سپیـدار
Open in Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
Show more295
Subscribers
-124 hours
+27 days
+830 days
Posts Archive
295
دکتر مامان، طبق گفتههای سری پیش مامان، یادش مونده بود که من نویسندم :) و باید بگم از لفظ "خانوم نویسنده" که بهم میگفت خیلی خیلی ذوق میکردم و لبخند زدنم دست خودم نبود! آخرش هم بهم گفت امیدوارم نوبل ادبی بگیری. این دومین باری بود که کسی چنین آرزویی برام میکرد، سه بار بشه حرکت میکنیم به سمت نوبل🫠🌝
295
کاش یه موجود جادویی کنار گوشم زندگی میکرد و هربار که کلافه دارم کاری انجام میدم دم گوشم زمزمه میکرد:((خرابش نکن، فقط دست از کار بکش دوثانیه، دوباره میایی سراغش.))
295
یه سری حرفها هم هستن که تو ذهنت خیلی باحال و خوبن، ولی وقتی کلمه میشن، زشتترین جملات دنیا میشن.
295
یکی از لذتبخش ترین قسمتهای اسفندماه، وقتهاییه که شوفاژ رو خاموش میکنم، پنجره رو باز میکنم و جریان هوای خنک کل اتاق رو پر میکنه.
295
مثلا من تا ابد یادم میمونه حواس مامان به این بود که من به کتاب رابینهود نگاه کردم و یه روز رفت به یه مناسبتی برام خریدش.
حالا من هربار که از اونجا رد میشم این خاطره یادم میاد و به بقیه تعریفش میکنم :)
295
بهترین خصلت انسانی از نظر من اینه حواست باشه به موردعلاقهها و حساسیتهای کوچولویی که لابهلای حرفها و نگاههای آدمها پیدا میشه و یادت بمونه :)
295
قبول دارم واقعا، ولی انگار شرم دارم از اینکه وقت بقیه رو بگیرم تا روزمرگی هام رو بگم و نشون بدم. با خودم مدام میگم چرا باید برای بقیه جالب باشی؟ یا اصلا نمیدونم از چیه روزهام باید بگم و از کجا شروع کنم اصلا، و در نهایت چه چیز جالبی درمورد زندگی من وجود داره برای کسی که من رو با هدف نویسندگی دنبال میکنه؟
295
ببین اتفاقا وقتی فقط از حیطه کاریت و مثلا جلسه های نقد میگی بجای روزمرهیا چیزای دیگه حس بدتری میده به ادم و احتمالا استورس هات رو ففط میزنن بره ولی روزمره ادمها جالب تره و میبینن اکثرا
295
با محتوا بودن و تنوع به قدری برام مهمه که وقتی استوریهای بقیه رو میبینم به خودم میگم واقعا سپیده؟ بقیه هر روز همین چیزهای تکراری رو میذارن و تو خودت هر روز هم برات جالبه و میبینی؟
295
من یک پیجی دارم که به طبع باید درکنار پستها، استوری هم بذارم، اما هرچیزی رو میام استوری کنم، به خودم میگم خب به مردم چه ارتباطی داره که تو الان داری چیکار میکنی یا فکرت مشغول چیه یا چه کتابی میخونی؟ یا اصلا عکسهایی که از چیزهای مختلف گرفتی چرا باید برای مردم دیدنی باشه؟ چرا باید وقت بقیه رو بگیری؟ و این درحالیه که خودم محتوای موردعلاقم همین چيزهاست! اما به خودم که میرسه؟ نمیتونم در لحظه چیزی استوری کنم! و انقدر این مسئله استوری گذاشتن برام سخت شده که یه وقت به خودم میام میبینم یکی دوهفته است هیچی نذاشتم و همین جوری به کارم آسیب میرسه، چون مانع ارتباط درست من و مخاطبم میشه، و حتی مانع این میشه که چیزهای مفید یاد بدم. خیلی هم با خودم صحبت میکنم در این مورد ولی نتیجهاش زیادی کوتاه مدته.
295
مامانم قهوه رو تو دستم دیده میگه این چیه؟ چرا انقدر سیاهه؟ خب معلومه تریاکه دیگه مادر من.
