3 683
Subscribers
-424 hours
-187 days
-7930 days
Posts Archive
3 683
Repost from روانآگاه
❑ افق روشن
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادریست.
روزی که دیگر درهای خانهشان را نمیبندند
قفل
افسانهییست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوستداشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف، زندگیست
تا من به خاطرِ آخرین شعر رنج جستوجوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانهییست
تا کمترین سرود، بوسه باشد.
روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم…
و من آن روز را انتظار میکشم
حتا روزی
که دیگر
نباشم.😢
۵ تیرماه ۱۳۳۴
■ احمد شاملو | از دفتر هوای تازه |
3 683
adolescence → نوجوانی
socialization difficulties → مشکلات اجتماعیشدن
set apart → جدا / متمایز کردن
As adults, they may perform semiskilled work under appropriate supervision.
در بزرگسالی ممکن است بتوانند تحت نظارت مناسب، کارهای نیمهماهر انجام دهند.
semiskilled work → کار نیمهماهر
3 683
قدم به قدم با DSM 5
درس چهارم
Classification — طبقهبندی اختلال ناتوانی ذهنی
1. معیار تشخیص DSM-5
DSM-5 criteria for intellectual disability include significantly subaverage general intellectual functioning associated with concurrent impairment in adaptive behavior manifested before the age of 18.
معیارهای DSM-5 برای ناتوانی ذهنی شامل عملکرد کلی هوشی بهطور قابلتوجه پایینتر از حد متوسط همراه با اختلال همزمان در رفتار سازشی است که پیش از ۱۸ سالگی ظاهر میشود.
significantly subaverage → بهطور قابلتوجه پایینتر از متوسط
intellectual functioning → عملکرد هوشی
adaptive behavior → رفتار سازشی
concurrent impairment → اختلال همزمان
manifested before → ظاهرشده پیش از
The diagnosis is made independent of coexisting physical or mental disorders.
تشخیص ناتوانی ذهنی مستقل از اختلالات جسمی یا روانیِ همزمان انجام میشود.
coexisting disorders → اختلالات همزمان
independent of → مستقل از
2. IQ و عملکرد سازشی
Significantly subaverage is generally defined as an IQ of approximately 70 or below, or two standard deviations below the mean.
اگر از آزمون استاندارد هوش استفاده شود، عملکرد بهطور قابلتوجه پایینتر از متوسط معمولاً به IQ حدود ۷۰ یا پایینتر یا دو انحراف معیار پایینتر از میانگین اشاره دارد.
standardized test → آزمون استاندارد
IQ → بهره هوشی
standard deviation → انحراف معیار
mean → میانگین
Adaptive functioning can be measured with standardized scales such as the Vineland Adaptive Behavior Scale.
عملکرد سازشی را میتوان با مقیاسهای استانداردی مانند مقیاس رفتار سازشی واینلند اندازهگیری کرد.
این مقیاس موارد زیر را ارزیابی میکند:
communication → ارتباط
daily living skills → مهارتهای زندگی روزمره
socialization → اجتماعیشدن
motor skills → مهارتهای حرکتی
درجات شدت Intellectual Disability
DSM-5 چهار سطح شدت را مشخص میکند:
سطح
درصد تقریبی
IQ ذکرشده در متن
Mild
85٪
50–70
Moderate
10٪
35–50
Severe
4٪
20–35
Profound
1–2٪
کمتر از 20
نکته مهم: در DSM-5 شدت اصلی بر اساس adaptive functioning تعیین میشود، نه صرفاً IQ.3. Mild Intellectual Disability ناتوانی ذهنی خفیف Mild intellectual disability represents approximately 85 percent of persons with intellectual disabilities. ناتوانی ذهنی خفیف تقریباً ۸۵ درصد افراد دارای ناتوانی ذهنی را تشکیل میدهد. Children with mild intellectual disabilities often are not identified until the first or second grade, when academic demands increase. کودکان دارای ناتوانی ذهنی خفیف اغلب تا کلاس اول یا دوم شناسایی نمیشوند؛ زمانی که فشار و نیازهای تحصیلی افزایش پیدا میکند. academic demands → الزامات / فشارهای تحصیلی be identified → شناسایی شدن Many adults with mild intellectual disabilities can live independently with appropriate support. بسیاری از بزرگسالان دارای ناتوانی ذهنی خفیف میتوانند با حمایت مناسب بهطور مستقل زندگی کنند. live independently → مستقل زندگی کردن appropriate support → حمایت مناسب 4. Moderate Intellectual Disability ناتوانی ذهنی متوسط Moderate intellectual disability represents about 10 percent of persons with intellectual disabilities. ناتوانی ذهنی متوسط حدود ۱۰ درصد افراد دارای ناتوانی ذهنی را تشکیل میدهد. Most children with moderate intellectual disability acquire language and can communicate adequately during early childhood. بیشتر کودکان دارای ناتوانی ذهنی متوسط، در اوایل کودکی زبان را کسب میکنند و میتوانند بهطور نسبتاً مناسب ارتباط برقرار کنند. acquire language → زبان را کسب کردن communicate adequately → بهطور مناسب ارتباط برقرار کردن They are challenged academically and often cannot achieve above a second- to third-grade level. آنها از نظر تحصیلی با مشکلات قابلتوجهی مواجهاند و اغلب نمیتوانند فراتر از سطح کلاس دوم تا سوم پیشرفت کنند. be challenged academically → از نظر تحصیلی با مشکل مواجه بودن achieve → به سطحی رسیدن / پیشرفت کردن During adolescence, socialization difficulties often set these persons apart. در دوران نوجوانی، مشکلات اجتماعیشدن اغلب باعث میشود این افراد از دیگران متمایز یا جدا شوند.
3 683
adolescence → نوجوانی
socialization difficulties → مشکلات اجتماعیشدن
set apart → جدا / متمایز کردن
As adults, they may perform semiskilled work under appropriate supervision.
در بزرگسالی ممکن است بتوانند تحت نظارت مناسب، کارهای نیمهماهر انجام دهند.
semiskilled work → کار نیمهماهر
3 683
لغات مهم:
influential = تأثیرگذار
educate = آموزش دادن
research = پژوهش
legislation = قانونگذاری
relating to = مرتبط با
3 683
قدم به قدم با DSM 5
درس سوم
Residential settings for children
with an intellectual disability received their maximal use in the mid-1900s until public awareness of the crowded, unsanitary, and, in some cases, abusive conditions sparked the movement toward “deinstitutionalization.”
مراکز اقامتی برای کودکان دارای ناتوانی ذهنی در اواسط قرن بیستم به بیشترین میزان استفاده رسیدند، تا اینکه آگاهی عمومی از شرایط شلوغ، غیربهداشتی و در برخی موارد آزاردهنده، جنبش به سوی «مؤسسهزدایی» را به وجود آورد.
لغات مهم:
setting = محیط
maximal = حداکثری
awareness = آگاهی
crowded = شلوغ
unsanitary = غیربهداشتی
abusive = آزاردهنده
spark = باعث آغاز شدن
movement = جنبش
deinstitutionalization = مؤسسهزدایی
20
A vital force in the deinstitutionalization of children with intellectual disability was the philosophy of “normalization” in living situations, and “inclusion” in educational settings.
یکی از عوامل مهم در مؤسسهزدایی کودکان دارای ناتوانی ذهنی، فلسفه «عادیسازی» در شرایط زندگی و «شمول» در محیطهای آموزشی بود.
لغات مهم:
vital = بسیار مهم / حیاتی
force = عامل / نیرو
normalization = عادیسازی
inclusion = شمول
living situation = شرایط زندگی
educational setting = محیط آموزشی
21
Since the late 1960s, placing children with intellectual disabilities into institutions is rare, and the concepts of normalization and inclusion remain prominent among advocacy groups and parents.
از اواخر دهه ۱۹۶۰، قرار دادن کودکان دارای ناتوانی ذهنی در مؤسسات نادر شده است و مفاهیم عادیسازی و شمول همچنان در میان گروههای مدافع حقوق و والدین برجسته هستند.
لغات مهم:
institution = مؤسسه
rare = نادر
concept = مفهوم
remain = باقی ماندن
prominent = برجسته
advocacy group = گروه مدافع حقوق
22
The passage of Public Law 94–142 in 1975 mandates that the public school system provides appropriate educational services to all children with disabilities.
تصویب قانون عمومی ۹۴–۱۴۲ در سال ۱۹۷۵، نظام مدارس دولتی را ملزم میکند که خدمات آموزشی مناسب را به همه کودکان دارای معلولیت ارائه دهد.
لغات مهم:
passage = تصویب
mandate = الزام کردن
public school system = نظام مدارس دولتی
appropriate = مناسب
educational services = خدمات آموزشی
23
Currently, the provision of public education for all children, including those with disabilities, “within the least restrictive environment” is mandated by law.
در حال حاضر، ارائه آموزش عمومی برای همه کودکان، از جمله کودکان دارای معلولیت، در «کمترین محیط محدودکننده» طبق قانون الزامی است.
لغات مهم:
currently = در حال حاضر
provision = ارائه
including = شامل
restrictive = محدودکننده
mandated by law = طبق قانون الزامی
24
In addition to the educational system, advocacy groups, including the Council for Exceptional Children (CEC) and the Arc of the United States (The Arc), are well-known parental lobbying organizations for children with intellectual disability and were instrumental in advocating for Public Law 94–142.
علاوه بر نظام آموزشی، گروههای مدافع حقوق، از جمله شورای کودکان استثنایی (CEC) و Arc ایالات متحده، سازمانهای شناختهشدهای برای پیگیری حقوق کودکان دارای ناتوانی ذهنی هستند و در حمایت از قانون عمومی ۹۴–۱۴۲ نقش مهمی داشتند.
لغات مهم:
in addition to = علاوه بر
advocacy = حمایت از حقوق
exceptional = استثنایی
lobbying = پیگیری سیاسی / لابیگری
instrumental = بسیار مؤثر
advocate for = حمایت کردن از
25
The American Association on Intellectual and Developmental Disabilities (AAIDD) is the most prominent advocacy organization in this field.
انجمن آمریکایی ناتوانیهای ذهنی و رشدی (AAIDD) برجستهترین سازمان مدافع حقوق در این زمینه است.
لغات مهم:
prominent = برجسته
advocacy organization = سازمان مدافع حقوق
field = زمینه / حوزه
26
It has been very influential in educating the public about and supporting research and legislation relating to intellectual disability.
این سازمان در آموزش مردم درباره ناتوانی ذهنی و حمایت از پژوهشها و قوانین مرتبط با ناتوانی ذهنی بسیار تأثیرگذار بوده است.
3 683
با این حال، بسیاری از برنامههای اقامتی از نظر اندازه گسترش یافتند و سرانجام تمرکز از آموزش فشرده به مراقبت نگهدارنده تغییر کرد.
لغات مهم:
however = با این حال
eventually = سرانجام
focus = تمرکز
shift = تغییر
custodial care = مراقبت نگهدارنده
3 683
قدم به قدم با
DSM 5
درس دوم
Although individuals with a given
intellectual level do not all have identical levels of adaptive function, epidemiologic data suggest that a person’s intellectual level and level of adaptive function largely determine the prevalence of intellectual disability and typically correspond closely with cognitive ability.
اگرچه افرادی که سطح ذهنی مشخصی دارند، همگی سطح یکسانی از عملکرد سازشی ندارند، دادههای همهگیرشناختی نشان میدهند که سطح ذهنی فرد و سطح عملکرد سازشی او تا حد زیادی شیوع ناتوانی ذهنی را تعیین میکنند و معمولاً ارتباط نزدیکی با توانایی شناختی دارند.
لغات مهم:
individual = فرد
identical = یکسان
epidemiologic = همهگیرشناختی
data = دادهها
suggest = نشان دادن / حاکی بودن
largely = تا حد زیادی
prevalence = شیوع
correspond = مطابقت داشتن
closely = بهطور نزدیک
11
In the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition (DSM-5), various levels of severity of intellectual disability are determined based on adaptive functioning, not on IQ scores.
در پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، سطوح مختلف شدت ناتوانی ذهنی بر اساس عملکرد سازشی تعیین میشوند، نه بر اساس نمرات IQ.
لغات مهم:
various = مختلف
severity = شدت
determine = تعیین کردن
based on = بر اساس
adaptive functioning = عملکرد سازشی
score = نمره
12
DSM-5 has adopted this change in emphasis from prior diagnostic manuals because adaptive functioning determines the level of support that is required.
DSM-5 این تغییر در تأکید را نسبت به راهنماهای تشخیصی قبلی پذیرفته است، زیرا عملکرد سازشی سطح حمایتی مورد نیاز را تعیین میکند.
لغات مهم:
adopt = پذیرفتن / اتخاذ کردن
emphasis = تأکید
prior = قبلی
diagnostic = تشخیصی
support = حمایت
required = مورد نیاز
13
Furthermore, IQ scores are less valid in the lower portions of the IQ range.
علاوه بر این، نمرات IQ در بخشهای پایینتر دامنه IQ اعتبار کمتری دارند.
لغات مهم:
furthermore = علاوه بر این
valid = معتبر
portion = بخش
range = دامنه
14
Deciding the severity level of intellectual disability, according to DSM-5, includes an assessment of functioning in a conceptual domain, a social domain, and a practical domain.
طبق DSM-5، تعیین سطح شدت ناتوانی ذهنی شامل ارزیابی عملکرد در یک حوزه مفهومی، یک حوزه اجتماعی و یک حوزه عملی است.
لغات مهم:
severity level = سطح شدت
conceptual = مفهومی
domain = حوزه
social = اجتماعی
practical = عملی
15
As it is older, the International Classification of Diseases, 10th Edition (ICD-10) continues to rely on IQ as the main determiner of severity.
از آنجا که ICD-10 قدیمیتر است، همچنان به IQ بهعنوان عامل اصلی تعیینکننده شدت تکیه میکند.
لغات مهم:
classification = طبقهبندی
disease = بیماری
rely on = تکیه کردن بر
determiner = تعیینکننده
severity = شدت
16
Societal approaches to children with intellectual disabilities have shifted significantly over time.
رویکردهای اجتماعی نسبت به کودکان دارای ناتوانی ذهنی در طول زمان بهطور قابلتوجهی تغییر کردهاند.
لغات مهم:
societal = اجتماعی
approach = رویکرد
shift = تغییر
significantly = بهطور قابلتوجه
over time = در طول زمان
17
Historically, in the mid-1800s, many children with intellectual disabilities were placed in residential educational facilities based on the belief that with sufficient intensive training, these children would be able to return to their families and function in society at a higher level.
از نظر تاریخی، در اواسط قرن نوزدهم، بسیاری از کودکان دارای ناتوانی ذهنی در مراکز آموزشی اقامتی قرار داده میشدند، بر اساس این باور که با آموزش فشرده و کافی، این کودکان قادر خواهند بود به خانوادههای خود بازگردند و در سطح بالاتری در جامعه فعالیت کنند.
لغات مهم:
historically = از نظر تاریخی
residential = اقامتی
facility = مرکز
belief = باور
sufficient = کافی
intensive = فشرده
training = آموزش
function = فعالیت کردن
18
However, many residential programs increased in size, and eventually, the focus began to shift from intensive education to custodial care.
3 683
Repost from N/a
یک قدم با DSM
درس اول
Neurodevelopmental Disorders and Other Childhood Disorders
اختلالات عصبی-رشدی و سایر اختلالات دوران کودکی
1
This section contains disorders typically found in children.
این بخش شامل اختلالاتی است که معمولاً در کودکان دیده میشوند.
لغات مهم:
section = بخش
contain = شامل بودن
disorder = اختلال
typically = معمولاً
2
Some disorders are disorders of development and invariably present during childhood or adolescence.
برخی اختلالات، اختلالات رشدی هستند و همیشه در دوران کودکی یا نوجوانی ظاهر میشوند.
لغات مهم:
development = رشد
invariably = همیشه، بدون استثنا
present = ظاهر شدن / وجود داشتن
childhood = دوران کودکی
adolescence = نوجوانی
3
Others are more common disorders, such as depression or anxiety, that may have unique presentations or treatment issues in children.
برخی دیگر اختلالات شایعتری مانند افسردگی یا اضطراب هستند که ممکن است در کودکان تظاهرات یا مسائل درمانی خاصی داشته باشند.
لغات مهم:
common = شایع
depression = افسردگی
anxiety = اضطراب
unique = خاص، منحصربهفرد
presentation = تظاهر / نحوه بروز
treatment = درمان
issue = مسئله
2.1 Intellectual Disability
ناتوانی ذهنی
4
Intellectual disability (ID), formerly known as mental retardation, can be caused by a range of environmental and genetic factors that lead to a combination of cognitive and social impairments.
ناتوانی ذهنی (ID)، که قبلاً با عنوان عقبماندگی ذهنی شناخته میشد، میتواند ناشی از طیف وسیعی از عوامل محیطی و ژنتیکی باشد که به ترکیبی از اختلالات شناختی و اجتماعی منجر میشوند.
لغات مهم:
intellectual disability = ناتوانی ذهنی
formerly = قبلاً
environmental = محیطی
genetic = ژنتیکی
factor = عامل
cognitive = شناختی
impairment = اختلال / نقص
combination = ترکیب
range = طیف
5
The American Association on Intellectual and Developmental Disability (AAIDD) defines intellectual disability as a disability characterized by significant limitations in both intellectual functioning and adaptive behavior.
انجمن آمریکایی ناتوانیهای ذهنی و رشدی (AAIDD)، ناتوانی ذهنی را نوعی ناتوانی تعریف میکند که با محدودیتهای قابلتوجه هم در عملکرد ذهنی و هم در رفتار سازشی مشخص میشود.
لغات مهم:
define = تعریف کردن
characterize = مشخص کردن
significant = قابلتوجه
limitation = محدودیت
intellectual functioning = عملکرد ذهنی
adaptive behavior = رفتار سازشی
6
These limitations involve reasoning, learning, and problem-solving, as well as conceptual, social, and practical skills.
این محدودیتها شامل استدلال، یادگیری و حل مسئله، و همچنین مهارتهای مفهومی، اجتماعی و عملی هستند.
لغات مهم:
reasoning = استدلال
learning = یادگیری
problem-solving = حل مسئله
conceptual = مفهومی
practical = عملی
skill = مهارت
7
that emerges before the age of 18 years.
که پیش از سن ۱۸ سالگی ظاهر میشود.
لغات مهم:
emerge = ظاهر شدن
age = سن
8
The widespread acceptance of this definition has led to the international consensus that an assessment of both social adaptation and intelligence quotient (IQ) is necessary to determine the level of intellectual disability.
پذیرش گسترده این تعریف باعث ایجاد اجماع بینالمللی شده است که ارزیابی هم سازگاری اجتماعی و هم بهره هوشی (IQ) برای تعیین سطح ناتوانی ذهنی ضروری است.
لغات مهم:
widespread = گسترده
acceptance = پذیرش
consensus = اجماع
assessment = ارزیابی
social adaptation = سازگاری اجتماعی
intelligence quotient = بهره هوشی
necessary = ضروری
determine = تعیین کردن
9
Measures of adaptive function assess competency in social functioning, understanding of societal norms, and performance of everyday tasks, whereas measures of intellectual function focus on cognitive abilities.
معیارهای عملکرد سازشی، شایستگی در عملکرد اجتماعی، درک هنجارهای اجتماعی و انجام وظایف روزمره را ارزیابی میکنند، در حالی که معیارهای عملکرد ذهنی بر تواناییهای شناختی تمرکز دارند.
لغات مهم:
measure = معیار / اندازهگیری
adaptive function = عملکرد سازشی
competency = شایستگی
societal norms = هنجارهای اجتماعی
everyday tasks = وظایف روزمره
whereas = در حالی که
cognitive abilities = تواناییهای شناختی
10
جهت تعین زمان مشاوره انلاین و حضوری به ID من پیام دهید @Clinical_psy0
3 683
مرا گفتند به خردگی:
«چرا دلتنگی؟
مگر جامهات میباید
یا سیم؟»
گفتمی:
«ای کاشکی
این جامه نیز که دارم
بستدیتی
و از من به من
دادیتی»
مقالات شمس
3 683
🧠 چرا بعضی کودکان بیش از حد بالغ به نظر میرسند؟
«این بچه خیلی بیشتر از سنش میفهمه!»
این جمله همیشه نشانهی یک نقطه قوت نیست.
گاهی آنچه ما به عنوان «بلوغ زودرس» تحسین میکنیم، در واقع سازگاری کودک با یک محیط ناامن است؛ نه رشد طبیعی او.
در روانشناسی رشد، کودکانی که مجبور میشوند زودتر از موعد نقش یک بزرگسال را بر عهده بگیرند، ممکن است رفتاری بسیار مسئولانه، آرام، منطقی یا مراقبتکننده از خود نشان دهند؛ اما این رفتارها همیشه از بلوغ هیجانی ناشی نمیشوند.
یکی از مفاهیمی که این پدیده را توضیح میدهد، والدشدگی (Parentification) است؛ وضعیتی که در آن کودک، بهجای دریافت مراقبت، خود به مراقب والدین یا سایر اعضای خانواده تبدیل میشود.
این مسئولیت میتواند به دو شکل ظاهر شود:
🔹 والدشدگی ابزاری: انجام وظایفی مانند مراقبت از خواهر و برادر، آشپزی، مدیریت امور خانه یا حتی تأمین بخشی از نیازهای خانواده.
🔹 والدشدگی هیجانی: زمانی که کودک به شنوندهی درد دل والدین، میانجی دعواها، حامی عاطفی یا «تکیهگاه روانی» آنها تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، کودک یاد میگیرد:
- احساساتش را سرکوب کند.
- نیازهای خود را به تعویق بیندازد.
- همیشه قوی، منطقی و مسئول به نظر برسد.
- برای حفظ آرامش خانواده، نقش «بزرگسال» را بازی کند.
از بیرون، این کودک ممکن است فوقالعاده پخته به نظر برسد؛ اما در درون، اغلب با اضطراب مزمن، احساس گناه، کمالگرایی، دشواری در درخواست کمک و حتی ناتوانی در تجربهی آزادانهی کودکی دستوپنجه نرم میکند.
📌 نکتهی مهم اینجاست که بلوغ واقعی با ظرفیت تنظیم هیجان، انعطافپذیری روانشناختی و امکان تجربهی وابستگی سالم همراه است؛ نه صرفاً مسئولیتپذیری زودهنگام.
بنابراین، هر کودکی که «مثل یک بزرگسال رفتار میکند» الزاماً از همسالانش بالغتر نیست؛ گاهی او فقط خیلی زود مجبور شده بزرگ شود.
💡 پیام برای درمانگران:
وقتی با کودکی «بیش از حد خوب»، «بیش از حد مسئول» یا «بیش از حد مستقل» روبهرو میشوید، پیش از تحسین این ویژگیها، این سؤال را از خود بپرسید:
این کودک فرصت کودک بودن داشته است، یا فقط برای بقا، نقش یک بزرگسال را پذیرفته است؟
📚 پشتوانه علمی:
مفهوم «والدشدگی» نخستین بار توسط Boszormenyi-Nagy & Spark (1973) مطرح شد و پژوهشهای بعدی (مانند Hooper, 2007 و Jurkovic, 1997) نشان دادهاند که والدشدگی هیجانی مزمن با افزایش خطر اضطراب، افسردگی، کمالگرایی و مشکلات بینفردی در بزرگسالی ارتباط دارد
3 683
🧠 *نوروسافاری* | بیشتر ما تصور میکنیم انتخابهای غذاییمان کاملا آگاهانه و منطقی است؛ اما علم چیز دیگری میگوید. مغز ما پیش از آنکه حتی لقمهای را مزه کند، بر اساس رنگ، بو، صدا، شکل و بافت غذا درباره آن قضاوت میکند.
🔹چگونه مغز ما را به پرخوری میکشاند و چطور میتوان آن را فریب داد؟
۷ راهکار زیر میتواند به شما در شناخت محرکها و آگاهی از نقش حواس در انتخابهای غذاییتان کمک کند.
🔹 ما فکر میکنیم مزه فقط در دهان شکل میگیرد، اما در واقع تمام حواس در تجربه غذا خوردن نقش دارند.
۱. مراقب بستهبندیهای براق باشید: مغز بهطور طبیعی به سمت چیزهای چشمگیرتر کشیده میشود؛ پدیدهای که دانشمندان آن را «تلهی چشمگیری» مینامند.
🔹رنگهای سبز، سفید و قهوهای سالمتر به نظر میرسند، در حالی که رنگهای درخشان و براق بیشتر با خوراکیهای لذتبخش و پرکالری تداعی میشوند.
🔹بنابراین بهتره راه این است که بیسکویتها، شکلاتها و تنقلات وسوسهانگیز را در ظرفهای مات و دور از دید نگهداری کنید تا کمتر به سراغ آنها بروید.
۲. به قفسههای بالا و پایین نگاه کنید
🔹سوپرمارکتها بهخوبی میدانند که ما معمولا اولین چیزی را انتخاب میکنیم که جلوی چشممان قرار دارد. به همین دلیل، کالاهای گرانتر در سطح دید و خوراکیهای وسوسهکننده در نزدیکی صندوق چیده میشوند. بنابراین هنگام خرید، فقط به قفسههای همسطح چشم اکتفا نکنید؛ گزینههای سالمتر گاهی در بالا یا پایین پنهان شدهاند.
۳. از ظروف و قاشقهای سنگینتر استفاده کنید. افرادی که از ظروف سنگینتر استفاده میکنند، پیش از خوردن غذا احساس رضایت و سیری بیشتری دارند. همچنین قاشق و چنگالهای سنگینتر میتوانند کیفیت و لذت غذا را در ذهن افراد افزایش دهند.
۴. بشقاب خود را زیباتر بچینید
🔹چشم قبل از دهان غذا میخورد. هرچه یک بشقاب زیباتر و هنرمندانهتر چیده شود، مغز آن را خوشمزهتر ارزیابی میکند. راهکار این است که از رنگهای متنوع، سبزیجات تازه و چیدمانی جذاب استفاده کنید تا غذاهای سالم اشتهابرانگیزتر به نظر برسند.
۵. موسیقی آرامتر پخش کنید
🔹صدا نیز یکی از عوامل پنهان تاثیرگذار بر اشتهاست؛ موضوعی که پژوهشگران از آن با عنوان «چاشنی صوتی» یاد میکنند. موسیقی آرام و ملایم باعث میشود افراد آهستهتر غذا بخورند و همین موضوع میتواند به کاهش دریافت کالری کمک کند. همچنین حذف عوامل حواسپرتی مانند تلویزیون و تلفن همراه، توجه به غذا را افزایش داده و از پرخوری جلوگیری میکند.
۶. حجم بشقاب را با غذاهای کمکالری پر کنید
🔹انسانها معمولا حجم مشخصی از غذا را مصرف میکنند، نه تعداد مشخصی کالری. به همین دلیل کاهش «چگالی انرژی» غذا میتواند بدون ایجاد احساس محرومیت، مصرف کالری را کم کند.
🔹افزودن سبزیجاتی مانند گلکلم، کدو یا اسفناج به غذاها یکی از سادهترین راهها برای رسیدن به این هدف است.
۷. مراقب «معده مخصوص دسر» باشید
🔹تقریبا همه ما این تجربه را داشتهایم: کاملا سیر هستیم اما با دیدن یک دسر خوشرنگ ناگهان جا برای خوردن آن پیدا میکنیم.
پژوهشگران این پدیده را «معده مخصوص دسر» مینامند. حتی وقتی بدن به غذای بیشتری نیاز ندارد، تصاویر، بوها و نشانههای بصری میتوانند میل شدید به خوردن را فعال کنند. ما به ندرت فقط به دلیل گرسنگی غذا میخوریم؛ بیشتر اوقات این محرکهای محیطی هستند که ما را به سمت خوردن سوق میدهند.
🔹شناخت این محرکها و آگاهی از نقش حواس در تصمیمگیریهای غذایی، میتواند یکی از موثرترین ابزارها برای داشتن رژیمی سالمتر و انتخابهای آگاهانهتر باشد.
*❤️
3 683
🌱زمانی که فرزند شما کار اشتباه انجام میدهد، اشتباهش را به شخصیتش پیوند نزنید.اگر از کلمات و عبارات نامناسب استفاده کرد؛ - نگویید: تو بیادبی - بگویید: حرفِ بد زدن ممنوع اگر بدون اجازه سرکیف کسی رفت؛ - نگویید: دزد - بگویید: باید اجازه بگیریم. رفتن سر کیف دیگران بدون اجازه اشتباه است. اگر خیالپردازی کرد؛ نگویید دروغگو اگر گاز گرفت نگویید وحشی بگوئید: گاز گرفتن ممنوع. زیر سوال بردن شخصیت فرزندتان، از بین رفتن اعتماد به نفس و جسارت تکرار خطا را به دنبال خواهد داشت.
3 683
خلاصه مقاله: «اضطراب هوش مصنوعی، واقعیتی جدید در محیط کار»
با گسترش سریع هوش مصنوعی، بسیاری از کارکنان احساس نگرانی و ناامنی شغلی را تجربه میکنند؛ احساسی که نویسنده از آن با عنوان «اضطراب هوش مصنوعی (AI Anxiety)» یاد میکند. این اضطراب معمولاً به معنای اختلال اضطرابی یا حمله پانیک نیست، بلکه نوعی احساس مداوم ناآرامی است که از سرعت تغییرات فناوری و نداشتن آمادگی یا کنترل کافی بر آینده شغلی ناشی میشود.
نویسنده توضیح میدهد که هر تغییر بزرگی در محیط کار، مانند ورود مدیر جدید، تغییر ساختار سازمان یا فناوریهای تحولآفرین، میتواند برای کارکنان استرسزا باشد. با این حال، مهمترین نگرانی امروز این است که هوش مصنوعی بتواند بسیاری از وظایف انسانی را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر انجام دهد و در نتیجه برخی مشاغل را تهدید کند.
بر اساس پژوهشهای موجود، مشاغلی که بیشتر بر تولید محتوا، ترجمه، نویسندگی، برنامهنویسی، خدمات مشتری و کارهای تکراری و مبتنی بر اطلاعات متکی هستند، بیش از دیگران در معرض جایگزینی توسط هوش مصنوعی قرار دارند. در مقابل، مشاغلی که نیازمند مهارتهای عملی، تعامل مستقیم با انسان، قضاوت بالینی یا فعالیتهای فیزیکی پیچیده هستند، مانند پرستاری، جراحی، لولهکشی و برخی مشاغل فنی، در حال حاضر کمتر در معرض جایگزینی قرار دارند.
نویسنده تأکید میکند که فهرست مشاغل در معرض خطر، یک پیشبینی قطعی نیست؛ زیرا نحوه استفاده از هوش مصنوعی در هر سازمان متفاوت خواهد بود. با این وجود، هوش مصنوعی اکنون به بخشی جداییناپذیر از دنیای کار تبدیل شده است و کارکنان و مدیران باید خود را برای سازگاری با این تغییرات آماده کنند. یادگیری مهارتهای جدید، انعطافپذیری و استفاده هوشمندانه از فناوری، بهترین راه برای کاهش این اضطراب و حفظ جایگاه شغلی در آینده خواهد بود.
منبع:
Lipman, V. (2026). "AI Anxiety" Is a New Workplace Reality: Understandable Concerns About Job Loss Are Part of Today's Working Landscape. Psychology Today. منتشرشده در 23 ژوئن 2026.
3 683
تنها گزینهام این بود که چنان زندگی کنم که گویا آیندهای دارم.
شب پیشگویی
پل استر
3 683
آوردن کودکی به این دنیا، آن هم دنیایی که بر لبه پرتگاهی قرار دارد، بیمسئولیتی و بیفکریست.
جورجیا هانتر
3 683
Repost from روانآگاه
🎯 نقد روان شناسی فیلم :
*طبیعت بی جان*
سال تولید : ۱۳۵۳
کارگردان : سهراب شهید ثالث
جوایز : خرس طلایی از برلین برای بهترین کارگردانی وجوایز نقدی از جشنواره های دیگر
با حضور خانم زهرا معدنی
دکترای روانشناسی
📆 سه شنبه : ۶ مرداد ۱۴۰۵
⏰ زمان ۲۰ الی ۲۱
📍آنلاین در کوگل میت
💳 هزینه ورود به جلسه : رایگان
📌 لینک ورود به جلسه :
مورخ سه شنبه ۱۴۰۵/۵/۶ ساعت۹ تا ۱۰ شب به وقت (کابل) افغانستان
( در گوگل میت )
👇👇👇
meet.g oogle.com/vzy-igpy-pou
