228
Subscribers
-124 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
228
این روزها تنهاییم پُر شده از سکوت. سکوتی که گاهی سنگینتر از هر حرفیه که میتونستم بزنم. انگار یه جایی وسط راه، خستگی جای امید رو گرفت و من موندم و یه دل که هنوز داره یاد میگیره چطور با این خالی بودن کنار بیاد.
شاید هیچوقت نتونم توضیح بدم این حس چیه؛ این که هم دلت برای رفتهها تنگ بشه، هم برای خودت. اما همین که هنوز اینجام، هنوز نفس میکشم و هنوز مینویسم، شاید یعنی یه جایی توی من هنوز روشنه.
