوه بر اینکه ما را خوشنود می‌کنند، چون منفعت جمعی را برآورده می‌کنند، در معنابخشی به زندگی سرآمد هستند. 1402/11/22 ادامه دارد https://t.me/TeachingCriticalThinking

♻️آیا خوشبختی، زندگی را معنادار می‌کند؟ ✍️ زهره سعیدی برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بدانیم خوشبختی به چه معناست، سپس بدانیم چه چیزی زندگی را معنادار می‌سازد. 🟢 تعریف خوشبختی: خوشبختی عموماً با درآمد مکفی، شغل خوب، همسر مناسب، سفرهای دوست‌داشتنی و امثالهم تعریف می‌شود. اگر این تعریف از خوشبختی را بپذیریم، منشأ خوشبختی بیشتر بیرونی است و بر اساس آن می‌توان زندگیِ واجدِ خوشبختی را اینگونه تعریف کرد: «زندگی‌ای که در آن فرد به عنوان شخصی واجد اراده آزاد، سطحی مناسب از رفاه، آسایش، امنیت و شادکامی را تجربه می‌کند». 🟢 تعریف معناداری: معناداری با هدفمندی و ارزشمندی در پیوند است. اگر زندگی هدفمند و واجد ارزشمندی باشد، معنادار خواهد بود. مثلاً مادری که فرزندی شایسته تربیت کرده است، یا معلمی که شاگردش را باسواد کرده است، احساس ارزشمندی می‌کند. بنابراین منشأ معنادهی به زندگی بیشتر درونی است و بر اساس آن می‌توان زندگیِ معنادار را اینگونه تعریف کرد: «زندگی‌ای که در آن فرد به عنوان شخصی واجد اراده آزاد، اهداف ارزشمندی را پی می‌گیرد». 🟢 بنا بر تعریفی که از خوشبختی و معنای زندگی ارائه شد، آنها یکی نیستند. زندگی می‌تواند واجد شادی، لذت و رفاه؛ اما فاقد معنا باشد و می‌تواند واجد درد و رنج و سختی؛ اما دارای معنا باشد. بنابراین خوشبختی و معنای زندگی یکی نیستند. با این حال آنها بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. بنابراین در عین اینکه معناداری و خوشبختی دو مفهوم متمایز از یکدیگرند، بر همدیگر اثرگذارند. 🟢 اگر آدمی فاقد خوشبختی باشد، فقدان خوشبختی مانعی برای معناداریِ زندگی او خواهد بود. به‌عنوان مثال اگر فردی معنای زندگی را در تربیت فرزند شایسته قرار داده باشد، باید امکانات مالی کافی داشته باشد. به همین خاطر فرد فقیر و بی‌چیزی که دست به خودکشی می‌زند، زندگی‌اش را فاقد خوشبختی یافته است و فقدان خوشبختی امکان معنابخشی به زندگی را از او سلب کرده است. بنابراین برای اینکه زندگی معناداری داشته باشیم به سطحی از خوشبختی نیازمندیم. 🟢 به همین ترتیب اگر زندگی فاقد معنا باشد، فقدان معناداری مانعی برای خوشبختی خواهد بود. اگر زندگی‌مان را معنادار ندانیم، احساس خوشبختی نخواهیم کرد. می‌توان سرشار از مؤلفه‌های خوشبختی بود اما زندگی را پوچ و بی‌معنی ارزیابی کرد. اگر فکر کنیم زندگی پوچ و بی‌معنی است، هر چقدر هم که واجد رفاه و آسایش باشیم، خودمان را خوشبخت نخواهیم دانست. برای اینکه در عین خوشبختی احساس پوچی و ناامیدی نکنیم، به زندگیِ معنادار نیازمندیم. به همین خاطر هنرمندِ مشهور و ثروتمندی که دست به خودکشی می‌زند، در عین برخورداری از خوشبختی، زندگی‌اش را فاقد معنا یافته است. 🟢 در واقع خوشبختی و معناداری دو بال تداوم زندگی مطلوب هستند. 1402/11/14 ادامه دارد https://t.me/TeachingCriticalThinking

#معرفی_کتاب کتاب «فهم‌ها درباره پدر و مادری» منتشر شد. ✔️ علاقه‌مندان برای خرید و ارسال کتاب (با 10 درصد تخفیف) می‌توانند در ساعت‌های اداری با شماره 88902214 داخلی 107 (پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات - سرکار خانم ابراهیمی) تماس حاصل نمایند.

#معرفی_کتاب کتاب «فهم‌ها درباره پدر و مادری» منتشر شد. ✅ این کتاب، اثرِ مایکل آستین، فیلسوف آمریکایی و استاد فلسفه در دانشگاه
#معرفی_کتاب کتاب «فهم‌ها درباره پدر و مادری» منتشر شد. ✅ این کتاب، اثرِ مایکل آستین، فیلسوف آمریکایی و استاد فلسفه در دانشگاه کنتاکی شرقی است و توسط زهره سعیدی استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ترجمه شده است. 🔸 آستین در این اثر با اشاره به اهمیت رابطۀ والدین با فرزندان و تأثیری که این رابطه بر محتوای باورها، ارزش‌ها و اهداف آنها می‌گذارد و اثری که بر انتخاب‌های اخلاقی، دینی، اجتماعی و سیاسی آنها دارد، فهم عمیق ابعاد اخلاقی این رابطه را بسیار ارزشمند دانسته است. 🔸 آستین در این کتاب دیدگاه‌های ناموفق و موفقی را که از پدر و مادری وجود دارد دسته‌بندی کرده است. آنگاه دیدگاه خود را که جامع دیدگاه‌های موفق است به‌عنوان دیدگاهی کثرت‌گرا معرفی کرده است. 🔸 وی در این کتاب تلاش کرده است وظایف و مسؤلیت‌های والدین نسبت به فرزندان و حقوق ناشی از این وظایف را توضیح دهد. ✅ این کتاب برای پدر و مادرها و افرادی که قصد دارند پدر و مادر شوند بسیار مفید و ره‌گشاست. هم‌چنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال مطالعه کتابی خوب و عامه‌فهم در فلسفه و اخلاق کاربردی هستند.

#معرفی_کتاب کتاب «فهم‌ها درباره پدر و مادری» منتشر شد. ✅ این کتاب، اثرِ مایکل آستین، فیلسوف آمریکایی و استاد فلسفه در دانشگاه
#معرفی_کتاب کتاب «فهم‌ها درباره پدر و مادری» منتشر شد. ✅ این کتاب، اثرِ مایکل آستین، فیلسوف آمریکایی و استاد فلسفه در دانشگاه کنتاکی شرقی است و توسط زهره سعیدی استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ترجمه شده است. 🔸 آستین در این اثر با اشاره به اهمیت رابطۀ والدین با فرزندان و تأثیری که این رابطه بر محتوای باورها، ارزش‌ها و اهداف آنها می‌گذارد و اثری که بر انتخاب‌های اخلاقی، دینی، اجتماعی و سیاسی آنها دارد، فهم عمیق ابعاد اخلاقی این رابطه را بسیار ارزشمند دانسته است. 🔸 آستین در این کتاب دیدگاه‌های ناموفق و موفقی را که از پدر و مادری وجود دارد دسته‌بندی کرده است. آنگاه دیدگاه خود را که جامع دیدگاه‌های موفق است به‌عنوان دیدگاهی کثرت‌گرا معرفی کرده است. 🔸 وی در این کتاب تلاش کرده است وظایف و مسؤلیت‌های والدین نسبت به فرزندان و حقوق ناشی از این وظایف را توضیح دهد. ✅ این کتاب برای پدر و مادرها و افرادی که قصد دارند پدر و مادر شوند بسیار مفید و ره‌گشاست. هم‌چنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال مطالعه کتابی خوب و عامه‌فهم در فلسفه و اخلاق کاربردی هستند.

♻️ روز زن را به زنان و مردان کشورم تبریک می‌گویم. 🔘به زنانی که تا دیروز از علم‌آموزی منع شده بودند و امروز گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند. 🔘به زنانی که تا دیروز از حضور در اجتماع منع شده بودند و امروز در عرصه های فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی، تجاری و سیاسی خوش درخشیده‌اند. 🔘به زنانی که تا دیروز ملک قانونی مرد به شمار می‌رفتند و امروز مطالبه‌گرِ حقوق انسانی خود هستند. 🔘به زنانی که تا دیروز مهریه را حق طبیعی خود می‌دانستند و امروز در ازای حقوق انسانیِ برابر از آن دست کشیده‌اند. 🔘به مردانی که تا دیروز زنان را نصف مرد هم به شمار نمی‌آوردند و امروز برابری در ارث، شهادت، تحصیل، مدیریت زندگی، دیه و والدگری را پذیرفته‌اند. 🔘به مردانی که تا دیروز حق طلاق یک طرفه، تعدد زوجات و ریاست بر خانواده را حق طبیعی خود می‌پنداشتند و امروز طلاق را حقی دوطرفه، اداره زندگی را امری مشترک و تک‌همسری را عشق واقعی می‌دانند. 🔘به جامعه‌ای که با عملی کردنِ تدریجیِ شأن انسانیِ برابر برای زن و مرد، بالاخره قانون را وادار به کرنش خواهد کرد. 🔘به جامعه‌ای که توسعه کشور را به ارتقای واقعیِ جایگاه زنان کشورش گره زده است. زهره سعیدی 1402/10/13

♻️زندگی ارزشمند و مطلوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ ✍️ زهره سعیدی 🔘زندگی در صورتی ارزشمند است که: 1️⃣مطابق با وجدان اخلاقی باشد. 2️⃣به دیگران خیر برساند. 3️⃣واجد عشق باشد. 4️⃣واجد دانش و معرفت باشد. 5️⃣واجد تجربه معنوی باشد. و در صورتی مطلوب است که: 1️⃣واجد موسیقی باشد. 2️⃣واجد صمیمیت اعضای خانواده و دوستان باشد. 3️⃣واجد شادی باشد. 4️⃣واجد کار و مناسبات اجتماعی باشد. 5️⃣واجد رفاه و آسایش باشد. آیا می‌توانیم زندگی‌مان را ارزشمند و مطلوب ارزیابی کنیم؟ از صد چه نمره‌ای به خودمان می‌دهیم؟ 1402/10/1 https://t.me/TeachingCriticalThinking

◼️⭕️ پشت دریاها شهری است! تا حالا هیچوقت این شعر سهراب را خوانده اید؟ خیلی مهمه که زندگی را چه بدانیم یک خانه یا یک سفر. مانن
◼️⭕️ پشت دریاها شهری است! تا حالا هیچوقت این شعر سهراب را خوانده اید؟ خیلی مهمه که زندگی را چه بدانیم یک خانه یا یک سفر. مانند سهراب فکر می کنم زندگی یک سفر است. و در این غوغای دنیای امروزی که همه چیز پر از طمع جمع کردن و حسرت داشتن و حرص نداشتن است، هستند کسانی که تلنگر می زنند به ما که آهای رفیق! دور باید شد، دور! شب سرودش را خواند، نوبت پنجره‌هاست. یکی از جاهایی که تلنگر می زند و آدم ها را سوار قایقی می کند و می برد تا جایی که خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود موسسه مردم نهادی است که دوره های آموزشی زندگی، دین، اخلاق و معنویت برگزار می کند. سه شرط اصلی برای ورود ◻️ اراده کافی برای پی‌ریزی یک زندگی متعالی ◻️تخصیص زمان برای مهم‌ترین فرد زندگیتان: یعنی خودِتان ◻️ کوله پشتی آماده برای مسافرت و کشف سرزمین های جدید. تا کنون بیش از ۱۵۰۰ استاد و دانشجوی دانشگاه‌های تهران به این سفر پیوسته‌اند فرصت ثبت نام: تا ۷ دی ساعت ۱۰ تا ۱۸، ☎️ ۸۸۷۵۰۰۲۱ پیام در تلگرام به این آدرس: @amozeshshams دوره ها رایگان است در تهران و حضوری برگزار می‌شود موسسه مردم نهاد شمس‌الشموس

♻️چرا نمی‌توان دین، قانون و عرف را ملاک و میزان داوریِ درست و نادرست دانست؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 قسمت آخر 🔘کثرت ادیان و مذاهب، تفاسیر متفاوت و گاه متعارض از دینی واحد و امکان برداشت‌های نادرست، غیر عقلانی و غیر اخلاقی از دین، مواردی هستند که مانع از این می‌شوند که دین بتواند ملاک و میزان داوریِ خوبی و بدی در سایر هنجارها باشد. علاوه بر این، دستورهای دینی اعتبار ذاتی ندارند، بلکه اعتبار خود را از سازگاری با عقل اخلاقی کسب می‌کنند؛ یعنی صرفاً در صورتی معتبرند که با اصول اخلاقی و عقلانی مغایرت نداشته باشند. کسانی که دین را ملاک تشخیص خوبی و بدی بدانند و برای آن اعتبار ذاتی قائل باشند، معنای سخنشان این است که اگر دین بگوید راستگویی بد است و دروغگویی خوب است باید آن را پذیرفت. حال آنکه خداوند نیز ملتزم به اصول عقلانی و اخلاقی است. 🔘قوانین، با اینکه مشترکات زیادی در جوامع مختلف دارند؛ از جامعه‌ای به جامعه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت هستند. علاوه بر این، با گذشت زمان و تغییر شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تغییر می‌کنند. بنابراین قوانین هم نمی‌توانند ملاک و میزان داوریِ خوبی و بدی در سایر هنجارها باشند. کسانی که قانون را ملاک تشخیص خوبی و بدی بدانند، معنای سخنشان این است که اگر قانونگذار برتری یک نژاد بر نژاد دیگر را تصویب کند، باید آن را درست دانست و نباید با آن مخالفت کرد. بدین‌ترتیب قوانین هم از اعتبار ذاتی برخوردار نیستند و در صورتی معتبرند که سازگار با عقل اخلاقی باشند. 🔘عرف، با اینکه از پذیرش اجتماعی برخوردار است؛ از جامعه‌ای به جامعه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است و در طی زمان تغییر می‌کند. تغییرات عرفی بر اساس عقل اخلاقی می‌تواند مثبت یا منفی باشد. مثلاً عرف شدنِ احترام به کودکان تغییری اخلاقاً مثبت است و عرف شدنِ روابطِ فرازناشویی تغییری اخلاقاً منفی است. کسانی که عرف را ملاک تشخیص خوبی و بدی بدانند، معنای سخنشان این است که اگر عرف، امور غیراخلاقی مثل ضرب و جرح کودک توسط معلم را روا بداند، نباید آن را بد دانست. 🔘اما اصول و قوانین اخلاقی (عقل اخلاقی) ویژگی‌هایی دارد که آن را بدل به معیار و محکِ سایر هنجارها می‌سازد. این ویژگی‌ها عبارتند از: 1. اصول اساسی اخلاق توسط عقل بنا نهاده می‌شوند و عقل مشترک واضعِ آنهاست. بنابراین دارای اعتبار ذاتی هستند. 2. بین‌الاذهانی و جهان‌شمول هستند، یعنی تمام انسانها توسط عقل خود آنها را درک و تأیید می‌کنند 3. پایدار هستند و در گذر زمان تغییر نمی‌کنند 4. برای تأیید آنها نیازی به فرض وجود خداوند نیست. آنها مستقل از فرمان خداوند معتبر هستند. بنابراین برای تمام انسانها اعم از خداباور و خداناباور معتبرند. ویژگی‌های مذکور در هیچ کدام از قواعد عرفی، قانونی و دینی وجود ندارد. از این رو هیچ کدام از آنها نمی‌توانند ملاک و معیار سنجش سایر قواعد باشند. 🔘در واقع مرجعی بالاتر از عقل اخلاقی که اعتبار ذاتی داشته باشد، برای تشخیص خوبی و بدیِ سایر هنجارها وجود ندارد. اعتبار ذاتیِ اصول اخلاقی آن را بدل به داور و ارزیاب سایر قواعد می‌سازد. حال آنکه قانون، عرف و دین از اعتبار ذاتی برخوردار نیستند و اعتبار خود را از سازگاری با عقل اخلاقی کسب می‌کنند. 1402/09/19 https://t.me/TeachingCriticalThinking

♻️آیا راهی برای تشخیص درستی و نادرستیِ هنجارهای عرفی، قانونی، دینی و اخلاقی وجود دارد؟ بر چه اساسی می‌توان به داوری آنها نشست و درست و غلط بودن آنها را ارزیابی کرد؟ آیا می‌توان یکی از این چهار نوع هنجار را ملاک و میزان داوری سایر موارد دانست؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 قسمت سوم برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها باید منشأ این هنجارها را شناسایی کنیم. 🔘منشأ هنجارهای عرفی، پذیرش عمومی افراد جامعه است که می‌تواند عقلانی یا غیر عقلانی و اخلاقی یا غیر اخلاقی باشد. مثلاً در برخی جوامع دیدنِ گربه در اول صبح بدشگون تلقی می‌شود که امری خرافی و غیر عقلانی، اما مورد پذیرش و عرفِ یک جامعه خاص است. 🔘منشأ هنجارهای قانونی، در حکومت‌های دموکراتیک، اراده سیاسی شهروندان است که متأثر از اخلاق، عرف و دین به تصویب قانون‌گذاران می‌رسد؛ و در حکومت‌های دینی، اراده سیاسی نظام حاکم است که متأثر از دین، اخلاق و عرف به تصویب قانون‌گذاران می‌رسد. قوانین را می‌توان غیر اخلاقی یا غیر عقلانی ارزیابی و نقد کرد و خواستار تغییر آن شد. مثلاً قانونی که مشارکت سیاسی اقلیت‌های دینی را محدود کند، محل نقد است. 🔘منشأ هنجارهای عرفیِ دین، مفسران دین هستند. بسته به اینکه مفسران دین چه برداشتی از دین را دستوری دینی تلقی کنند، این دستورها می‌توانند عقلانی یا غیر عقلانی و اخلاقی یا غیر اخلاقی باشند. مثلاً اگر مفسری برده‌داری و کنیزداری را روا بداند، برداشتی خلاف عقل و اخلاق از دین را روا دانسته است. یا اگر مفسری شأن انسانی برابر برای زن و مرد قائل نباشد، خلاف عقل و اخلاق رأی صادر کرده است. یا اگر مفسری جنگ ابتدایی را صحیح بداند، عقل اخلاقی آن را برنمی‌تابد. 🔘منشأ هنجارهای اساسیِ اخلاق، عقل مشترک انسانها است. هر کسی می‌تواند اصول اساسیِ اخلاق را توسط عقل خود درک و تأیید کند. به‌عنوان مثال همه می‌توانند تشخیص بدهند که عدالت، خوب و ظلم، بد است. جنگ، شر و صلح، خیر است. 🔘از میان این چهار نوع هنجار، صرفاً اخلاق را می‌توان ملاک و میزان داوری سایر موارد دانست، زیرا همانطور که نشان دادیم منشأ اخلاق عقل است. عقل توانایی تشخیص خوبی و بدی را دارد. به توانایی عقل در تشخیص خوبی و بدی، عقل اخلاقی یا عقل عملی گفته می‌شود. عقل اخلاقی از این توانایی برخوردار است که خوبی و بدی را در قواعد عرفی، قانونی و دینی تشخیص دهد. بنابراین عقل اخلاقی معیار و محکی است برای تشخیص دستورهای دینیِ عقلانی یا غیرعقلانی، عرف صحیح یا عرف ناصحیح، قانون خوب یا قانون بد. به‌عنوان مثال عقل اخلاقی تشخیص می‌دهد که برده‌داری، ارث نابرابر و حق طلاقِ یک طرفه، به‌مثابه هنجاری دینی، در زمان کنونی غیرعقلانی و بر خلاف اخلاق است. عقل اخلاقی تشخیص می‌دهد که اجبار به ازدواج، به‌مثابه عرف رایج برخی جوامع، نادرست است. عقل اخلاقی تشخیص می‌دهد قوانین مبتنی بر تبعیض نژادی قوانینی نادرست هستند. 1402/09/09 ادامه دارد https://t.me/TeachingCriticalThinking

♻️چه تفاوتی میان عرف، قانون، اخلاق و دین وجود دارد؟ ✍️ زهره سعیدی 🟢 قسمت دوم 🔘 باید و نبایدهای عرفی، نه تنها از یک جامعه به جامعه دیگر متفاوت است، بلکه در تمام جوامع تغییر پیدا می‌کند. تغییر عرف جوامع به دلایل مختلفی اتفاق می‌افتد. گاهی افکار عمومی، نادرستیِ هنجاری عرفی را تشخیص می‌دهد و آماده کنار گذاشتن آن می‌شود. مثلاً در برخی جوامع ختنه دختران عرف آن جامعه به شمار می‌رفت اما افکار عمومی به مرور متوجه نادرستی آن شد و آن را کنار گذاشت. گاهی تغییر شرایط اقتصادی، آموزشی و فرهنگی، هنجاری عرفی را تغییر می‌دهد. به‌عنوان مثال ازدواج در سنین پایین در گذشته‌ی نه چندان دور عرف بسیاری از جوامع در ایران بود اما تغییر شرایط اقتصادی، آموزشی و فرهنگی، سن ازدواج را تغییر و افزایش داد؛ به نحوی که اکنون ازدواج در سن پایین امری رایج نیست و عرف رایج جامعه به شمار نمی‌رود. 🔘 باید و نبایدهای قانونی، در عین اینکه مشترکات زیادی در جوامع مختلف دارد، در همه جا یکسان نیست و بسته به وضعیت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دینی جوامع مختلف، تفاوت‌هایی میان آنها وجود دارد. برخی قوانین در طول سالیان متمادی ثابت باقی می‌مانند و برخی قوانین با تغییر شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دینی جامعه تغییر می‌کنند. به‌عنوان مثال حق رأی قبلاً فقط مختص مردان بود و به مرور و با گذشت زمان و با مبارزات اجتماعی و سیاسی افراد تغییر پیدا کرد و زنان نیز واجد حق رأی شدند. 🔘 باید و نبایدهای دینی، از یک دین به دین دیگر و از یک مذهب به مذهب دیگر متفاوت است. باید و نبایدهای عبادی و اخلاقیِ یک دین خاص، غالباً ثابت است اما باید و نبایدهای عرفی همان دین در فرهنگ‌های مختلف ظهور متفاوتی پیدا می‌کند و در گذر زمان تغییر می‌یابد. مثلاً پوشش عرفیِ مردان و زنان مسلمان در هر فرهنگی متفاوت با فرهنگ دیگر است. برده‌داری عرفِ عربستانِ تازه مسلمان بود و با گذشت زمان از بین رفت. چندهمسری عرف بسیاری از جوامع گذشته بود و تک‌همسری عرف بسیاری از جوامع کنونی است. 🔘 باید و نبایدهای اخلاقی، در اصول اساسیِ اخلاق، مشترک میان تمام جوامع است و در قواعد فرعی، متفاوت میان آنهاست. ظلم، بی‌عدالتی و تبعیض، نزد همه جوامع امری نادرست است و عدالت، آزادی و برابری نزد همه جوامع امری خواستنی است. ممکن است نابرابری تبدیل به عرف یک جامعه شده باشد اما چنین عرفی مانع از آن نیست که حتی کسانی که به آن تن داده‌اند بر نادرستی چنین عرفی اذعان نکنند. بنابراین اصول اساسیِ اخلاق تنها زبان مشترک و بین‌الاذهانی میان جوامع، فرهنگ‌ها و ادیان مختلف است. 1402/08/29 ادامه دارد https://t.me/TeachingCriticalThinking